<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
















































































<channel>
<title>Radio Zamaneh</title>
<link>http://zamaaneh.com/</link>
<copyright>Copyright2010</copyright>
<itunes:subtitle>A radio that learns from blogs</itunes:subtitle>
<itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
<itunes:summary>Zamaneh is a radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
<itunes:owner>
<itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
<itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
</itunes:owner>
<itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section4_65.gif" />
<itunes:category text="International">
<itunes:category text="Persian"/>
<itunes:category text="Iran"/>
</itunes:category>
<description></description>
<language>en</language>
<lastBuildDate></lastBuildDate>
<generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
 
<item>
<title>پاره‌شدن نخ تسبیح چه‌طوری است؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>خشایار خسته از سال  ۲۰۰۴ در وبلاگ <a href="http://pesarekhaste.blogspot.com/">پسر خسته</a> می‌نویسد و در شمار وبلاگ‌نویسان قدیمی است. در سال ۲۰۰۸ مجموعه شعر خود به نام «<a href="http://ketabkhaneh88.blogspot.com/2010/07/blog-post.html">درست گفتم؟ حرف‌های ما همیشه این‌طور بوده</a>» را با نشر افرا، و در سال ۲۰۱۰ داستان بلند «<a href="http://ketabkhaneh88.blogspot.com/2010/07/blog-post_7014.html">قهوه‌خانه</a>» را با نشر گیلگمیشان که انتشاراتی متعلق به <a href="http://ketabkhaneh88.blogspot.com/">کتابخانه‌ی دگرباشان</a> است منتشر کرد. وی تحصيلات آكادميك خود را در دانشگاه تبريز در رشته‌ی مهندسی مکانیک انجام داده است. فعالیت‌های شغلی او نزدیک به رشته‌ی تحصیلی‌ اوست.</small></strong></p>

<p><strong>خشایار، شعرهای مجموعه‌ای که از تو در کتابخانه‌ی دگرباش منتشر شده، هر کدام یک داستان است، یعنی شعرها هر کدام یک ماجرا را روایت می کنند، از اول تا آخر، یک داستان از زندگی یک همجنسگرا، در یک فضای خفقان‌آور فرهنگی. در واقع پیش از نوشتن داستان بلند قهوه‌خانه، شعرها از نظر شیوه‌ی برخورد، داستان بودند. تفاوت آن داستان‌سرایی در شعر، و این داستان‌نوشتن در قالب داستان، برای نویسنده‌ی این متن‌ها چیست؟</strong><br />
 <br /><br />
صحبت‌هایی با دوستانی كه  آن شعرها را خوانده بودند، داشتم. متوجه شدم چیزی را كه من در بازخوانی شعرها می‌بینم، مخاطب نمی‌بیند. من فضایی را در آن شعر/داستان‌ها آفریده بودم كه انگار قسمتی از آن فضا بیرون بود و قسمت دیگری از آن فضا در درون من جریان داشت و من با اشاره‌هایی كه كلمات/شعر فقط برای خودم داشتند، در بازخوانی شعر، وارد آن فضا می شدم ولی مخاطب نمی‌توانست آن اشاره‌ها را ببیند و حق هم داشت.</p>

<p>بعدها فهمیدم آن اشاره‌ها خیلی شخصی هستند و طبیعی است كه مخاطب نتواند وارد فضای ترسیمی من بشود. یكی از دلایل نوشتن قهوه‌خانه به این صورت که هست، گسترش فضای توضیح برای خودم و فراهم كردن امكان توضیح همین اشاره‌ها بود. من شعر را یك دفعه و در عرض چند دقیقه می‌نویسم؛ اتفاقی در بیرون از من می‌افتد، این اتفاق را می‌بینم و اتفاق می‌شود مال من.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ghahvekhaneh-khashayar-khasteh-large.jpg' /><br/>
<small><small>رمان قهوه‌خانه، اثر خشایار پسر خسته</small></small>


</p>

<p>توی من خودش را می‌كوبد به در و دیوار، زخمی‌ام می‌كند، آن قدر این تو می‌ماند و درون من را می‌ساید و خودش هم ساییده می‌شود كه در نهایت می‌شود یك قطعه شعر. و در یك لحظه، وقت بیرون آمدن‌اش می‌شود و در عرض چند دقیقه عصاره‌ی باقی‌مانده، روی كاغذ نوشته می‌شود. این پروسه آزاردهنده است.</p>

<p>اتفاقات قهوه‌خانه آزارم می‌داد و تمام روح‌ام را درگیر خودش كرده بود و خیلی طول می‌كشید كه عصاره‌اش بیاید روی كاغذ. تصمیم گرفتم این‌بار از این قالب استفاده كنم برای رها شدن‌ام. این هم دلیل دیگری برای انتخاب قالب داستان برای داستان‌سرایی بود. شاید اگر بیشتر بگردم، دلایل دیگری هم پیدا بشوند ولی همه‌ی این دلایل به نظرم بر می‌گردند به یك دلیل اصلی: چاره‌ی دیگری نداشتم.</p>

<p><strong>در جواب دوستی که در مورد داستان قهوه‌خانه سوال کرده بود، نوشته بودی: «ادبیات مساله‌ی من نیست». این جمله چه معنایی دارد؟ اگر ادبیات مساله‌ی خشایار نیست، و با توجه به این که خشایار چیزی حدود شش سال است که به طور منظم می‌نویسد، انگیزه‌ی این نوشتن چیست؟</strong></p>

<p>من نمی‌دانم زنانی كه باردار می‌شوند ، وقت زایمان به تربیت بچه‌شان فكر می‌كنند یا نه. منظورم همان لحظه‌ی به دنیا آوردن بچه است. مادر مجبور است بچه را به دنیا بیاورد. خیلی خوب می‌شد اگر قبل از بارداری كتاب‌هایی را در مورد تربیت بچه می‌خواند . ولی شما فكر می‌كنید آیا تمام مادران قبل از بارداری‌، كتاب‌های تربیت بچه را می‌خوانند؟ خب، می‌دانیم كه شاید بعضی‌هاشان بخوانند و از بین این بعضی‌ها شاید عده‌ی كمی هم بتوانند بچه‌شان را خوب تربیت كنند. اما باز هم همه‌مان می‌دانیم كه مطالعه‌ی كتاب‌های تربیت كودك، شرط  كافی نیست برای تربیت كودك.</p>

<p>من اگر می‌خواستم، شاید می‌توانستم اصول و اسلوبی را كه دوست‌مان انتظار دیدن‌شان را در قهوه‌خانه داشت، رعایت کنم و بچه‌ام شبیه چیزی بشود كه دوست‌مان می‌خواست. اما نشد چون نخواستم. من باید قهوه‌خانه و همه‌ی شعرهای‌ام را همین طور كه می‌بینید می‌نوشتم. دغدغه‌ی من ادبیات نیست‌. دغدغه‌ام رهایی از درد زایمان است. ادبیات را می‌پرستم و حوزه‌ی احاطه‌ام بر ادبیات در اشعار و نوشته‌هایم قابل بررسی است. اما ادبیات برای من ابزار كار است نه آرمان و مدینه‌ی فاضله.</p>

<p>دوست من كه بسیار كتاب می‌خواند و بسیار در مورد كتاب حرف می‌زند، مانند بسیاری از هنرمندان و دانشمندان اطراف‌مان گم شده است در وسیله و ابزار. دغدغه‌اش زیباست اما این نگاه به ادبیات، به كار من نمی‌آید. درد ‌من را دوا نمی‌كند. «نوشتم تا مگر بتوانی با من بیایی و زندگی‌ام را تو هم كمی زندگی كنی،  مگر بفهمی كه پاره شدن نخ تسبیح چه‌طوری است و بفهمی كه علوم سراسر كشك بشری، فقط برای کج و راست كردن و تماشای غنچه‌ی لب سیندرلا به درد می‌خورند.» صفحه ۲۹ پاراگراف اول.</p>

<p>ادبیاتی كه صحبت از آن می‌رود باید بتواند از خود فراتر برود و بتواند كه فدا شود و در این فدا شدن خون‌آلود، مگر بتواند ترك كوچكی را در این دیوار قطور انكار بیافریند. این دیوار، دیواری است كه فكر را از زندگی، نگاه را از زندگی، ادبیات را از زندگی و انسان را از زندگی جدا نگه می‌دارد. ادبیاتی كه نتواند مرا با زندگی آشنا كند - تو را با زندگی آشنا كند - به درد  من نمی‌خورد.</p>

<p><strong>چرا قهوه‌خانه به عنوان مکان داستان انتخاب شد؟ زندگی آدم‌های داستان بیرون از قهوه‌خانه جریان دارد. قهوه‌خانه فضای موقت است، چطور در داستان به فضای دائم تبدیل شده؟ آیا حضور در قهوه‌خانه به معنای عدم حضور در خیابان‌ها و خانه‌ها است؟ یعنی یک زندگی زیرزمینی؟</strong></p>

<p>قهوه‌خانه عصاره‌ی جامعه‌ی ایران امروز است. قهوه‌خانه جایی است كه بچه‌های وبلاگ‌نویس از وجود آن بی‌اطلاعند. بچه‌های بلاگر دگرباش، بسیار ایزوله هستند و در دنیاهای خودشان زندگی می‌كنند. تا این پیله دریده نشود و سایر زندگی‌های جاری در این جامعه از طرف دگرباشان فعال دیده نشوند، این جامعه به یك جمع‌بندی كلی برای حركت سازنده نخواهد رسید. كشف و اعلام این زندگی‌های جاری یكی از اهداف انتخاب قهوه‌خانه بود برای من.</p>

<p>قهوه‌خانه مكان منفوری است در دید جامعه‌ی برتری‌پسند. از این بابت، مكان ذهنی قهوه‌خانه‌نشینی با مكان ذهنی همجنسگرایی برای من هم‌ارز است. قهوه‌خانه‌نشین، مطرود است. همجنسگرا هم مطرود است. از طرف دیگر، ما می‌توانیم نمودهای بسیار آشكار سیستم مردسالارانه را در این مكان از نزدیك ببینیم و نحوه‌ی چرخش قدرت و دست به دست شدن آن و فجایع عرَضی آن را لمس كنیم.</p>

<p>اما قهوه‌خانه به دلایل بسیار زیادی، مكان مستعدی است برای بروز نوع خاصی از همجنس‌خواهی مردانه. این نوع خاص همجنس‌خواهی از طرف دوستان روشنفكر همیشه طرد شده است و خودخواسته از كنار آن گذشته‌اند و به آن نپرداخته‌اند. طبیعی است كه این نوع همجنس‌خواهی، چندش‌آور است ولی وجود دارد.</p>

<p>اما در مورد زندگی زیرزمینی یك همجنسگرا در ایران، طبیعتن زندگی زیرزمینی دارد و حضور وی در خیابان و قهوه‌خانه و هر جای دیگری، زیرزمینی است. مخفی‌بودن برای یك همجنسگرای ایرانی درونی شده است و همه جا این مخفی بودن را با خود حمل می‌كند. جلوتر می‌روم. ارتباط هر همجنسگرای ایرانی كه در ایران زندگی می‌كند، با خودش هم حتی زیرزمینی و مخفی است.</p>

<p><strong>سال گذشته، خشایار و چند نویسنده و شاعر دیگر همجنسگرا همزمان با نمایشگاه کتاب ۸۸ ایران، هر کدام مجموعه‌ای از آثار خود را منتشر کردند. بعد از انتشار مجموعه‌ی شعرهای همسرشت، یک سال پیش از آن، این اولین قدم در انتشار آثار نویسندگان دگرباش بود.  چه ضرورتی داشت این انتشار؟</strong></p>

<p>شاید بتوانیم انتشار منسجم این آثار را، نوعی اعلام وجود و كسب هویت اجتماعی از طرف اقلیت بلاگر دگرباش ببینیم. البته می‌دانیم كه این هویت‌، ارزشی به اندازه‌ی هویت نویسنده‌ی غیر دگرباش كه با اسم خودش می‌نویسد، ندارد و نوعی هویت موهوم است ولی شاید این ضرورت كسب هویت، حتی هویتی موهوم، از طرف ناشران این مجموعه‌ها احساس شده باشد.</p>

<p>پیشنهاد چاپ كتاب از طرف انتشارات افرا انجام شد و من بی‌درنگ به این پیشنهاد، پاسخ مثبت دادم. حركت‌های جمعی، همیشه مورد توجه من بوده چون می‌دانم كه یك دست صدا ندارد. نمایشگاهی تشكیل شد و به همت انتشارات افرا، نویسنده‌های همجنسگرا توانستند نوشته‌های پراكنده‌شان را در قالب‌های منسجم‌تری ارائه كنند و شاید توانسته باشند هویت موهوم مورد بحث را كسب كرده باشند گذر زمان نشان خواهد داد كه كسب این هویت لازم بوده است یا نه ولی هم ناشر این آثار و هم خود نویسندگان، به ضرورت انتشار این آثار رسیده بودند.</p>

<p><strong>با توجه به شرایط زیستی دگرباشان ایران، آیا انتشار اشعار قدم موثرتر و ضروری‌تر است، یا ایجاد کارگاه‌های آموزش حرفه برای نوجوانان همجنسگرا؟ یعنی، در واقع، آیا کتابخانه‌ی آنلاین ضروری‌تر بود یا کورس کامپیوتر آنلاین. به عنوان شاعر همجنسگرایی که داستان‌های‌اش همه به مشکلات زندگی همجنسگرایان رده‌های پرمشکل‌تر جامعه‌ی دگرباش پرداخته، آیا ایجاد خدمات اجتماعی بیشتر از تولید ادبیات، ضرورت ندارد؟</strong></p>

<p>طبیعی است كه كسب مهارت برای یك نوجوان دگرباش بسیار ضروری‌تر از مطالعه‌ی آثار دگرباشان است. اما این كه ارگانی باشد كه خدمات آموزشی مهارت‌های اجتماعی را برای نوجوانان دگرباش فراهم كند، بسیار آرمانی و دور از واقعیت‌های جاری اجتماعی به نظر می‌آید. همیشه توصیه‌های دوستانه‌ی من و دوستان هم‌نسل من برای جوان‌ترها در اولین لحظات دیدار و آشنایی، حول همین مسائل چرخیده است.</p>

<p>حتمن یك نو جوان همجنسگرا بسیار بیشتر از یك نوجوان دگرجنسگرا نیاز به استقلال مالی و وجهه‌ی اجتماعی خوب دارد. فرد همجنسگرا هر لحظه از زندگی‌اش را در ترس طرد شدن از طرف خانواده و جامعه می‌گذراند و تنها ضامن بقای این فرد، مهارتی است كه برای تولید پول دارد.</p>

<p>تشویق نسل جوان برای كسب مهارت و توضیح دلیل این اصرار می‌تواند در راس مطالب ارائه شده از طرف قشر فعال همجنسگرایان قرار گیرد ولی اقدام در مورد آموزش این مهارت‌ها فكر نمی‌كنم هنوز امكان‌پذیر باشد. من متوجه دلیل مقایسه‌ی كورس كامپیوتر آنلاین و كتابخانه نمی‌شوم. شما با یك اجتماع مشخص و امكانات مشخص طرف نیستید كه بتوانید شروع به حركت‌های اجتماعی بكنید. من شكاف عمیقی را در برداشت شما از طرز زندگی همجنسگرایان در ایران و برداشت خودم از این زندگی می‌بینم.</p>

<p>من از همجنسگرایانی حرف می‌زنم كه همجنسگرایی را نفی می‌كنند و جذب سیستم مردسالارانه شده‌اند. خودشان وجود خودشان را نمی‌پذیرند. شما از برگزاری كلاس‌های آنلاین كامپیوتر صحبت می‌كنید.</p>

<p><strong>خشایار از  ادبیاتی که تولید می‌کند، چه می‌خواهد؟ این ادبیات، که مساله‌ی خشایار نیست، پس چیست؟</strong></p>

<p>تولید این نوشته‌ها تنها كاری است كه من تا امروز توانسته‌ام برای خودم انجام دهم. و این تولید شاید در مرحله‌ی اول، نه برای ارائه كه فقط از روی ناچاری بوده است. تنها كاری كه آدم ‌بی‌پناه از دست‌اش بر می‌آید ، فریاد زدن است. فریاد زدن آرام‌ام می‌كند. خشایار با این نوشتن‌ها خودش را درمان می‌كند. كاری می‌كند كه از دایره‌ی سلامت روانی بیرون نیفتد.</p>

<p>او دیالوگ ناممكنی را با زندگی می‌آفریند و برای این آفرینش از ادبیات استفاده می‌كند و ابایی ندارد از این كه ادبیات او، نام‌اش ادبیات نباشد. چون دغدغه‌اش، یدك كشیدن نام ادیب نیست. ما در ادبیات همجنسگرایی، همسرشت را داریم. همسرشت هیچ نیازی به تعریف و بزرگ‌نمایی ندارد. نوشته‌های او عمق دنیاهای مخفی‌همجنسگرا را عریان و بی‌پرده می‌كوبد توی صورت مخاطب.</p>

<p>وی از معدود همجنسگرایانی است كه موفق شده است در عین همجنسگرایی، دیالوگی را با دنیای همجنسگراستیز اطراف خود آغاز كند و انكار وجود زندان‌های ‌تاریك همجنسگراستیزانه و مردسالار را با مشكل مواجه كند.</p>

<p>من این كلنگ را همیشه و با تمام توان خواهم كوبید توی صورت این دیوار و هیچ برایم مساله‌ای نیست كه شما اسم‌اش را ادبیات بگذارید یا كلنگ یا هر اسم دیگری كه دوست دارید.</p>

<p><strong>داستان بلند قهوه‌خانه، با شیوه‌ی پردازش رمان نوشته شده و با همان شیوه‌ی پردازش، با توجه به آدم‌ها و مکان و زمان و گسترش موضوع، پیش می‌رود، و انگار حتی بدون اطلاع نویسنده، قطع می‌شود. در جایی قطع می شود که قرار بوده حداقل صد صفحه‌ی دیگر نوشته شده باشد تا موضوعاتی که شروع شده‌اند را به تا نزدیک آخر، برساند. این قطع شدن، که جوری طراحی شده که خواننده کاملن باور می کند اتفاقی است، چطور پرداخته شد؟</strong></p>

<p>قهوه‌خانه قسمتی از برداشتی است كه من از زندگی‌ام دارم. من زندگی‌ام و خودم را می‌نویسم. زندگی من هیچ وقت روالی عادی نداشته است برای خودم. جریانی شروع می‌شود و افرادی در این جریان شركت می‌كنند و در یك لحظه‌ی خاص، این جریان دود می‌شود و همه چیز ناتمام باقی می‌ماند و این دود شدن لحظه‌ای به قدری سریع و شدید است كه مجال ادامه‌ی جریان را حتی در ذهن‌ات پیدا نمی‌كنی. شاید جرات‌اش را هم نداشته باشی. قطع آنی ارتباطات عاطفی عمیق با دوستانی كه اطلاعی از گرایش‌ات ندارند، ترك محل كار و حتی زندگی به دلیل مشكلاتی كه منشاء پنهان آن گرایش ناشناخته‌ی جنسی است، شروع جریان‌های عمیق عاطفی با دوستی همجنسگرا و قطع یك باره‌ی آن به دلیل ترس و عدم امنیت، این‌ها همه تصاویری است كه من از زندگی‌ام دارم و همین‌هاست كه در قهوه‌خانه هم دیده می‌شود.</p>

<p><strong>آیا زندگی نیمه‌کاره و ناتمام و نکرده‌ی دگرباشان، انگیزه‌ی این طرح بود؟  </strong></p>

<p>مطالعه‌ای بیرونی برای انتخاب طرح مورد سوال شما نداشتم. اینطور نبوده كه تصمیم بگیرم و برای انتقال مطلب‌ام قالبی را در بیرون از خودم، انتخاب كنم و طرح‌ریزی كنم و بعد بر اساس آن طرح، مطالب‌ام را انتقال دهم. قهوه‌خانه بر اساس چیزی كه من تا آن روز زندگی كرده بودم و دیده بودم، در درون من شكل گرفت و خواستم بنویسم‌اش. الان كه همراه با شما، خودم هم بعنوان مخاطب نشسته‌ام و قهوه‌خانه را می‌خوانم، همان چیزی را می‌بینم كه شما می‌بینید. پایان بی‌مقدمه و غافلگیركننده.</p>

<p><strong>زندگی دگرباشان در ایران تا اندازه‌ای با قصه و افسانه مخلوط است. آیا بیرون از جامعه‌ی دگرباشان ما می‌دانیم آن تو چه می‌گذرد؟ آیا ادبیات، قرار است به ما بگوید آن تو چه خبر است؟</strong></p>

<p>من ، خودم و زندگی‌ام را برای‌تان تصویر می‌كنم و امیدوار می‌شوم كه این فریادهای من شنیده شوند و می‌دانید كه این امید برای شنیده‌شدن در مرحله‌ی دوم  قرار دارد. همانطور كه گفتم ، فریاد من از روی ناچاری است.</p>

<p><strong>در داستان، ما با چند نمونه از مردان گی روبرو هستیم. یک مرد گی روبرو هستیم که در طول داستان معلوم می‌شود ترانس‌سکسوال است، گی نیست. با یک مرد روبرو می شویم که اصلن گی نیست، استریت است، اما اجبار تجربه‌های کودکی باعث شده که گی‌بودن تنها شیوه‌ی آموخته‌ی زندگی‌اش باشد. با یک مرد گی روبرو می‌شویم که به نظر می‌آید گی پنهان است، با مردها رابطه‌ی اروتیک دارد و با زنی ازدواج می‌کند. با یک مرد گی روبرو می‌شویم که گی است، و ظاهرن تنها مرد گی رسمی داستان است اما قادر به ایجاد ارتباط اروتیک و عاطفی دوجانبه با مردان دیگر نیست؛ این یعنی چی؟ این معضل زندگی مردان گی و گی‌نما و گی پنهان این داستان، یعنی چی؟</strong></p>

<p>این یعنی سردرگمی. این یعنی ما هنوز نمی‌دانیم با كسی كه خودش را گی معرفی می‌كند چطور برخورد كنیم. حتی این جا خیلی‌ها‌ نمی‌دانند با خودشان چطور باید برخورد كنند. یعنی این كه كسی كه ترنس است اگر شانس نداشته باشد، ممكن است یك عمر با بدن اشتباهی زندگی كند و مشكلات عجیب و كشنده‌ای برای خودش و دیگران بوجود بیاورد.</p>

<p><strong>نقش آن خانم جوان لزبین که برادرش به اجبار گی شده، در این داستان چی است؟ آن جا چکار می‌کند؟</strong></p>

<p>لزبین‌ها هم قسمتی از زندگی مخفی من هستند. وجود دارند ولی حضورشان آن قدر برای من گی كم‌رنگ است كه بعد از پیدایش شخصیت زینب در داستان، نتوانستم بیشتر از آنچه در داستان می‌بینید، در مورد‌اش حرف بزنم. لزبین‌ها و گی‌ها گاهی به توافق‌هایی می‌رسند برای تشكیل زندگی مشترك اجتماعی. من این زندگی را درون خودم بررسی می‌كنم و هنوز به نتیجه‌ای كامل و قابل ارائه نرسیده‌ام.</p>

<p>نمی‌دانم این زندگی، در جامعه‌ای مثل ایران چطور ادامه پیدا می‌كند، به كجا می‌رود و آیا می‌تواند گره گشای زندگی همجنسگرایان باشد یا مثلا نه‌، خود ‌تشكیل ‌‌این زندگی هم مثل خیلی از كارهای دیگری كه برای رهایی انجام می‌شوند، ممكن است تبدیل به بار اضافی و تصمیمی پرهزینه بشود.</p>

<p>ماها در برهوتی ایستاده‌ایم كه هیچ جاده‌ای در دید‌رس ما نیست. تا جایی كه چشم كار می‌كند، برهوت است و بیابان. حالا بعضی‌ها می‌نشینند، بعضی‌ها ترجیح می‌دهند راه بیافتند. این‌ها كه راه می‌افتند هر كدام‌شان به سمتی می‌روند كه حس می‌‌كنند درست است. هیچ تضمینی نیست.</p>

<p>اما ترجیح من هم راه رفتن است. یك همجنسگرا در ایران بسیار سردرگم و نامطمئن است. هیچ جای پایی نیست كه  بتواند اطمینان بدهد به این همجنسگرا تا او دنباله‌ی راهی را بگیرد كه قبل از او طی شده و به نتیجه رسیده است. می‌دانید كه ما همجنسگراهایی را داریم كه به هر دلیل ازدواج كرده‌اند با جنس مخالف، با یک دگرجنسگرا و شاید فرزند هم داشته باشند.</p>

<p>همجنسگراهایی را داریم كه ازدواج نكرده‌اند و هنوز مقاومت می‌كنند. می‌دانید كه هر دو گروه با مشكلات پیچیده و عجیبی رو به رو هستند و فشار زیادی را تحمل می‌كنند. اما فكر می‌كنم ازدواج یك گی و یك لزبین در ایران هنوز تجربه نشده است و یا من اطلاعی از آن ندارم. من این مورد را بررسی می‌كنم و گاهی فكر می‌كنم این روش، می‌تواند برای كاهش فشار اجتماعی و روانی بعضی از همجنسگراها مفید واقع شود. ما همجنسگراهای ایران امروز، چاره‌ای جز قدم گذاشتن در نا شناخته‌ها و آزمودن روش‌های مختلف زندگی نداریم.</p>

<p><strong>کاراکترها نمونه‌ای در فضاهای دیگر ندارند. مثلن در کانادا این تصویر را نمی‌شود در میان همجنسگراها دید. این جمع‌ها و این مشکلات و این درگیری‌ها و این فضای خفه‌ی مثل قهوه خانه، این فشار همه جانبه‌ی دولت و فرهنگ و جامعه و خانواده. شکلی که همجنسگراهای این داستان به خواننده نشان می‌دهند، مثل غده‌ای است که از تنی که سعی شده طبیعی دیده شود، بیرون می‌زند.</p>

<p>فضای به‌ناچار ظاهر و باطن، یک فضای اجباری است، یک انتخاب شخصی برای زندگی خصوصی و عمومی نیست. این ظاهر و باطن اجباری، در فرهنگ ایرانی، که روی سر جامعه‌ی دگرباش بیشتر و سیاه‌تر از بقیه‌ی بخش‌های جامعه می‌چرخد، نتیجه‌ی چقدر کنکاش هدفمند خشایار بوده؟  آیا می‌توانیم قائل باشیم که هر کدام از وبلاگ‌نویس‌های گی اگر دست به قلم ببرند، این فضا را دیده باشند و درک کرده باشند؟ حتی اگر نتوانند به عنوان نویسنده، با مهارت به صورت داستان در بیاورند؟</strong></p>

<p>ناخودآگاه ‌آدمی، اتفاقات را می‌بیند، تحلیل می‌كند و با بررسی ‌توان  و ظرفیت خودآگاه، مقداری از تحلیل‌های خود را به سمت خود‌آگاه می‌فرستد. دوستان زیادی هستند كه این فضاها را درك می‌كنند، در این فضاها گم می‌شوند و شاید می‌توانند بعد از مدتی به تحلیلی صحیح از مواجهه‌شان با این فضاها دست پیدا كنند. این بستگی به تمایل فرد برای عرق‌ریزی روح و صرف توان برای دیدن و تحلیل ‌زخم‌ها دارد.</p>

<p>این فضاهای ‌اجباری، هر انسانی را زخمی می‌كند. اما بیشتر ‌انسان‌ها عادت می‌كنند به زخم‌ها شان و زخم را عادی می‌بینند . باز كردن ‌زخم خشك شده، درد وحشتناكی دارد كه بیشتر ماها ترجیح می‌دهیم این كار را نكنیم. ورود به حوزه‌های درونی و باز كردن خودآگاهانه‌ی زخم‌های ‌روحی كه در مواجهه با شرایط  اجباری و در طول ِزمان ایجاد شده‌اند، طاقت‌فرسا و توان‌بر است و می‌دانید كه گاهی ممكن است فرد نتواند زخمی را كه به عمد باز كرده است، نزدیك به بهبودی كند و این زخم باز، توان زندگی عادی را از فرد سلب می‌كند. من كمتر كسی از دوستان را می‌شناسم كه خودخواسته به سمت تحلیل زخم‌های روحی خود برود.</p>

<p><strong>رمان بخش دومی هم دارد؟</strong></p>

<p>این شخصیت‌ها برای من در سه فضای متفاوت وجود دارند كه یكی از این فضاها قهوه‌خانه است. نمی‌دانم روزی خواهد رسید كه بتوانم در مورد ‌آن دو فضای دیگر با شما صحبت كنم یا نه.</p>

<p><strong>رمان زیبا بود، اما زیباترین بخش رمان، پایان‌بندی رمان بود، بدون هیچ پیش درآمدی.</strong></p>

<p>ممنون از توجه و اظهار لطف شما.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>در همین زمینه:</b><br>
• <a target="_blank" href='http://ketabkhaneh88.blogspot.com/2010/07/blog-post.html'>مجموعه اشعار خشایار پسر خسته؛ «درست گفتم؟ حرف‌های ما همیشه این‌طور بوده»</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_94.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_94.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفت‌وگو</category>


<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 12:00:19 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>دولت بر خلاف تصميم مجلس تعطيلی عيد فطر را افزايش داد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>درپی تصميم مجلس ايران مبنی بر موکول کردن بررسی افزايش تعطيلی عيد فطر به ساماندهی کل تعطيلات اين کشور، دولت تصميم گرفت يک روز بعد از اين عيد را تعطيل اعلام کند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران (ايرنا) طرح يک فوريتی اختيار دولت برای تعيين ساعات کار در ماه رمضان و افزايش تعطيلی عيد فطر، امروز در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی ايران مورد بررسی قرار گرفت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/md080910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>بنا بر اين گزارش جهانبخش محبی‌نيا، عضو هيأت رئيسه مجلس پس از تذکرها و سخنان نمايندگان در اين جلسه اعلام کرد که امضاکنندگان طرح بايد ۱۵ نفر باشند و اگر تعداد آن کاهش يابد طرح مسترد می‌شود.  </p>

<p>وی گفت که تعدادی از امضاکنندگان اين طرح امضای خود را پس گرفته‌اند و بنابراين طرح مزبور از دستور کار مجلس خارج می‌شود.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">تابش: هيأت رئيسه مجلس، شأن مجلس را حفظ نمی‌کند</span></div></p>

<p>پيش از اين سخنان، محمدرضا تابش؛ رئيس فراکسيون اقليت اصلاح‌طلبان مجلس، در جلسه امروز ضمن بيان اينکه «هيأت رئيسه مجلس، شأن مجلس را حفظ نمی‌کند»، گفت اين طرح با «تعلل مجلس و با اعمال تغييراتی که در کميسيون اجتماعی انجام شده، از اهداف اصلی طراحان دور شد.»</p>

<p>وی تاکيد کرد: «در سال همت مضاعف و کار مضاعف قرار نبود تعطيلات را اضافه کنيد بلکه قرار بود مناسبت‌های دو روز تاريخی حذف و به تعطيلات عيد فطر اضافه شود.»</p>

<p>اشاره رئيس فراکسيون اقليت مجلس به دو روز تعطيلی ۲۹ اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت و ۱۵ خرداد، روز بازداشت آيت‌الله خمينی در سال ١٣٤٢ است که قرار بود از تعطيلات رسمی ايران حذف گردند و به‌جای آنها تعطیلات عید فطر به سه روز افزایش پیدا کند.</p>

<p>از سوی ديگر محمدحسن ابوترابی‌فرد، نايب رئيس مجلس ايران، پس از استرداد طرح افزايش تعطيلی عيد فطر اعلام کرد: «افزايش تعطيلی عيد فطر در چارچوب ساماندهی کل تعطيلات کشور بررسی می‌شود.» </p>

<p>ابوترابی‌فرد افزود: «نگاه نمايندگان اين بود که طرح در سال جاری تصويب شود تا مردم بتوانند از آن استفاده کنند اما با توجه به روند بررسی اين طرح در مجلس، امکان استفاده از اين تعطيلات در عيد فطر سال جاری غيرممکن شد.»</p>

<p>اما ساعتی پس از اين تصميم مجلس، محمدرضا رحيمی، معاون اول رئيس جمهور اعلام کرد: «دولت تصميم گرفت يک روز بعد از عيد سعيد فطر را تعطيل اعلام و آن را به مرور در ساعات کاری کارمندان در طول سال جبران کند.»</p>

<p>رحيمی افزود: « متاسفانه نمايندگان در خصوص تعطيلی عيد سعيد فطر به نتيجه نرسيدند اما دولت به اين نتيجه رسيد که اگر جمعه عيد فطر باشد، شنبه را تعطيل اعلام کند.»</p>

<p>نمایندگان مجلس ایران روز دوم شهريورماه جاری به طرحی رأی دادند که در صورت تصویب نهایی، تعطیلات عید فطر در این کشور به سه روز افزایش پیدا می‌کرد و تعطیلات ١٥ خرداد و ٢٩ اسفند حذف می‌شد. </p>

<p>اين نخستين بار نيست که مجلس و دولت دهم تصميمات متفاوتی می‌گيرند و بر سر مسائل مختلف اختلاف دارند.</p>

<p>اين اختلافات تا اندازه‌ای پيش رفت که چندی پيش آيت‌الله خامنه‌ای در ديدار با کارگزاران و مسئولان حکومتی از شورای نگهبان خواست که به اين اختلافات رسيدگی کند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14178.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14178.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 10:15:29 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>برگزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های بامدادی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>کارزار سیاسی آژانس</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان «گزارش آژانس و حقوق ایران» به بررسی تاثیرات فضای بین‌المللی بر گزارش جدید آژانس انرژی اتمی پرداخته است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده‌است: «گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران، حاوی نكته جدیدی نیست اما به لحاظ فضای انتشار و آثار مترتب بر آن، در خور تامل جدی است.»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله آمده است: «نكته تكراری گزارش آژانس این است كه برنامه هسته‌ای ایران لزوما صلح‌آمیز نیست و احتمال انحراف در آن وجود دارد. این ادعا پیش‌تر و به كرات اقامه شده و جمهوری اسلامی هر بار آن را تكذیب كرده است.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله دنیای اقتصاد افزوده است: «در گزارش‌های قبلی آژانس، نوعاً جملات و عباراتی قابل تفسیر و تاویل وجود داشت كه ایران و رقبای بین‌المللی آن می‌توانستند آن‌ها را به نفع خود تفسیر كنند. حال آنكه در گزارش جدید، این ویژگی بسیار كمرنگ شده است و نماینده ایران در آژانس آن را موجب بی‌اعتباری این نهاد تابعه سازمان ملل خوانده است.»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله می‌خوانیم: «فضای بین‌المللی پیرامون ایران كه بر نویسندگان گزارش آژانس تاثیر گذاشته، فضای قطعنامه چهارم شورای امنیت است. در ماه‌های پس از تصویب قطعنامه چهارم، آمریكا و اروپا همه احتیاط‌های حقوقی را در مواجهه با ایران كنار گذاشته‌اند و چندان پروای مستند گویی ندارند. معنای این رفتارها و مفهوم فضای تازه این است كه ایران دیگر نمی‌تواند منتظر استدلال حقوقی حریفان جهانی خود بنشیند. صحنه استدلال حقوقی جای خود را به صحنه منازعه سیاسی تمام ‌عیار داده و آژانس هم وارد كارزار سیاسی شده است.»</p>

<p><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=222946Default">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>نوسانات دیپلماسی</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه رسالت با عنوان «دخالت‌های غیركارشناسی در سیاست خارجی» در مورد  معرفی نمایندگان رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده است: «دفاع آقای متكی وزیر امور خارجه از حوزه كارشناسی و حساسیت‌های سیاست خارجی كشور به‌جا ولی دیر هنگام بود.»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله می‌خوانیم: «از آنجا كه توصیه مقام معظم رهبری برگرفته از اختیار ایشان در تعیین سیاست‌های كلان سیاست خارجی است، دولت باید بدون اینكه موضوع را به گذر زمان محول كرده و زمینه موازی‌كاری را حتی به طور غیر رسمی حفظ نماید، به طور رسمی آن را كان‌لم‌یكن نماید.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله رسالت افزوده: «متاسفانه برخی از نمایندگان ویژه معرفی شده از سابقه اعلام نظر در قبال مسائل بنیادی كشور برخوردارند و كشیده شدن این اظهارنظرها و مداخلات غیركارشناسی به حوزه سیاست خارجی می‌تواند نوساناتی جدی را به دیپلماسی جمهوری اسلامی تحمیل نماید.»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله آمده‌است: «ویژگی خاص سیاست خارجی جمهوری اسلامی، وحدت در عمل است. كوچك‌ترین اقدام انشعابی، موازی‌كاری و اختلافی در سیاست خارجی از سوی دشمنان كشور برجسته‌سازی می‌شود. لذا نگاه ویژه به سیاست خارجی این است كه در راستای قوام وحدت عمل و رویه در آن عمل نماییم.»</p>

<p><a href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=38721">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>سایر مطبوعات:</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه آرمان با عنوان <a href="http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=20583:2010-09-07-19-11-08&amp;catid=113:daily-note&amp;Itemid=94">«رویای فراموش‌شده هدفمندسازی»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه مردم سالاری با عنوان <a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=13200#85502">«ابهامات یک طرح بزرگ»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان <a href="http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=70984">«از مشروطه تا قانون‌گرایی»</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14275.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14275.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چکیده سرمقاله های مطبوعات</category>


<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 04:20:04 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تیتر مطالب و گفت‌وگوهای روزنامه‌های بامداد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><img id="photow" src='/pictures-new/rooznamehb.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><a href="http://www.iran-newspaper.com/"><strong>ایران</strong></a><br />
● رهبر انقلاب تأكید كرد: مقابله با تحریم‌ها با كارآفرینی بیش‌تر و اقتصاد مقاومتی<br />● وزیر نفت از تحقق طرح ضد تحریم خبر داد: خودكفایی در بنزین با تولید روزانه ٦٦/٥ میلیون لیتر<br />● جمع‌آوری اسباب‌بازی‌های ممنوع از بازار<br />● پرداخت یارانه نقدی به تمام متقاضیان از مهرماه  </p>

<p><a href="http://www.ebtekarnews.com"><strong>ابتکار</strong></a><br />
● ایران از واردات بنزین بی‌نیاز شد<br />● ایران یک-کره‌جنوبی صفر؛ طلسم ٣٩ ساله را شجاعی شكست<br />● شاید دولت به جای مجلس درباره افزایش تعطیلات عید فطر تصمیم بگیرد؛ سرنوشت تعطیلات در انتظار دقیقه ٩٠<br />● تعیین تكلیف میزان سوخت خودروها برای نیمه دوم سال؛ قیمت بنزین ناگهانی اعلام می‌شود </p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/"><strong>تهران امروز</strong></a><br />
● آیت‌الله خامنه‌ای: تحریم‌ها را دور‌خواهیم زد<br />● مردم در انتظار تصمیم مجلس<br />● آقای استیضاح در آستانه استیضاح<br />● تذکر کتبی ١٢٢ نماینده به رئیس‌جمهور</p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/"><strong>جام جم</strong></a><br />
● رهبر انقلاب: تحریم‌ها را ناكام می‌گذاریم<br />● اعتصاب عمومی ‌فرانسه را فرا گرفت<br />● نتایج كنكور سراسری امشب اعلام می‌شود<br />● گسترش همكاری‌های نظامی روسیه و رژیم صهیونیستی</p>

<p><strong><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/">دنیای اقتصاد</a></strong><br />
● واكنش به گزارش آژانس اتمی<br />● سه گسل پرخطر پایتخت معرفی شد؛ بسته مدیریتی برای زلزله تهران<br />● سخنگوی وزارت خارجه:دستگاه سیاست خارجی محل تصمیم‌گیری نهایی است<br />● قبض برق تهرانی‌ها را هم گرفت</p>

<p><a href="http://www.resalat-news.com/Fa/"><strong>رسالت</strong></a><br />
● آیت‌الله خامنه ای: ایران امروز کارگاه بزرگ کار و نوآوری است<br />● جواد شمقدری: الگوی انتخاب فیلم ایرانی برای اسكار شكسته می‌شود<br />● سرلشكر جعفری: فتنه٨٨ از هشت سال دفاع مقدس خطرناک‌تر بود<br />● تذكر ١٢٢ نماینده مجلس به موازی‌كاری در سیاست خارجی</p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/"><strong>کیهان</strong></a><br />
● رهبر انقلاب: تحریم‌ها را دور می‌زنیم و غرب را ناكام می‌گذاریم<br />● منابع مقاومت اعلام كردند: اعترافات حریری درباره شاهدان دروغین اثبات مواضع حزب‌الله است<br />● هنرپیشه فرانسوی: همسر ساركوزی باعث آبروریزی ما شده است<br />● صالحی: آمانو به سیاسی كاری روی آورده است</p>

<p><a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Home.aspx"><strong>مردم‌سالاری</strong></a><br />
● مناظره وزیر سابق ارشاد با کواکبیان: نقد عملکرد دولت را نباید مقابله با نظام دانست<br />● تداوم بحران کم آبی در استان بوشهر: کمر نخلستان‌های بوشهر خم شد<br />● دعوت مصر به تحریم انتخابات<br />● تالاب هشیلان در چند قدمی مرگ </p>

<p><strong>گفت‌وگوی‌های روز:</strong><br />
● روزنامه جام جم در شماره امروز خود گفت‌وگویی با <a href="http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100885145409">امین تارخ </a>منتشر کرده‌است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14274.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14274.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تیتر روزنامه های صبح ایران</category>


<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 04:19:15 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ترانه‌ی جنجالی «دلبر ۱۴ ساله»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>ترانه‌ی جدید «صدیق شباب»، خواننده‌ی افغان مقیم آلمان با عنوان «دلبر ۱۴ ساله» به تازگی بین افغان‌های مقیم اروپا جنجال برانگیخته است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100904_hamsayagan_Seddeq_Shahzadeh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>در اروپا، ۱۴ سالگی، سن قانونی برای رابطه‌ی جنسی نیست، اما آن طور که یکی از مصاحبه‌شوندگان ما گفت، در افغانستان، با توجه به فرهنگ و همین‌طور قوانین کشور، ازدواج با دختر زیر ۱۸ سال مشکل ایجاد نمی‌کند و در نتیجه بسیاری از مردم افغانستان در آثار هنری و سایر زمینه‌های اجتماعی توجه زیادی به چنین نکاتی ندارند.</small></strong></p>

<p><strong>«مریم میرزاد»، منتقد ادبی مقیم دانمارک، معتقد است که متن این ترانه احترام به حق و حقوق زنان نمی‌گذارد؛ به‌خصوص دختران ۱۴ ساله که زیر سن قاونی محسوب می‌شوند.</p>

<p>وی می‌گوید:</strong></p>

<p>یک هنرمند باید متوجه باشد که چه بیان می‌کند، چه می‌گوید و چه ترویج می‌کند. به‌خصوص اگر یک هنرمند نفوذ زیادی بین مردم داشته باشد. شاید برای ما که مقیم اروپا هستیم یک‌سری چیزها بسیار عادی است و یک‌سری چیزها هم  اصلاً در زندگی‌مان وجود نداشته باشد؛ در حالی که در  کشورهای خودمان، یعنی در زادگاه‌مان عادی و رواج داشته باشند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/miriam_mirzad.jpg' /><br/>
<small><small>مریم میرزاد، منتقد ادبی مقیم دانمارک</small></small>


</p>

<p>متن این ترانه از نظر من و از نظر دوستانی که آن را باهم شنیدیم و درباره‌اش گپ زدیم، اصلاً به دختران و زنان احترام نمی‌گذارد. وقتی آدم متن ترانه‌ای را می‌شنود، جز ملودی آن، به غیر از نوای ساز باید چیز جالبی برای شنیدن داشته باشد.</p>

<p>وقتی متن این ترانه را می‌شنوید، با خود می‌گویید: به راستی چرا باید اجازه دهیم که این جور چیزها نوشته و یا خوانده شوند؟ ما در زمان و دوران مدرن زندگی می‌کنیم. شاید در افغانستان که در طول این سال‌ها جنگ بوده، فکر برخی و قشرهایی از مردم خاموش مانده باشد.</p>

<p>شاید افکار آنها آن قدر در زمینه‌های مختلف روشن نباشد. به همین دلیل یک خواننده، نه فقط خواننده، هرکس و هر هنرمند دیگری، باید متوجه باشد که مطلبش چیست و به مردم چه می‌گوید و چه چیزی را ترویج می‌کند. من فکر می‌کنم این ترانه، نوعی بی‌احترامی به دختر، به زن و به نسل ما است.</p>

<p><strong>«نجیب‌الله امیری»، روزنامه‌نگار افغان که در عین حال در افغانستان به‌سر می‌برد و این ترانه را از طریق تلویزیون و رادیوهای محلی بارها شنیده، معتقد است که متن این ترانه با فرهنگ و قوانین رایج جامعه‌ افغانستان منافات ندارد.</p>

<p>وی می‌گوید:</strong></p>

<p>این ترانه براساس سروده‌های قبلی آماده شده است. یعنی در زمان‌های قدیم و حتی در حال حاضر نیز در افغانستان، ۱۴ سالگی دختران را نسبت به پسران، سن جوانی می‌دانند. یعنی سنی که دخترها تازه به بلوغ می‌رسند و می‌توانند چهره‌ا‌ی رسا و اندام درشتی داشته باشند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/najibollah_amiri.jpg' /><br/>
<small><small>نجیب‌الله امیری، روزنامه‌نگار افغان </small></small>


</p>

<p>این تصوری است که در اینجا نسبت به یک دختر جوان وجود دارد. این ترانه هم براساس همان تعبیر و تصور سروده شده و در زبان ما رایج است. آهنگی هم که صدیق شباب آن را زمزمه کرده، براساس همان شعرها است. در افغانستان بعضی‌ها اندک مخالفتی با این آهنگ کردند. آنها می‌گویند که این آهنگ باعث می‌شود ازدواج‌های قبل از وقت یا عشق‌بازی‌ با افراد سن پایین ترویج شود. در کل اما بیشتر تعبیرها چنین نبوده است و نیست.</p>

<p>ما وقتی از دختر ۱۴ ساله یاد می‌کنیم، یعنی دختری را در نظر داریم که زیر سن است یا زیر سن قانونی است و هنوز به بلوغ نرسیده است. این تعبیر، تعبیری شاعرانه است و از ذهنی تراوش کرده که تنها مثالی آورده و به چنین چیزی، یعنی روابط جنسی توجه نشده است، چه برسد به این که بخواهد چنین چیزی را ترویج کند. بیشتر براین نظر هستند که این یک سرود و یک ترانه است و به آهنگ آن بیشتر توجه می‌شود.</p>

<p>به نظر مردم، این ترانه موسیقی بسیار عالی‌ای دارد. فکر نمی‌کنم تاثیر منفی داشته باشد. چنین چیزی وجود ندارد. مردم افغانستان به‌جای این که به معنا و مسائل دیگر توجه کنند به آهنگ آن توجه دارند و آن تعبیرهایی که در زبان فارسی وجود دارد. اینطور نیست که به مسائل حقوق بشری و ازدواج‌ و رابطه با دختران سن پایین توجه کنند. بیش‌تر به آهنگ و موسیقی‌ای که این شعر دارد توجه می‌کنند.</p>

<p><strong>«صدیق شباب» را در حالی پیدا کردم که از جشنواره‌ی بین‌المللی Vastochniy Bazar از مسکو برمی‌گشت. نام این جشنواره به زبان فارسی یعنی: «بازار شرقی». وی در این جشنواره‌ که با شرکت حدود ۵۰ خواننده از نقاط مختلف دنیا برگزار شد، برای اجرای ترانه‌ی «قرصک» به معنای کف زدن، موفق به دریافت دیپلم افتخار شد. ویژگی این جشنواره در آن بود که خوانندگان باید ترانه‌ای قدیمی و محلی را با سبک جدید و امروزی اجرا می‌کردند و این کاری است که شباب در آن مهارت فراوان دارد.</p>

<p> در گفت‌وگویی کوتاه با صدیق شباب، از او درباره‌ی ترانه‌ی «دلبر ۱۴ ساله» پرسیدم که جنجال برانگیخته است. او به رادیو زمانه گفت: </strong></p>

<p>این آهنگ از آهنگ‌های بسیار مشهور قدیمی پنجشیر است که آوازخوانی بسیار مشهور به‌نام احمدآقا آن را اجرا کرده است. اسم اصلی این خواننده، احمد ولی پنجشیری‌ها است که با همان نام محلی خود، احمد میا کار می‌کند. ترانه‌ی او همین طور بسیار کوتاه و با همین نام معروف است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sediq-shubab_1.jpg' /><br/>
<small><small>صدیق شباب، خواننده‌ی افغان مقیم آلمان</small></small>


</p>

<p>او آوازخوانی بوده که همیشه شعرهای عرفانی را بر اساس اصل آنها، به تصنیف درمی‌آورد و می‌خواند. قسمت اول آهنگ از ایشان است؛ ولی قسمت دوم از لحاظ تکنیکی از خود من است. شعر این آهنگ از شاعر بسیار خوب کشورمان نسیم اسیر است.</p>

<p>خود کلمه‌ی ۱۴، از لحاظ ادبی، نوعی تشبیه است. بسیار پیش آمده که شاعرها وقتی با کلام عاشقانه کسی دیگر را مخاطب قرار می‌دهند او را مهتاب شب چهارده می‌نامند. هیچ‌وقت ما نشنیدم که بگویند ماهتاب ۱۸ ساله. همیشه شنیدم که می‌گویند ماهتاب ۱۴ ساله. یعنی جوان است یا ماه شب چهارده است.</p>

<p>در اینجا هم نوعی نازکی مطرح است. شاعر اصلاً محبوب و مخاطب خود را به ۱۴ تشبیه کرده است. انسان اگر در اصل موضوع دقیق شود، خود کلمه‌ی ۱۴ نشانگر جوانی است. عشق، جوان است. چه فرد ۸۰ ساله دچار آن شده باشد، چه ۱۵ ساله یا ۱۷ ساله. به اصل اگر فکر کنیم، عشق، نوعی نیروی جوانی است. همیشه پیش می‌آید که انسان با خداوند عشق بورزد و او را ۱۴ ساله تصور کند.باز می‌تواند کسی ۱۴ سال غم بکشد، یا ۱۴ سال در غم بوده باشد؛ در جست‌وجو بوده باشد. در اینجا هدف این نیست که کسی به فرد ۱۴ ساله‌ای نظر داشته باشد.</p>

<p>من می‌خواستم این ترانه‌ی قدیمی را بازخوانی و روی آن کار کنم و کردم، اما اینکه چه قدر به شنوندگان خوش آمده یا خیر، نمی دانم. هدف من از خواندن ترانه همین است که گفتم: بازخوانی یک ترانه‌ی قدیمی.</p>

<p><strong>بارها تأکید شده است که آهنگ و شیوه‌ی اجرای این ترانه در داخل افغانستان مورد استقبال قرار گرفته است و از رسانه‌ها مدام پخش و بازپخش می‌شود. انگار مردم داخل افغانستان با متن این ترانه مشکلی ندارند. برعکس، شنوندگان فارسی‌زبان خارج از افغانستان و خارج از منطقه در اروپا به این ترانه اعتراض دارند.</p>

<p>آیا این اعتراض به خود شما، منتقل شده که چرا این آهنگ را اجرا کرده‌اید؛ در حالی که می‌توانستید یک آهنگ به اصطلاح تشویق‌کننده برای زنانی بخوانید که در افغانستان دارند برای حق خودشان مبارزه می‌کنند؟</strong></p>

<p>به این سئوال دو جور می شود جواب داد. اول این که جوانان یا آن نسل افغانی که در خارج از افغانستان زندگی می‌کنند از ادبیات محل دور هستند؛ از ادبیات فارسی دور هستند. برای آنها بسیار مشکل است تا اصطلاحاتی را که در محل و به زبان عموم رایج است به درستی متوجه شوند.</p>

<p>این افراد در فرهنگ دیگری زندگی می‌کنند و از فرهنگ فارسی دوری گرفته‌اند. مسئله‌ی دوم برداشت شخصی افراد است که چطور به یک شعر و ترانه نزدیک شوند و آن را درک کنند. من اینها را گناهکار نمی‌دانم و اعتراضی به قضاوت‌شان ندارم، اما این مشکل را دارند که از فرهنگ ما دور افتاده‌اند. از فرهنگ و زبان و از ادبیات ما دور افتاده‌اند.</p>

<p>چطور می‌شود به اینها مستقیم بگویی: چطور در نگیرم از غم ۱۴ ساله؟ (یعنی چطور نسوزم از غم ۱۴ ساله؟) آیا منظور تو را متوجه می‌شوند؟ مشکل اینجا است. خود شاعر به من گفت که این ترانه باید با محتویات اصلی آن خوانده شود. من می‌دانستم که این‌طور بدفهمی‌ها پیش خواهد آمد. شاعر گفت: «خیر این ترانه قدیمی و محلی است و همان‌طور که هست باید  انعکاس بدهی و به گوش مردم برسانی.»  </p>

<p><strong>ترانه‌ی بعدی شما روی چه موضوعی خواهد بود؟ بازهم می‌خواهید چنین ریسک‌هایی را تکرار کنید؟</strong></p>

<p>هر اثر هنری‌ای که منتشر می‌شود، مردم درباره‌ی نقاط مثبت و منفی‌ آن گفت‌وگو می‌کنند. به نظر من این خوب‌تر است. اگر گفت‌وگویی شود، خوب‌تر است. چون ما هرچه سر موضوعی گفت‌وگو کنیم، به فرهنگ و زبان و ادبیات خود وارد تر می‌شویم و چنین باید باشد.</p>

<p>این وظیفه‌ی هنرمند است که ترانه و آهنگ‌های قدیمی و فراموش‌شده ‌را بازخوانی کند و آن را همان‌طور که هست به نسل بعدی و سینه به سینه انتقال بدهد؛ ولی مهم این است که با شکل اصلی آن انتقال داده شود. در ترانه‌ی بعدی هم کوشش می‌کنم به اصل متن وفادار باشم و آن شعری را که در وطن رواج دارد بخوانم. در فکر آن نیز هستم که چطور این شعرهای قدیمی را با آهنگ‌های نو بخوانم.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/09/post_204.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/09/post_204.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">با همسایگان</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:56:51 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>شاهکارهای ادینبورگ</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>مردیت مانک: آوازهای معراج</strong></p>

<p>مهم نیست که اجرای مانک در ادینبورگ، تئاتر بود یا رقص یا یک کنسرت، یا ترکیبی از همه‌ی آنها - یا شاید اصلاً هیچ‌کدام از آنها! البته بسته به زاویه‌ی دید می‌توان زبان به انتقاد گشود که اگر رقص است چرا حرکات به اندازه‌ی کافی نیست، یا اگر تئاتر است جلوه‌های بصری‌اش، چشمگیر نیست؛ اما اگر فارغ از این تقسیم‌بندی های کلیشه‌ای به آوازهای معراج نگاه کنیم و البته- و مهم‌تر- نه با چشم سر، بل به چشم دل، اجرایی است شگفت‌انگیز که مستقیم با روح تماشاگر سر و کار دارد و از آرامشی حکایت دارد که مبنای شرق و بودیسم را باید در آن جست‌و‌جو کرد. </p>

<p>اینجا مانک سعی دارد معادل هنری‌ای برای عبادت به شیوه‌ی شرقی پیدا کند و با صدای افسانه‌ای خود، با سازها و آواهایی غریب، انگشت اشاره‌اش را بگذارد بر روی ظریف‌ترین و حساس‌ترین حس‌های آدمی، و او را همراه کند برای غرق شدن در یک خلسه‌ی دو ساعته در دنیایی فارغ از قید و بندهای ما که در آن حرف اول را سازها می‌زنند که با صداهایی غریب، و البته حتی گاه ناهنجار، تمام حواس ما را به خود جلب می‌کنند- و حتی مفهوم «صدا» و چگونگی بکارگیری آن را در یک اثر هنری برای ما تغییر می‌دهند- و در کنار آن گروه کُری که در دو سوی سالن در واقع در جایگاه تماشاچی‌ها قرار گرفته‌اند، به همراه چند نفری از ملیت‌های مختلف که در صحنه هستند و کارشان تولید آواست در همراهی با موسیقی و گاه استفاده‌های حیرت‌انگیز از سکوت که این فرصت را به تماشاگر می‌دهد برای غور کردن و رها شدن از زندگی روزمره‌اش؛</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/03abdi.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>با حرکاتی بسیار اندک و مینی‌مال، که بی آن‌که قرار باشد چشمگیر باشند، در نهایت ظرافت هستند و نورهایی که در عین سادگی به شدت حساب شده‌اند و فضا را روحانی می‌کنند؛ تا در یک صحنه‌ی شگفت‌انگیز، مانک به تنهایی در سکوت بر روی صحنه قرار گیرد و «راهب»‌وار، با سازی غریب به یک نیایش روحانی برسد که اشک تماشاگر را جاری می‌کند. </p>

<p><strong>پینا باش:آگوآ</strong></p>

<p>برخلاف آخرین اجرای پینا باش در باربیکن لندن (این طراح رقص افسانه‌ای که تاثیرگذارترین چهره‌ی رقص طی سی سال گذشته نامیده‌اندش و به‌تازگی درگذشت)، اجرای سه‌ساعته‌ی آگوآ، سرشار از زندگی است و فارغ از جهان پرهیاهو، سعی دارد به اصل و جوهر زندگی نزدیک شود و ما را به زبان رقص سهیم کند در یک گشت‌و‌گذار آگاهانه به روابط انسانی و مشکلات آن و در نهایت به یک نتیجه‌ی حیرت‌انگیز برسد: آزادی.</p>

<p>باش از تئاتر بهره می‌جوید و شخصیت‌هایش گاه رو به تماشاچی حرف می‌زنند و از خود می‌گویند و گاه با تماشاچی ارتباط برقرار می‌کنند و حتی به تعدادی از آنها قهوه تعارف می‌کنند یا حتی می‌پرسند که اهل کجا هستند. این البته دستاویزی است برای انتقاد منتقدان از این صحنه‌های طولانی، بخصوص دو صحنه‌ی کشدار دختر قدبلند که به انتقاد از همه‌چیز می‌پردازد و رفتار پرخاشگرایانه‌ای دارد که در قالب اثر جا نمی‌افتد؛</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/02abdi.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اما اگر در مجموع این موارد را فراموش کنیم (یا اگر باش زنده بود و خود می‌دید و تصمیم می‌گرفت که بیست دقیقه‌ای از آن را کم کند) آن وقت با یک اثر شگفت‌انگیزتر در ستایش زندگی روبرو هستیم که مفهوم و هویت خود را در حرکات و اجرای همه‌ی رقصنده‌های کم‌نظیرش جست‌و‌جو می‌کند که نور و رنگ را به خدمت می‌گیرند تا ترکیب بصری فراموش‌نشدنی‌ایی را به چشم‌های ما هدیه کنند، با موسیقی‌ایی شگفت‌انگیز که استادانه انتخاب و به کار گرفته شده و به خدمت مفهوم اثر درآمده تا روایتی از رابطه‌ی زن و مرد و عشق و سکس را با همه‌ی پیچیدگی‌هایش شاهد باشیم که در پایان، در صحنه‌ی آب‌پاشی آنها به یکدیگر، همه‌ی آنها از قید و بندهای اخلاقی و مشکلات ارتباط به هرشکل، رها می‌شوند و همه در یک جشن بزرگ، رها و آزاد با طبیعت یکی می‌شوند - از تصویرهای روی دیوارها آب بیرون می‌آید تا آنها خود را با آن بشویند و بر هم آب بپاشند و یادآوری کنند که زندگی زیباست....</p>

<p><strong>آلونزو کینگ: غبار و نور- راسا</strong></p>

<p> گروه باله‌ی «لاینز» با طراحی آلونزو کینگ از سانفرانسیسکو، رقصنده‌های شگفت‌انگیزی را به خدمت می‌گیرد تا با استفاده از نور و تاریکی به صورت همزمان، با موسیقی انتخابی حیرت‌انگیز که در قسمت اول (غبار و نور) وجدآور است و خود موسیقی‌های مدرن انتخاب شده، عاملی می‌شود برای مدرن‌تر شدن رقصی که غالباً از آن به عنوان رقص کلاسیک یاد می‌کنند، و همه‌چیز دست به دست هم می‌دهد تا مثلاً چهره‌ی رقصنده‌های مرد با قد بسیار بلند، و بدن‌های باریک و بلند زنی چون مردیت وبستر که حرکات چشمگیرش شادابی و طراوت خاصی دارد، راه‌هایی را جست‌و‌جو می‌کند تا به مفهوم‌های مورد نظرش دست یابد، غافل از آن‌که فرم در اثری این چنین خود به مفهوم تبدیل می‌شود و می‌تواند بار اجرا را به تنهایی به دوش بکشد و تماشاگر خاص و عام را یک‌جا راضی نگه دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/04abdi.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اما قسمت دوم با عنوان راسا، جست‌و‌جوی معنوی بیشتری در دل دارد، با اشاره‌های مستقیم برای یافتن معنای آرامش در زندگی که با نوعی راز همراه می‌شود و البته جدای از دین‌اش به رقصنده‌های قوی و طراحی رقص چشمگیر، مدیون موسیقی غریب و رازآلودی است از ذاکر حسین، یکی از آهنگ‌سازان مشهور هند که با اجرای زنده‌اش به کمک کالا رامنات مفهوم راز را عینی می‌کند و فضای روحانی‌ایی را به ارمغان می‌آورد که در نهایت اجرا را به دو بخش متفاوت غربی- در غبار و نور- و شرقی- در راسا- بدل می‌کند و ما همراه می‌شویم با دو جهان متفاوت که یکجا گرد آمده‌اند و در نهایت به یک نقطه‌ی مشترک می‌رسند.</p>

<p><strong>«تئاترو سینما»: مردی که به پروانه‌ها غذا داد و بدون خون</strong></p>

<p>گروه «تئاتر و سینما» از شیلی در دو اجرای خود، پیش از آن‌که بازیگران پرقدرت یا متن نمایشی قوی‌ایی داشته باشد، تجربه‌ی غریبی را با ما قسمت می‌کند، تجربه‌ای از نوع خواب: ترکیب سینما و تئاتر یعنی وجود دو پرده‌ی سینما که تصاویر را نمایش می‌دهند و در میان این دو پرده، تنها در قسمت‌هایی از صحنه، بازیگران به شکل زنده در حال حرکت و اجرا هستند؛ یعنی یک ترکیب جسورانه‌ی بسیار مشکل و حساب‌شده که تصاویر باور نکردنی‌ایی را ارائه می‌کند.</p>

<p>بازیگران واقعی نمایش در یک دنیای فانتزی و انیمیشن به ایفای نقش خود مشغول‌اند و استفاده از این ایده‌ی شگفت‌انگیز که سینما در واقع تصویر عمودی است و تئاتر افقی، ترکیب دل‌انگیزی خلق می‌کند که در آن مثلاً بازیگران بر روی صحنه ایستاده‌اند، اما تصویر سینمای مقابل آنها به ما این حس را القا می‌کند که روی یک تختخواب خوابیده‌اند! </p>

<p>ویژگی دیگر این نمایش، استفاده‌‌ی جذاب از مفهوم تدوین و نشان دادن موقعیت یک محل از زوایای گوناگون است که با همه‌ی تصور ما از سینما تفاوت دارد و ناگهان ما را وارد جهان رویاگونه‌ای می‌کند که در آن آدم‌ها ماسک دارند و تنها در زمینه‌ای فانتزی زندگی می‌کنند و در پایان فیلمی جنایی سعی دارند "بدون خون" به آرامشی برسند که این فیلم/تئاتر در جست‌و‌جوی آن است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_585.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_585.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">هفت هنر</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:55:06 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>نوشتن بر حبابی به حجم چهل سال</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>یک – مقدمه</strong></p>

<p>شاعران بسیاری هستند که از هر کتاب تا کتاب بعدی حرکتی مشخص در ماهیت و خصوصیات شعری‌شان به وجود می‌آید و در واقع وقتی به کارنامه‌ی شعری‌شان نگاه می‌کنی با گسست‌های متعددی مواجه می‌شوی که نقاط عطفی در روند شعرنویسی آن‌ها تلقی می‌شوند. در مقابل شاعرانی هم هستند که نقاط عطف روشنی در کارنامه‌ی آن‌ها به چشم نمی‌خورد و با صرف نظر از حرکت میکروسکپی آن‌ها در عادت‌های سبکی و تکنیکی، همه‌ی شعرهاشان در یک دایره‌ی بسته‌ی بوطیقایی قرار می‌گیرند. بهترین نمونه برای دسته‌ی اول باباچاهی و برای دسته‌ی دوم احمدرضا احمدی است.</p>

<p>با نگاهی سطحی به دو مجموعه‌ی «داشت می‌میرد» و «سادش» متوجه می‌شویم که تقاوت مشخصی بین شعرهای دو کتاب به چشم می‌خورد. هر چند که با دقیق شدن در سطرهای کتاب‌ها و با ردیابی عناصر سبکی، خطوط مشترکی در هر دو کتاب پیدا می‌شود، اما بیرونی‌ترین لایه‌ی ماهیت شعرها به کلی با هم متفاوت است و هر کدام به واسطه‌ی مهم‌ترین خصوصیت جوهری‌شان به دو دوره‌ی متفاوت شعر فارسی تکیه داده‌اند.</p>

<p> افشین کریمی فرد در کتاب «داشت می‌میرد» شعرهایی ارائه داد که به دلیل تمرکز بر لفظ و به همین خاطر به تعویق انداختن معنا، شعرهایی برخوردار از یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی هنر مدرن، شعرهایی امروزی به نظر می‌رسیدند. اما با فاصله‌ی چهارسال کتاب «سادش» را منتشر کرد که شعرهای این کتاب بیش از هرچیز شعرهایی معنامحور و از این‌رو کهنه و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند.</p>

<p>به اعتقاد این قلم دلیل چنین عقب‌گردی فقدان یک دستگاه گسترده‌ی انتقادی در فضای ادبیات امروز است. شاعر «داشت می‌میرد» تنها به یک دلیل می‌تواند شعرهای «سادش» را بنویسد و آن ناآگاهی او از سطوح مختلف شعرهای خودش است. اگر «داشت می‌میرد» در چالش نقادی و سنجش جدی قرار می‌گرفت این آگاهی ایجاد می‌شد و کریمی فرد هرگز «سادش» را نمی‌نوشت.</p>

<p>در ادامه‌ی این یادداشت ابتدا با تمرکز روی کتاب اول راجع به خصوصیات شعری کریمی فرد بحث می‌کنم و در پایان، در قالب نگاهی کوتاه به کتاب دوم به طور ضمنی به مقایسه‌ی دو کتاب، به اثبات موضوع اصلی این یادداشت، که به صورتی فشرده بدان اشاره شد، خواهم پرداخت.</p>

<p><strong>دو - داشت می‌میرد</strong></p>

<p>شعر کریمی فرد همه‌ی تحولات شعری سه دهه‌ی اخیر را نادیده می‌گیرد و به غیر از مواردی معدود سرچشمه‌ی وجودی تمامی سطرهای شعرش در دهه‌ی چهل پیدا می‌شود. او با اتکا به خصوصیات درونی شده‌ی شعر دهه‌ی چهل و با خیالی آسوده در دهه‌ی هشتاد شعر می‌نویسد. وقتی شاعری در متن ادبیات امروز قرار بگیرد و به راحتی از پیشنهادهای وسیع آن چشم‌پوشی کند، فقط در صورتی حذف نمی‌شود و در دسته‌ی آماتورها قرار نمی‌گیرد که با تکیه بر پیشینه‌ی کمتر کپی شده‌ی شعر گذشته بنویسد. از این بابت است که کتاب «داشت می‌میرد»، هرچند کتابی تجربی و پیشتاز تلقی نمی‌شود اما کتاب منسوخ شده‌ای هم به نظر نمی‌رسد. در همان نگاه اول مشخص است که شعرهای این کتاب پیش از هر چیزی بر پایه‌ی شعرهای رویایی بنا شده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/scan0007.jpg' /><br/>
<small><small>کتاب «داشت می‌میرد»افشین کریمی‌فرد </small></small>


</p>

<p>شعر رویایی، به دلیل دشواری و تا حدودی ناشناخته‌گی‌اش، پشتوانه‌ی محکمی است تا کتابی مثل «داشت می‌میرد» کتابی سطحی و بی‌هویت تلقی نشود. در صورتی که اگر امروز شعری بر پایه‌ی شعرهای شاملو و یا حتا فروغ نوشته شده باشد، شعری منسوخ و سنتی خوانده می‌شود و این درحالی است که هر سه شعرهای درخشانی در دهه‌ی چهل سروده‌اند اما سبک شعری رویایی بیشتر از فروغ و فروغ بیشتر از شاملو در ادبیات زنده‌ی ما توجیه‌پذیر است. تحلیل چرایی این موضوع یک مقاله‌ی مستقل می‌طلبد و لازم است تا همین‌جا اکتفا کنیم و بپذیریم که گرایش به شعر رویایی که از دهه‌ی چهل تا امروز ادامه داشته، اولین دلیل به حاشیه نرفتن و نادیده گرفته نشدن کتاب «داشت می‌میرد» است.</p>

<p>تمرکز روی لفظ و ایجاد یک بازی زبانی در درون یک شعر و به این ترتیب راندن معنا به لایه‌ی درونی‌تر شعر، این‌ها مهم‌ترین خصوصیات شعرهای کتاب هستند که به نوعی پیش از آن در دستگاه شعری رویایی امتحان خودشان را پس داده‌اند و کریمی فرد در موارد متعدد از آن‌ها بهره برده است:</p>

<p>«نیافتمت که تو را هم گذاشتم<br />خودم را زیر پا تا تو را پیدا کنم<br />خودِ زیر پا، خم شده بود<br />خمِ من دیگر به من نرفته بود<br />به خودش هم<br />خودِ زیر پا برای بازی کردن چه‌قدر وقت کم می‌آورد» («داشت می‌میرد» ص ۲۳)</p>

<p>اما کریمی فرد همیشه به این زیبایی بر ماشین رویایی نمی‌راند. تسلط محدود او بر گستره‌ی واژه‌ها و عدم پرداخت آوایی سطرها شعر او را همواره در سطحی پائین‌تر از شعر رویایی قرار می‌دهد تا جایی که فقط با کلماتی محدود و در کارکردهایی مشابه از شگردهای زبانی رویایی استفاده می‌کند:</p>

<p>« بگذار بازگردم از خودم را که در خودم هستم »(همان ص ۳۰)<br />«بی‌خودم راه می‌روم در خودم »(همان ص ۲۸)<br />«خودِ دست بر خودم، خودِ در خودم را رها نکرد »(همان ص ۲۴)</p>

<p>جالب است بدانید که سه سطری که در بالا آورده‌ام هر کدام سطر پایانی یک شعر بلند هستند. واضح است که محدودیت‌های شاعر در دسترسی به ابزارهای مختلف و در واقع ناتوانی او در اجرایی کردن یک تکنیک واحد در موقعیت‌های مختلف باعث شده که جملاتی این‌چنین شبیه به هم و در جاهای مختلف پایان‌بند شعرهای نسبتن بلند شوند.</p>

<p>در اینجا لازم است که به موضوعی اشاره کنم که از یک تفاوت عمده بین شعرهای رویایی و کریمی فرد ناشی می‌شود. شعر رویایی به جز در واژه‌ها وجود خارجی ندارد، به عبارتی دیگر با هم‌نشینی واژه‌ها است که شعر شکل می‌گیرد و بدون همین شکل، اصلن شعری قابل تصور نیست. اما شعر کریمی‌فرد فقط در روبنا از شعر رویایی تقلید می‌کند؛ چه، شعرهای او از پیش بار مفاهیم مورد نظر شاعر را بر دوش می‌کشند و با روبنای شعر رویایی تزئین می‌شوند.</p>

<p>این مسئله به نوعی دیگر نیز قابل درک است: در شعرهای موفق رویایی ذهنیت پیچیده‌ی او در نهایت به عینیت زبان منتهی می‌شوند و شعر ساختاری عینی، مشخص و قابل لمس پیدا می‌کند در صورتی که شعر کریمی فرد در اکثر مواقع در ذهنیت محض می‌ماند و به این ترتیب یک مرحله قبل‌تر از شعر رویایی به پایان می‌رسد و در قالب دستگاه شعری رویایی که به آن نگاه کنی همواره شعری ناتمام است.</p>

<p>سطحی‌ترین برخورد کریمی فرد با شعر رویایی در جاهایی به چشم می‌خورد که او از ذهنیت خودش هم دست برمی‌دارد و صرفن به روبنا می‌پردازد. به عبارت: «پشتِ پایم بوی شن / بوی پشتِ پایم شن / بوی پایم پشت شن» از رویایی توجه کنید که چگونه و چقدر افراطی در صفحه‌ی ۴۴کتاب تقلید می‌شود. او چهار کلمه‌ی «کدام»، «روز»، «آینده» و «چیزی» را در هشت ترکیب مختلف در میان دو واژه‌ی «برای» و «هست» قرار داده و هشت جمله‌ی مختلف ساخته است. در صورتی که می‌توانست چهار فاکتوریل، یعنی ۲۴ترکیب مختلف بسازد و این جمله‌سازی خلاقانه را به سه برابر افزایش دهد.</p>

<p>در بندهایی از شعرهای کتاب کریمی فرد از سیطره‌ی سنگین رویایی خارج شده و سطرهایی ساده و به دلیل رهایی از پرداخت روبنایی غیراصیل، سطرهایی عینی خلق می‌کند:</p>

<p>« بی‌پناهم<br />بی‌پناهم به بالش‌ها، به پتوها و ملافه‌ها<br />بی‌پناهم به آشپزخانه و هر چه در این خانه است<br />بی‌پناهم به این کوچه، خیابان<br />حتا به تمام آدم‌ها » (همان ص۹)</p>

<p>در عبارت بالا آوردن ابژه‌هایی از زندگی روزمره به همراه لحن ساده و صمیمی، شعر را از ذهنیت شاعر آزاد می‌کند و به صورت یک شیء در اختیار خواننده قرار می‌دهد. گاهی ساختاری روایی در یک شعر چنین نقشی را بر عهده می‌گیرد:</p>

<p>« مرد نصفش را در زیرسیگاری خاموش کرد<br />زیرسیگاری تمام خاکسترها را بلعید<br />ته‌سیگار به خواب رفت<br />و بعد از این    زن     دگی     را چیزی نصف کرد<br />زیرسیگاری    مرد»  (همان ص ۴۱)</p>

<p>در نمونه‌ی بالا شاعر با انتخاب هوشمندانه‌ی ساختاری روایی، از تصویر توی ذهنش اجرایی عینی به عمل آورده که باعث شده برخلاف اکثر شعرهای او شعری قابل لمس به وجود بیاید و این در حالی است که در دیگر مواقع کریمی فرد از تصویری که در ذهن خودش ساخته برای مخاطب تعریف می‌کند و به این ترتیب شعر در ذهنیت شاعر غوطه‌ور می‌ماند.</p>

<p>اگر با دیدی کلی‌تر و این‌بار بیرون از ملاحظات فرمی‌‌زبانی به شعرهای «داشت می‌میرد» نگاه کنی، به سادگی دستگیرت می‌شود که تقریبن تمامی شعرهای کتاب با لحن مشابهی نوشته شده‌اند. یک قطعیت یکه بر تمامی شعرها سایه انداخته و محتوای تک‌گویانه‌ی شعرها هیچ جایی برای حضور خواننده باقی نمی‌گذارد. اصرار بر شعرهایی مونولوگ‌گونه و تکرار بیش از حد مفاهیمی مشابه، و همواره از یک زاویه‌ی دید مشخص و قاطع، یکی از دلایلی است که مشخص می‌کند کریمی‌فرد پیشنهادهای سه دهه‌ی اخیر را نادیده گرفته است و در لایه‌ی درونی‌تر شعر خود درگیر فضایی تک‌صدا است و در بیشتر مواقع از زبان قهرمان/راوی به پدیده‌ها نگاه می‌کند. </p>

<p>شعر کریمی فرد از نظر معنایی شعری محتوم و غیر قابل گفتگو است و این رویکرد عقلِ‌کل‌گونه به مفاهیم مختلف باعث شده که سطرهایی گزین‌گویه‌وار در شعرهای او به وفور دیده شود:</p>

<p>« هیچ‌وقت از توضیح به معنا نمی‌رسیم، تنها به تعویق. به تعویق جهان، معنا و خود»(همان ص ۲۲)</p>

<p>« تکرار خود در خود همیشه آینه نیست<br />تکرار خود در خود هیچ‌وقت است » (همان ص ۱۶)</p>

<p>آخرین نکته‌ای که لازم می‌دانم درباره‌ی «داشت می‌میرد» بدان اشاره کنم تبیین تناقضی است که در شعرهای کتاب به چشم می‌خورد: شعر کریمی فرد به شکلی تناقض‌گونه در مواردی بهترین سطرهای خودش را تولید می‌کند که از ماهیت اصلی‌اش فاصله می‌گیرد. در واقع بهترین سطرهای این کتاب سطرهای حاشیه‌ای آن است. وقتی شاعر از اصرار بر روبنای شعر دست برمی‌دارد و تاحدودی پشتوانه‌ی شعری‌اش را فراموش می‌کند سطرهایی می‌نویسد که علارغم ساختار ساده‌شان به شعریت می‌رسند.</p>

<p>برای مثال در سطر «برای پرداختن به خاطره تنها چیزی که لازم است غایب است» (ص ۲۶)، اتکا به یک تکنیک ساده‌ی شعرساز، پرداختن به یک تضاد ساده و کلاسیک، تعبیری زیبا و شاعرانه خلق کرده است اما شاعر بلافاصله به خودش می‌آید و با نوشتن «در خاطره حاضر غایب است و تنها خاطره حاضر است»، باز هم ماهیت روبنایی شعرش را برملا می‌کند. چنین اتفاقی در کتاب مورد بحث کم نمی‌افتد به طوری که بارها دیده می‌شود جمله‌ای ساده، که با اتکا به یک تکنیک ساده‌ی شعری و البته به زیبایی خلق شده است، بلادرنگ در سطر بعد اسیر اعتیاد ذهنی شاعر به جایگشت‌های مختلف کلمات  و آلوده‌ی ماهیت و کلیت شعر می‌شود.</p>

<p>نمونه‌ی دیگری می‌آورم: تصویر زیبا وشاعرانه‌ی «از رگ‌هایم بالا می‌رود / تا به قلبم خون برساندخاطره» بلافاصله دچار لفاظی می‌شود: «تا به قلبم برساند در مغزم خاطره‌ای» (ص ۱۵) با خواندن چند شعر انتهای کتاب که تحت عنوان «برداشت‌های پیشین» جمع شده‌اند، تناقضی که صحبتش رفت بیشتر درک می‌شود. چه، احتمالن شعرهای این بخش قدیمی‌تر از شعرهای دیگر هستند، و به علت کمرنگ بودن وسواس روبنا، شعرهایی ساده‌تر و در عین حال باطراوت و تازه به وجود آمده‌اند.</p>

<p><strong>سه - سادش</strong></p>

<p>کتاب «سادش» کتابی حاشیه‌ای است. شاعر این کتاب، فرسنگ‌ها با جریان‌های اصلی شعر امروز فاصله دارد. فاصله‌ای که نه از حرکت بلکه از بازگشت حاصل شده است. اشاره شد که شعر کریمی فرد بر پایه‌ی شعر دهه‌ی چهل نوشته می‌شود؛ اما در کتاب دوم، شعرها به سمت دسته‌ی کهنه‌تر شعر آن دهه چرخیده است. هرچند پدر اصلی‌اش را که شعر رویایی است فراموش نکرده است. او به صورت موازی نظری به تجربه‌های جدید رویایی دارد و بر اساس امضاهای رویایی شعری این‌چنینی می‌نویسد:</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sadegish.jpg' /><br/>
<small><small>کتاب«سادش»افشین کریمی‌فرد</small></small>


</p>

<p>« مرگ عوضِ خودش است. در عوضِ مرگ، مرگ می‌نشیند. زندگی بی‌عوضی‌ای مرگ است. عوض و بی‌عوضی در مرگ زندگی می‌کنند.»(«سادش» ص ۱۱)</p>

<p>اما سطرهایی مثل نمونه‌ی بالا بخش کوچکی از «سادش» را به خودشان اختصاص می‌دهند. حجم عمده‌ی کتاب را شعرهایی پر کرده‌اند که به دسته‌ی معناگرای شعر دهه‌ی چهل پهلو می‌زنند.</p>

<p>شعرهای ذهنی «سادش»، از هیچ شکل و شمایل به‌خصوصی برخوردار نیست. زبانی کهنه و منسوخ‌شده شعر‌های کتاب را فراگرفته است و در واقع از طرف ماهیت بوطیقایی‌اش به شعرها تحمیل شده است. محتوای قطعی، کل‌گرا و به شدت ذهنی شعرها به شکلی طبیعی به زبانی مختص خودشان، به زبانی کهنه، فاخر و فراگیر رسیده‌اند.</p>

<p>کریمی فرد در «سادش» طور دیگری می‌نویسد: او از یک آگاهی موهوم، به شعر نوشتن پناه می‌برد. ذهنیت شاعر، در آگاهی رقیقی که از پدیده‌های مختلف دارد، می‌خواهد به هر طریقی که هست به خواننده منتقل شود. به این ترتیب شعری که حاصل می‌شود شعری متکی بر تصویر و استعاره، شعری بر پایه‌ی انتقال آگاهی، و از منظری ساختارشکنانه بر پایه‌ی انتقال خبری مبنی بر ناآگاهی خواننده خواهد بود.</p>

<p>در چنین برخوردی با شعر، بیرونی‌ترین لایه‌ی ماهیت آن، زبان و قابلیت‌های غیرمعنایی آن کاملن به حاشیه می‌روند. چنین شعری قبل از آن‌که شنیده شود تمام شده است؛ در واقع پیش از آن‌که خواننده به حیطه‌ی آن وارد شود، روی کاغذ، روی صفحات کتاب، و یا پیش از این‌ها: در آگاهی مسلط خواننده، آگاهی‌یی که نسبت به پدیده‌های درون‌مضمونی شعر حاصل شده است، موجودیت‌اش را به انتها رسانده است. ذهنیتی مقتدر و تمامیت‌خواه، ذهنیت مؤلف تمامیت شعر را در بر می‌گیرد و رویکرد تک‌محوری و منسوخ‌شده‌ی مؤلف همین تمامیت را به حاشیه می‌برد.</p>

<p>برای روشن شدن چرخشی که در کتاب دوم شاعر، و آن هم به سمت کهنه‌گی به وجود آمده کافی است به این ترکیب‌ها نگاه کنید؛ ترکیب‌هایی که از تنها یک شعر انتخاب شده‌اند:</p>

<p>«رژه‌ی دروغ‌ها»، «تقلای مرگ»، «ضرب نگاه‌ها»، «سکه‌ی مرگ»، «دار بالش‌ها»، «هستی دیوار»، «زهر سپری شدن»، «نیامدن جان‌فرسایی»، «سرب زیستن»، «سیاه‌چاله‌های آدم‌ها»، «خرفت فکر»، «سرازیری زندگی»، «خشاخش خواب‌ها»، «لفافه‌ی عشق»، «مسخ نگاه‌ها»، «لعبت زن».</p>

<p>اشاره شد که بر خلاف «داشت می‌میرد» شعر‌های این کتاب صرفن بر پایه‌ی شعر رویایی بنا نشده‌اند:</p>

<p>«چشم‌هایش در بستگی همیشگی<br />مرا از خواه‌ها و خواهش‌ها آیا دربه‌در خواهد کرد؟» («سادش» ص 26)</p>

<p>نمونه‌ی بالا خبر از گرایشی مشخص به زبان شعری فروغ می‌دهد. زبانی که شکل نخ‌نما شده‌اش به زبان اکثریت شاعران امروز تبدیل شده است. چنین زبانی وقتی با یک ذهنیت محتوم جمع می‌شود سطرهایی این‌چنین خلق می‌کند:</p>

<p>« از اسارت در خالی<br />تا سرازیری قبر، زیستن نام گرفت»(همان ص ۲۶)</p>

<p>جملاتی مانند نمونه‌ی بالا از کوچکترین عنصری که آن‌ها را به یک گزاره‌ی شعری تبدیل کنند خالی‌اند و بیشتر به اظهار فضل شبیه‌اند. البته در شعرهای معدودی مثل شعر «وارونگی» استفاده از یک لحن ساده‌ی خطابی شعر را از تفاخر و درشت‌گویی نجات می‌دهد.</p>

<p>نکته‌ی آخری که لازم می‌دانم درباره‌ی «سادش» بدان اشاره کنم قابلیت بالقوه‌ای است که تنها در موارد معدودی به خوبی شکل گرفته است: شعرهای این کتاب از تصاویر دور از ذهن و تازه‌ای برخوردارند که وقتی این تصاویر از اطناب، از قصارنویسی و زبان فاخرانه عبور می‌کنند، وقتی آن تصویر همه‌ی شعر را به تصویریت خودش اختصاص می‌دهد به خوبی به ثمر می‌نشیند و یک شعر تصویری مشکل، پیچیده و تقریبن کامل حاصل می‌شود. شعر «میخ» چنین شعری است:</p>

<p>«شنل‌های سیاه لاشه‌ای را می‌برند<br />در صبحی که تو شانه‌ات را گم کرده‌ای<br />دندانه‌هایی را که در من فرو رفته<br />به زمین می‌دهی<br />و زمین میخِ مرا خواهد کوفت»(همان ص ۷۶)</p>

<p><strong>شناسنامه‌ی کتاب</strong></p>

<p><small>داشت می‌میرد/ افشین کریمی فرد / نشر میرکسری / چاپ اول ۱۳۸۲/۳۰۰۰نسخه / ۶۴صفحه / ۶۵۰تومان<br />
سادش / افشین کریمی فرد / نشر ثالث / چاپ اول ۱۳۸۶/۱۱۰۰نسخه / ۷۶صفخه / ۱۱۰۰تومان<small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_96.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_96.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بررسی کتاب</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:53:03 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>یک ایرانی، آخرین پیام‌آورجشنواره‌ی فیلم تورنتو</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>روز پنجشنبه ۹ سپتامبر <a href="http://tiff.net/">جشنواره‌ی فیلم تورنتو</a> برای سی و پنجمین سال متوالی و امسال طی ۱۱ روز میزبان بیش از ۱۰۰ کشور و ۳۰۰ فیلم خوا هد بود. طی ده سالی که به طور مداوم در فستیوال تورنتو به عنوان نویسنده سینمایی شرکت داشتم، این جشنواره را در مقایسه با جشنواره‌هایی چون مونترآل، برلین، ونیز و کن، بیشتر مکانی برای داد و ستد فیلم‌های غالباً تجاری و به‌خصوص با تمرکز روی سینمای هالیوود و کانادا یافتم.</p>

<p>البته با مروری بر سیاست‌های فستیوال و ساختار آن از آغاز تاکنون متوجه  آشکار بودن این جریان خواهید شد. اگرچه تعداد فیلم‌های مستقل با ساختارهای صرفاً هنری بسیار کمتر از فیلم‌های عظیم و پرخرج آمریکای َشمالی است، با این حال تماشای دو گونه‌ی سینمایی زیر یک سقف، جذابیت‌های خاص خود را دارد.</p>

<p>پیرس هندلینگ مدیر فستیوال  هدف از برگزاری  جشنواره  را چنین توصیف می‌کند:<br />
 <br /><br />
زمانی‌که  داستی کول و بیل مارشال  در سال ۱۹۷۶ جشنواره‌ی فیلم تورنتو را بنیان گذاشتند، هدف‌شان به وجود آوردن ویترینی از بهترین فیلم‌های سینمای کانادا و دنیا  در این جشنواره بود.</p>

<p>ما خوشحالیم که توانستیم این هدف را دنبال کنیم و حالا پس از ۳۵ سال این فستیوال به یکی از بهترین جشنواره‌های فیلم دنیا تبدیل شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Autumn.jpg' /><br/>
<small><small>Autumn - Aamir Bashir - India</small></small>


</p>

<p>بیل مارشال از اعضاء و بنیانگذاران جشنواره‌ی فیلم تورنتو معتقد است که نه تنها در این ۳۵ سال رشد کردیم بلکه  به صنعت سینما در کانادا هم شکل دادیم. فستیوال به سکویی بین‌المللی  برای آثار فیلم‌سازان و منبعی برای ارائه آثار جدید و برترکانادایی تبدیل شده است.</p>

<p>هنک فن درکولک، یکی دیگر از بنیانگذاران جشنواره‌ی فیلم تورنتو اضافه می‌کند:</p>

<p>تا این تاریخ ، ما حدود ده هزار فیلم نمایش دادیم و در سال ۲۰۰۹ با پانصد هزار تماشاگر رکورد تماشاگر در طول دوران جشنواره را شکستیم.</p>

<p>فیلم افتتاحیه‌ی جشنواره‌ی تورنتو، «امتیاز، یک هاکی موزیکال» ساخته‌ی مایکل مگ گوان از کانادا و فیلم اختتامیه، «شب آخر» ساخته‌ی مسیح تاج‌الدین فیلم‌ساز ایرانی‌تبار مقیم آمریکا خواهد بود. به این ترتیب تاج‌الدین را باید آخرین پیام‌آور جشنواره ی فیلم تورنتو دانست!</p>

<p><strong>تغییرات در جشنواره‌ی امسال</strong></p>

<p>امسال مدت جشنواره از ۱۰ روز به ۱۱ روز تبدیل شده  و بخش‌هایی همچون نمایش فیلم‌های رایگان و روش‌های جدید خرید یلیت و ارائه‌ دادن راهنمای آسان اینترنتی بخشی از این تغییرات‌اند.</p>

<p><strong>داوران مسابقه </strong></p>

<p>روبا نادا کارگردان سوریه‌ای‌تبار کانادا که سال گذشته فیلم «به وقت قاهره» را در جشنواره‌ی فیلم تورنتو به نمایش گذاشته بود، اندی بری برنامه‌ساز باسابقه و مجری سابق بی.بی.سی، لوسی امیوت از خبرنگاران باسابقه و بروس سوینی کارگردان فیلم‌های «عروسی آخر» و «هبجان‌زده» از داوران بخش فیلم‌های بلند جشنواره‌ی فیلم امسال هستند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Biutiful.jpg' /><br/>
<small><small>Biutiful - Alejandro González Iñárritu - Spain, Mexico</small></small>


</p>

<p><strong>بخش‌های مختلف جشنواره‌ی فیلم تورنتو</strong></p>

<p>جشنواره‌ی فیلم تورنتو دارای  ۱۸ بخش است که در این گزارش مهم‌ترین آنها را معرفی می‌کنیم.</p>

<p>استادان</p>

<p>کلاس درسی برای اهالی سینما</p>

<p>در این بخش آخرین آثار فیلم‌سازان برجسته‌ی سینمای جهان روی پرده می‌رود و امکانی فراهم می‌آید تا شیفتگان فیلم‌سازان نامدار دنیا برای اولین بار در سالن‌های سینمای جشنواره آخرین کار آنان را تماشا کنند. برخی از مهم‌ترین فیلم‌هایی که در این بخش به نمایش گذاشته می‌شوند عبارت‌اند از:</p>

<p>سیزده آدمکش   ( تاکیشی میکه  - ژاپن)،<br />
قتل واجب   (  یرزی اسکلیموفسکی-  لهستان)<br /><br />
جامعه‌گرایی فیلم  (ژان لوک گدار- فرانسه)<br /><br />
کاش می‌دانستم  ( ژیا ژان که – چین)<br /><br />
شعر (لی چنگ دونگ   - کره جنوبی)<br /><br />
Route Irish  ( کن لوچ  - انگلستان)<br /><br />
زیبایی خفته (  کاترین بریل- فرانسه)<br /><br />
پرونده قوی آنجلیکا ( مانویل د- الویا  )<br /><br />
عمو بونمی، کسی که زندگی گذشته‌اش را به یاد می‌آورد؛ ( آپی چاتپنگ وراستاکول، تایلند)<br /><br />
  Roses a credit   آموس گیتایی- اسراییل</p>

<p><strong>فیلم‌های اول فیلم‌سازان کانادایی، کشف فیلم‌سازان کشور میزبان</strong></p>

<p>این بخش به فیلم‌سازان تازه‌کار کانادا اختصاص دارد</p>

<p>کاترین بوون با «آبشار آمازون»، مایک گلدباخ با «ملت رویایی»، دبورا چو با «هزینه گزاف زندگی»، اولین اثر خود را در جشنواره‌ی فیلم امسال به نمایش می گذارند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Distant-Nuri Blige Ceylan.jpg' /><br/>
<small><small>Distant - Nuri Blige Ceylan - Turkey</small></small>


</p>

<p><strong>حضور کارگردانان نام‌آشنا</strong></p>

<p>این بخش یکی از قسمت‌های ثابت و بااهمیت جشنواره‌ی فیلم تورنتوست.</p>

<p>ویترینی از فیلم‌های کانادایی و بین‌المللی با بیشترین تأثیرگذاری از دید کارشناسان فستیوال که بیشتر آنها برای اولین بار در کانادا یا آمریکای شمالی به نمایش درمی‌آید، در این بخش عرضه می‌گردد.</p>

<p>کلوب بنگ بنگ )استیون سیلور)،قوی سیاه (دارن آرنوفسکی)، توطئه گر (رابرت ردفورد)،کلفت (ایم یانگ سو)، سخنرانی پادشاه ( تام هوپر)، شهر (ین افلک) و شب آخر( مسی تاج الدین)، نمونه‌ای از این آثارند.</p>

<p>«شب آخر»، داستان زوج جوانی به نام مایکل و جوانا است که ظاهراً زندگی خوب و خوشی را در آپارتمان‌شان در منهتن می‌گذرانند. اما یک شب که جوانا در یکی از مهمانی‌های شغلی مایکل شرکت می‌کند، متوجه لحظات مشکوکی بین همیسرش و همکار جوان و زیبایش به نام لورا می‌شود. از اینجا به بعد تخم شک وتردید کاشته می‌شود و گفتگوهای معنادار این زوج در سکانس‌های مختلف زوایای گوناگونی از روایط آنان را آشکار می‌سازد.<br />
به طور قطع فیلم اول یک فیلمساز در اختتامیه‌ی فستیوال باید از نکات قوت زیادی برخورددار باشد. امیدوارم پس از نمایش این فیلم یادداشتی درباره‌ی آن بنویسم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/GENPIN.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">GENPIN </span>- Naomi Kawase - Japan</small></small>


</p>

<p>مسیح تاج‌الدین متولد تهران و دانش‌آموخته‌ی ادبیات انگلیسی از دانشگاه هاروارد است. او در زمینه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی در فیلم‌های لئو و ژاکت همکاری داشته و «شب آخر» اولین فیلم بلند سینمایی اوست.</p>

<p><strong>جنون نیمه‌شب، سینمای پرطرفدار وحشت</strong></p>

<p>این بخش مخصوص تماشاگرانی است که طرفدار جنبه‌ی وحشی، هراس آورو هیجان‌انگیزسینما هستند.<br />
بنراکو ساخته گای موشه (آمریکا)، عذاب وجدان (دنت لم از هنگ کنک)، سرزمین استیک (جبم میکل از آمریکا)، ناپدید شدن در خیابان هفتم (براد اندرسون از آمریکا) تعدادی از این آثارهستند.</p>

<p><strong>مستقل‌ها: در انتظار سوپر من و حضور بیل گیتس و کن لوچ در کنار هم!</strong></p>

<p>این بخش  به تماشاگران جشنواره‌ی فیلم تورنتو فرصتی خواهد داد تا در جلساتی با مهمانان سرشناس از دنیای سینما و دیگر حرفه‌ها دیداری داشته باشند و پای صحبت‌های آنها بنشینند و از آخرین فعالیت‌های آنان مطلع شوند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Look, Stranger.jpg' /><br/>
<small><small>Look, Stranger - Arielle Javitch - <span class="caps">USA</span></small></small>


</p>

<p>فیلمسازانی چون آپیچاتپونگ ویراستاکول کارگردان تایلندی، کن لوچ کارگردان انگلیسی، فیلیپ سایمور هوفمن، کارگردان آمریکایی، بروس اسپرینگستن ؛ آهنگساز آمریکایی، استیو نش، بسکتبالیست حرفه‌ای کانادا، لزلی چیلکوت، تهیه‌کننده‌ی آمریکایی و بیل گیتس، چهره‌ی سرشناس دنیای کامپیوتر از چهره‌های مطرح این بخش هستند. ادوارد نورتن بازیگر و مایکل مور مستندساز جنجالی آمریکا از اداره‌کنندگان جلسات این بخش‌اند.</p>

<p>در انتظار سوپر من یکی از برنامه‌های جذاب در این بخش خواهد بود. دیویس کاگن‌هایم، کارگردان فیلم «یک حقیقت دست‌نیافتنی» که در کمپین الگور در رابطه با گرمایش کره‌ی زمین فعالیت می‌کرد، این‌بار با مستند در «انتظار سوپر من» نگاهی منتقدانه به سیستم آموزش و پرورش آمریکا دارد. او در این مستند  از زبان تعدادی از دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان این مشکل را موشکافی می‌کند.</p>

<p>پس از نمایش این فیلم ، تماشاگران در جلسه پرسش و پاسخ با کارگردان فیلم؛ لزلی چیلکوت (تهیه ‌کننده) جفری کانادا ( مربی آموزشی) و بیل گیتس شرکت خواهند کرد.</p>

<p>نکته‌ی جالب حضور دو چهره‌ی سرشناس  از دو جایگاه متضاد در بخش مستقل‌هاست: کن لوچ، فیلم‌ساز و نماینده‌ی اندیشه چپ در سینما و بیل گیتس نمادی از سرمایه داری مدرن.</p>

<p><strong>شهر به شهر، زنده باد استانبول</strong></p>

<p>این یخش نوپای جشنواره‌ی فیلم تورنتو که از سال گذشته به مدیریت کامرون بیلی افتتاح شد و در اولین دور خود با انتخاب تل آویو باعث جار و جنجال و اعتراض و بایکوت فستیوال از سوی چند هنرمند مطرح مثل کن لوچ شد، امسال شهرتوریستی استانبول را برگزیده تا  اعتراضات وارده به انتخاب سال قبل را به گونه‌ای جبران کند.<br />
هدف از برگزاری این بخش این است که تماشاگران را با تجربه‌ی کشف زوایای منفاوت از یک شهر توسط فیلم‌سازان گوناگون که در آن شهر یا درباره‌ی آن شهر فیلم ساخته‌اند آشنا سازد.</p>

<p>ده فیلم بلند و هفت فیلم کوتاه در این بخش که «زنده باد استانبول» نامیده شده  به نمایش درخواهد آمد و با عنوان چشم‌انداز سینمای ترکیه آثار فیلم‌سازان استانبولی و مسایل  سیاسی و اجتماعی جاری در بستر این شهررا از دیدگاه آنان آشکار می‌سازد.</p>

<p>پلین اسمر با فیلم ده تا یازده، امره شاهین با فیلم «چهل»، زکی دمیر کوبوز فیلم‌ساز فقید و مطرح ترکیه با فیلم «بلوک»،  نوری بیلگه جیلان یکی از بهترین فیلم‌سازان سینمای معاصر با فیلم درخشان «دوردست» ( برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از جشنواره‌ی فیلم کن ) رها اردم با فیلم «تنها آفتاب درخشان من»، اوزلم سولاک با فیلم «دوازده سپتامبر» و تایفون پیر سلیم اوغلو با فیلم «مو» از چهره‌های  مطرح سینمای ترکیه در این بخش هستند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Mandoo.jpg' /><br/>
<small><small>Mandoo - Ebrahim Saeedi - Iraq</small></small>


</p>

<p><strong>سینمای معاصر جهان، شکارچی، سهم سینمای ایران</strong></p>

<p>این یخش جذاب جشنواره‌ی فیلم تورنتو، هر سال ده‌ها فیلم از سراسر دنیا را با عنوان اولین نمایش جهانی یا بین‌المللی در کانادا به نمایش می‌گذارد. امسال نیز حدود ۴۵ فیلم از کارگردانان سراسر دنیا و از کشورهایی مثل ایران، چین، اسراییل، فنلاند، روسیه، ایرلند، کره جنوبی، اسپانیا ، تایلند و برخی کشورهای دیگر برای اولین بار در این فستیوال به روی پرده خواهند رفت.</p>

<p>بعد از «شوک» ساخته‌ی فنگ چیاگانگ از چین، «همه چیز درباره عشق» (آن هوی از هنگ کنگ)، «هرچه که تو می‌خواهی» (اچرو ماناس از اسپانیا)، «سرنوشت بد» (کریستین پتری از سوئد)، «اتفاقات خوش» (ایزابل اشتور از آلمان)، «لبه» (الکسی اوشیتل از روسیه)، «چهارمین پرتره» (چونگ مونگ هونگ از تایوان)، <br />
«شکارچی» (رفیع پیتز از ایران)، «جوسی» (لوببس الستون از استرالیا) «زندگی، فراتر از هر چبز» (الیور اشمیتز محصول مشترک آفریقای جنوبی و آلمان)،«سه» (تام تیکور از آلمان)،  از آثاری هستند که در این بخش به نمایش گذاشته می‌شوند.</p>

<p>«شکارچی» که تنها نماینده‌ی سینمای ایران در جشنواره‌ی فیلم امسال است، داستان جوانی به نام علی را به تصویر می‌کشد که پس از آزادی از زندان در جایی به عنوان نگهبان شب مشغول به کار می‌شود. یک روز که از کار به خانه برمی‌گردد، متوجه غیبت همسر و دختر شش ساله‌اش می شود. پس از جستجوی فراوان در خیابان‌های بحران‌زده و روزهای مقارن با جنبش سبز پی به قتل همسرش در مقابله‌ی پلیس با تظاهرکنندگان می‌شود و از اینجا به بعد برای پی بردن به واقعیت ماجرا در شهر تهران پرسه می‌زند...</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/the hunter.jpg' /><br/>
<small><small>The Hunter - Rafi Pitts - Iran</small></small>


</p>

<p>رفیع پیتز متولد مشهد و دانش‌آموخته‌ی سینما در لندن در سال ۱۹۹۱ساکن فرانسه شد و اولین فیلم کوتاهش را با نام «در تبعید» در این کشور ساخت. فصل پنجم، صنم و زمستان از دیگر آثار بلند این فیلم‌ساز اند.</p>

<p><strong>دیدگاه، زمانی برای فیلم‌سازان جوان و بی پروا</strong></p>

<p>بخش «دیدگاه» به فیلم‌سازان آوانگارد و یا پیشرو از گوشه و کنار دنیا اختصاص دارد. کارگردانانی که در صدد شکستن مرزها  هستند و به دنبال مفهوم  دیگری از سینما در برابرسینمای غالب و رایج (main stream) می‌یاشند.</p>

<p>«مسکو» ساخته‌ی مایکل نایمن از انگلستان، «وعده‌های نوشته بر آب» ساخته‌ی وینسنت گالو از آمریکا، «زندگی مفید» (ویروژ از اروگوئه)، «ماهی سرد» (سیون سونو از ژاپن)، «میکروفن» (احمد عبدالله از مصر)  نمونه‌ای از آثاری است که در این بخش از جشنواره به نمایش درمی‌آید.</p>

<p><strong>کشف: در جستجوی ایده های نو</strong></p>

<p>در این بخش همان‌طور که از نامش پیداست، ۲۷ فیلم از فیلم‌سازان نوپا به نمایش گذاشته می‌شود. کمیته‌ی انتخاب آثار این فیلم‌سازان را متفاوت و تأثیرگذار تشخیص داده  و با نمایش این فیلم‌ها تلاش می‌کند آثار فیلم‌سازان تازه‌کار اما بااستعداد را معرفی کند.</p>

<p>«پاییز» ساخته‌ی امیر بشیر از هند،  «سرزنش» (مایکل هنری از استرالیا)، «مراسم» (ماکس وینکلر ازآمریکا)، «داخل آمریکا» (باربارا ادر از اتریش) «ماندو» (ابراهیم سعیدی از عراق) «زفیر» (یلما باس از ترکیه ) «چیزی که بیشتر دوست دارم» (دلفینو کاستاگنینو از آرژانتین) «پیانو در کارخانه» (ژانگ منگ از چین) تعدادی فیلم‌هایی هستند که در این بخش به نمایش گذاشته می‌شوند.</p>

<p><strong>نمایش رایگان</strong></p>

<p>جشنواره تورنتو به مناسبت سی و پنجمین سال برگزاری‌اش بخشی را به صورت نمایش رایگان تقدیم عاشقان سینما می‌کند. فیلم‌هایی منتخب از دوره‌های قبل فستیوال همچون «زیبایی آمریکایی» ( سام مندس)،  «جدا افتاده از او» (سارا پولی)، «تصادف» (پل هیگس)، «شاهزاده عروس» (راب راینر)، «آب» (دیپا مهتا) برخی از آثارمنتخب در این بخش هستند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_584.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_584.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فستيوال فيلم</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:51:03 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>دریچه‌ای به روی اقلیت</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>زنی در میان ده‌ها زن سیاهپوش در حال سجده، مهرش را به روی پیشانی‌اش گرفته است و ما تنها نظاره‌گر دستی روی چهره‌ای در میان سیاهی‌ها هستیم.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100904_Kamran_Daneshjo_Pantea.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این عکس، نگاه به اقلیتی دارد که همگون با حرکت حاکم نیست. عکاس آن کاوه بغدادچی است که برنده‌ی یکی از سه مدال طلا در سومین دوره‌ی مسابقات بین‌المللی نارادا در اسلوونی  در سال ۲۰۱۰ شده است.در این مسابقه ۴۶۴۷ عکس از ۶۳ کشور دنیا از ۶۹۷ عکاس شرکت کردند.</small></strong></p>

<p>کاوه بغدادچی، عکاس ۲۶ ساله می‌گوید:</p>

<p>«این عکس کاملا مستند است و از مراسم نماز جماعت بانوان گرفته شده است. معمولاً زنان هنگام خواندن نماز جماعت از چادرهای رنگ روشن استفاده می‌کنند، ولی یکبار که برای عکاسی از راهپیمایی 22 بهمن رفته بودم، چون مراسم زیاد طول کشید به وقت اذان ظهر برخورد و در نتیجه در همان محل سخنرانی، صفوف برگزاری نماز ظهر تشکیل شد و هرکسی با همان لباسی که به راهپیمایی آمده بود در خیابان به نماز ایستاد.»</p>

<p>دها مرد در حال سجود هستند، با لباس های رنگین، اما یکنواخت و پسربچه‌ای که چهره‌اش را نمی‌بینیم، تنها کسی است که درمیان سجودکنندگان ایستاده و نگاهش برخلاف جهت سجودکنندگان است؛ برعکس اکثریت و گویی شنایی است برخلاف جریان آب.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/PhotoJaweh.jpg' /><br/>
<small><small>عکس برگزیده مسابقات بین‌المللی نارادا از کاوه بغدادچی </small></small>


</p>

<p>این عکس، عکسی ساده با پیامی ساده است و شاید بازهم به همین دلیل ساده، در میان ۳۶ نامزد نهایی «مسابقه‌ی بین‌المللی عکس دموکراسی»، برگزیده شده است.این عکس در نماز جمعه‌ی قزوین گرفته شده و توانسته به عنوان تنها عکس از منطقه‌ی خاورمیانه  انتخاب و به همراه  ۱۲ عکس دیگر با رای مردم به عنوان یکی از عکس‌های برگزیده انتخاب شود.</p>

<p>در سیستم امتیازدهی داوری این جشنواره، ۶۰ درصد امتیاز برای میزان رساندن مفهوم «دموکراسی»، ۲۰درصد برای خلاقیت هنری و ایده‌ی عکس و ۲۰درصد دیگر نیز برای تکنیک‌های فنی در نظر گرفته شده بود.</p>

<p>از پانزدهم سپتامبر، هم‌زمان با «روز جهانی دموکراسی» و آغاز اجلاس سالانه‌ی سران کشورهای عضو سازمان ملل متحد‌ در محل ساختمان اصلی این سازمان، عکس‌های برگزیده در نیویورک به نمایش گذاشته خواهند شد.قرار است پس از آن به شهرهای دیگر مثل واشنگتن، هالیوود و سپس دیگر شهر‌های مهم جهان سفر کنند.این مسابقه ازسوی وزارت امور خارجه‌ی آمریکا برگزارشده است و بسیاری از عکاسان ایرانی به خاطر تحریم‌های موجود، در ارسال عکس‌ها و شرکت در مسابقه با مشکل روبه‌رو بودند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/PHOTOwomansayingherprayers.jpg' /><br/>
<small><small> یکی از عکس‌های برگزیده مسابقه بین‌المللی دمکراسی  </small></small>


</p>

<p>کاوه بغدادچی عکاس ایرانی در مورد عکس ارسالی خود توضیح می‌دهد:</p>

<p>«این صحنه مستند است و من آن را سه سال پیش گرفتم و فکر نمی‌کردم که بعدها در گوشه‌ای از جهان مسابقه‌ای برگزارشود و این عکس برنده شود. وقتی به آرشیوم مراجعه کردم، دیدم این عکس مفهومی را که من از دمکراسی در نظر دارم، می‌رساند.وی معتقد است دمکراسی لزوماً حرکت کردن برخلاف جریان آب نیست، بلکه حضور و زندگی اقلیت در میان اکثریت است؛ بدون آنکه اقلیت مورد آزار و اذیت قراربگیرد. در واقع نوعی زندگی مسالمت‌آمیز در کنار هم است.»</p>

<p>کاوه بغدادچی، فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی مکانیک و طراحی جامدات و هم‌چنین فارغ‌التحصیل دوره‌ی فیلمسازی انجمن سینمای جوان در سال ۱۳۸۳است.وی با روزنامه‌های مختلفی از جمله شرق، خبرگزازی مهر و یا آژانس عکس کار کرده است. علاوه بر آن ِدر ششمین دوسالانه‌ی چین به نام «بشریت یادمان‌های نوع بشر» درسال ۸۸ جایزه‌ی برتر عکاسی مستند را از آن خود کرده است.</p>

<p>وی برخی از مشاغل سنتی در ایران را درقالب عکاسی مستند به تصویر کشیده است؛ ازجمله فرش‌فروشی، بازار پشم‌فروشان و کفاشان و یا کارگاه‌های آهنگری.وی بر این باور است که بین طبیعت این نوع مشاغل و شاخص‌های محیط کار، رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. مثلاً در بازار پشم‌فروشان رنگ، عنصر اصلی در محیط کار است، در حالی که در کارگاه‌های آهنگری، خشونت محیط کار در چهره‌ی آهنگران نمود پیدا می‌کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ahangari.jpg' /><br/>
<small><small>عکس از کاوه بغدادچی</small></small>


</p>

<p>کاوه بغدادچی در مورد جشنواره‌ی دوسالانه‌ی «بشریت یادمان‌های نوع بشر» ادامه می‌دهد، در آنجا خرده فرهنگ‌ها، فرهنگ عامه و به ویژه رسم و رسوماتی که درمعرض نابودی قراردارند، مورد توجه قرار گرفتند. </p>

<p><strong>محدودیت های عکاسی در ایران</strong></p>

<p>کاوه بغدادچی درمورد شرایط عکاسی در ایران می‌گوید:</p>

<p>«منطقه‌ی خاورمیانه، منطقه‌ای راست‌گرا، محافظه کار و مذهبی است. از قدیم نیز این گونه بوده، اما عکاسی هنری چپ‌گرا یا آنارشیستی است. عکاسی در چنین منطقه‌ای با این مشخصات خیلی خودش را نشان می‌دهد. برخورد مردم با این پدیده، خشک و احتیاط‌آمیز است. بنابراین یک‌سری مشکلات عرفی در میان است و بخشی هم متاسفانه از طرف حاکمیت‌ها اعمال می‌شوند؛ از جمله دولت ایران که عکاس‌ها نمی‌توانند از جاهای بخصوصی عکس بگیرند و یا روی موضوعات خاصی کار کنند.</p>

<p>گاه نیز حساسیت روی آنکه چرا با رسانه‌ی خاصی کار می‌کنید زیاد است و یا اینکه روی تریبونی که عکس به نمایش گذاشته می‌شود، حساس هستند. بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸محدودیت‌ها زیاد شد و بسیاری از دوستان عکاس من مجبور به ترک ایران شدند.اکنون حساسیت‌ها خیلی افزایش یافته است. مثلاً پیش از این عکاسی از بازار و یا بناهای تاریخی، اشکالی نداشت ولی اکنون و هم‌چنین در یک‌سال گذشته نیروهای انتظامی به این نوع عکاسی خنثی نیز گیر می‌دهند.»</p>

<p><strong>برای عکاسان جوان</strong></p>

<p>کاوه بغدادچی از تجربیات خود در عکاسی در ایران و برای کسانی که می‌خواهند به این حرفه روی بیاورند می‌گوید:</p>

<p>«مشکلی که ما از دهه‌ی ۷۰ به این سو داریم، رشد ژانر عکاسی خبری است. بسیاری از جوانان عکاس به این ژانر روی آورده‌اند.عکاسی خبری خیلی هیجان، تحرک و سر و صدا دارد. این عکاس‌ها بسیاری از الگوهای عکاسی مطبوعاتی را با خود به عکاسی مستند و هنری می‌آورند. این قدری به کار ضربه می‌زند. در بسیاری از خروجی‌های مسابقات، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های ایرانی اگر نگاه کنید یک رد پای واضح ازعکاسی خبری ما دیده می‌شود.</p>

<p>توصیه‌ام این است که علاقه‌مندان عکاسی به سمت ژانرهای دیگر عکاسی نیز بروند.مشکل دوم مشکل کل دنیاست که با آمدن عکاسی دیجیتال، پدیده استادزدایی اتفاق افتاده است؛ یعنی هرکسی این امکان را دارد که با توجه به اینکه بار فنی عکاسی از روی دوشش برداشته شده، بتواند عکسی بگیرد که رنگ و نور خوبی داشته باشد. بنابراین همه عکاس شده‌اند. درنتیجه الان محتوا و اندیشه‌ای که پشت عکس نهفته و همین‌طور کمپوزیسیون مهم شده است.</p>

<p>نکته‌ی دیگر آنکه فردی که شروع به عکاسی می‌کند نیاز دارد فرد حرفه‌ای‌تری کارش را نقد کند ولی برخی عکاسان جوان ما زیر نظر خودشان کار می‌کنند و یک الگوی غلط را ادامه می‌دهند. این کار به عکاسی ما لطمه زده است. کیفیت عکاسی ما بر دوش افراد محدود است. یعنی با وجود آنکه کمیت عکاسان ما در یک دهه‌ی اخیر افزایش یافته ولی کیفت ثابت مانده است. فردی که به تازگی شروع می‌کند باید کارش را به عکاسان حرفه‌ای تر ارائه دهد و نقدهای آنها را نیز بپذیرد.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1389.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1389.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جوایز</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:50:40 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>باخت - باخت به نفع چه کسی؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>مراسم روز قدس امسال، اگرچه بسیار متفاوت با سال گذشته در ایران برگزار شد، اما به گونه‌ای نبود که سران حکومت ولایی بتوانند آن را هم‌چون دو سال قبل و پیشتر، مظهر قدرت گفتمان خود در منطقه وانمود کنند.</p>

<p>رهبر جمهوری اسلامی ممکن است در خلوت خود احساس کند که پیروز شده است؛ زیرا کابوس سال پیش تکرار نشد. به علاوه، هاشمی رفسنجانی را نیز نه مانند سال گذشته خاری در چشم می دید، و نه حتی هم‌چون سالیان دورتر، مالک بلامنازع این روز. او فقط در خیابان با راهپیمایان همراه شد. دیگر نه نماز جمعه‌ی این روز را امامت کرد و نه سخنی بر زبان راند تا مردم در موافقت با او واکنش نشان دهند. این‌طور به نظر می‌رسد که ولی فقیه با دادن هزینه‌ای به نسبت سنگین در سال ۱۳۸۹ امسال را با بردی شیرین در روز قدس به نفع خویش و یارانش به پایان رساند، اما آیا واقعاً اینگونه بوده است؟</p>

<p>تقریباً از روزهای آغازین ماه رمضان این پرسش در محافل سیاسی موافق و مخالف جمهوری اسلامی مطرح بود که روز قدس امسال را چه کسی فتح خواهد کرد. آیا مردم – به ویژه در شهر تهران – می‌توانند از این روز حکومتی به نفع خود بهره‌برداری کنند؟ یا اینکه نیروهای حکومتی خیابان را هم‌چون ۲۲ بهمن سال گذشته به نفع خود فتح خواهند کرد؟</p>

<p>شواهد و قراین نشان می‌داد که حکومت ترسش از برخوردهای خشن و سرکوب مخالفان خیابانی حتی در روزهای مهم حکومتی متعلق به خودش ریخته و نگران تنها چیزی که نیست همانی است که از آن به عنوان «آبروی رژیم» یاد می‌شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/3_8906120823_L600.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>از سوی دیگر مردم نیز از عاشورای سال گذشته به این طرف، تمرین تظاهرات خیابانی نداشتند و تقریباً هیچ تحلیل‌گری احتمال نمی‌داد که مردم بتوانند فتحی خیابانی را بر مجموعه‌ی فتوحات‌شان بیافزایند. در اساس اینگونه به نظر می‌رسد که نمود اعتراض از قلمرو خیابان‌ها خارج شده و هرچند مدت زمانی در زندان‌ها و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی خودنمایی می‌کرد، اما مدت‌هاست که بیشتر رسانه‌ای شده است؛ و البته در رسانه‌های خارج از ایران.</p>

<p>بر همین اساس بود که حتی در سخنان رسانه‌ای‌گونه‌ی روزانه‌ی محسن سازگارا که از همان آغازین روزهای اعتراض به کودتا به‌طور مرتب و بدون وقفه در اینترنت منتشر می‌شود، و همیشه یکی از منابع مستحکم و مؤثر تشویق و ترغیب مردم به انجام اعتراض‌های خیابانی مسالمت‌آمیز ولو به مدت پنج دقیقه بوده است، این‌بار اما نوعی شک و تردید مشهود بود. حتی او نیز سخن از دو احتمال می‌داد: حضور مردم یا سکوت و غیبت آنها. البته با گرایش تلویحی به بیشتر بودن احتمال دومی. به همین دلیل بود که بر روش‌های جایگزین تأکید می‌کرد تا مبادا از اساس واکنشی در میان نباشد.</p>

<p>حاکمیت نیز شاید به خاطر اطمینان از غیبت مردم بود که  بازی‌ای را آغاز کرد و علم دوستی را برافراشت. البته تعبیر دقیق نظر آنها این بود که آی افراد معترض بیایید با ما دوباره دوست شوید و ما نیز قول می‌دهیم که شما را ببخشیم. عده‌ای از جناح معترضان یا این بازی را جدی گرفتند و یا شاید اصلاً خودشان از پیشنهاددهندگان نهانی این بازی بودند و یا حتی اگر می‌دانستند بازی جدی نیست، اما تحلیل‌شان - و بیش‌تر آرزوی‌شان - این بود که شاید بتوانند در وضعیت کنونی، بازیگران دارای قدرت سرنیزه را در عمل از تظاهر به دوستی به سمت دوستی بکشانند.</p>

<p>پس بر آن شدند که امتحانی بکنند و در وصف وحدت - حتی در سایت‌های معترضان - گفتند و یاد ایام ماضی را که همه چیز به خوبی و خوشی - البته برای آنان و نه برای همه‌ی مردم - می‌گذشت خالی کردند. شاید در خفا آه و افسوس هم سرداده باشند و نذر و نیاز هم کرده باشند که موضوع جدی شود و همگی خلاص از این همه ناملایمات شوند. کسی نمی‌داند.</p>

<p>در اینجا بود که موسوی و کروبی گفتند ما در راهپیمایی روز قدس شرکت می‌کنیم. یعنی ما به غیبت مردم باور نداریم و اگر ما بیاییم آنها نیز می‌آیند. بازهم یعنی این که جذب این بازی بچگانه نمی‌شویم. واقعیت آن است که اگر آنها نیز این بازی را باور می‌کردند و آن را به دیده‌ی پذیرش می‌نگریستند، بدون تردید دست به خودکشی سیاسی زده بودند.</p>

<p>هنگامی که حاکمان دیدند این دو تن نه بازی خورده‌اند و نه حاضرند که روز قدس در خانه بمانند، و ای بسا که همه‌ی امیدشان به برگزاری یک روز آرام در آخرین جمعه‌ی ماه رمضان را بدل به یأس کنند، به ناچار تدبیری اندیشیدند. پیش اجازه بدهید خیلی مختصر، توضیحی  در باب تحلیل گفتمان ارائه کنم.</p>

<p>در تحلیل گفتمان اعتراضی، سه مؤلفه‌، بسیار اساسی و حیاتی است: پیش‌کنش، کنش و واکنش. به نظر من هریک از این سه مؤلفه در گفتمان اعتراضی سال ۱۳۸۸ دارای یک نماینده است. به ترتیب: مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی.</p>

<p>پیش‌کنش‌گر، منتظر واقعه نمی‌نشیند. خودش رویداد را می‌آفریند. یا اینکه دست کم، شرایط ایجادش را فراهم می‌کند. مثال بارز آن در گفتار و رفتار مهدی کروبی است. چه پیش از انتخابات و چه پس از آن. پیش از انتخابات با پذیرفتن حداکثری مطالبات، حتی موسوی را هم ناچار می‌کرد که در مواقعی از پذیرش گزینشی و حداقلی مطالبات به سمت پذیرش حداکثری گام بردارد. احمدی‌نژاد را هم مجبور می‌کرد که در سطح و عمقی وسیع‌تر و ژرف‌تر دروغ بگوید. تا شاید قدری از عملیات روانی وی را خنثی کند، اما نتوانست و کینه‌اش را در پنجم کردن رتبه‌ی کروبی در میان چهار نامزد بروز داد.</p>

<p>پس از انتخابات هم که نیازی به مثال ندارد. کافی است به قضیه‌ی تجاوز به هنگام بازداشت‌ها و بازجویی‌ها در زندان‌ها اشاره کنیم که به جرئت می‌توان گفت کمر رژیم جمهوری اسلامی را شکست و کینه‌ای از او بر دل حاکمان نشاند که تا لحظه‌ی مرگ‌شان آن را فراموش نخواهند کرد.</p>

<p>آخرین کاری که کروبی انجام داد و در نوع خودش می‌توانست نمونه‌ی بارز و بسیار موفقی از یک پیش‌کنش باشد و تا حدودی هم شد این بود که اعلام نکرد روز قدس از کجا وارد راهپیمایی خواهد شد. این باعث نگرانی کودتاچیان شد.</p>

<p>کنش‌گر در بطن رویداد حرکت می‌کند. از آن عقب می‌افتد اما به‌ندرت از آن پیشتر می‌رود. مثال آن را در بند فوق گفتم. موسوی به لحاظ ویژگی‌های شخصیتی‌اش و نیز به خاطر خواسته‌های حداقلی‌اش همواره در حد یک کنش‌گر بوده است. یادمان نرود که او خود را اصولگرای اصلاح‌طلب می‌نامید.</p>

<p>واکنش‌گر هم که خود پیداست که نه واقعه‌ساز و نه همراه با واقعه در حرکت است. او فقط واکنش نشان می‌دهد و راستش، در این مقال نمی‌خواهم راجع به واکنش‌ها چیزی بنویسم.</p>

<p>با این توضیحات بود که اتاق فکر کودتا اقدام به عملیات ایذایی در مقابل خانه‌ی مهدی کروبی کرد. آنها می‌بایست چند روز جلوتر از روز قدس این عملیات را کلید می‌زدند تا جامعه را به اصطلاح «سونداژ» کنند. چه اگر این کار را درست صبح روز قدس انجام می‌دادند، این خطر را داشت که با واکنش غیر مترقبه‌ی مردم مواجه شوند و این یعنی همان چیزی که کروبی به دنبالش بود: یک «پیش‌کنش ناب.»</p>

<p>در واقع، اگر مردم واکنش نشان می‌دادند در روز قدس نبود و طبعاً گسترش نمی‌یافت. یعنی به تعبیر کودتاچیان به راحتی می‌شد آن را جمع کرد و اگر واکنش نشان نمی‌دادند- که ندادند- در نتیجه، این عملیات در روز قدس در عمل تبدیل به محاصره‌ی کروبی در خانه‌اش می‌شد- که شد. در این مجال نمی‌توان به این موضوع نیز پرداخت که چرا مردم واکنش نشان ندادند. آسیب‌شناسی آن بماند برای گفتاری دیگر.</p>

<p>با این حال می‌توان چنین گفت که کودتاچیان بازهم مجبور شدند در روز قدس هزینه بپردازند. علاوه بر امنیتی و پادگانی کردن خیابان‌ها هم‌چون روز ۲۲ بهمن سال گذشته، این‌بار به جای اینکه به کروبی خارج از خانه حمله کنند که همان هم باعث شد تا در همان روز ۲۲ بهمن بازهم حدیثی برای بازگویی به وجود آید، او را در خانه محصور کردند که در عمل باز هم حدیثی برای گفتن خلق شد.</p>

<p>پس می توان چنین نتیجه گرفت که هم کودتاچیان باختند و هم معترضان. چون روز قدس سال ۱۳۸۹ نه مانند روز قدس سال ۱۳۸۸ شد و نه مانند روزهای قدس پیش از آن. اما آیا می توان گفت که این روز باخت – باخت به نفع کسی هم تمام شد؟ به نظر من آری؛ روز قدس سال ۱۳۸۹ نشان داد که مردم ایران به اعلا درجه به یاری هموطنان‌شان در خارج از کشور نیازمندند.</p>

<p>قدرت مانور مردم در داخل کشور و به تبع، چهره‌های شاخص معترض یعنی کروبی و موسوی، بستگی بسیار زیادی به مجموعه‌ی کنش‌های کنشگران ایرانی خارج‌نشین پیدا کرده است. باز بودن دست خارج‌نشینان صرفاً در این نیست که می‌توانند شعارهای تندتری سر دهند و مطالبات فرو خورده‌ی هموطنان‌شان در داخل کشور را رساتر از آنها به گوش جهانیان برسانند. مهم‌تر از آن، این است که مردم ایران در خارج از مرزهای کشور خیلی راحت‌تر می‌توانند تشکل یافته‌تر کنش‌گری کنند و این که به هیچ روی نیازمند روزهای حکومتی برای بیان اعتراضات‌شان نیستند. این خود یک پیش‌کنش است. می‌توان و باید هر روز را بدل به کابوسی برای اشغالگران ایران کرد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/09/post_116.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/09/post_116.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جنبش سبز</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:30:38 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>فلسطین از آن فلسطینیان است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>روز یکشنبه ۱۴ شهریورماه، تمام خبرگزاری‏های جهان خبر واکنش تند دفتر تشکیلات خودگردان فلسطین را به اظهارات محمود احمدی‏نژاد، رییس جمهور ایران در روز قدس منتشر کردند. نبیل ابوردینه، سخنگوی تشکیلات خودگردان گفته بود: «احمدی‏نژاد نماینده‏ی مردم ایران نیست. چرا که در یک انتخابات مجعول پیروز شده و با سرکوب مردم ایران قدرت را قبضه کرده است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100906_PM_2_MaryamMohamadi_RooreKhat.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>در حالی‏که محمود عباس در یک انتخابات آزاد و با حضور بیش از دوهزار ناظر بین‏المللی، به ریاست جمهوری فلسطین برگزیده شده و آقای احمدی‏نژاد حق ندارد درباره‏ی مردم فلسطین و رییس جمهور منتخب آن سخن‏ بگوید.» محمود احمدی‏نژاد مانند گذشته مذاکرات صلح را شکست‏خورده اعلام کرده و به تلویح محمود عباس را اسیر خوانده بود.واکنش فلسطینی‏های سازمان آزادیبخش و دفتر تشکیلات خودگردان در این زمینه به نوعی بی‏سابقه بود.</p>

<p>احمد قابل، دین‏پژوه و تحلیل‏گر سیاسی، در این زمینه می‏گوید:</small></strong></p>

<p>من در خصوص مسئله‏ی فلسطین این تصور را دارم که حکومت ایران بیش از حد طبیعی برای خودش حق قائل است. یعنی نه از منظر یک تحلیل‏گر یا توصیه‏کننده به مسئولان حکومت خودگردان یا دولت حماس، بلکه از موضع آمرانه و مداخله‏گر اظهارنظر می‏کند.این را هرکسی می‏تواند بفهمد که دخالت در تصمیم‌های یک ملت که ادعا می‏کنید آنها را به عنوان یک ملت به‏رسمیت می‏شناسید، برای آنها کشوری قائلید و مدعی هستید آنها مشروعیت دارند برای این‏که درباره‏ی مردم‏شان و کشورشان اظهارنظر کنند، پسندیده نیست.</p>

<p>در عرف دیپلماتیک، به‏هرحال اظهارنظرها حدودی دارد. این‏گونه نیست که شما بگویید: «آن آقایی که رفته است آن‏جا و دارد مذاکره می‏کند، آدم مفلوک و بدبختی است.» وقتی شما با این عبارت‏ها حرف بزنید، طبیعی است که هرکسی واکنش نشان می‏دهد.به نظر می‏آید در خصوص این مسئله، حق با نماینده‏ی ابومازن باشد که در حقیقت می‏خواهد بگوید، هر دولتی باید سعی کند مشروعیت خود را داشته باشد.</p>

<p><strong>چرا این‏طور است؟ چرا آقای احمدی‏نژاد و بسیاری از دولت‌مردان ایرانی با این ادبیات نسبت به دولت‏ها و حکومت‏های دیگر صحبت می‏کنند؟ در حالی که اگر نظر اصلاحی یا به‏قول شما پیشنهادات دیگری دارند، می‏توانند با الفاظ دیگری آن را بیان کنند.</strong></p>

<p>این آقایان خیال می‏کنند که صحنه‏ی سیاست خارجی هم مانند صحنه‏ی سیاست داخلی است. فکر می‏کنند  سخنرانی ۲۲ بهمن و این‏جور موارد است و دارند با مردم خودشان صحبت می‏کنند. هر رفتاری که در داخل با مردم خودشان تجویز می‏کنند، همین را می‏خواهند در سطح بین‏المللی هم اعمال کنند و به همان شکل وارد بشوند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ghabel29bah.jpg' /><br/>
<small><small>احمد قابل، دین‏پژوه و تحلیل‏گر سیاسی</small></small>


</p>

<p>اگر اینجا به مخالفان خودشان اهانت می‏کنند، اگر حقوق‏شان را ضایع می‏کنند، اگر آنها را سرکوب می‏کنند، خلاصه هرگونه رفتاری دارند، خیال می‏کنند صحنه‏ی سیاست خارجی هم مثل همین صحنه‏ی سیاست داخلی است که هیچ‏کس در برابر آنها نایستد یا بتوانند هرجوری که مایلند، مانور بدهند.اگر اینها می‏خواهند بگویند مثلاً دولت محمود عباس به‏خاطر اختلافی که با جنبش حماس دارد، نماینده‏ی مردم فلسطین نیست، نگاهی به خودشان بیاندازند، ببینند خودشان واقعاً نماینده‏ی مردم ایران هستند یا نیستند.</p>

<p><strong>تقریباً از وقتی ما به‏یاد می‏آوریم، مسئله‏ی فلسطین خارج از مرزهای آن انعکاس داشته و هردو طرف این مناقشه، مخالف و موافقانی داشته‏اند. پرسش می‏تواند این باشد که تا چه میزان مسئله‏ی فلسطین بین‏المللی است و تا چه میزان می‏شود در آن، به عنوان نیروی خارجی، فکر خارجی و حضور خارجی دخالت داشت؟</strong></p>

<p>صرف‏نظر از اظهارنظر این و آن، اگر بخواهیم به قضیه‏ی فلسطین نگاه کنیم، به نظر من، اولاً باید قبول کنیم که فلسطین از آن فلسطینیان است. من با عربی کردن مقوله‏ی فلسطین و با اسلامی کردن مقوله‏ی فلسطین موافق نیستم. یعنی با نگاهی مذهبی و یا ملیتی به قضیه‏ی فلسطین نگاه نمی‏کنم.</p>

<p>من می‏گویم حق مردم فلسطین است که بعد از ۷۰ سال آوارگی به راه صلح‌میزی فکر گند. البته به شرط آن‏که مردم فلسطین واقعاً این را بخواهند و بر آن توافق کنند، نه مثل حالا که درگیری و اختلاف‏نظر بین‏شان هست. یعنی اگر نماینده‏ی حقیقی این ملت بتواند دولتی را در آنجا تشکیل بدهد که اکثریت مردم آن را برگزیده باشند و پارلمانی وجود داشته باشد، آنها هر تصمیمی بگیرند، همه‏ی کشورهای اسلامی باید از آن استقبال کنند.</p>

<p>اگر می‏خواهند صلح کنند، به هر دلیلی، به خاطر واقعیت‏های تلخی که در صحنه‏ی زندگی سیاسی دنیا موجود است و به‏خاطر بی‏عدالتی‏هایی که دنیا نسبت به قضیه‏ی فلسطین داشته است، کشورهای دیگر باید از آن استقبال کنند.به‏هرحال آوارگی را آن ملت کشیده‏اند، رنج‏ها را آن‏ها دارند تحمل می‏کنند. نگاه شهروند درجه‏ دو در کشورهای مختلف، به آن‏ها دوخته می‏شود.</p>

<p>ما در زندگی خودمان، در خانه‏ی خودمان هستیم و عزت‏مان برای خودمان علی‌القاعده در کشورمان باید وجود داشته باشد. حال این‏که وجود دارد یا ندارد، حرف دوم است. هرکسی، هر ملتی در کشور خودش عزیز است و آواره‏ی مملکت‏ها و کشورهای این و آن نشده است.باید به این ملتی که ۷۰ سال آوارگی و زجر را تحمل کرده، حق بدهیم که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. این به‏نظر من، باید در درجه‏ی اول اهمیت باشد.</p>

<p><strong>همان‏طور که شما اشاره کردید، در حال حاضر در فلسطین اختلاف نظر میان رهبران سیاسی وجود دارد و در این زمینه حداقل می‏شود از دو جریان حماس و تشکیلات خودگردان صحبت کرد. دولت‏ها و کشورهای دیگر هم می‏توانند نظر موافق یا مخالف نسبت به یکی از این جریانات داشته باشند.</strong></p>

<p>ولی این‏که ما آقای عرفات را خائن بخوانیم، ابومازن را خائن بخوانیم و به هر کسی که بعد از ۷۰ سال آوارگی ملتش، به هر دلیلی می‏رسد به این‏که باید از راه دیگری پیش برود، مارک خیانت بزنیم، به نظرم نشان این است که یا در غفلت کامل هستیم و یا واقعاً می‏خواهیم به آن ملت خیانت کنیم. به نظر من، این حق اولاً متعلق به فلسطینیان است. اگر اکثریت مردم فلسطین دولتی را برگزیده‏اند، هر تصمیمی بگیرند، باید همه در برابر آن تسلیم بشوند.</p>

<p>کشورهای اسلامی و کشورهای عربی ولی به خاطر علایقی که دارند، به خاطر همسایگی‏ای که دارند، به خاطر هم‏کیشی‏ای و یا مثلاً هم‏زبانی‏ای که دارند، می‏توانند به آن دولت توصیه کنند که مثلاً در بعضی رفتارهای سیاسی، ما تا این حد می‏توانیم به شما خدمات بدهیم و تا این حد می‏توانیم از شما حمایت کنیم. می‌توانند بگویند اگر می‏خواهید در مذاکرات صلح در جایی کوتاه بیایید و این کوتاه آمدن را به نفع خودتان نمی‏دانید و از سر ناچاری است که می‏خواهید در این مذاکرات شرکت کنید، ما تا این حد از شما حمایت می‏کنیم.</p>

<p>خوب است کسانی که ادعای حمایت از فلسطین را مطرح می‏کنند، دست طرف فلسطینی را با حمایت‏های حقیقی خودشان، بالاتر و برتر قرار بدهند؛ حمایت‏هایی که انسانی هم هست؛ حمایت‏هایی که تحت عنوان دفاع از حقوق بشر می‏تواند انجام بگیرد. به نظر من، این کاری است که ما باید انجام بدهیم.</p>

<p>اما این که ما مرتب مارک خیانت به افراد بزنیم و هر روز به آنها حمله کنیم و طرح بدهیم و اگر به طرح ما توجهی نشود، طلبکارانه از مردم فلسطین توقع داشته باشیم، به‏نظر می‏آید نوعی فضولی در زندگی آنها است. به نظر من، ما باید به این نکته‏ی اساسی برگردیم که فلسطین از آن فلسطینیان است.</p>

<p><strong>حکومت ایران به‏هرحال دلایلی برای مجاز بودن دخالت خود در امر فلسطین دارد؛ یکی هم این‏که قبله‏ی مسلمانان را در بیت‏المقدس می‏داند و از این‏جا، اصلاً این حق را برای همه‏ی مسلمانان قائل است که در امور سیاسی این کشور دخالت کنند. نظر شما چیست؟</strong></p>

<p>این‏که ما بگوییم قبله‏ی اول مسلمانان در فلسطین است، پس برای مسلمانان این حق را ایجاد می‏کند، مانند آن است که  ادعا کنیم در عربستان سعودی که قبله‏ی دوم و آخر مسلمانان در آن‏جاست، اگر بناست دولت سعودی تصمیمی بگیرد، همه‏ی ما باید در آن دخالت داشته باشیم. به لحاظ سرزمینی می‏گویم، نه به لحاظ جنبه‏های معنوی و فرهنگی. این را چه کسی قبول می‏کند؟ آیا دولت عربستان آن را می‏پذیرد؟ به‏نظر می‏آید چنین ادعایی واهی است که بعضی البته دارند.</p>

<p><strong>چرا این مسئله مطرح نیست که در مناقشه‏ای که میان خود فلسطینی‏ها در داخل وجود دارد، میانجی‏گری‏ای بشود و در آغاز یا به موازات حل مسئله با اسراییل، این مشکل حل بشود؟ مثلاً دولت ایران نمی‏تواند چنین تلاشی بکند؟</strong></p>

<p>این‏که می‏تواند یا نمی‏تواند، اولاً منوط به عزم دولت ایران است. یعنی باید از دولت ایران بپرسید که آیا می‏خواهد اینها با همدیگر متحد باشند یا خیر؟ آن‏هم روی آن‏چه خود آنها تصور می‏کنند حق مردم فلسطین است، نه آن‏چه دولت ایران تصور می‏کند.</p>

<p><strong>به‏هرحال امکان طرح چنین سؤالی با دولت ایران نیست. شما چطور فکر می‏کنید؟ دولت ایران این‏ را می‏خواهد؟</strong></p>

<p>به‏نظر من این را نمی‏خواهد. در شرایط کنونی، به‏خصوص بعد از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی محلی، اینها تصور می‏کنند به گروه خاصی که حداقل در بعضی جنبه‏ها از ایران حرف‏شنوی دارد، دست یافته‏‏اند و  کنار گوش اسراییل می‏توانند در جهت بعضی منافع منطقه‏ای که خودشان برای خودشان تعریف می‏کنند، از حماس استفاده کنند. گرچه الان حماس هم این‏جوری نیست. ممکن است جاهایی به خواسته‏های ایران کمک کند، اما مطمئناً دولت حماس با تصوراتی که دارد، دنبال منافع مردم فلسطین خواهد بود.</p>

<p>منتها به‏هرحال دو رویکرد وجود دارد. ۷۰ سال مبارزه با اشغالگران، این تصورات دوگانه را در مردم فلسطین، به‏خصوص در نسل جوان و نسل‏های میان‏سال ایجاد کرده است. بعضی فکر می‏کنند با درگیری و مقاومت و این‏گونه برخوردها پیش بروند. برخی هم فکر می‏کنند دوران رسیدن به حقوق مردم فلسطین از طریق درگیری سپری شده است.ما باید برای مردم فلسطین این فرصت را ایجاد کنیم که دایم بتوانند با همدیگر گفت‏وگو کنند تا شاید به نتیجه‏ی مشترکی برسند.</p>

<p>دولت ایران هیچ تلاشی در این مسیر نمی‏کند که بین گروه‏های فلسطینی آشتی برقرار شود. همان‏‏طور که در داخل کشور هم می‏بینید که در مسائل داخلی خودش هم این‏جوری است. یعنی اصلاً قائل به این نیست کسی که حرفی برخلاف حرف او داشته باشد، حق انسانی دارد. دنبال حذف است. یک تیغ دستش گرفته، هرکسی که حرف او را گوش نکند، حذف می‌کند. هرکس هم که تصور این آقایان را در مسئله‏ی فلسطین قبول نداشته باشد، باید از صفحه‏ی روزگار حذف شود. حال می‏خواهد ابومازن باشد، عرفات باشد و یا هرکس دیگری که می‏خواهد باشد.</p>

<p><strong>مسئله‏ی وابستگی حماس به دولت ایران، مسئله‏ی قابل تأملی است. آیا حماس در رابطه با دولت ایران معنی می‏شود و نظرگاه‏ها و عملکردش در تطابق کامل با سیاست‏های دولت ایران است؟</strong></p>

<p>مطمئناً این‏گونه نیست. من تصور می‏کنم که حماس منافع خود را بر منافع ایران ترجیح می‏دهد. جاهای مختلفی هم می‏شود قراین آن را دید. اینگونه نیست که هرچه ایرانی‏ها بخواهند، آنها عمل کنند.بله در جاهایی که منافع‌شان با ایران مشترک می‏شود، یا در بعضی جاها، برای جلب کمک‏های ایران، مراعات نظر مسئولان ایران را می‏کنند، اما اینگونه نیست که همه‏ی هستی خود را در جهت ایران قرار بدهند و با تصورات حکام ایران زندگی خود را ادامه بدهند.</p>

<p>به همین دلیل، در بعضی جاها نشسته‏اند و با جنبش فتح و جنبش آزادیبخش فلسطین هم مذاکره کرده‏اند. گاهی حتی به توافق‏هایی هم رسیده‏اند. منتها مقوله‏ی قدرت در فلسطین، همین الان این رقابت را دیگر ایجاد کرده است. یعنی ما باید قبول کنیم که گروه‏های رقیب فلسطینی سر منافع و سر مقامات آن حکومت، با همدیگر درگیری‏هایی دارند که در هر کشوری می‏تواند وجود داشته باشد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1565.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1565.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> خاورميانه</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:20:56 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>حرفه‌ای بودن اخلاقی است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>به نظر بدیهی می‌رسد که هر فرد در هر مقام و حرفه‌ای که قرار دارد ملزم به رعایت اصول اخلاقی است. در واقع این شهود عام وجود دارد که اگر کسی به طور کلی در زندگی‌اش فردی اخلاقی باشد، لزوما در حرفه و نقش اجتماعی که بر عهده دارد نیز اخلاقی خواهد بود. پزشک، معلم، روزنامه‌نگار، وکیل یا قاضی و پلیس پیش از همه این نقش‌ها یک عامل انسانی در جامعه است که مثل دیگر افراد از او نیز انتظار می‌رود که اصولی اخلاقی را رعایت کند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100829_Kharmagas_Maryam_25_Final.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>با این همه موضوعی با عنوان اخلاق حرفه‌ای در هر شغلی مطرح است که به نظر می‌رسد بسیار جزئی‌تر و تخصصی‌تر از موضوعات روزمره در اخلاق عملی است. حال سوال این است که چرا وجود چنین مبحثی ضروری است و چه چیزی فراتر از اخلاق عام را در بر می‌گیرد. آیا یک معلم باید اخلاقی‌تر از یک فرد عادی باشد؟ مگر اینطور نیست که از یک روزنامه‌نگار انتظار می‌رود مانند هر فرد دیگری دروغ نگوید؟ پس چرا فرضا اخلاق روزنامه‌نگاری موضوعی جداگانه از مباحث معمول اخلاق عملی است؟</p>

<p>یکی از مهمترین نکته‌هایی که اخلاق حرفه‌ای را از اخلاق عملی روزمره متمایز می‌کند آن است که در هر شغلی معامله‌ای انجام می‌شود و افراد یا موسسه‌ها پول منتقل می‌کنند. این پول که در ازای فروش خدمات یا کالا پرداخت می‌شود مستقیما پای محاسبه سود و زیان را به میان می‌کشد. به همین دلیل یکی از موضوعات مشترک در اخلاق حرفه‌ای مستقل از شغل مورد نظر، رفتار و عمل درست در این معاملات است.</p>

<p>به عنوان مثال نادرست بودن دریافت رشوه  به هر شکل یا پذیرفتن هدیه از مشتری خواه بیمار باشد یا موکل یا دانشجو، مسئله مهمی در اخلاق حرفه‌ای برای هر پزشک، وکیل یا استاد است.</p>

<p>اما آیا این تنها افراد صاحب مشاغل هستند که باید در معامله‌ها و نقل و انتقال پول درست و اخلاقی عمل کنند؟ در واقع به نظر می‌رسد تا اینجا تفاوت چندانی بین یک فرد عام و فردی که به طور مثال در مقام قاضی یا پزشک یا پلیس قرار دارد، وجود نداشته باشد. برای نمونه اگر شما نیز به عنوان مشتری به قاضی رشوه دهید به همان اندازه عملی غیراخلاقی انجام داده‌اید. پس به نظر می‌رسد تا اینجا اخلاق حرفه‌ای چیزی فراتر از اخلاق عملی ارائه نمی‌کند.</p>

<p><strong>قواعد شغلی</strong></p>

<p>در واقع بسیاری معتقدند که اخلاق حرفه‌ای تنها دستورالعمل‌هایی را برای هر شغل وضع می‌کند و افراد در آن حرفه موظف به پیروی از آن دستورها هستند. به نظر می‌رسد این قواعد چیزی شبیه آیین‌نامه‌های درون سازمانی باشند که رعایت موارد خاصی را از کارکنان انتظار دارد. به عنوان مثالی از این قواعد می‌توان به نحوه رفتار با همکاران و نوع برهمکنش در سلسلسه مراتب اداری، یا عدم دخالت سود شخصی در کار حرفه‌ای اشاره کرد.</p>

<p>به این ترتیب اخلاق حرفه‌ای چیزی جز انجام درست نقش موظفی برای هر فرد نیست. به این تعبیر نمی‌توان پزشک‌ها را به بی‌اخلاق و با اخلاق تقسیم کرد و تنها باید از پزشک حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای نام برد. یعنی پزشک، معلم یا روزنامه‌نگاری که اصول اخلاقی را رعایت نکند در واقع یک فرد غیرحرفه‌ای در شغل خود به شمار می‌رود.</p>

<p>اما مسئله به همین سادگی نیست، وگرنه می‌شد با تقلیل اصول اخلاقی به چیزی شبیه ده فرمان همه مسائل اخلاقی را حل کرد. اما همان‌طور که تا به حال در این سری بحث‌های اخلاقی دیدیم، مشکلات اخلاقی در هنگام قرار گرفتن بر سر دوراهی‌های دشوار تصمیم‌گیری خود را آشکار می‌کنند.</p>

<p>در واقع وجود شاخه‌های مختلف موضوعی در اخلاق مثل اخلاق محیط زیست، یا اخلاق پزشکی به دلیل اختلاف در اصول اخلاقی نیست؛ تفاوت این حوزه در نوع مسائلی است که فرد در هر یک  با آنها روبرو می‌شود. به این ترتیب در اخلاق حرفه‌ای نیز مسئله اصلی تصمیم‌گیری در شرایط دشوار و دوراهی‌های اخلاقی است.</p>

<p><strong>منافع شخصی در برابر وظایف حرفه‌ای</strong></p>

<p>به عنوان مثال یکی از وظایف حرفه‌ای هر پزشک، وکیل یا روزنامه‌نگار حفظ اسرار شخصی بیمار، موکل یا منبع اطلاعاتی است؛ به همین دلیل هر کدام از این افراد در شرایطی ممکن است تصمیم بگیرند که برای حفظ حریم خصوصی شخصی دیگر دروغ بگویند. این انتخاب می‌تواند در مواردی که فرد در مقابل مسئله‌ای بسیار دشوار مثل اتهام به دزدی یا قتل قرار می‌گیرد، کاملا متفاوت باشد. به این معنا که آن فرد علیرغم اصول حرفه‌ای اسرار بیمار، موکل یا منبع اطلاعاتی را که  مرتکب جرم شده فاش کند.</p>

<p>به این ترتیب بحث اخلاق حرفه‌ای به طور عام و در هر شغل خاصی معنا پیدا می‌کند و بسته به مسائل خاص آن حرفه دوراهی‌های اخلاقی متنوع و متفاوتی در مقابل افراد قرار می‌گیرد. این دوراهی‌های اخلاقی را مانند دیگر مسائل اخلاقی می‌تواند در چارچوب‌های مختلف نظریه‌های اخلاقی بررسی کرد. هر فرد بر اساس چارچوب اخلاقی که همیشه از آن پیروی می‌کند برای مسائل حرفه‌ای نیز می‌تواند تصمیم‌های به‌جا و درست بگیرد.</p>

<p>بنابراین مسئله‌ها ممکن است متفاوت باشند اما روش مقابله با آنها همان قواعدی است که در همه مسائل اخلاقی از آنها استفاده می‌کنیم. به این ترتیب حرفه‌ای بودن در هر شغلی معنا پیدا می‌کند.</p>

<p><strong>دو راهی شما</strong></p>

<p>حال نوبت شماست که به سوال این برنامه پاسخ دهید. با توجه به مطالب مطرح شد در این قسمت به این سوال پاسخ دهید که در صورت قرار گرفتن در یک موقعیت دشوار حرفه‌ای و شغلی چه می‌کنید. فرض کنید که یکی از همکاران شما به دلیل اختلاف با رئیس‌تان برکنار یا مجبور به استعفا شده است. شما در جریان این اختلاف‌ها هستید و چیزهایی می‌دانید که ممکن است بازگویی آنها به نفع یا ضرر همکارتان تمام شود. آیا در مواجهه با این مسئله سکوت می‌کنید، در یک نامه عمومی چیزهایی را که می‌دانید منتشر می‌کنید یا استعفا می‌دهید؟</p>

<p><script type="text/javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/3688304.js"></script><br />
<noscript><br /><br />
	<a href="http://polldaddy.com/poll/3688304/">یکی از همکاران شما به دلیل اختلاف با رئیس‌تان برکنار یا مجبور به استعفا شده است. شما در جریان این اختلاف‌ها هستید و چیزهایی می‌دانید.  در مواجهه با این مسئله</a><span style="font-size:9px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">survey software</a></span><br /><br />
</noscript></p>

<p>برای پاسخ به این سوال توجه داشته باشید که هر دو شق ماجرا در اینجا اهمیت دارند. یعنی ممکن است در مسئله خاص شما چیزهایی که می‌دانید به نفع همکارتان باشد یا در یک مسئله دقیقا مشابه دیگر چیزهایی بدانید که به نفع رئیس یا سازمان یا کافرمایتان باشد. در ضمن این موضوع را هم در نظر داشته باشید که حفظ اسرار همکاران و سازمان از اصول حرفه‌ای شماست.</p>

<p><strong>منابع:</strong></p>

<p dir="ltr" id=fn1"><small><a href="http://books.google.com/books?id=MpMlAQAAIAAJ&amp;q=101+Ethical+Dilemmas&amp;dq=101+Ethical+Dilemmas&amp;hl=en&amp;ei=c4NaTPSsHofb4AbPxL3oAQ&amp;sa=X&amp;oi=book_result&amp;ct=result&amp;resnum=1&amp;ved=0CCgQ6AEwAA">101 ethical dilemmas</a>, Martin Cohen, 2007</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_791.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_791.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خرمگس آتن</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:10:43 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>روایت شفق ۱۰</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>به جز موارد استثنائی، گمان نکنم بُریدن آدمها تو این دوره، مسئلۀ عجیب غریبی باشد. بعضیها شاید فقط به شکنجه فکر کنند، به کابل و انواع دیگر شکنجه. اما من گمانم فقط کابل نیست، فقط شکنجه نیست. مسئلۀ طرز تفکر است. مسئلۀ شخصیت فردی است. نگاه آدم است به جهان. وگرنه حسین روحانی که کابل نخورد، پس چرا بُرید و رید؟</p>

<p>مجاهدین وقتی دید خیل گسترده توّابین راه افتاده است، تازه به اصطلاح زرنگی کرد، گفت توبه نامه بنویسید. یعنی وقتی دید همه دارند توبه می‌کنند، گفت توبه کنید. خُب کم نبودند. حدود هشتاد درصد زندانیها مجاهد بودند. مثلاً سر و ته بچه‌های چپ زندان همدان، سی چهل تا می‌شد، بقیه همه مجاهد بودند. مسئله شکست است. وقتی به هوادارهات می‌گویی یک ماه دیگر رژیم رفتنی‌ست و هوادارت می‌بیند همچنین خبری نیست و می‌بیند چَرت گفته‌ای، می‌بُرد.</p>

<p>کار به جایی رسیده بود که حاج داوود رحمانی می‌گفت چوب خط بکشید. مجاهدین گفته بود عمر رژیم سر آمده، تا اول مهر می‌رود. مهر شد آبان، رژیم سر جاش بود. آبان شد آذر، نرفت. شد سال بعد، شد سال دوم، ولی رژیم هنوز سرجایش بود. خُب، همه که توان این را ندارند یک عمر مقاومت کنند. وقتی وعده‌ها دروغ از آب در بیاید، این جوری می‌شود.</p>

<p>وقتی یک سازمانی وعده می‌دهد، باید پشتوانه‌ای هم داشته باشد. خُب، اکثر این مجاهدینی که من دیدم، دانش آموز بودند، تحصیلکرده بودند. اینها که انقلابی حرفه‌ای نبودند. طرف نشریه می‌فروخته است، حالا که نمی‌شد فروخت، برداشته بودند یوزی داده بودند دستش که برو بشو مسئول ۱۵ نفر. یک یارو بود، ده پانزده نفر زیر نظرش بودند. بدون اینکه عملیاتی انجام بدهد، دستگیر شد، همه را لو داد، هشت نفرشان اعدام شدند.</p>

<p>من نمی‌گویم شکنجه نبود. من گمانم شکنجه دادن این جاکشها توی تاریخ بی‌نظیر باشد. ولی فقط این نبود. ما قبل از اینکه وارد زندان بشویم، شکست خورده بودیم. من در مقابل شعارهای جمهوری اسلامی، مات شده بودم. خُب، من می‌گفتم مرگ بر شوروی، جمهوری اسلامی هم می‌گفت مرگ بر شوروی. من می‌گفتم مرگ بر آمریکا، او هم همین را می‌گفت. می‌گفت شعار من و تو چه فرقی با هم دارد؟ من می‌ماندم. خُب من از چه چیزی می‌توانستم دفاع کنم؟ می‌گفتم توده‌ها، خُب، توده‌ها شده بودند زندانبان خود من. توده‌ها که بیشتر با آنها بودند تا با من.</p>

<p>ما نمی‌فهمیدیم که وقتی داریم شعاری را مطرح می‌کنیم، باید پشتوانه‌اش را هم داشته باشیم.</p>

<p>جمهوری اسلامی مثل یک سازمان سیاسی با زندانی برخورد می‌کرد. ایدئولوژیک برخورد می‌کرد. یارو می‌گفت رد دیالکتیک با دیالکتیک. می‌گفت من دویست تا تناقض از مارکسیسم در آورده‌ام، اگر جوابی بدهی، من می‌شوم مارکسیست. خُب من جوابی نداشتم. من اصلاً چه می‌دانستم مارکسیسم یعنی چی. منی که دانش فلسفی نداشتم، آگاهی سیاسی درستی نداشتم، که نشریه‌ام را درست نمی‌خواندم، و تازه اگر هم می‌خواندم، همه چیز را چشم و گوش بسته می‌پذیرفتم، و خدام حسین روحانی بود و ابوتراب حق شناس و مسعود رجوی و کیانوری، و فقط به پشتوانۀ حضور این آدمها معنی داشتم، خُب، معلوم است وقتی می‌افتم توی زندان، تهی هستم و زرتی می‌شکنم.</p>

<p>تازه آن طرف قضیه هم هست. پیکار مثلاً در می‌آمد علیه جمهوری اسلامی، علیه لیبرالها، شعار محوری است. بعد، یکدفعه می‌گفت لیبرالها وجود ندارند، شعار ما علیه جمهوری اسلامی است. حالا اینکه این را از کدام قوطی در می‌آورد، دیگر توضیح نمی‌دادند. یعنی همه چیزمان با هم می‌خواند. نه رهبرهامان شعور داشتند به ما بدهند و نه ما شعورش را داشتیم که به آنها چیزی بدهیم یا از آنها بخواهیم. جمهوری جاکش هم که اصلاً فرصت نداد دست راست و چپمان را از هم تشخیص دهیم. بعد، من توی زندان می‌دیدم آن مسئول ننه سگ ایدئولوژیک بیشتر از من می‌داند.</p>

<p>می‌گویم از قبل شکسته بودیم. وگرنه سعید یزدیان کسی است که دورۀ شاه، توی زندان افسانۀ مقاومت دارد. کسی است که ساواک شاه با آن دم و دستگاهش نتوانست بمبی را که تو ساختمانش کار گذاشته بود، کشف کند. ولی اینجا می‌برد.</p>

<p>مثلاً یکی از مجاهدین، گفت من فقط یک کابل خورده‌م، اونم به خاطر تو. چون پرسیده بودند که این پیکاری است یا نه؟ گفته بود نه. اما این آدم کابل نخورده بُرید. یعنی از قبل شکسته بود.</p>

<p>همین جریانی که تو خارج می‌بینی. اینجا که کسی کابل نمی‌خورد. چرا نمی‌شود کار کرد؟ کار کردن برنامه می‌خواهد. من آدم هستم دیگر. توی زندان فکر می‌کردم منی که می‌گویم دهقانها، خُب، چه برنامه‌ای برایشان دارم؟ وقتی همین جور الکی با چهارتا شعار می‌روی زندان، معلوم است می‌شکنی. من مطمئنم آن کسانی که تو زندان جمهوری اسلامی دوام آوردند، فقط آدمهای لوطی بودند، نه آدمهای سیاسی. یعنی من حساب می‌کردم که با این رفیقم، ده‌ها بار رفته‌ام عرق خوری. توی خیابانها دست گردن هم انداخته‌ایم، با هم آواز خوانده‌ایم. شب رفته ام خانه‌اش، مادرش برام غذا آورده، رختخوابم را انداخته است. بی‌پول بوده‌ام، ازش پول گرفته‌ام. می‌دیدم این جزئی از زندگی من است، نمی‌توانم بدهمش دست جاکشها. این را من به یک توّاب ازگل گفتم. چون توی توّابها هم آدم حسابی زیاد بود. طرف ظاهرا توبه می‌کرد که بماند. اما این دگوری بود. گفتم تو آدم مزخرف گهی هستی! چند شب تو با این مرد غذا خورده‌ای جاکش؟ چند شب مادرش رختخواب تو را انداخته است؟ گفتم جاکش، تو اگر فقط به دستهای مادرش که استکان چای را جلوت می‌گذاشت، فکر می‌کردی، لوش نمی‌دادی که ببرند اعدامش کنند.</p>

<p>من آدمهایی را که دیدم دفاع کردند، اکثراً بدون هویت سازمانی بودند. منظورم این نیست که جزو سازمانی نبودند، نه، بودند، ولی هویت فردی داشتند. بخصوص بعد از سال ۶۱، یعنی طرف، اگر می‌ماند، فقط لوطی بود، انسان بود، به آدمها اعتقاد داشت. نمی‌توانست ۵۰ نفر را بدهد دم تیغ و خودش زنده بماند.</p>

<p>دویست تا کابل که بخوری، فوقش استخوانت چرک می‌کند. چه کسی در زندگیش کتک نخورده است؟ مشت نخورده است؟ همه کتک خورده‌ایم. از پدر مادر، تو دعوا. یارو می‌دید وقتی پیکاری وجود ندارد، از چه چیزش دفاع کند؟ یکی از بچه‌های جنس مجاهدین بود، دیده بود از کی دفاع کند؟ از عرفات دفاع کرده بود. چون جمهوری اسلامی عرفات را ضد انقلاب می‌دانست. گفتم آخر این هم شد دفاع؟ عرفات کیه که تو ازش دفاع می‌کنی؟ یعنی آدم شاهکارهایی می‌دید باور نکردنی. والله، امروز اگر من برگردم، جمهوری اسلامی بگیردم، از عروسی ننه‌ام می‌گویم تا دامادی بابام.</p>

<p>اینجا دقیقا لوطی‌گری بود. هر کی لوطی‌تر بود، بیشتر دوام می‌آورد. تصوّر ما این است که دانشجو و معلم آگاهترین فرد جامعه‌اند، در صورتی که این طور نیست. خیلی‌ها می‌روند یک لیسانس بگیرند که مردم را بچاپند، یا در نهایت زندگیشان را بکنند.</p>

<p>امروز که دوران قدیم نیست که دانش و فرهنگ دارای معنویتی خاص باشد. تازه قدیمها هم از میان صد تا آدم با دانش، چندتایی انگشت شمار شریف بودند. خُب، یک دانش آموز یا دانشجو که هنوز زندگی نکرده است، که دست نکرده است تو جیبش، صد تومن برای رفیقش خرج کند، معلوم است که نمی‌تواند لوطی باشد.</p>

<p>در مورد خودم بگویم. سال ۶۰ تو سیدخندان می‌نشستم. وقتی سال ۶۳ آزاد شدم، مدتی بعدش رفتم تهران، توی همان خانه. بچه‌ها هنوز همانجا بودند. گفتم کره خرا، چرا خونه رو عوض نکردین؟ گفتند می‌دونستیم تو این قدر غرور داری و این قدر خودپرست هستی که کسی رو لو ندی. البته بعدا یکی‌شان این قدر آدم جفنگی از کار درآمد که حالم را به هم زد و اگر دست به لو دادنم خوب بود، می‌رفتم لوش می‌دادم.</p>

<p>خُب، یارو را گرفته بودند، از همان لحظه شروع کرده بود به همکاری کردن. گفته بود اینجا قرار دارم. این نه کابل خورده بود، نه چیزی. همان سر قرار، شروع کرده بود همکاری کردن. این آدم کمیتۀ مرکزی مجاهدین همدان را از ایران فراری داد. اولین قرارش را داد تا رسید به کمیتۀ مرکزی همدان. تو همدان یک سری را داد، بعد، با پاسدارها گشت می‌زد، مجاهد می‌گرفت. این که کابل نخورده بود. این از اول شکسته بود.</p>

<p>یکی سال ۶۰، از زندان بسیج فرار کرد. رفته بود با هزار بدبختی، برای خودش تو گوهردشت یا نمی‌دانم مهرشهر زندگی می‌کرد. زن داشت، دوتا بچه داشت. خلاصه، کلّی دنبال رابطه با مجاهدین بود. یک روز تو کرج دو تا دختر را می‌بیند. از دوستان قدیمیش بوده‌اند. می‌گوید اینجا چه کار می‌کنین؟ می‌گویند دنبال ارتباط با مجاهدین هستیم. می‌گوید منم دنبال ارتباطم. بعد، می‌گویند ما جا نداریم. این اعتماد می‌کند. این دوتا دختر را می‌برد خانۀ خودش. مشکلی نداشته است. زن داشته، بچه داشته. بعد، این هرجا می‌رفته مهمانی، این دو تا را هم با خودش می‌برده. چیزی که برای من تعجب آور است، این است که چطور حافظۀ توّابها این قدر خوب کار می‌کند؟ آقا، این دخترها یک مدتی پیش این می‌مانند. بعد، یک روز می‌گویند ما می‌رویم توی خیابون چرخی بزنیم، شاید همین جور اتفاقی یکی دوتا از بچه‌ها را ببینیم.</p>

<p>اینها می‌روند توی خیابان، کمیته می‌گیردشان. آقا، این مادر قحبه‌ها نه تنها آن بابا را لو می‌دهند، بلکه می‌روند همۀ کسانش را هم لو می‌دهند. می‌گفت شب توی کمیته دیدم صدای گریه می‌آد. هی می‌گن من بی‌گناهم و از این حرفها. از پاسداره پرسیدم اینها کی‌ان؟ گفت فامیلهای خودت هستن. این دخترها هر خانه‌ای را که با این رفته بودند مهمانی، لو داده بودند.</p>

<p>من نمی‌دانم حافظۀ این حرامزاده‌ها چطور این قدر دقیق کار می‌کرد که همۀ خانه‌ها را یادشان مانده بود؟<br />
اینها که کابل نخورده بودند. تمام فک و فامیل این را لو داده بودند. یعنی خیلی منطقی می‌شود فهمید که کابل نخورده‌اند. چون صبح از خانه آمده‌اند بیرون و دو ساعت بعد با پاسدارها آمده بودند در خانۀ این بابا. حالا بگیر دو تا چک خورده باشند، یا بگیریم چون جایی نداشته‌اند، مجبور بوده‌اند آدرس آن بابا را بدهند، ولی با فک و فامیلش چکار داشتند؟ این بنده خدا ۱۵سال حبس گرفت.</p>

<p>بعد این مجاهدی که گفتم تا دل کمیتۀ مرکزی مجاهدین رفت. این آدم فقط ۲۶ تا عملیات موفق داشت. چند بار حزب اللهی‌ها را با چاقو زده بود. آدم فعالی بود. هیچ کس فکر نمی‌کرد این را بتوانند دستگیر کنند. خیلی آدم زرنگی بود.</p>

<p>با یکی قرار داشته. من هر دوتاشان را تو زندان دیدم. رفته سر قرار، حالا یا لو رفته بوده یا هرچی، تا می‌گیرندش شروع می‌کند به همکاری. برده بودندش اوین، بعد آورده بودند همدان. یکی از بچه‌ها می‌گفت من فقط یک کمی نخود لوبیا به تشکیلات مجاهدین کمک کرده‌ام، این دیوث من را هم لو داده.</p>

<p>می‌دانی، ترسیدن یک امر طبیعی است، تاب نیاوردن و لو دادن هم باز چیز عجیب غریبی نیست، اما این که آدم بردارد کسی را هم که فقط چند کیلو نخود لوبیا به سازمان کمک کرده، لو بدهد، اصلاً شاهکار است.</p>

<p>مثلاً یک نمونۀ دیگرش، سال ۶۰ بود. یک بابایی به اسم احمد گورکی، از بچه‌های مجاهدین بود، من بعدا دیدمش. بچۀ جنسی بود. یک روز یکی از مجاهدها که بعدا توّاب شد، تو خیابان داشته می‌رفته، این را می‌بیند که با یکی از بچه‌های تشکیلات مجاهدین تو اتو همدان ایستاده، حرف می‌زند. این فقط قیافۀ احمد را به خاطر می‌سپرد. بعد آن آدمی که با این قرار داشته مهدی افشار بوده. که مسئول این هم بوده. این مهدی خودش تعریف می‌کرد که این حرامزاده چهارتا تشکیلات همدان را لو داده. مهدی افشار اصلاً زیر بار نرفته بود که من این را می‌شناسم. این کثافت حتی شکل مسواک گذاشتن مهدی را هم گفته بود که هیچ گونه شک و شبهه‌ای باقی نماند.</p>

<p>مهدی افشار دفاع کرد.<br />اعدامش کردند.</p>

<p>این پسره هم روانی شد. بعد بسیجی شد. این کابل نخورده همه چیز را گفته بود.</p>

<p>منظورم این است، افرادی که می‌شکستند، از قبل خُرد شده بودند. فقط منتظر تلنگر بودند تا فرو بریزند. حالا یا از طریق فیزیکی، یا هرچی. یارو را، برادرش را اعدام کرده بودند، خودش دو ساعت انفرادی را تحمل نکرد، شروع کرد به همکاری. یکی دلش برای زنش تنگ می‌شد، یا دلتنگ بچه‌اش می‌شد، شروع می‌کرد به همکاری.</p>

<p>حالا یک عده لوطی‌گری می‌کردند، اعدام می‌شدند، یا حبس می‌کشیدند، یا در نهایت، فقط به خودشان لطمه می‌زدند، یک عده نه.</p>

<p>به نظر من مسئلۀ فقط شکنجه نیست. شکنجه به این سادگی نمی‌تواند خُردت کند. چون وقتی کابل می‌زنند، دردت می‌آید و اولین عکس العملت نفرت است. بنابراین نمی‌توانی به راحتی هرچه می‌خواهند بهشان بدهی. البته هیچ کس نمی‌تواند یک حکم کلّی صادر کند. مثلاً خیلی‌ها هم بودند که آن قدر این جاکشها با کابل زده بودندشان و آن قدر با مشت و لگد به جانشان افتاده بودند که نتوانسته بودند تاب بیاورند. شکسته بودند. توبه کرده بودند. برادر برادر می‌کردند. دست آخوند ماچ می‌کردند. و به چنان حقارتهایی تن می‌دادند که دل آدم را به درد می‌آوردند، که دیگر به هیچ وجه نمی‌شد باور کرد که انسان، اشرف مخلوقات عالم است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/library/2010/09/_9.html'>روایت شفق - ۹</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/library/2010/09/post_366.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/library/2010/09/post_366.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">روایت شفق</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:00:24 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«خودکفایی ایران در تولید بنزین»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>مسعود میرکاظمی، وزیر نفت ایران از «خودکفایی» این کشور در تولید بنزین خبر داد و افزود که ایران از واردات بنزین بی‌نیاز شد.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری‌های ایران، میرکاظمی امروز در جمع خبرنگاران، میزان تولید روزانه بنزین در ایران را بیش از ٦٦ میلیون لیتر اعلام کرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mirkazemi3.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>وزیر نفت، تولید پیشین بنزین در ایران را ٤٤ میلیون لیتر در روز اعلام کرد و افزود که برای تأمین مصرف داخلی نیاز به واردات روزانه ٢٠ میلیون لیتر بنزین از خارج از کشور بوده است.</p>

<p>در سال ١٣٨٨ قسمت عمده بنزین ایران از امارات وارد می‌شد که بیش از ٧٠ درصد بنزین وارداتی ایران را تشکیل می‌داد. </p>

<p>عمده‌ترین تأمین‌کنندگان بنزین ایران در سال گذشته امارات، هند و ترکمنستان بودند. بر اساس آمار در سال گذشته بیش از ٧٢ درصد از کل بنزین وارداتی ایران از امارات وارد شده که ارزش آن بالغ بر سه میلیارد دلار است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">میرکاظمی امروز در جمع خبرنگاران، میزان تولید روزانه بنزین در ایران را بیش از ٦٦ میلیون لیتر اعلام کرد</span></div></p>

<p>میرکاظمی با اشاره به آنچه که «شیطنت برخی از قدرت‌های غربی، تحریم‌ها و افزایش قیمت فروش بنزین» نامید، افزود: «از ٢٠ روز پیش تاکنون در واحدها طرح افزایش تولید بنزین شروع شد که سرانجام توانستیم در هفته اخیر روزانه ٦٦/٥ میلیون لیتر بنزین تولید کنیم.»</p>

<p>به گفته محمد رویانیان، رییس ستاد حمل ‌و نقل و مدیریت مصرف سوخت ایران، مصرف روزانه بنزین در ایران در سال جاری کمتر از ٦٣ میلیون لیتر است.</p>

<p>پس از تصویب دور تازه تحریم‌ها در خردادماه گذشته علیه برنامه هسته‌ای ایران، واردات بنزین به ایران نیز مشمول تحریم شد.</p>

<p>مرداد ماه گذشته، خبرگزاری ریانووستی از مسکو گزارش داد که حجم واردات بنزین به ایران در ماه جولای، (تیر ـ مرداد ٨٩ ) با کاهش ٥٠ درصدی به ٦٠ هزار بشکه در روز رسیده است.</p>

<p>پیش از این حجم واردات بنزین ایران در ماه مه، (خرداد ـ تیر ٨٩) ١٢٠ هزار بشکه در روز بوده است.</p>

<p>به نوشته این خبرگزاری، کمپانی‌های پتروناس مالزی، لوک اویل روسیه، رویال بریتانیا و هلند، ویت‌اویل سوئیس، ترافیگورای هند، بریتیش پترولیوم بریتانیا، شل برینتانیا و دانمارک و همچنین کمپانی‌های آمریکایی « Reliance Industrie، Glencore و Ingersoll Rand» فروش بنزین به ایران را یا متوقف کرده‌اند و یا از بستن قرارداد تازه با ایران خودداری کرده‌اند.</p>

<p>شرکت توتال فرانسه نیز از خرداد ماه گذشته فروش بنزین به ایران را متوقف کرد.</p>

<p>به دنبال توقف فروش بنزین، مسعود میرکاظمی ششم مرداد ماه ٨٩ از آمادگی مجتمع‌های پتروشیمی ایران برای تولید روزانه دست‌کم ١٥ میلیون لیتر بنزین خبر داد.</p>

<p>میرکاظمی گفته بود:‌ «تا پایان سال ٩٢ به امکان تولید روزانه ١٧٠ میلیون لیتر بنزین دست خواهیم یافت که در آن سال نیاز کشور بیش از ٦٦ میلیون لیتر در روز نیست، بنابراین می‌توانیم بگوییم تا سال ٩٢ صادرکننده بنزین خواهیم بود.»</p>

<p>محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران نیز سوم مردادماه گذشته با اشاره به تحریم بنزین گفته بود که:‌ «می‌گویند که بنزین را تحریم می‌کنیم. این از آرزوهای من است که بنزین تحریم شود. ظرف دو روز ۱۷ میلیون لیتر جایگزین می‌کنیم. همه‌ کارها را انجام داده‌ایم و کلیدش آماده و در دست ما است.»</p>

<p>در حال حاضر در ایران پنج طرح بنزین سازی در پالایشگاه‌های تهران، بندرعباس، تبریز، آبادان و اصفهان در حال اجرا است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14270.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14270.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 15:52:20 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>انتقاد عبدالله نوری از برخورد نکردن با لباس شخصی‌ها</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>عبدالله نوری، وزیر کشور ایران در دولت محمد خاتمی که به دیدار مهدی کروبی یکی از رهبران مخالف دولت رفته بود، گفت که حکومت ایران «چرا برای کنترل و برخورد با نیروهای لباس شخصی و خودسر اقدامی انجام نمی‌دهد.»</p>

<p>به گزارش تارنمای کلمه، نوری در بازدید از خانه مهدی کروبی که هفته گذشته مورد حمله نیروهای «بسیجی و لباس شخصی» قرار گرفت، گفت:‌ «چنین حوادث تلخ و تکان دهنده‌ای را قبل از انقلاب هم به یاد ندارم که به تعبیر متولیان امور، عده‌ای خودسر مجال بیابند طی چند شبانه روز در محله‌ای از پایتخت که نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی حضور دارند، دست به چنین رفتاری بزنند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/karubi-nouri.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>عبدالله نوری افزود: ‌«چگونه است در شب‌های قدر برای کنترل جلسات محدود و حتی خانگی توسط منتقدین، نیروی امنیتی و انتظامی گسیل می‌شود ولی برای کنترل و برخورد با نیروهای لباس شخصی و به اصطلاح خودسر اقدامی مشاهده نمی‌شود؟»</p>

<p>وزیر کشور دولت محمد خاتمی در دیدار با کروبی به طرح این پرسش پرداخت که «آیا منتقدین هم به اندازه نیروهای به اصطلاح خودسر می‌توانند در یک تجمع مسالمت‌آمیز اعتراض خود را نسبت به عملکرد همین نیروها بیان کنند یا چون خودسر نیستند باید سرکوب شوند؟»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">به گفته عبدالله نوری با اعمال رفتار خشن، تهدید و ارعاب از سوی حکومت، مواضع منتقدان تغییر نمی‌کند</span></div></p>

<p>نوری افزود: ‌«این بود مدینه فاضله‌ای که نویدش داده می‌شد و این همان حکومت عدل علوی است که با این رفتارها به جهانیان معرفی می‌شود؟»</p>

<p>به گفته عبدالله نوری «اگر حاکمیت واقعا مخالف این حرکت‌های غیر انسانی است، باید با آن برخورد کند تا به همکاری و همنوایی با مهاجمان متهم نشود.»</p>

<p>نوری افزود: «با چه بیان و گفتاری می‌توان حکومت را قانع کرد که بسیاری از منتقدان اگر بیش از آن‌ها دلسوز این آب و خاک و دین و آیین نباشند، کمتر ازآن‌ها نیستند ولی مثل حکومت فکر نمی‌کنند و صلاح و فساد حکومت را به گونه‌ای دیگر می‌دانند و این هم جرم نیست.»</p>

<p>به گفته عبدالله نوری با اعمال رفتار خشن، تهدید و ارعاب از سوی حکومت، مواضع منتقدان تغییر نمی‌کند.</p>

<p>او افزود:‌ «آیا حکومت معتقد است باید در ١٥ ماه گذشته این همه هزینه داده می‌شد و یا خودشان هم در خلوت خود به این نتیجه رسیده‌اند که می‌شد با هزینه‌ای به مراتب کمتر به نتایجی به مراتب بهتر در جهت منافع ملی، آسایش، رفاه و خواست مردم دست یافت.»</p>

<p>هفته گذشته چندین بار منزل مهدی کروبی یکی از رهبران مخالفان دولت ایران مورد حمله لباس شخصی‌ها قرار گرفت. در شیراز نیز لباس شخصی‌ها به مسجد قبا که محل برگزاری نماز و سخنرانی آیت‌الله علی محمد دستغیب از مراجع تقلید مخالف دولت است، حمله کردند.</p>

<p>میرحسین موسوی یکی از رهبران مخالفان دولت، حملات پی‌درپی به منزل مهدی کروبی را «بهترين نشان خوف اقتدارگرايان از جنبش مردمی و نيز بهترين دليل برای ابزاری شدن همه شعارها و مراسم و مناسک اسلامی و انقلاب» خواند.</p>

<p>کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران نیز ١٢ شهریور اعلام کرد که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران مسئول «حمله و خشونت علیه مخالفان حکومت» است.</p>

<p>همچنین سپاه محمد رسول‌الله تهران ١٤ شهریور در اطلاعيه‌ای اعلام کرد که «مسببان تجمع و تيرانداری مقابل منزل کروبی افرادی خودسر و کاملأ بی‌ارتباط با بسيج و سپاه هستند.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14272.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14272.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 14:10:12 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ایران، کره جنوبی را در سئول شکست داد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>تیم ملی فوتبال ایران عصر امروز در یک دیدار دوستانه که در کره جنوبی برگزار شد، توانست تیم کره جنوبی را پس از ٣٩ سال در خاک این کشور شکست دهد.</p>

<p>ایران پیش از این تنها یک بار در تاریخ ٢١ شهریور ١٣٥٠ خورشیدی توانسته بود کره جنوبی را در سئول و در جریان یک بازی دوستانه با نتیجه دو بر صفر شکست دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/iran2010.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در بازی امروز ایران و کره جنوبی، مسعود شجاعی در دقیقه ٣٥ نیمه نخست دروازه کره جنوبی را گشود تا پس از ٣٩ سال، ایران بتواند دومین شکست را در سئول به تیم کره جنوبی تحمیل کند.</p>

<p>بازیکنان کره جنوبی در دقایق ابتدایی نیمه نخست، حملات متعددی روی دروازه ایران انجام دادند اما نتیجه‌ای نگرفتند. </p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">ایران پیش از این تنها یک بار در تاریخ ٢١ شهریور ١٣٥٠ توانسته بود کره جنوبی را در سئول با نتیجه دو بر صفر شکست دهد</span></div></p>

<p>بازیکنان ایران کم کم توانستند بر جریان بازی مسلط شوند و در دقیقه ٣٥ پژمان نوری از اشتباه «لی یونگ پی یو» در مهار توپ استفاده کرد و توپ را به مسعود شجاعی پاس داد. مسعود شجاعی هم که در موقعیت تک به تک با دروازه‌بان کره جنوبی قرار داشت، توپ را درون دروازه کره جای داد.</p>

<p>این دیدار دوستانه در فاصله ١٢١ روز مانده به جام ملت‌های آسیا برگزار شد.</p>

<p>جام ملت‌های آسیا از هفتم ژانویه ٢٠١١ (١٧ دی ١٣٩٠) آغاز می‌شود و ایران در مرحله گروهی با عراق، کره شمالی و امارات بازی خواهد کرد.</p>

<p>نخستین دیدار ایران و کره جنوبی ٥٢ سال پیش در سال ١٩٥٨ میلادی در چارچوب بازی‌های آسیایی در توکیو برگزار شد که در جریان آن ایران با دریافت پنج گل از کره جنوبی شکست خورد.</p>

<p>تیم ایران شنبه گذشته نیز موفق شده بود که با نتیجه دو بر صفر تیم چین را در شهر ژنگژو شکست دهد.</p>

<p>تیم ملی ایران امروز با سرمربیگری افشین قطبی و  با ترکیب مهدی رحمتی، محمد نصرتی، هادی عقیلی، جلال حسینی، احسان حاج‌صفی، پژمان نوری (دقیقه ٨٤ حنیف عمران زاده٤)، آندرانیک تیموریان، جواد نکونام، مسعود شجاعی (دقیقه ٩٤ هادی نوروزی)، غلامرضا رضایی (دقیقه ٧٩ محمدرضا خلعتبری) و محمد غلامی (دقیقه ٤٠ کریم انصاری‌فرد و دقیقه ٧٣ مهرداد اولادی) به میدان رفت.</p>

<p>«صالح سوبخیدین»، داور مالزیایی این دیدار در جریان بازی به محمد نصرتی و آندرانیک تیموریان از تیم ایران کارت زرد نشان داد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14271.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14271.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 14:04:12 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«آژانس مسائل سياسی را دخالت می‌دهد»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>با انتشار تازه‌ترين گزارش يوکيا آمانو، مديرکل آژانس بين‌المللی انرژی اتمی درباره فعاليت‌های هسته‌ای ايران و تأکيد بر ادامه غنی‌سازی اورانيوم از سوی اين کشور، مقامات ايران نسبت به آن واکنش نشان دادند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری‌های جهان، آقای آمانو در آخرين گزارش خود که عصر ديروز منتشر شد از احتمال «فعاليت‌های هسته‌ای محرمانه ايران با همکاری ارگان‌های نظامی» اظهار نگرانی کرد و متذکر شد که اين کشور برخلاف مفاد قطعنامه‌های شورای امنيت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بين‌المللی انرژی اتمی همچنان به غنی‌سازی اورانيوم ادامه می‌دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/agance070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در گزارش فوق آمده است که جمهوری اسلامی ايران تا ۲۰ اوت امسال ۲۲ کيلوگرم اورانيوم غنی‌شده ۲۰ درصدی توليد کرده و غنی‌سازی در اين سطح همچنان ادامه دارد. اين گزارش همچنين از توليد ۹۹۵ کيلوگرم اورانيوم با غنای کم از تاريخ ۲۳ نوامبر ۲۰۰۹ تا ششم اوت امسال خبر داده است.</p>

<p>يوکيا آمانو اعلام کرد که بازرسان آژانس به هنگام بازرسی از تاسيسات غنی‌سازی اورانيوم در نطنز به اورانيوم با غنای بين ۵ تا ۷.۱ درصد در اين تأسيسات دست يافته‌اند که گزارش می‌گويد اين اندازه «بالاتر از حد اعلام شده از سوی ايران» برای اين تاسيسات است.</p>

<p>مدير کل آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای در اين گزارش از «شکسته شدن مهر و موم‌های» آژانس در تأسيسات نطنز خبر داد که ايران آن را «اتفاقی» دانست. آژانس قرار است اين موضوع را پيگيری کند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">علی‌اکبر صالحی: شيوه گزارش‌نويسی آژانس در يک سال اخير تغيير کرده است</span></div></p>

<p>در همين حال خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از علی‌اکبر صالحی، رييس سازمان انرژی اتمی گفت: «محور اصلی گزارش جديد مدير کل آژانس، تاکيد بر انحراف نداشتن فعاليت‌های هسته‌ای ايران از مسير صلح‌آميز است.»</p>

<p>صالحی ساير مسائل مطرح شده در گزارش را «اموری فرعی» دانست و افزود: «آژانس بين‌المللی انرژی اتمی بايد حواسش را قدری بيشتر جمع کند و از موضع بی‌طرفی و انصاف خارج نشود؛ چرا که اعتبار آژانس به تخصصی، فنی بودن و بی‌طرف بودنش است.»</p>

<p>وی در مورد اخراج دو بازرس آژانس توسط ايران گفت که آن‌ها «خلاف واقع گزارش کردند، آژانس هم به اين نتيجه رسيد اما نمی‌خواهد بر اين مساله اذعان کند.» صالحی انتخاب بازرسان را «حق ايران و تمام کشورهای عضو آژانس» دانست. </p>

<p>علی‌اکبر صالحی در مورد ندادن مجوز برای بازرسی آژانس از تأسيسات آب سنگين اين کشور نيز گفت اگر آژانس ثابت کرد که بايد از اين تأسيسات بازديد کند اجازه داده خواهد شد اما «ما چنين قانونی را در مقررات نيافتيم.»</p>

<p>رييس سازمان انرژی اتمی ايران تقاضای آژانس مبنی بر اين‌که ايران بايد پيش از اعلام ساخت ‌١٠ سايت غنی‌سازی، آژانس را مطلع می‌کرد، گفت بر اساس اصلاحيه قانون قديم «ايران موظف به ارائه‌ چنين اطلاعاتی نيست» و اين کشور به اصلاحيه جديد نيز «تعهدی ندارد.»</p>

<p>صالحی افزود: « شيوه گزارش‌نويسی آژانس در يک سال اخير تغيير کرده است و جای اين سوال است که پس از رفتن مدير کل پيشين از آژانس، چه تغييری روی داده است و يا ايران چه اقدامی را انجام داده است؟»</p>

<p>وی تأکيد کرد: «ما احساس می‌کنيم فشارهای سياسی آثار خودش را در برخی از رده‌های آژانس می‌گذارد.»</p>

<p>علی‌اصغر سلطانيه، نماينده‌ دائم ايران در آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در واکنشی نسبت به گزارش يوکيا آمانو گفت: «گزارش مدير کل آژانس نسبت به گزارش‌های مديرکل قبل، متوازن نيست و اشکالاتی مبنی بر پرداختن به جزئيات فنی و برجسته کردن و نقل قول از متن قطعنامه‌های شورای امنيت در آن ديده می‌شود.»</p>

<p>از سوی ديگر رامين مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران ضمن بيان اينکه اين گزارش حاکی از «فعاليت‌های صلح‌آميز هسته‌ای ايران» است، در همين حال افزود که آژانس بايد «شأن فنی» خود را رعايت کند و به «مسائل سياسی و غير فنی» نپردازد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14267.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14267.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:50:15 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تذکر ۱۲۲ نماينده مجلس به احمدی‌نژاد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>۱۲۲ نماينده مجلس ايران در يک تذکر کتبی به محمود احمدی‌نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، نسبت به تعيين نمايندگان ويژه در سياست خارجی و پرهيز از موازی‌کاری در اين عرصه تذکر دادند. </p>

<p>به گزارش خبرگزاری مهر، اين تذکر در پايان جلسه علنی امروز مجلس خوانده شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/majles070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اين نمايندگان در تذکر خود تاکيد کرده‌اند که «انتصاب نمايندگان ويژه رئيس جمهور درعرصه سياست خارجی خلاف قانون است و لازم است رئيس جمهور از توصيه‌های رهبری در اين زمينه تبعيت کند.»</p>

<p>محمود احمدی‌نژاد اخیرا چهار نماینده خود را برای امور خارجی منصوب کرد.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">نمايندگان: لازم است رئيس جمهور از توصيه‌های رهبری در اين زمينه تبعيت کند</span></div></p>

<p>وی، اسفندیا رحیم مشایی را به عنوان نماینده ویژه رئیس ‌جمهوری در امور خاورمیانه، حمید بقایی را به عنوان نماینده ویژه در امور آسیا، محمدمهدی آخوندزاده را به عنوان نماینده ویژه در امور دریای خزر و ابوالفضل ظهره‌وند را به عنوان نماینده ویژه در امور افغانستان منصوب کرد.</p>

<p>همچنين حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران و يکی از برگزيدگان محمود احمدی‌نژاد، دو روز پيش، از انتصاب دو نماینده ویژه جدید توسط احمدی‌نژاد در حوزه‌های آفریقا و آمریکای جنوبی خبر داد.</p>

<p>وی هفته گذشته در اظهار نظری از «کشتار دسته جمعی ارامنه توسط ترک‌ها» سخن گفت که با واکنش دولت ترکيه روبه‌رو گرديد و احمد داوود اغلو، وزیر امور خارجه ترکیه از منوچهر متکی خواهان توضیح شد.</p>

<p>در ادامه اين اظهارات روز گذشته، منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران به انتقاد از سخنان حميد بقايی و وضعيت موجود گفت: «تضعیف دستگاه دیپلماسی كشور توسط برخی از اعضای دولت مصداق بر شاخه نشستن و بن بریدن است.»</p>

<p>آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران هشتم شهریورماه ٨٩ در دیدار با رئیس ‌جمهوری و اعضای هیأت دولت ایران به طور ضمنی مخالفت خود را با اين تصمیم محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد.</p>

<p>آیت‌الله خامنه‌ای گفت:‌ «مسائل مربوط به سیاست خارجی باید تنها توسط وزارت امور خارجه پیگیری شود و دولت باید از موازی کاری بپرهیزد.»</p>

<p>رهبر ایران افزود: «اعتماد به وزیران در چارچوب اختیارات و وظایفشان از نکات مدیریتی است که باید مورد توجه هیأت دولت قرار گیرد.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14269.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14269.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:42:22 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«ماده ‌٢٢ و ‌٢٣ لايحه خانواده تغيير نمی‌کند»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>با اين که لايحه حمايت از خانواده در کميسيون حقوقی و قضائی در حال بررسی است؛ مخبر اين کميسيون خبر داد، ماده ۲۴ به احتمال زياد حذف می‌شود و ماده ‌٢٢ و ‌٢٣ تغيير چندانی نمی‌کند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، امين‌حسين رحيمی، عضو هيأت رئيسه کميسيون حقوقی و قضائی مجلس اعلام کرد که بر اساس مباحث و اظهارنظرهای مطرح شده در اين کميسيون درباره سه ماده لايحه حمايت از خانواده «بعيد است که ماده ۲۲ و ۲۳ تغيير آن‌چنانی کنند اما ماده ۲۴ به احتمال زياد حذف می‌شود.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/khanevadeh070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>به تصميم مجلس شورای اسلامی ايران و با مشورت قوه قضائيه، پس از گذشت يک هفته از آغاز بررسی دوباره مجلس در مورد لايحه خانواده، هشتم شهريورماه، مواد ۲۲، ۲۳ و ۲۴ اين لايحه برای بررسی‌های بيشتر به کميسيون حقوقی و قضائی مجلس سپرده شد.</p>

<p>ماده ۲۲ اين لايحه در ارتباط با ثبت ازدواج موقت در صورت بارداری زن، ماده ۲۳ در ارتباط با شرايط ازدواج مجدد مردان و ماده ۲۴ در ارتباط با ميزان مهريه است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">رحيمی: فعالان حقوق زن اگر تقاضا کنند می‌توانند در جلسات بررسی لايحه حضور يابند</span></div></p>

<p>امين‌حسين رحيمی گفت: «اين سه ماده در کميسيون با حضور اعضای کميسيون حقوقی و قضائی، اعضای فراکسيون زنان و نمايندگان قوه قضائيه در حال بررسی است.»<br />
 <br /><br />
وی  اظهار داشت: «ماده ۲۴ راجع به مهريه متعارف و نامتعارف است که دوستان بر اين باورند تشخيص مهريه متعارف خيلی کار سختی است، با توجه به اين‌که بايد جميع جهات در نظر گرفته شود احتمالأ اين ماده حذف می‌شود.»</p>

<p>رحيمی ماده ۲۲ لايحه حمايت از خانواده را يک مورد «استثنا» دانست که «معمولا برای مردان مجرد است نه متاهل» و در همين حال افزود: «در نظام حقوقی جمهوری اسلامی و کلأ در نظام حقوقی اسلام اصل بر ازدواج دائم است.»  </p>

<p>رحيمی مخالفت‌ها با اين ماده را يک «اشتباه» خواند و تأکيد کرد ازدواج موقت برای مردان مجرد در نظر گرفته شده است. وی با اين حال افزود: «البته امکان دارد مردان متاهل هم اين کار را انجام دهند.»</p>

<p>مخبر کميسيون حقوقی و قضائی مجلس انتقاد کارشناسان به اين ماده را به دليل آن که «فلسفه اصلی ازدواج موقت را منتفی می‌کند» رد کرد.</p>

<p>وی در مورد بحث‌های مربوط به ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده که به ازدواج مجدد مردان مربوط است و مورد انتقادات شديد فعالان حقوق زنان قرار گرفته است، اشاره‌ای نکرد. </p>

<p>دو روز پيش نيز فرهاد تجری، نايب رئيس اول کميسيون حقوقی و قضائی مجلس یه واحد مرکزی خبر گفته بود: «از آنجا که مسائل مطرح شده در اين مواد بسيار اساسی است و مشکلات امروز جامعه را مطرح می‌کند، بعيد می دانم تغييرات چندانی در آن داده شود.»</p>

<p>امين‌حسين رحيمی در مورد امکان حضور کارشناسان و فعالان حقوق زن در اين کميسيون گفت: «تا جايی که اطلاع دارم چنين تقاضايی به کميسيون نرسيده است؛ اگر چنين تقاضايی مطرح شود کارشناسان می‌توانند به‌راحتی در جلسات بررسی لايحه حضور يابند.»</p>

<p>از زمان ارائه لايحه حمايت از خانواده از سوی دولت و قوه قضائيه به مجلس، فعالان حقوق زنان بارها مخالفت خود را با برخی مواد اين لايحه اعلام کرده و خواستار بازنگری در آن شده‌اند. </p>

<p>لايحه حمايت از خانواده، تيرماه ١٣٨٦ به پيشنهاد قوه قضائيه در دولت پيشين ايران تصويب و به مجلس ارسال شد. اين لايحه که سه سال پيش در مجلس هفتم مطرح شده بود، به دليل اعتراض فعالان حقوق زنان مسکوت گذاشته شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14268.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14268.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">زنان</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:40:03 +0000</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>