<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
















































































<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
<title>Radio Zamaneh</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/" />
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://zamaaneh.com/atom.xml" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010://4</id>
<updated></updated>

<generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.31</generator>

 
<entry>
<title>جست و جوی خرد ایرانی - ۱۴</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_792.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/idea//23.44577</id>
 
<published>2010-09-02T17:38:51Z</published>
<updated>2010-09-02T17:39:11Z</updated>
 
<summary>منصور کوشان: از آن‌جا که بهشت مانی، به معنای بازگشت به سپهر روشنانی، مأمن و مسکن نخستین انسان است، به معنای بازگشت به من ازلی‌ِ خود است، بازگشت به من فرشته‌ای‌ِ خود است، بازگشت به جهان گیومرثی است و به ویژه از آن‌ جا که بنیاد آیین او با آن چه دین‌های دیگر و به‌دینی‌ِ موبدان زرتشتی وعده‌ی آن را می‌دهند، به کلی متفاوت است، فریادش به گوش مغان ناخوشایند می‌آید و کاخ استبداد آن‌ها را می‌لرزاند. فریاد او، بنیاد ظلم و تعدی را از آن‌رو متزلزل و ویران می‌کند که هر گونه وعده و امید واهی را از مردمان می‌گیرد. </summary>
<author>
<name>منصور کوشان</name>


</author>
<category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/idea/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong>ایرانیان که بودند؟ خرد ایرانیان چه بود؟ خاستگاه این خرد کجا بود و چه بود؟ ایرانیان چه گونه از یک جامعه‌ی چند فرهنگی و چند عقیدتی به یک جامعه‌ی تک فرهنگی و تک عقیدتی رسیدند؟ خاستگاه اهورا و اهریمن کجا ست؟ دیوها چه کسانی بودند؟ ایزدهای ایرانی که بودند، چه می‌خواستند و چه شدند؟ زرتشت که بود، چه می‌خواست و چه کرد؟ محمد که بود، چه می‌خواست و چه کرد؟ فراز و فرودهای تمدن ایرانیان کی بود، چه بود و چه شد؟ و ... </p>

<p>جستارهایی که از این پس در زیر عنوان جست و جوی خرد ایرانی، منتشر می‌شود، بر آن است تا در گذر از متن‌های کهن ایرانی - آیینی و ادبی - و متن‌های معتبر تاریخی، پرسش‌های بالا و ده‌ها پرسش دیگر را به چالش بگیرد و نشان بدهد که چرا و چه گونه خردزمینی،  تأمل‌پذیر و مستقل ایرانی ضعیف و محو می‌شود، چه گونه عقیده‌ی تک‌خدایی، آسمانی و وابسته جایگزین آن می‌شود و به دنبال خود نظام‌های خودکامه و سرانجام حکومت اسلامی را بر ایران و ایرانی حاکم می‌کند. </strong></p>



<p>نویسنده‌ی دینکرد می‌نویسد: <br />
"شاپور، شاه شاهان، پسر اردشیر، کتاب‌های دینی در باره‌ی پزشکی، نجوم، حرکت، زمان، ماده، آفرینش، زایش، مرگ، تغییر و رشد و سایر هنرها و صنایع را که در هند و سایر کشورها پراکنده بود با اپستاک<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_792.html#fn1">1</a></sup> یکی ساخت."<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_792.html#fn2">2</a></sup></p>

<p>این‌گونه نگرش شاپور به دوره‌ی پایانی‌ِ پادشاهیِ او مربوط می‌شود. به زمانی که رأی به تبعید شدن مانی می‌دهد.، وگرنه، نه تنها منش نخستینش نمی‌تواند مغایر با اندیشه‌های مانی باشد، که خود عاملی است برای تشویق و ترغیب آن. ذوق و شوق او برای فراگیری‌ِ علم‌های گوناگون و شناخت اندیشه‌های متفاوت در آغاز پادشاهی نشان می‌دهد از چه رو به مانی این فرصت را می‌دهد که پیرامون فرهنگ زمانه‌ی خود و اصلاح اندیشه‌های موجود پژوهش‌هایش را هم‌چنان تا بیرون از مرزهای دین و کشور پیش ببرد و آیین خود را تبلیغ کند.</p>

<p><strong>خاستگاه عرفان ایرانی، اسلامی</strong></p>

<p>از آن جا که نقش مانی، به ویژه معرفت او، سهم بسیار مهمی در خرد و فرهنگ ایران، به ویژه در عرفان ایرانی – اسلامی دارد، شایسته است که تفکر و آرمان او و ساختار مانویت یا منش انفعالی‌ِ عرفان این آیین، به تمامی بررسی و شناخته شود.<br />
 <br /><br />
مانی از نوجوانی همراه پدرش، فتک حسکانیه‌ی همدانی که یکی از معتکفان آتشکده‌ی اَناهیتا در تیسفون است، از بابل راهی‌ِ دشت میشان می‌شود. چرا که به روایت محمد ابن اسحاق الندیم، "روزی در آن بتکده صدای رسایی شنید که به او می‌گفت: ای فتک، گوشت مخور، شراب ننوش، و با زنان میامیز. و این ندا در مدت سه روز بارها تکرار شد. فتک این را که شنید به گروهی پیوست که در ناحیه‌های‌ِ دشت میشان و معروف به مغتسله بودند. و هنوز بازماندگانشان در آن دشت‌های پست باقی هستند و همان طور زندگی می‌کنند که به فتک فرمان رسیده بود." [3]</p>

<p>صرف نظر از این که متن‌‌هایی از این دست، اغلب پس از به شهرت رسیدن و مرگ شخصیتی استثنایی آفریده می‌شود و شکل‌های گوناگونی هم می‌گیرد، روایت ابن ندیم و دیگران از پیشینه‌ی مانی و دوران کودکی‌اش بازگوکننده‌ی ریشه‌ها و چه‌گونگی‌ِ شکل‌گیری‌ِ تفکر مانی و ساختار آیین مانویت است. چنان که دوری از بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی از مرام‌های فرقه‌ی مانداییان است و  ازدواج نکردن از منش‌های عارفانه‌ی فرقه‌ی مغتسله و پذیرش ریاضت‌های بسیار سخت از کردارهای فرقه‌ی الخزایی: این سه کنشی که تأثیر آن‌ها را می‌توان در کل ساختار آیین مانی دریافت، هم‌چنین از دوره‌ی نوجوانی‌ِ ویژه‌ی او آگاهی می‌دهد. ابن ندیم بر اساس کتاب‌های مانی، شاپورگان و کفالایا، می‌نویسد:</p>

<p>"به دوازده سالگی تمام رسید، به گفته‌ی خودش، از سوی شهریار فردوس روشنی که خدا است، ... بر او وحی شد و فرشته‌ای وحی را آورد، ... این فرشته به او گفت از این جمعیت کناره گیر، تو پیرو آنان نیستی، تو باید از هر آلودگی بپرهیزی و ترک شهوت‌ها کنی، اما چون خردسالی، هنوز هنگام آن نرسیده که ظاهر شوی."<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_792.html#fn4">4</a></sup></p>

<p>مانی تا حدود بیست سالگی در محفل‌ها و فرقه‌های گوناگون مغتسله، ماندایی و خزایی به سر می‌برد. اگر چه هم روایت نویسندگانی چون ابن ندیم و هم نوشته‌های خودش نشان می‌دهند که او از همان نوجوانی در جدال با اندیشه‌های حاکم بر زمانه و درگیر با عقیده‌ی فرقه‌هایی است که به ضرورت و گاه به ناگزیر در آن‌ها شرکت می‌کند، اما باز با تأمل و مدارا در کنار آن‌ها می‌ماند. گویی منتظر زمانی است که به‌ او الهام شود "گاه ظاهر شدن است." پس هنگامی که درمی‌یابد دیگر محفل‌های کوچک و بزرگ مغتسله، ماندایی و به ویژه خزایی به هیچ وجه نمی‌توانند او را اغنا کنند، به همه‌ی آن‌ها پشت می‌کند. به قول خودش در کفالایا، هنگام که درمی‌یابد زمان ظاهر شدنش فرارسیده است، همراه با دو دوست و پدرش که از نخستین باورمندان به اندیشه‌هایش هستند، راهی‌ِ شهرهای گوناگون و سرزمین‌های مختلف می‌شود و لحظه‌ای از دعوت مردم و تشویق آن‌ها برای پیوستن به آیین خود، بر اساس فلسفه‌ی دو بُن، نور و ظلمت و تکوین جهان در سه دوره‌ی زمان آغازین (پیش از آفرینش جهان استومند)، زمان کنونی و زمان فرارو (بعد از حیات جهان دنیوی یا زمین) بازنمی‌ماند. </p>

<p>بدیهی است مانی نیز چون هم‌اندیشانش، همه‌ی کسانی که می‌خواهند تفکری نو و دنیایی نو را بنیاد بگذارند، همه‌ی درها به رویش باز نیست. او نیز ناگزیر است که در راستای آرمان ذهنی و هدف عینی‌اش، ناملایمت‌ها را تحمل کند. خود او بارها از این بی‌توجهی‌ِ مردم به سخنان و اندیشه‌اش شکایت می‌کند: </p>

<p>"من به این جهان آمده‌ام، من مانی‌ِ تنها، آمده‌ام تا کلام خدا [پدر - زروان - شهریار روشنی] را برسانم. اما (مردم) به من فرصت ندادند تا پیام خود را به اراده‌ی خویش آشکار کنم و مرا پذیرا نشدند." [5]</p>

<p>به رغم سخن‌هایی از این دست، با توجه به متن‌هایی که از مانی و پیروانش بازمی‌ماند، این واقعیت انکارناپذیر است که او با وجود همه‌ی مشکل‌ها، خیلی سریع می‌تواند آیین خود را در میان جامعه‌های گوناگون جا بیاندازد و فریادش را به گوش همه‌گان برساند. او بیش از آن که تصور کردنی باشد، به قول خودش "دروازه‌ی بهشت" را به روی مردم می‌گشاید و این امکان را می‌یابد تا در هر کجا نمایندگانی را بگذارد تا در تبلیغ و گسترش مانویت بکوشند و صدای او را به گوش نیوشندگان برسانند:</p>

<p>"من مؤمنی وفادار هستم، چون غنچه‌ای شکفته، از کشور بابل. تبار من از کشور بابل است و سربلند در دروازه‌ی بهشت ایستاده‌ام. <br />
من مؤمنی هستم که از کشور بابل آمده‌ام و به همان جا خواهم رفت. از کشور بابل می‌آیم تا فریادم را به سر تا سر جهان برسانم." [6]</p>

<p><strong>خرد و بینش مانی</strong></p>

<p>از آن‌جا که بهشت مانی، به معنای بازگشت به سپهر روشنانی، مأمن و مسکن نخستین انسان است، به معنای بازگشت به من ازلی‌ِ خود است، بازگشت به من فرشته‌ای‌ِ خود است، بازگشت به جهان گیومرثی است و به ویژه از آن‌ جا که بنیاد آیین او با آن چه دین‌های دیگر و به‌دینی‌ِ موبدان زرتشتی وعده‌ی آن را می‌دهند، به کلی متفاوت است، فریادش به گوش مغان ناخوشایند می‌آید و کاخ استبداد آن‌ها را می‌لرزاند. فریاد او، بنیاد ظلم و تعدی را از آن‌رو متزلزل و ویران می‌کند که هر گونه وعده و امید واهی را از مردمان می‌گیرد. دیگر نمی‌توان حضور طبقه‌های گوناگون، تفاوت خون‌ها، مرتبه‌های دولتی، اجتماعی و مالکیت را به مردمان نآاگاه تحمیل کرد. کسی آمده است که با توجیه و تفسیر جهان‌بینی‌اش، همه‌گان را از یک گونه می‌نامد و تن همه‌گان را کثیف، تاریک و زندان نور می‌داند. رسالتی را رهبری می‌کند که در آن مگر نور و ظلمت، به عنوان دو بن یا دو اصل آغازین، هیچ عنصر و اندیشه‌ی محفل و آیین دیگری در آن نمی‌گنجد. مردم همه با یک دیگر برابرند و تنها راه آزاد بودن، رهایی‌ِ نور از تاریکی، آزادی‌ِ روان از تن است. امکانی که با عزلت و گوشه‌نشینی و ریاضت ممکن می‌شود و انسان می‌تواند از طریق آن، به من نخستین خود، من فرشته‌ایِ خود بازگردد و از فلاکت‌های این دنیا و تاریکی‌ِ موجود نجات یابد.<br />
 <br /><br />
در روزگاری که شاهنشاهی‌ ساسانی روز به روز گسترده‌تر می‌شود، مغان قدرت بیش‌تری به دست می‌آورند، لشکریان و درباریان از موهبت‌های بهتری برخوردار می‌گردند و کشاورزان و پیشه‌وران از هر حقی مگر خوراک اندک روزانه، بیش‌تر محروم می‌مانند، پیام مانی چون آذرخشی می‌درخشد و تندر آن لرزه بر تن مغان و درباریان می‌اندازد. پچپچه‌ی آن‌ها در کاخ‌های ساسانی و معبدها و آتشکده‌ها می‌پیچد که چه باید کرد اگر همه‌ی رعیت‌ها، دست از هر گونه کار و کوشش بکشند و تولید نسل و تولید محصول و کارخانه‌ی سربازسازی از فعالیت بازبماند؟ این هراس، مغان، موبدان و هیربدان را از هر سلک و عقیده‌های مزدیسنی و در رأس آن‌ها کرتیر را به فکر می‌دارد.</p>

<p>در واقع حضور مانی در دربار شاپور، در بعد از شهرت او به عنوان پیامبری نو با اندیشه‌هایی نو در میان ایرانی‌ها، هندی‌ها و چینی‌ها است. به بیان دیگر مانی دو بار مورد غضب و خشم شاپور و روحانیان دربار او قرار می‌گیرد. به روایت خود مانی در شاپورگان، شاپور پیش از ملاقات مانی و مجذوب سخنان و شخصیت او شدن، قصد دستگیری و کشتن او را دارد. اما همین که پیروز پادرمیانی می‌کند و مانی را به حضور شاپور می‌برد، سرنوشت بازی‌ِ دیگری را آغاز می‌کند:</p>

<p>ابن ندیم در کتابش الفهرست روایت می‌کند: </p>

<p>"مانی آیین خویش را بر پیروز، برادر شاه، پسر اردشیر، آشکار ساخت. پیروز او را نزد برادرش شاپور برد. مانویان گویند هنگامی که او به حضور شاپور رسید بر دوش‌هایش نوری هم‌چون دو چراغ می‌درخشید، شاپور چون این بدید او را گرامی داشت و شأن و اعتبار مانی نزد او فزونی گرفت. با آن که پیش‌تر قصد گرفتاری و قتل او را داشت، اما بیمی آمیخته به احترام در او ایجاد شد و از دیدارش شادمان گشت. پرسید بر او چه گذشته و نوید داد که دیگربار دعوتش خواهد کرد. مانی از او چند چیز خواست از جمله احترام به پیروانش در کشور و در کشورهای دیگر امپراتوری و این که بتوانند هر جا می‌خواهند سفر کنند. شاپور خواسته‌های او را پذیرفت. مانی پیش‌تر در هندوستان و چین و خراسان به موعظه پرداخته و در هر ناحیه یکی از همراهان خود را گماشته بود."<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_792.html#fn7">7</a></sup></p>

<p>بعد از این نخستین ملاقات میان شاه و پیامبر، فرصت هم برای مانی و هم برای پیروانش فراهم می‌شود تا بیش‌تر و بهتر در راه نفوذ و پویایی‌ آیین خود در میان مردم بکوشند. به ویژه که شاپور از ‌تمام شاهان و فرمانداران شاهنشاهی‌اش می‌خواهد که در راه راحتی و آسایش مانویان بکوشند و وسیله‌های لازم را برای آن‌ها مهیا گردانند. </p>

<p>مانی خود از همراهی‌ها و مساعدت‌های شاپور یاد می‌کند و تاریخ‌نویسان عرب ایرانی‌‌تبار مانوی‌ِ به ظاهر مسلمان نیز، روایت‌های بازمانده از دوره‌ی هم‌دمی‌ِ شاپور و مانی را به ثبت می‌رسانند:</p>

<p>"شاپور از من حمایت می‌کرد. به تمام بزرگان در باره‌ی من نامه‌ای نوشته بود: «از او نگهداری کنید و حمایتش نمایید به گونه‌ای که هیچ کس جرم و گناهی علیه او مرتکب نشود."<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_792.html#fn8">8</a></sup></p>

<p>اگر چه حمایت شاپور سبب می‌شود که مانی و پیروانش با آزادی‌ِ بیش‌تر و امکان‌های به‌تر آیین خود را به میان توده‌ها ببرند و پیروان بسیاری را جمع کنند و در اکثر شهرها عمارت‌های ویژه‌ی خود را برپا سازند، اما همین نیز سبب کینه‌توزی‌ِ بیش‌تر کرتیر و روحانیان می‌گردد و سبب می‌شود که لحظه‌ای از شرارت، توطئه و دسیسه علیه این پیامبرِ مخالف هرگونه مبارزه‌ی اجتماعی و همراهی با دولتیان و مالکان، دست برندارند و چنان سیاست خود را پیش ببرند که شاپور را خواسته یا ناخواسته همراه خود گردانند. <br />
هنگامی که شاپور با اصرار مغان، از جمله کرتیر رو به رو می‌شود که روز به‌ روز بر تمامی امرهای سیاسی و اجتماعی مسلط‌‌تر می‌گردند، به‌ترین راه‌حل را در این می‌یابد که با تبعید کردن مانی موافقت کند. </p>

<p>این نخستین هم‌آهنگی‌ شاه با موبدان، پایه و بنیاد حادثه‌های شومی می‌شود که از پادشاهی‌ِ بهرام اول (273 – 276) در دودمان ساسانیان آغاز می‌شود. مغان با رهبری‌ِ کرتیر، مانی و مانویان را برنمی‌تابند و خواستار مرگ آن‌ها می‌شوند. چرا که دو اصل آیین مانی یا ثنویتی که او باور دارد و آن را بن وجود هستی می‌داند، مغایر با خواست‌های آن‌ها و بنیاد اندیشه‌ای است که زندگی، قدرت و جایگاهشان را تداوم می‌بخشد. در آیین مانی باور به جدایی‌ِ سپندمینو، انگرَمینو، مزدا و اهریمن، روشنایی و ظلمت، نیکی و بدی وجود دارد. در آیین مانوی، جهان مینوی و جهان مادی مستقل از یک دیگرند. در جهان مینوی، حاکمیت با روشنایی است و همه‌ی هستی از ‌نور است. در جهان مادی، حاکمیت با تاریکی است و هر چه وجود دارد از ‌ظلمت است با اندکی نور محبوس در آن. آفرینش انسان یا هبوط او به زمین، همراه است با ظلمتی که شعاع کوچکی از نور در آن وجود دارد. بنابراین، انسان در اصل موجودی پالوده و پاک نیست. همه‌ی ویژه‌گی‌های فرشته‌ای‌ِ انسان در گذر از آن جهان مینوی به این جهان مادی رها شده است و برای بازگشت به اصل خود، اصل نوری یا من فرشته‌ای‌ِ خود هیچ راهی وجود ندارد مگر این که با ریاضت، دور بودن از لذت‌های زندگی، انزواطلبی، پرستاری و نیایش، امکان بازگشت به سرچشمه‌ی وجودی‌ِ خود را فراهم آورد. <br />
ادامه دارد</p>

<p>پی‌نوشت فصل شکوفایی خرد و فرهنگ ایرانی و چالش‌های نو:</p>

<p>1	- اپَستاک یا اوستا به متن‌های اصلی‌ِ دینی گفته می‌شود که می‌خواندند، چنان که زند به شرح و حاشیه‌های‌ِ چنین متن‌هایی گفته می‌شود. <br />
2	- دین ایران باستان، دوشمن گیمن، ترجمه‌ی رویا منجم، انتشارات روز، تهران، ص 67 <br /><br />
3	- مانی و سنت مانوی، فرانسوا دکره، ترجمه‌ی دکتر عباس باقری، نشر و پژوهش فرزان، چاپ دوم، 1383، ص  50<br /><br />
4- همان، ص 64<br /><br />
5	- همان، ص 74<br /><br />
6	- همان، ص 74<br /><br />
7	- همان. ص 70<br /><br />
8	- همان، ص 71 </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش‌های پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/idea/2010/08/post_790.html'>زمینه‌های رشد خرد و فرهنگ ایرانی، بخش سیزدهم</a><br></span>







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.zamaaneh.com/amouzesh/2010/08/post_24.html'>زمینه‌های رشد خرد و فرهنگ ایرانی، بخش دوازدهم</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/idea/2010/08/post_784.html'>زمینه‌های رشد خرد و فرهنگ ایرانی، بخش یازدهم</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/idea/2010/08/post_781.html'>زمینه‌های رشد خرد و فرهنگ ایرانی، بخش دهم</a><br></span>












</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>قاچاق حیوانات</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1384.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/morenews//11.44606</id>
 
<published>2010-09-02T16:15:08Z</published>
<updated>2010-09-02T16:24:51Z</updated>
 
<summary>بیژن روحانی: جاسازی یک توله‌ببر دو ماهه در چمدان مسافری از تایلند به مقصد ایران در هفته‌ی گذشته، باز هم بحث مهم قاچاق حیوانات در سراسر دنیا را در کانون توجه قرار داد. سالانه صدها هزار گونه‌ی کمیاب و یا در حال انقراض از مناطق مختلف دنیا توسط قاچاقچیان به کشورها و یا حتی قاره‌های دیگر منتقل می‌شود و به فروش می‌رسد. سود فراوان این کار غیر قانونی باعث شکل‌گیری شبکه‌های زنده‌گیری و قاچاق حیوانات شده است. معاهده‌ی جهانی سال ۱۹۷۳در خصوص تجارت گونه‌های کمیاب، به شدت نسبت به خطرات قاچاق و انتقال غیر قانونی حیوانات هشدار می‌دهد.</summary>
<author>
<name>بیژن روحانی</name>


</author>
<category term="محیط زیست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/morenews/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>جاسازی یک توله‌ببر دو ماهه در چمدان مسافری از تایلند به مقصد ایران در هفته‌ی گذشته، باز هم بحث مهم قاچاق حیوانات در سراسر دنیا را در کانون توجه قرار داد. سالانه صدها هزار گونه‌ی کمیاب و یا در حال انقراض از مناطق مختلف دنیا توسط قاچاقچیان به کشورها و یا حتی قاره‌های دیگر منتقل می‌شود و به فروش می‌رسد.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100902_AnimalTrafficking_Rohani.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>سود فراوان این کار غیر قانونی باعث شکل‌گیری شبکه‌های زنده‌گیری و قاچاق حیوانات شده است. معاهده‌ی جهانی سال ۱۹۷۳ در خصوص تجارت گونه‌های کمیاب، به شدت نسبت به خطرات قاچاق و انتقال غیر قانونی حیوانات هشدار می‌دهد.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/01_Tiger.jpg' /><br/>
<small><small>توله‌ببر دو ماهه در چمدان مسافری به مقصد ایران کشف شد.</small></small>


</p>

<p>سلاح، مواد مخدر، عتیقه و آثار هنری؛ اینها شاید فهرست اقلامی باشد که در مرکز توجه قاچاقچیان بین‌المللی قرار دارد، اما به این فهرست شناخته شده باید حتماً نام موجودات زنده را نیز افزود: قاچاق انسان و قاچاق حیوانات.</p>

<p> مطابق آمار موجود، قاچاق انسان که به قصد بهره‌کشی، کار اجباری و تن فروشی انجام می‌شود بعد از قاچاق مواد مخدر به همراه قاچاق اسلحه، بزرگ‌ترین تجارت غیر قانونی دنیاست. تخیمن زده‌ می‌شود درآمد قاچاق انسان سالانه رقمی در حدود پنج میلیارد دلار باشد. قربانیان این تجارت آلوده را اکثراً کودکان و زنان تشکیل می‌دهند. طبق برآوردهای سازمان ملل متحد، حدود دو و نیم میلیون نفر در دنیا به طور غیر قانونی توسط قاچاقچیان به نقاط دیگر منتقل شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند.</p>

<p>قاچاق حیوانات در دنیا اما گرچه بازاری به گستردگی قاچاق سلاح، مواد مخدر و انسان ندارد، ولی یکی از عوامل مهم نابودی گونه‌های کمیاب و در حال انقراض است.</p>

<p>هفته‌ی گذشته یک ببر کوچک که به زور در چمدان جاسازی شده بود و قرار بود از تایلند به ایران برود، تیتر مهم بسیاری از رسانه‌های جهان بود. پلیس فرودگاه بانکوک در چمدان یک زن سی‌ویک ساله، توله‌ببر دوماهه‌ای را یافت. این زن قرار بود به هواپیمایی به مقصد تهران سوار شود اما با عبور چمدانش از زیر دستگاه اشعه‌ی ایکس، ماموران پی به وجود یک موجود زنده در کنار یک عروسک بردند. احتمال دارد این زن به جرم قاچاق غیر قانونی ببر به حدود چهارسال زندان محکوم شود. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/03_Tiger dead.jpg' /><br/>
<small><small>ببری که در اثر شرایط نامناسب به هنگام قاچاق از تایلند کشته شده است.</small></small>


</p>

<p> این اما نخستین باری نبود که مسافر یک پرواز بین‌المللی سعی داشت یک حیوان کمیاب را به طور مخفیانه با خود به داخل هواپیما ببرد. در سال ۲۰۰۷مسافران پرواز پرو به نیویورک متوجه «مارموست» یا نوعی میمون بسیار کوچک با دمی بلند شدند که از درون کلاه بزرگی بیرون آمده بود. یک مرد آمریکایی به راحتی این جاندار کوچک را در کلاه خود مخفی کرده و وارد هواپیما شده بود.</p>

<p>سال ۲۰۰۸نیز یک مرد بریتانیایی در فرودگاه ریودو ژانیروی برزیل با دو چمدان پر از عنکبوت و رطیل کمیاب دستگیر شد. در سال ۲۰۰۹نیز مردی به هنگام ورود از دوبی به فرودگاه ملبورن در استرالیا دستگیر شد. ماموران گمرک در پاچه‌ی شلوار او دو پرنده را یافتند که روزنامه پیچ شده و بین زیر شلواری و جوراب او قرار گرفته بودند. استرالیا قوانین بسیار سختگیرانه‌ای برای ورود جانداران زنده دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/02_Birds.jpg' /><br/>
<small><small>پرندگانی که در پاچه‌ی شلوار جاسازی شده بودند در فرودگاه ملبورن کشف شدند.</small></small>


</p>

<p>همیشه اما مسافران خوش خیال و سنگدل نیستند که حیوانات کمیاب را در چمدان و زیر شلواری خود مخفی می‌کنند تا از این طریق یا پولی به جیب بزنند یا در خانه‌ی خود نگه‌شان دارند. از این مسافران خطرناک‌تر باندهای قاچاق حیوانات هستند که به طور نظام یافته، مانند قاچاقچیان سلاح و مواد مخدر در سرتاسر دنیا به شکار، زنده‌گیری و حمل و نقل غیرقانونی حیوانات می‌پردازند.</p>

<p>قاچاقچیان حیوانات در سراسر جهان معمولاً به دنبال شکار و انتقال غیر قانونی حیواناتی هستند که نسل آنها در معرض انقراض است. هم‌چنین حیواناتی که دارای خصوصیات کمیاب و یا استتثنایی هستند نیز به شدت مورد توجه این تاجران هستند. انواع و اقسام خزندگان، پرندگان مناطق استوایی، ببر و یوزپلنگ و میمون در خطر صید و انتقال غیر قانونی قرار دارند. تنها در ایتالیا سالانه حدود صد و ده هزار پرنده‌ی رنگارنگ که بیش‌ترشان از آمریکای جنوبی هستند به خانه‌ی مردم راه می‌یابند و یا هدیه داده می‌شوند.</p>

<p>جنگل‌های اکوادور، برزیل، بولیوی و کلمبیا و دیگر اکوسیستم‌های حساس و در معرض خطر مانند آمریکای مرکزی، مکزیک، آرژانیتن، جنگل‌های تایلند و نقاط دیگر مرکز اصلی قاچاق جانواران به اتحادیه‌ی اروپا و ایالات متحده‌ی آمریکاست؛ یعنی مکان‌هایی که تقاضای زیادی برای خرید پوست انواع خزندگان، طوطی‌های دم بلند، مارهای بوآ و پیتون و توله ببرهای کوچک وجود دارد.</p>

<p>ایران نیز محل مناسبی برای قاچاقچیان حیوانات و به خصوص پرندگان شکاری است. مشتریان این پرندگان بیش‌تر در کشورهای حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس قرار دارند و مبالغ گزافی برای تصاحب شاهین، قرقی، بالابان، بحری و عقاب می‌پردازند. پدیده‌ی زنده‌گیری و قاچاق پرندگان شکاری در برخی استان‌های ایران از جمله فارس، گلستان، گیلان، سمنان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و غیره دیده شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/04_Iran.jpg' /><br/>
<small><small>قاچاق پرندگان شکاری از ایران به برخی کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس وجود دارد.</small></small>


</p>

<p>طبق آمار گارد اجرایی محیط زیست استان تهران، در سال گذشته تنها از این استان پانزده پرنده‌ی کمیاب شکاری کشف و ضبط شده است. کمیاب بودن این پرندگان در ایران و سود سرشاری که قاچاق آنها نصیب سوداگران می‌کند سبب شده است تا شبکه‌های قاچاق اقدام به استخدام افراد بومی برای شکار و زنده‌گیری این پرندگان کنند.</p>

<p>اداره کل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان پیش از این خبر از کشف یک شبکه‌ی گسترده‌ی شکار و قاچاق پرندگان درشهرستان‌های پابهار و کنارک و در اطراف نوار ساحلی سیستان و بلوچستان داده بود. زیستگاه‌های ساحلی این استان هر سال زمستان، محل گذران پرندگانی است که از مناطق سردتر به این منطقه می‌آیند.</p>

<p>قاچاق گونه‌های کمیاب در دنیا تهدیدی بسیار جدی برای انقراض و نابودی این جانداران محسوب می‌شود. شرایط غیر اصولی زنده گیری و انتقال آنها نیز در بسیاری از موارد منجر به مرگ و از میان رفتن جاندار شده است. گاهی اوقات این جانوران باید از سراسر چند قاره عبور کنند تا به مقصد برسند؛ مسافرتی که در شرایط بسیار دشوار صورت می‌گیرد و آسیب‌های فراوانی را برای آنها به همراه دارد.</p>

<p> برای مقابله با این پدیده در سال ۱۹۷۳معاهده‌ی «تجارت بين‌المللی گونه‌های حيوانات و گياهان وحشي در معرض نابودی» به تصویب رسید و کشورهای مختلف جهان به آن پیوستند.  هدف این معاهده که به معاهده‌ی <span class="caps"><span class="caps">CITES </span></span>نیز معروف است، اطمينان از آن است كه تجارت حيوانات وحشی و گونه‌های گياهی ارزشمند و در خطر انقراض، بقای آنها را دستخوش تهديد نكند. تاکنون ۱۷۵کشور جهان به این معاهده پیوسته‌اند. ایران از سال ۱۳۵۵ آن را امضا کرده است. با اجرای اين معاهده، تجارت حيوانات و گياهان وحشي تبديل به موضوع فرامرزی شده‌است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>نمایشگاه نقاشی «آن سوی حجاب» </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_581.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/radiocity//7.44603</id>
 
<published>2010-09-02T15:56:30Z</published>
<updated>2010-09-02T15:58:40Z</updated>
 
<summary>کیارش پارسا عالی‌پور: به گالری کوچک «استار» در شهر لاهه که رسیدم، تابلویی که در ویترین، کنار در ورودی قرار داشت، میخکوبم کرد: پرتره‏ی انتزاعی دو زن چادری با نقابی بر چهره، پس‌زمینه‏ای از رنگ‏های سبز و قهوه‏ای و نشانه‏هایی نیمه‏آشکار از جنوب ایران. نشانه‌ها خوشامدی غریب اما آشنا به من گفتند. وارد گالری شدم و تابلوها گویی ترکیبی همگون از دو نوای ناهمگون را فریاد می‏زدند: هلهله‏ی شادی شب حنابندان و شروه‏خوانی بر دردی ریشه‏دار، هنگام بافتن زیراندازی از حصیر.</summary>
<author>
<name>کیارش پارسا عالی‏پور</name>


</author>
<category term="هفت هنر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/radiocity/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>به گالری کوچک «استار» در شهر لاهه که رسیدم، تابلویی که در ویترین، کنار در ورودی قرار داشت، میخکوبم کرد: پرتره‏ی انتزاعی دو زن چادری با نقابی بر چهره، پس‌زمینه‏ای از رنگ‏های سبز و قهوه‏ای و نشانه‏هایی نیمه‏آشکار از جنوب ایران. نشانه‌ها خوشامدی غریب اما آشنا به من گفتند. وارد گالری شدم و تابلوها گویی ترکیبی همگون از دو نوای ناهمگون را فریاد می‏زدند: هلهله‏ی شادی شب حنابندان و شروه‏خوانی بر دردی ریشه‏دار، هنگام بافتن زیراندازی از حصیر.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100831_Kiarash_Namayeshgah_Ansoye_Hejab_ToobaRezaei.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>از پس نقابی که بر چهره‌ها پیدا بود، انگار نسیمی شرجی‏ از دریای چشمان نیمه‏پیدای‌شان، مرا دربر می‌گرفت؛ نسیمی که «صبر» را زمزمه می‏کرد؛ صبر بر «تنگی»‏ها و «تنگ‏دستی»‏ها. صبر برای رسیدن زمان بازگشت جاشوها از دریا با دستی پر از ماهی و مروارید. صبر برای رشد فرزندانی که شاید حامیان آینده‏شان باشند و صبر بر سفری به آن‏سوی رؤیاها در «آن‏سوی حجاب».نمایشگاه نقاشی «آن سوی حجاب» از ۲۸ اوت آغاز به‏کار کرده و ۱۸ اثر از یک نقاش جوان ایرانی به نام طوبا رضایی را به معرض نمایش گذاشته شده است. این نمایشگاه تا ۲۴ سپتامبر به کار خود ادامه خواهد داد.با طوبا رضایی، گفت‌وگویی کرده‌ام که می‌خوانید.</small></strong></p>

<p><strong>طوبا رضایی کیست و چه شد که نقاش شد؟</strong></p>

<p>من متولد نوزدهم آذرماه سال ۱۳۵۷ در جنوب ایران و شهر بندرعباس هستم. از بچگی مانند خیلی‏ها عاشق نقاشی بودم و نقاشی می‏کردم، ولی همیشه این کار، قسمتی از زندگی من، در کنار کارهای دیگر بود. <br />
وقتی می‏خواستم در کنکور شرکت کنم، به جایی رسیده بودم که دیگر نقاشی نمی‏توانست یک قسمت زندگی من باشد و شده بود همه‏ی زندگی‏ام. در کنکور هنر شرکت کردم و در رشته‏ی نقاشی در دانشگاه هنر تهران قبول شدم.</p>

<p>در دانشگاه سعی کردم از فرصتی که دراختیارم بود استفاده کنم و تمام سبک‏های مختلف، از فیگوراتیو تا آبستره را امتحان کنم. کم‏کم اما کارهایم شخصی‏تر شدند و چیزهایی در آنها نمایان شدند که ریشه‏ در فرهنگ و فضایی داشتند که در آن بزرگ شده بودم؛ جایی که همان جنوب بود. بناهای جنوب، رنگ‏ها و همین‏طور یک سری فرم‏هایی که متعلق به این منطقه بودند وارد کار من شدند.</p>

<p>من از بچگی در کنار نقاشی، خوشنویسی هم می‏کردم. پدرم خطاط بود. در کل خانواده‏ی پدری‌ام خط‏‌شان خیلی خوب است که روی من هم تأثیر گذاشته است. از همان بچگی، در کنار نقاشی خوشنویسی هم می‏کردم. وقتی وارد دانشگاه شدم، خط را کنار گذاشتم، اما به شکل دیگری وارد کار نقاشی‏ام شد. ریشه‏ی یک‏سری فرم‏هایی که در کار من هستند، همان خوشنویسی نستعلیق و شکسته‏ نستعلیق است.</p>

<p>موقعی که نقاشی می‏کشیدم، سعی می‏کردم حرکت را توی کارهایم به‏وجود بیاورم. احساس می‏کردم که کارهایم به موسیقی و حرکت احتیاج دارد. خودم که کار را می‏کشیدم، احساس می‏کردم که دارد حرکت می‏کند، ولی متوجه بودم وقتی بیننده آن را نگاه می‏کند، این حس را ندارد. برای همین تصمیم گرفتم کار انیمیشن- نقاشی متحرک- را شروع کنم.چند سال در مرکز فرهنگی- هنری صبا که وابسته به صدا و سیما است، کار انیمیشن انجام می‏دادم که حاصل آن دو مجموعه‌ی انیمیشن و چند فیلم کوتاه بودند.</p>

<p>احساس می‏کردم اطلاعاتی که دارم خیلی کافی نیستند و کم هستند. تصمیم گرفتم در خارج از ایران ادامه تحصیل بدهم. در سال ۲۰۰۶ به هلند آمدم و در اوترخت فوق‏لیسانس انیمیشن خواندم. از سال ۲۰۰۷ هم شرکت «انیمیشن ؟؟؟؟» را باز کردم. در حال حاضر هم با یک کمپانی گیم همکاری می‏کنم و کارهای انیمیشن درست می‌کنم. پس از چند سالی که نقاشی را رها کرده بودم و به سمت انیمیشن رفته بودم، حس کردم دلم خیلی برای آن حال و هوا و فضا تنگ شده است. چون انیمیشن کاری گروهی است و آن حالت شخصی و احساسی‏ای که در نقاشی هست، در انیمیشن کم‏تر وجود دارد.</p>

<p>به همین دلیل دوباره به نقاشی برگشتم. الان هم سعی می‏کنم به‏شکلی این‏ دو را ترکیب کنم. یعنی اثر مثبتی را که در نقاشی هست، در انیمیشن استفاده کنم و یک‏سری چیزها را از انیمیشن بگیرم و در نقاشی به‏کار ببندم. البته کار سختی است، ولی سعی‏ام را می‏کنم.</p>

<p><strong>نام نمایشگاه شما «آن‏سوی حجاب» است. چرا «حجاب» و چرا «آن سوی حجاب»؟</strong></p>

<p>در آن سوی حجاب، حقیقتی پنهان است که می‏تواند هم زیبا و خوشایند و هم فاجعه‏ای تلخ و دردناک باشد. این حقیقت وقتی قابل رؤیت می‏شود که آن حجاب‏ها برداشته می‏شوند.در نقاشی‏های من با این‏که حجاب هست، اما این حقیقت هم قابل رؤیت است. یعنی درست است که چهره‏ها با نقاب پوشیده شده‏اند، ولی هم زیبایی‏ها و هم دردهای‏ افراد دیده می‏شود. این حجاب یا نقاب، در کارهای من، حالت سمبلیک دارد. چون همه‏ی ما پشت یک نقاب ظاهری پنهان هستیم.یعنی باورها و عقاید‏مان آن پشت پنهان است و وقتی آشکار می‏شود که ما آنها را بیان کنیم و نشان بدهیم. </p>

<p>بعضی‏ وقت‏ها، وقتی به چهره‏ی یک نفر نگاه می‏کنی، بدون این که حرفی بزند، همه‏چیز مشخص می‌شود. یعنی درون او را می‏توانی از همان ظاهرش، بدون این‏که چیزی بگوید، بفهمی. در نقاشی‏های آخر من، حقیقت پشت حجاب آن‏قدر قوی است که دیگر حجاب چندان دیده نمی‏شود. یعنی حقیقت حجاب را تحت‏الشعاع قرار داده است.</p>

<p><strong>در کارهای شما، بیش‌تر پرتره‏ی انتزاعی یک یا دو زن خودنمایی می‏کنند؛ زن‏هایی که با نشانه‏هایی نیمه‏آشکار از فرهنگ جنوب، آراسته شده‏اند. چه شد که به این سبک کار رسیدید؟</strong></p>

<p>من جنوبی هستم و در جنوب ایران بزرگ شده‏ام. از بچگی در بعضی جاها این زن‏ها را با این نقاب‏ها می‏دیدم و همیشه برایم حالت مرموزی داشتند. چون هم خیلی زیبا بودند و هم این‏که می‏خواستم بدانم پشت آن نقاب‌ها چه شخصیت‌هایی حضور دارند؟ می‌خواستم بدانم صاحب این نقاب‌ها چه شکلی هستند و چه ظاهری دارند؟ <br />
کارهای‏ من سه دوره دارد.</p>

<p>در دوره‏ی اول، از این نقاب‏ها برای نشان دادن زیبایی یک زن استفاده کردم. یعنی زن‏هایی بودند که این نقاب‏ها را داشتند و خیلی هم زیبا بودند، اما این فقط یک حالت ظاهری است و کم‏کم برایم معنا و مفهوم دیگری پیدا کردند. انگار وارد آن نقاب یا آن حجاب شدم.قسمت عمده‏ی کارهای من از خط درست شده‏اند. به این شکل که خط‏های عمودی و افقی درهم بافته می‏شوند و یک سطح و یک سری لایه‏ به‏وجود می‏‏آورند. یعنی آن زن دارد لایه‏های زندگی خود را می‏بافد و به شکلی نشان می‏دهد.</p>

<p>در مرحله‏ی دوم کارهایم، چهره‏ی ظاهری زنان به شکلی پنهان است و در واقع حقیقت درونی آنها بیرون می‏زند. دیگر آن نقاب‏ها برای زیبایی نیستند، بلکه زن را اسیر کرده‏اند. آنها نه نمی‏توانند صحبت کنند و نه می‏توانند ببینند. درواقع دردهای زندگی‏ و حقیقت پنهان پشت نقاب، کم‏کم بیرون می‏آید.شکل زن‏ها در این مرحله از کارهایم حالت ایستا دارد؛ با یک قسمت سیال که بیش‌تر در قسمت سر آنها است. یعنی زن برای این‏که زنده بماند و زندگی کند، باید چشمش را روی یک سری از واقعیت‏ها ببندد و در حالی که ذهنش پر از دغدغه، موج و حرکت است، اما نمی‏تواند آنها را آشکار کند.</p>

<p>در مرحله‏ی سوم، واقعیت‏های پشت حجاب آن‏قدر قوی شده‏اند که دیگر خود حجاب را نمی‏بینیم. در مرحله‏ی دوم کار، هم حجاب دیده می‏شد و هم واقعیت‏های پشت آن.در دوره‏ی سوم کارهایم اما دیگر آن حجاب و نقابی که زن صورتش را با آن پوشانده است، دیده نمی‏شود و واقعیت‏ها دیده می‏شوند.</p>

<p><strong>این واقعیت‏ها چه چیزهایی هستند؟</strong></p>

<p>واقعیت‏ها، دردها و رنج‏هایی هستند که زن در طول تاریخ با آن روبه‌رو بوده است و به شکلی حجاب را تحت‏الشعاع قرار داده‏اند. کار در حال حرکت است و زن‏ها دیگر ایستا و ساکن نیستند. آنها به شکلی در حرکت هستند. یعنی زن می‏خواهد خود را از پشت آن نقاب آزاد کند.</p>

<p><strong>تا به‏حال چند نمایشگاه برگزار کرده‏اید؟</strong></p>

<p>تاکنون پنج نمایشگاه انفرادی و هشت نمایشگاه گروهی داشته‏ام که در ایران، هلند و اتریش برگزار شده‏اند. یکی از کارهایم هم از سال ۲۰۰۲، جزو مجموعه‏ی موزه‏ی هنرهای معاصر ایران قرار گرفته است.</p>

<p><strong>نام این کار چیست؟</strong></p>

<p>جزو سری «افسانه‏ی آفرینش» است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>کرد و شیوه‌های مبارزه</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1358.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/special//28.44601</id>
 
<published>2010-09-02T15:16:48Z</published>
<updated>2010-09-02T15:18:10Z</updated>
 
<summary>هدایت‏جان: اگر تاریخ بر اساس دو گروه ستمگر و ستم‌دیده بازنویسی شود، تاریخ ملت کرد در گروه ستمدیده‌ها جای خواهد داشت. از این منظر کرد، لااقل بعد از فروپاشی دولت مادها، نه با تعریف سنتی و نه با تعریف مدرن، نه بر خویش و نه بر دیگران حکومت نکرده است. سئوالی که در گفت‌وگو با رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر سیاسی، در پی پاسخ به آن هستیم این است که چرا ملت کرد تاکنون نتوانسته است به حداقل حقوق خود دست یابد؟</summary>
<author>
<name>هدایت‏جان</name>


</author>
<category term="حقوق بشر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>اگر تاریخ بر اساس دو گروه ستمگر و ستم‌دیده بازنویسی شود، تاریخ ملت کرد در گروه ستمدیده‌ها جای خواهد داشت. از این منظر کرد، لااقل بعد از فروپاشی دولت مادها، نه با تعریف سنتی و نه با تعریف مدرن، نه بر خویش و نه بر دیگران حکومت نکرده است.</p>

<p>این نکته خود بر چند مدلول دیگر دلالت می‌کند:</p>

<p>١- کرد همیشه مورد ستم بوده است.<br />
٢- در مقایسه با ملل دیگر این منطقه، هیچ‌گونه ستمی را بر ملتهای دیگر روا نداشته است.<br /><br />
٣- حداقل از نیمه‌ی دوم قرن بیستم آگاهانه برای رسیدن به حقوق خود مبارزه کرده است.</p>

<p>سئوالی که در این گفت‌وگو در پی پاسخ به آن هستیم این است که چرا ملت کرد تاکنون نتوانسته است به حداقل حقوق خود دست یابد؟ چرا عوامل داخلی بیش از عوامل خارجی در این میان دخالت داشته‌اند؟ روشی که برای رسیدن به حقوق خویش در پیش گرفته‌ایم تا چه میزان موثر بوده است؟</p>

<p>بر اساس وضعیت اجتماعی و سیاسی خاورمیانه در حال حاضر و به‌خصوص اوضاع داخلی ایران و کردستان ایران، موضع‌گیری جدی در مورد روش‌های مبارزه با تاکید بر تحلیل ساختاری تاریخی که در این خصوص ثبت شده، ضروری است. با رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر سیاسی گفت‌وگویی کرده‌ام که می‌خوانید.</p>

<p>روش‌هایی که تاکنون در مبارزه در پیش گرفته‌ایم، تا چه میزان در خدمت اهداف ما بوده است و خواهند بود؟ کدام روش از روش‌های دیگر موثرتر بوده و از نظر اخلاقی، انسانی و مادی، کم‌ترین آسیب را به اهداف بر حق‌مان وارد می‌سازد؟</strong></small></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ramin-jahanbaglou.jpg' /><br/>
<small><small>رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر سیاسی</small></small>


</p>

<p><strong>دکتر رامین جهانبگلو:</strong> کردها همواره درگیر دو مسئله‌ی اصلی بوده‌اند: از یک‌سو، هنجارها و معیارهای قبیله‌ای که موجب درگیری‌های درونی میان کردها و احزاب آنها شده است و از سوی دیگر رقابت، تنش‌ها و حتی گاهی دوستی میان دولت‌های خاورمیانه که موجب فدا شدن منافع کردها و بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی آنها بوده است.</p>

<p>در اینجا باید به این مسئله توجه داشت که فقط پاره‌ای ازمشکلات کردها در عدم تحقق حقوق فرهنگی و اجتماعی آنان به گردن فراز و نشیب‌های سیاست بین‌الملل و تحولات سیاسی در منطقه‌ی خاورمیانه است و بخش اعظم آن در ارتباط است با ذهنیت سیاسی موجود در کردستان و نقش ایدئولوژی‌های سیاسی در ایجاد تنش‌های حزبی و گروهی.</p>

<p>پرسش اصلی در اینجا فقط این نیست که مشکل را چه کسی آفریده بلکه تا چه حد کردهای داخل مرزهای ایران و عراق و سوریه و ترکیه و آنهایی که در اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند خود را با گفتمان دموکراسی به معنای به حداقل رساندن تنش‌های خشونت‌آمیز وفق داده اند. اگر کردها در جست‌وجوی آینده‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت در مناطق کردنشین عراق و ایران و ترکیه و سوریه هستند، این واقعیت با مبارزه‌ی مسلحانه به دست نمی‌آید. </p>

<p><strong>فرايند مبارزات ملی و آزادی‌خواهی کرد در کردستان تا چه اندازه شامل خصوصیات یک مبارزه‌ی سالم و عقلانی می‌شود؟</strong></p>

<p>به‌نظر من جوهر جنگ خشونت است، ولی جوهر مبارزه‌ی سالم و عقلانی، عدم خشونت است. خشونت، پناهگاه انسان‌هایی است که از صغارت خویش درنیامده‌اند و قابلیت گفت‌وگو و تعامل و تبادل نظر با دیگران را ندارند. اگر کردها به دنبال ایجاد جامعه‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت هستند، پس مسئله‌ی آنها جابه‌جایی قدرت نیست. جامعه‌ی خشونت پرهیز، بدون صبر و تحمل و بردباری به دست نمی‌آید، ولی مهم‌تر این که در فرایند مبارزه‌ی خشونت پرهیز، چیزی به نام «دوست» و «دشمن» وجود ندارد.</p>

<p>ساختار سیاسی که همراه با عدالت‌جویی و عشق و بخشش نباشد خود در آینده تبدیل به قدرت وحشتناک جدیدی می‌شود. تمامی انقلاب‌ها این را به ما نشان داده‌اند. اگر عدالت‌خواهی کردها در سطح یک شعار سیاسی توخالی باقی بماند و فقط برای به هیجان آوردن مردم در کردستان عراق یا ایرا ن به زبان آورده شود، باید انتظار این را داشت تا سالیان سال، فکر دموکراسی و امکان تمرین آن در میان کردها تحقق نیابد. ایدئولوژی‌هایی که تاکنون در میان کردها شعار چشم در برابر چشم را تبلیغ کرده‌اند، فقط به نابینا کردن تعداد بیش‌تری از کردها کمک کرده‌اند.</p>

<p><strong>آیا ایدئولوژی‌هایی هم‌چون مارکسیسم، لنینیسم، ناسیونالیسم و اسلام سیاسی توانسته‌اند در خدمت اهداف ملت کرد قرار بگیرند؟</strong></p>

<p>تمامی ایدئولوژی‌های نام‌برده در مسیر بردگی انسان معاصر قدم برداشته‌اند؛ هرچند شعار تمامی آنها آزادی و عدالت‌خواهی است، ولی نمایندگان تمام این ایدئولوژی‌ها، دیکتاتورهایی خشن و آدمخوار بوده‌اند. فکر می‌کنم در اینجا باید میان ناسیونالیسم و وطن‌پرستی تفاوت قائل شویم. ناسیوالیسم نوعی از فاناتیسم و کوته‌اندیشی سیاسی است که همواره تبعیض و خشونت را با خود به همراه داشته است.</p>

<p>به قول آلبرت انشتین: «ناسیونالیسم چیزی بیش از عقلانی کردن ایده‌آلیستی نظامی‌گری نیست.»</p>

<p>ناسیونالیسم، یکی از بیماری‌های واگیر سیاست مدرن است که باید با آن مبارزه‌ی فکری کرد، ولی این ربطی به وطن‌پرستی ندارد. وطن پرستی زمانی است که شما پرچم بشریت را در کنار پرچم خود داشته باشید و همیشه نیم نگاهی هم به بدبختی و فلاکت و تراژدی های دیگر اقوام داشته باشید، ولی در مورد مارکسیسم- لنینیسم، فکر میکنم به جرئت می‌توان گفت که نه تنها برای کردها آزادی نیاورده و موجب ایجاد روابط اقتدارطلبانه در میان احزاب کرد شده، بلکه حتی در ایجاد پرسش‌های درست در مورد آینده‌ی کردستان هم ناموفق  بوده است.</p>

<p>مارکسیسم- لنینیسم خود تبدیل به افیون سیاسیون کرد شده که آنها را از خوانش درست مارکس و فیلسوفان دیگر هم برحذر داشته است.</p>

<p><strong>چرا کرد از شیوه‌ی مبارزات مسلحانه استفاده می‌کند و این شیوه تا چه اندازه می‌تواند در خدمت اهداف سیاسی و انسانی آنها باشد؟</strong></p>

<p>به نظر من مبارزه‌ی مسلحانه، بهترین و مناسب‌ترین شیوه‌ی مبارزه و تعامل سیاسی در جهت پیشبرد فکر دموکراسی و نهادینه کردن آن در میان کردها نیست. شاید اگر در گذشته به‌ندرت جریان سیاسی کردی وجود داشت که به نحوی برای پاسخگویی به مسائل سیاسی کردستان دست به اسلحه نمی‌برد، امروزه باید به این امر آگاهی داشت که هرگونه مبارزه‌ی مسلحانه‌ای، کردها را از فضای دموکراتیک و پلورالیستی دور خواهد کرد.</p>

<p>نیم‌نگاهی به مبارزه‌ی مسلحانه‌ی کردها در نیم قرن گذشته به خوبی نشان می‌دهد که خشونت اسلحه، نقد خشونت را به تعویق انداخته است. اینجاست که مرز میان دفاع از خود و  اعمال خشونت روشن می‌شود. مبارزه‌ی مسلحانه، جنگ با قاتلان است نه با قتل. به نظر من امروزه کردها به پختگی فکری و سیاسی لازم رسیده‌اند که با قتل در جنگ باشند.</p>

<p><strong>در چاپ شماره‌ی اول مجله‌ی «نیشتیمان» در سال ١٣٢٣ سرمقاله‌ای تحت عنوان «ما چه می‌خواهیم؟» از سوی حزب ژ- ک منتشر شد که در آن اشاره شده که کردها هرگز از طریق خشونت و مبارزه‌ی مسلحانه به اهداف‌شان نخواهند رسید و تنها راه رسیدن به هدف و آزادی، مبارزه‌ی مدنی است. علی رغم این چرا کردها از شیوه‌ی مبارزات خشونت پرهيز استفاده نکرده‌اند؟</strong></p>

<p>مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز، فقط یک روش مقاومت مدنی و مبارزه‌ی سیاسی نیست، بلکه نوعی فرهنگ شهروندی نیز هست. تا زمانی که جامعه‌ی کردنشین بر مبنای دو قطب «دوست» و «دشمن» قرار گرفته باشد و حساب و کتاب سیاسی از توجه به لیاقت‌های فردی و شهروندی بیش‌تر باشد، این فرهنگ عدم خشونت توسعه نخواهد یافت. در اینجا باید به چند نکته اشاره کرد. نخست، عدم خشونت، فرایند اخلاقی کردن سیاست است.</p>

<p>دوم، برای مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز باید به فرهنگ قهر و کینه و نفرت پایان داد. سوم، احترام به حیات و بازشناسی «دیگری» از اهمیت خاصی برخوردار است و بالاخره نمی‌توان خشونت‌پرهیز بود و در جست‌وجوی حقیقت نبود و با دروغ مبارزه نکرد. مبارزه‌ی مدنی خشونت‌پرهیز با آموزش شهروندی همراه است؛ یعنی مدنیت باید به صورت شیوه‌ی کنش اجتماعی و سیاسی درآید.</p>

<p><strong>اکثر احزاب مسلح کرد در گفت‌وگوهای تلویزیونی و روزنامه‌ای اعلام می‌کنند که: «ما همان گونه که مبارزات مسلحانه را قبول داریم، به همان شيوه به مبارزات مدنی نيز اعتقاد داریم.» آیا می‌توان هم‌زمان به هر دو شیوه از مبارزه اعتقاد داشت؟ آیا استفاده از هر دو شیوه‌ی مبارزه از لحاظ اخلاقی درست است؟</strong></p>

<p>به نظر من مبارزه‌ی مدنی به معنای ایجاد شبکه‌های شهروندی است که به تکوین و پیشرفت فکر پلورالیسم و کثرت‌گرایی در جامعه کمک می‌کنند. این بدین معناست که غایت زندگی سیاسی ایجاد فضای مشترکی است که در آن من و دیگری در کنار هم قرار می‌گیریم. پس ما هیچ‌گاه فقط برای آزادی شخص خود مبارزه نمی‌کنیم، بلکه در واقع برای آزادی «دیگری» هم تلاش می‌کنیم.</p>

<p>بقای فضای مشترک و متکثر، مستلزم تعادل اخلاقی میان «من و دیگری» است. این تعادل در هر گونه مبارزه‌ی مدنی مهم است و خشونت و دست به اسلحه بردن، این تعادل را به هم می‌زند، چون به معنای تحلیل یا انهدام دیگری است. فراموش نکنیم که «تفاوت» در یک جنبش مدنی خشونت ایجاد نمی‌کند، بلکه از شیوع خشونت جلوگیری می‌کند. دموکراسی در واقع توافق نهادی میان تفاوت‌ها است.</p>

<p><strong>در کردستان و بیش‌تر نقاط ایران، تا از شیوه‌ی مبارزه‌ی عدم خشونت صحبت می‌شود، بلافاصله گفته می‌شود که مبارزات عاری از خشونت، مختص یک دوره‌ی زمانی از تاریخ بوده و اینک برای فضای کنونی ایران عملی نیست؛ یا این که گفته می‌شود با چنین حکومت دیکتاتوری نمی‌توان از این شیوه از مبارزه استفاده کرد. آیا فضا و موقعیت کنونی ایران برای چنین مبارزه‌ای مناسب است؟</strong></p>

<p>تاریخ بشر، تاریخ خشونت است، ولی فراموش نکنیم که  هر زمان و هر کجا که خشونت رخ داده، فکر و عملی نیز برای جلوگیری از آن صورت گرفته است. خشونت‌پرهیزی همیشه در چالش و در شرایط سخت، معنای واقعی خود را می‌یابد. از آنجا که هر جامعه‌ای در هر دوره‌ای از حیات خود مستلزم ایجاد صلح و آرامش است، پس خشونت‌پرهیزی همواره امری کنونی و امروزی است.</p>

<p>امروزه مبارزه با «دروغ» تعلیم اصلی و اساسی است که شهروندان کرد به خود می‌دهند. آنها می‌توانند به جهانیان نشان دهند که فراسوی تمام تنش‌های قبیله‌ای از بلوغ شهروندی برخوردارند که سرمایه‌ی اخلاقی و دموکراسی آینده‌ی آنان خواهد بود. بهترین نمودار این سرمایه‌ی اخلاقی در خشونت پرهیزی شهروندان کرد است. جامعه‌ی ایران که کردها را نیز دربر می‌گیرد، مثل هر جامعه‌ی دیگری دچار مسائل ویژه‌ی خود است و تا زمانی که این مسائل حل نشوند از پیشرفت و استحکام فکر و کنش دموکراتیک جلوگیری خواهد شد.</p>

<p>شاید مهم‌ترین مسئله‌ی ما ایرانیان و اقوامی که در درون ایران در کنار هم زندگی می‌کنند، خشونت سیاسی است. بسیاری از احزاب سیاسی کرد به غلط فکر می‌کنند که این خشونت فقط امری عمودی است که با تغییر دولت و دولتمردان حل خواهد شد، ولی آن‌چه سیر تحول سیاست در کردستان به ما آموخته این است که مسئله‌ی عبور از خشونت فقط یک امر عمودی نیست، بلکه افقی نیز هست زیرا مستلزم تبیین و ترویج فرهنگ عدم خشونت در میان مردم است.</p>

<p><strong>مبارزه‌ی مدنی از چه لحاظی بر مبارزات خشونت‌آمیز برتری دارد؟</strong></p>

<p>از نطر من مبارزه‌ی خشونت پرهیز، نوعی مبارزه‌ی مدنی است، چون هر جنبش مدنی به دنبال تحقق مطالبات اجتماعی و سیاسی خود است ولی برای به دست آوردن این مطالبات باید از مشروعیت اخلاقی برخوردار باشد. روند خشونت پرهیز، کوششی مدنی در جهت ایجاد سازوکاری مسالمت‌آمیز و برای عادلانه کردن رقابت‌های میان شهروندان است.</p>

<p>روند خشونت پرهیز، روندی نفی‌کننده است و آن‌چه را که نفی می‌کند قوانین غیرعادلانه و کنش خشونت در جامعه است. پس اگر مولفه‌ی اساسی یک جنبش مدنی حاکمیت قانون و دفاع از حقوق شهروندی است بنابراین لازمه‌ی آن دستیابی به فرهنگ عدم خشونت است.</p>

<p><strong>در گفتمان احزاب سیاسی کرد، همیشه این جمله آماده است که «ما به ناچار و برای دفاع از خود اسلحه در دست گرفته‌ایم و به غیر از این راه دیگری نداشته‌ایم». آیا راهی کاربردی‌تر از اسلحه برای دفاع وجود دارد؟ این شیوه از دفاع را چگونه می‌توان پیاده کرد؟</strong></p>

<p>بسیاری به غلط، عدم خشونت را به منزله‌ی نوعی انفعال و عقب‌نشینی در مبارزه‌ی اجتماعی و سیاسی بررسی می‌کنند. بعضی‌ها هم معتقدند هرگونه کوششی برای یافتن راه حلی خشونت پرهیز برای مسائل امروز جهان، نوعی ناتوانی در حل بحران‌هاست؛ ولی در حقیقت آن‌چه خشونت پرهیزی به ما نشان می‌دهد این است که ما در همه‌ی فرهنگ‌ها، سنت‌ها و جوامع با چندگانگی نظرات، ارزش‌ها، معیارها و هنجارها روبه‌رو هستیم.</p>

<p>شاید به همین دلیل، این کثرت ایمان‌ها مستلزم زندگی در کثرت است. مقاومت خشونت پرهیز، بدون دست بردن به اسلحه مقابله با هرگونه اندیشه و کنشی است که موجب نفی زندگی در کثرت می‌شود. به عبارت دیگر «نه» گفتن به خشونت به معنای حرمت نهادن به شان و کرامت انسان است و این حرمت گذاشتن فقط به صورت آگاهی اخلاقی امکان‌پذیر است. دفاع از «خود» نوعی آگاهی از «خود دیگری» هم  هست که موجب می‌شود هر فردی برای مبارزه با جنایت، خود تبدیل به جنایتکار نشود.</p>

<p><strong>ما این جمله را از بیش‌تر نخبگان و روشنفکران سیاسی ایران شنیده‌ایم که مبارزات مدنی به رهبر نیاز ندارند. این گفته تا چه اندازه درست است؟ نظر شما درباره‌ی رهبری و مبارزات عاری از خشونت چیست؟</strong></p>

<p>رهبر واقعی هر جنبش، خشونت پرهیزی خود جنبش است. هیچ رهبری نمی‌تواند جنبشی را که طغیان جهل و لمپنیسم است به تنهایی از این وضعیت نجات دهد. فراموش نکنیم که خشونت پرهیزی فقط یک شیوه‌ی مبارزاتی نیست، بلکه یک شیوه‌ی زندگی شهروندی نیز هست. ناشکیبایی و عدم مدارا را فقط با آموزش شهروندی می‌توان از بین برد. قدرت یک جنبش مدنی در ایجاد شبکه‌های شهروندی بر مبنای اخلاق مدنی است و نه داشتن یک رهبر. مهم رهبری نیست، مهم وارد کردن بعد اخلاقی در بعد سیاست است.</p>

<p>چون هدف وسیله را توجیه نمی‌کند، بلکه وسیله خود نمایانگر هدفی است که دنبال می‌شود. به عبارت دیگر میزان‌الحراره‌ی اخلاقی یک جنبش مدنی، درجه‌ی خشونت پرهیزی آن در دفاع از عدالت و حقیقت است، نه رهبران آن. رهبران را مردم انتخاب می‌کنند و می‌پرستند. اگر مردم معتقد به خشونت‌پرهیزی باشند، رهبران نیز دنباله‌روی خواهند کرد. قهرمانان واقعی هر ملتی خادمان آن ملت هستند که منافع ملت را بالاتر از قدرت و قدرت‌طلبی قرار می‌دهند.</p>

<p><strong>آیا مبارزات عاری از خشونت، به استراتژی و سازماندهی نیاز دارد؟</strong></p>

<p>مبارزه‌ی عاری از خشونت، یک جنبش اجتماعی و سیاسی  تو خالی نیست، بلکه بر مبنای تجربه‌ی سقراطی قرار دارد که همواره شهروندان از یکدیگر می‌آموزند. دوم این که، افق استراتژیک خشونت پرهیزی، افقی است متکثر و متنوع. بنابراین خشونت پرهیزی یک گفتار تک‌نگار نیست. سوم، استراتژی خشونت پرهیزی، عشق به قانون‌مداری، حقیقت‌جویی و دوری از تعصب و کینه است. چهارم، خشونت‌پرهیزی مدنی، قیام علیه شر و بی‌عدالتی است. پنجم، خشونت پرهیزی هم‌چون ندای درونی است که به فرد خطاب می‌کند: «تو نخواهی کشت.»</p>

<p><strong>کردها تا چه اندازه به رهبر اخلاقی نیاز دارند و حضور یک رهبر اخلاقی چه نقشی در اخلاقی بودن شیوه‌ی مبارزه خواهد داشت؟</strong></p>

<p>خیلی‌ها به غلط می‌پندارند که فرهنگ و کنش خشونت‌پرهیز در جامعه‌ی خشنی چون جامعه‌ی کردها امری غیرممکن است. مگر غیر از این است که ماندلا در جامعه‌ی آپارتاید و عبدالغفارخان در میان پاتان‌ها (در مرز افغانستان و پاکستان) فرهنگ خشونت پرهیزی و آشتی را برقرار کردند؟ پس چرا کردها نتوانند مبارزهای خشونت پرهیز باشند؟ آیا کردها فقط تولیدکننده‌ی خشونت هستند؟</p>

<p>پس مسئله‌ی اصلی این نیست که برخی سلول‌های خشونت پرهیز دارند و می‌توانند جامعه‌ی دموکراتیک داشته باشند و برخی فاقد این سلول‌ها هستند. مسئله‌ی اصلی نبود اخلاق مدنی است که در دو اصل شفافیت و مسئولیت‌پذیری خلاصه می‌شود. این شفافیت و مسئولیت‌پذیری پاسخگویی به همراه می‌آورد. به نظر من پاسخگو کردن یک دولت یا جامعه‌ به منظور رویارویی با اشتباهات تاریخی است و جلوگیری از رخ دادن مجدد آنها در آینده. اکنون باید دید چگونه می‌توان با حرکت از چنین اندیشه‌ای، مکانیسم و ساختارهایی را ایجاد کرد که به عدم خشونت، تداوم و استحکام  ببخشند.</p>

<p>هرچند که در کردستان افرادی چون گاندی و مارتین لوترکینگ و ماندلا وجود ندارند، ولی برای دست یافتن به گاندیسم از نوع کردی باید در دو سطح فعالیت کرد: از یک‌سو، اندیشه‌ی عدم خشونت را از میراث فرهنگی کردها استخراج کرد و آن را در سطوح مختلف جامعه به کار گرفت و از سوی  دیگر، بستر مناسبی برای ایجاد جنبش‌های شهروندی و اخلاقی مدنی و ضد اقتدارگرایی ایجاد کرد. فراموش نکنیم که پرسش عدم خشونت، فقط یک پرسش سیاسی نیست بلکه کوششی فلسفی برای طرح مسئله‌ی اخلاق خودمختار و خروج از حقارت خویش نیز هست.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>تمهیدات دولت برای مقابله با اعتراضات احتمالی جمعه</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14224.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44598</id>
 
<published>2010-09-02T14:39:07Z</published>
<updated>2010-09-02T16:29:44Z</updated>
 
<summary>در آستانه «روز قدس»، در حالی که نیروی انتظامی مانور «مهار در تهران» را آغاز کرده است، سرعت اینترنت به حداقل ممکن کاهش یافته است</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>در حالی که برخی از معترضان از طریق شبکه‏های اجتماعی مردم را به شرکت در راه‌پیمایی اعتراضی فردا دعوت کرده‏اند، نیروی انتظامی از انجام مانور امنیتی و بسیاری از کاربران از کاهش سرعت و اختلال شدید در اینترنت خبر داده اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ghodssss.jpg' /><br/>
<small><small> عکس آرشیوی</small></small>


</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فارس، نیروی انتظامی از صبح امروز مانوری تحت عنوان «مهار در تهران» به اجرا درآورده است. حسین ساجدی‌نیا فرمانده نیروی انتظامی تهران دلیل انجام این مانور را «ایجاد تعامل بین نیروی‌های تخصصی پلیس» و برخورد و مقابله با جرائم ذکر کرد.</p>

<p>وی افزود فردا، در روز قدس هم نیروهای انتظامی در تمام نقاط حساس شهر حضور خواهند داشت تا مانع بروز کوچک‌ترین مشکل شوند. </p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">نیروی ویژه ضد شورش در نقاط مرکزی شهر مستقر و به حالت آماده باش درآمده اند تا در صورت لزوم به مداخله بپردازند</span></div></p>

<p>در همین حال گزارش‌های رسيده حاکی از آن است که نیروی ویژه ضد شورش در نقاط مرکزی شهر از جمله میدان هفت تیر، میدان ولی‌عصر و میدان انقلاب با استقرار در اماکن مختلف از جمله استادیوم شیرودی به حالت آماده‌باش درآمده‌اند تا در صورت لزوم به مداخله بپردازند.</p>

<p>سال گذشته در آخرین جمعه ماه رمضان که «روز قدس» نامیده می‌شود، معترضان ایرانی در تهران با حضور در راه‌پیمایی، مقامات امنیتی را غافلگیر و به سردادن شعارهای ضدحکومتی پرداختند.</p>

<p>از سوی دیگر از صبح امروز اختلال شدیدی در اینترنت، به ویژه در تهران گزارش شده است که تقریبا دسترسی اغلب کاربران به انواع مسنجرها و شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، تویتر و فیس‌بوک را از میان برده است.</p>

<p>گفته می‌شود سرعت اینترنت دایل اپ تا حداقل یعنی سه کیلوبایت در ثانیه کاهش یافته است و حتی امکان دسترسی به پست الکترونیکی نیز بسیار مشکل شده است.</p>

<p>در همین حال سرعت خطوط پرسرعت نیز به شدت کاهش یافته و به حداقل ممکن رسیده است.</p>

<p>مهدی کروبی نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری که منزل وی در چند شب گذشته به‌صورت پیاپی هدف حمله مهاجمان لباس شخصی قرار داشته است پیش‌تر اعلام کرده بود که در راه‌پیمایی روز قدس شرکت خواهد کرد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>جریحه‌دارشدن غرور ملی آمریکا</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1563.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/analysis//6.44592</id>
 
<published>2010-09-02T13:17:19Z</published>
<updated>2010-09-02T13:19:04Z</updated>
 
<summary> دو‌شنبه، هشتم شهریور ماه در واشنگتن، پایتخت ایالات متحده آمریکا، تظاهراتی برگزار شد که در رسانه‌های مختلف انعکاس‌های گوناگونی داشت. این گردهمایی تحت عنوان «احیای افتخارات ملی آمریکا» یا «بازگشت به ارزش‌های گذشته‌ی آمریکا» و شعارهایی از این دست تشکیل شده بود و بازتاب گسترده‌ای نیز در مخالفت با سیاست‌های فعلی دولت آمریکا و به‌ویژه طرح‌های باراک اوباما داشت. گفت و گو ملیحه محمدی با مهرداد مشایخی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه جرج تاون واشنگتن را می‌خوانیم:</summary>
<author>
<name>مریم محمدی</name>


</author>
<category term="آمریکا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/analysis/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong>روز دو‌شنبه، هشتم شهریور ماه در واشنگتن، پایتخت ایالات متحده آمریکا، تظاهراتی برگزار شد که در رسانه‌های مختلف انعکاس‌های گوناگونی داشت. </p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100829_MaryamMohamadi_Rooyekhat.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>یکی از برگزار‌کنندگان اصلی این تظاهرات، سازمان «تی‌ پارتی» یا میهمانی چای بود که با وجود آن که خود را با ارزش‌های تاریخی و فرهنگی آمریکا تعریف می‌کند، معمولاً در عرصه‌ی سیاسی، رابطه‌ی تنگاتنگی با محافظه‌کارترین بخش‌های حزب جمهوری‌خواه آمریکا دارد.</p>

<p>گردهمایی روز دو‌شنبه، نیز تحت عنوان «احیای افتخارات ملی آمریکا» یا «بازگشت به ارزش‌های گذشته‌ی آمریکا» و شعارهایی از این دست تشکیل شده بود و بازتاب گسترده‌ای نیز در مخالفت با سیاست‌های فعلی دولت آمریکا و به‌ویژه طرح‌های باراک اوباما داشت.</p>

<p>مهرداد مشایخی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه جرج تاون واشنگتن، معتقد است مضمون اصلی‌ این تظاهرات سیاسی بوده است.</strong></p>

<p>مهرداد مشایخی: آمریکا در آستانه‌ی انتخابات میان دوره‌ای مجلس در ماه نوامبر است و همیشه از چندماه قبل بسیج‌های سیاسی از سوی دو حزب مهم آمریکا، جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها، آغاز می‌شود. در واقع تجمع روز دو‌شنبه علی‌رغم ادعا و عنوان آن، «احیای افتخار ملی» و این که از سوی محافظه‌کاران و یک طیف گفته شده بود که تجمع ما غیر سیاسی است، ولی در عین حال با محتوایی کاملاً سیاسی برپا شده بود. می‌شود این را به‌نوعی یکی از تجمع‌هایی دانست که محافظه‌کاران در ماه‌های اخیر علیه وضع موجود، یعنی علیه طرح‌های آقای اوباما، برپا کردند و در واقع نوعی تزریق انرژی به هواداران‌شان در سطح کشور است تا در ماه نوامبر برای انتخابات کنگره به حزب جمهوری‌خواه رأی دهند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mmashayekhi.jpg' /><br/>
<small><small>مهرداد مشایخی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه جرج تاون واشنگتن</small></small>


</p>

<p><strong>ولی جز از راه تحلیل و تفسیر مسائل سیاسی آمریکا، نشانه‌ها و علائمی هم در این گردهمایی بود که نشان دهد یک تظاهرات سیاسی است و در واقع در پیوند با انتخابات آینده‌ی آمریکا برگزار می‌شود. چون شعارهایی که در این گردهمایی مطرح شده، شعارهایی درباره‌ی احیای فرهنگ، تاریخ و ارزش‌های آمریکایی است!</strong></p>

<p>بله؛ در شعارها سعی می‌کردند از شعارهای مستقیم سیاسی که حکومت فعلی را نشانه بگیرد خودداری کنند، ولی در عین‌حال ازجمله کسانی که این تظاهرات را سازماندهی کرده بودند، یکی آقای گلن بک بود که سومین مفسری است که در افکارعمومی آمریکا نفوذ دارد و از معروفیت و شهرت برخوردار است. </p>

<p>او بسیار فرد پرطرفدار و محافظه کار است؛ بسیار محافظه کار است. فرد دیگر خانم سارا پیلینگ، فرماندار سابق آلاسکا بود که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، نقش معاون رییس‌جمهوری را برای آقای مک کین داشت. حضور این دو نفر و شبکه‌هایی که مردم را بسیج کردند، همان گروه‌های معروف به تی‌پارتی یا پارتی چای است که داستانش برمی‌گردد به جنگ استقلال آمریکا علیه انگلستان که یک‌سری گردهمایی‌هایی تحت عنوان چای خوردن برگزار می‌شود و موضوعاتی توسط مردمی که در این جلسات حضور داشتند به خبرنگارها ابراز می‌شود. موضوع‌هایی که بیش‌تر روی آنها حساسیت نشان داده می‌شود، سمبل‌هایی که به‌کار می‌برند و لحن انتقادها برآمده از شرایط اجتماعی و خواست‌هایی برای تغییر است.</p>

<p><strong>رویکرد به مذهب و ایده‌های مذهبی، در مبارزات سیاسی‌ محافظه‌کاران در آمریکا چه زمینه و تاریخی دارد؟</strong></p>

<p>رویکرد کاملاً تازه‌ای نیست. به‌هرحال در دوره‌ی بوش و ریگان پایه‌ی این نوع تجمات و پایه‌ی آن‌چه ما در ادبیات به آن می‌گوییم محافظه‌کاران راست یا نئوکنسرواتیوها یا محافظه‌کاران مذهبی و دینی، زمینه‌ی اینها در واقع در دوره‌ی ریگان ریخته شد.</p>

<p><strong>گردهمایی روز دوشنبه، با چهل و هفتمین سالگرد پیام مشهور مارتین لوترکینگ، رهبر جنبش مدنی آمریکا، برای مبارزه با تبعیض نژادی همزمانی داشت. بر سر این هم‌زمانی هم گویا بحث‌هایی بود و در همین گردهمایی محافظه‌کاران اشاراتی هم شده بود به ایده‌های مارتین لوتر کینگ. بین ایده‌های مارتین لوتر کینگ و خواست‌های محافظه‌کاران، در کجا و چه هم‌پیوندی‌ای وجود دارد؟</strong></p>

<p>اتفاقاً نکته‌ی جالب این است که شما به طور مشخص هم‌پیوندی و رابطه‌ی مستقیمی نمی‌بینید. به همین دلیل هست که تظاهرات مخالفی از سوی یکی از چهره‌های معروفی که در جنبش حقوق مدنی در کنار مارتین لوتر کینگ بود، آقای ال شارتون، که با حکومت اوباما هم بسیار نزدیک و دوست است، ایشان هم یک سازماندهی دیگر کرده بود، البته در مقیاس بسیار کوچک‌تر و بسیاری از کسانی که در دومین تظاهرات شرکت داشتند، برخلاف اولی که اکثراً سفیدپوست بودند، اکثراً سیاه‌پوست بودند و از شبکه‌های وسیع فعالین مدنی آمده بودند که اتفاقاً ادعای آن‌ها هم همین مسأله بود. </p>

<p>آنها می‌گفتند که این‌ هم‌زمانی تظاهرات اول با چهل و هفتمین سالگرد سخنرانی آقای کینگ، در واقع دارد آن را به سرقت می‌برد. اینها می‌خواهند یک پیام و سمبل ارزشی را در آمریکا به نفع خودشان به سرقت برند و بگویند که پیام کینگ یک پیام خنثی بوده است که همه به یکسان می‌توانند از آن بهره‌برداری کنند. در حالی که ما می‌دانیم پیام کینگ در شرایط بسیار معینی، علیه تبعیض نژادی و پایین‌تر بودن حقوق اجتماعی و مدنی رنگین‌پوستان در آمریکا بود. به‌هرحال این هم‌زمانی این مشکل را ایجاد کرده بود. اینها معتقد بودند این نوعی سرقت سیاسی‌ـ فرهنگی است تا این که واقعاً اعتقادی به محتوای سخنان آقای کینگ داشته باشند.</p>

<p><strong> چطور بود که اشاراتی هم به مارتین لوتر کینگ و جنبه‌هایی از ایده‌های او شد؟</strong></p>

<p>آنها به احیای آن جنبه‌هایی از ایده‌های مارتین لوتر کینگ تمایل داشتند که در واقع بیش‌تر جنبه‌هایی محافظه‌کارانه و ارزشی است. مجموعه‌ی اینها را اگر شما کنارهم بگذارید، می‌بینید که نمی‌تواند فقط یک گردهمایی اجتماعی، فرهنگی و یا برای احیای ارزش‌ها باشد. در واقع هدف آن جدا از این مسائل بود.</p>

<p><strong><br />
پیش از این اشاره کردید که توجه به مذهب و استفاده از شعارهای مذهبی در سیاست‌های نئومحافظه‌کاران آمریکا سابقه دارد، اما آیا این رویکرد و به عنوان نمونه استفاده از سمبل‌هایی مثل مارتین لوتر کینگ که بیش‌تر در اختیار دموکرات‌ها یا در کل مخالفان محافظه‌کاران بود، یک رویکرد جدید نیست؟</strong></p>

<p>در مورد استفاده از مارتین لوترکینگ باید بگویم اولین‌بار است که با چنین رویکردی مواجه هستیم. تا به‌حال محافظه‌کاران سعی می‌کردند از مسائل فرهنگی و اجتماعی و از سمبل‌ها بهره‌برداری کنند، ولی این که دقیقاً بیایند و وارد حوزه‌ی مسائل نژاد و سمبل مبارزات نژادی، یعنی مارتین لوترکینگ شوند، برای نخستین‌بار است که اتفاق افتاده و باید دید آیا ادامه پیدا می‌کند یا خیر.</p>


<p><strong>گذشته از این که بپذیریم برنامه‌ی روز سه‌شنبه برنامه‌ا‌ی صرفاً سیاسی با پوشش‌های مذهبی و فرهنگی بوده است یا خیر، به نظر می‌رسد واقعیتی مبنی بر گسترش نارضایتی‌ها از سیاست‌های دولت اوباما در جامعه‌ی آمریکا وجود دارد. این نارضایتی‌ها در چه سطحی است و احتمالاً چه سرنوشتی را برای دموکرات‌ها رقم خواهد زد؟ </strong></p>

<p>من فکر می‌کنم حکومت آقای اوباما در شرایط کنونی با مشکلات زیادی مواجه است. این مشکلات چه از نظر اقتصادی که به‌هرحال انتظار هم نمی‌رفت به این زودی درست شود، چه از نظر مسئله‌ی جنگ افغانستان و چه از نظر ارزش‌هایی که محافظه‌کاران در آمریکا با آن‌ مخالف هستند، یعنی این که آمریکا را در موقعیت ضعف ببینند، یکی از موضوع‌های روز دو‌شنبه در تظاهرات تی‌پارتی مطرح شد. یعنی این ادعا که ما نمی‌خواهیم آمریکا در موقعیت ضعف باشد و رییس‌جمهور ما مرتب اذعان می‌کند که ما در اینجا ضعف داشتیم، در اینجا اشتباه کردیم و عذرخواهی می‌کند. این در واقع به نوعی جریحه‌دارشدن غرور ملی آمریکایی است.</p>

<p>بله؛ اینها به هیچ وجه تم‌ها و موضوع‌هایی نیست که محافظه‌کاران بپذیرند یا علاقه‌ای به آن داشته باشند. به همین دلیل این مسائل دموکرات‌ها را در انتخابات ماه نوامبر در موقعیت ضعیفی قرار می‌دهد. مگر این که در چند ماه آینده به طور جدی بتوانند خودشان را احیا کنند و یا دست به یک سیاست احیاکننده بزنند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>برگ تازه‏ای در تاریخ عراق و خاورمیانه ورق خورد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1562.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/analysis//6.44588</id>
 
<published>2010-09-02T12:44:42Z</published>
<updated>2010-09-02T12:49:29Z</updated>
 
<summary>ایرج ادیب‌زاده:از اول سپتامبر سال ۲۰۱۰(۱۰ شهریور سال جاری)، نیروهای نظامی امریکا در عراق که زمانی به ۱۷۶هزار نفر می‏رسیدند، به ۵۰ هزار نفر کاهش پیدا کرده است.به گفته‏ی مسئولین امریکایی، افراد باقی‌مانده نیز برای آموزش نیروهای عراقی مأموریت دارند.با گذشت هفت‌سال و نیم از حمله‏ی امریکا و متحدانش به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین، جنگ به صورت رسمی پایان یافته و نیروهای نظامی امریکا از بامداد سه‏شنبه خاک عراق را ترک کرده و به کویت رفته‏اند.</summary>
<author>
<name>ایرج ادیب‌زاده</name>


</author>
<category term=" خاورميانه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/analysis/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>از اول سپتامبر سال ۲۰۱۰(10 شهریور سال جاری)، نیروهای نظامی امریکا در عراق که زمانی به ۱۷۶هزار نفر می‏رسیدند، به ۵۰هزار نفر کاهش پیدا کرده است.به گفته‏ی مسئولین امریکایی، افراد باقی‌مانده نیز برای آموزش نیروهای عراقی مأموریت دارند.با گذشت هفت‌سال و نیم از حمله‏ی امریکا و متحدانش به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین، جنگ به صورت رسمی پایان یافته و نیروهای نظامی امریکا از بامداد سه‏شنبه خاک عراق را ترک کرده و به کویت رفته‏اند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100901_hooshang_hassanyari_Adibzadeh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این در حالی است که هنوز ثبات و آرامش بر این کشور جنگ‏زده حاکم نشده است و هم‏زمان با خروج نیروهای نظامی آمریکا، چند انفجار تروریستی نقاط مختلف آن را لرزانده است.با این‏ همه، جو بایدن، معاون رییس جمهوری امریکا که به عراق رفته، پیرامون آینده‏ی این کشور ابراز خوش‏بینی کرده است. باراک اوباما، رییس‌جمهوری امریکا نیز در سخنرانی خود به مناسبت پایان جنگ در عراق و خروج نیروهای نظامی امریکا از این کشور، اظهار امیدواری کرد که دمکراسی در عراق پا بگیرد و آرامش به این کشور بازگردد.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/000_Nic482781.jpg' /><br/>
<small><small>خروج نیروهای امریکایی از عراق</small></small>


</p>

<p><strong>آیا خروج نیروهای امریکایی از عراق، فصل جدیدی در تاریخ عراق و خاورمیانه گشوده است؟</strong><br />
این پرسشی است که با دکتر هوشنگ حسن‏یاری، استاد روابط بین‏الملل و مسائل استراتژیک در کالج سلطنتی کانادا در میان گذاشته‏ام.</strong></p>

<p><strong>دکتر هوشنگ حسن‌یاری:</strong> اوباما از جمله رؤسای جمهوری امریکا است که خاضعانه با مسئله‏ی خروج نیروهای امریکایی از عراق، برخورد کرده است و با فروتنی حرف‏هایی زده که مبنی بر اعلام پیروزی و یا پایان پیروزمندانه‏ی امریکا نیست. او از مسائلی مانند «پیروزی علیه اهریمن تروریسم» و ... سخنی به میان نیاورده است که در گذشته اشخاصی مانند جرج بوش اعلام می‏کردند.</p>

<p>اوباما بیش‌تر بر این امر تاکید کرده که امریکا با ورود به جنگ عراق، مسئولیتی را بر عهده‏ی خود گذاشت که اکنون این مسئولیت پایان یافته است. در نتیجه، باید فصل تازه‏ای را در روابط بین امریکا و عراق از یک‌سو و عراق و کشورهای منطقه از سوی‏ دیگر، گشود.به‏نظر می‏رسد، تحولی که صورت گرفته، از این منظر قابل برداشت و مهم است.</p>

<p>می‏توان گفت خروج نیروهای رزمنده‏ی امریکا از خاک عراق، به نوعی بازگشت یا دست‏کم شروع بازگشت حاکمیت عراقی بر سرزمین خود را اعلام می‏کند.باید دید خود عراقی‏ها چگونه با این حاکمیت برخورد خواهند کرد و نقش کشورهای پیرامونی عراق در این زمینه چگونه خواهد بود.</p>

<p><strong>گفته می‏شود امریکایی‏ها، به خاطر پافشاری مالکی بر باقی ماندن قدرت در دست شیعیان، با ادامه‏ی حکومت او به عنوان نخست‏وزیر عراق، موافق نیستند. گفته است که خروج نیروهای ارتش امریکا از عراق، مانند استقلال عراق است. ارزیابی شما از  سخنان مالکی چیست؟</strong></p>

<p>بستگی دارد که چه برداشتی از واژه‏ی استقلال داشته باشیم. اگر استقلال عبارت باشد از عدم حضور نیروهای خارجی در این کشور، امروز که ۵۰هزار نیروی امریکایی هم‏چنان در عراق باقی مانده‏اند، صحبت از استقلال مشکل است.</p>

<p>مسئله‏ی دیگر این است که آیا استقلال به معنای به‏دست گرفتن سرنوشت مردم توسط خودشان است یا فرو رفتن بیش از پیش در مناقشات و مشاجرات سیاسی‏ای که در عراق می‏بینیم؟ <br />
از سوی دیگر، این‏که آیا نیروهای عراقی این قابلیت را دارند که امروز امنیت را در کشور خود برقرار کنند، جای سئوال بسیار دارد. به‏خصوص که فرمانده‏ی کل نیروهای عراقی، زمانی که به تاریخ خروج نیروهای رزمنده‏ی امریکا از عراق نزدیک می‏شدیم، اعلام کرد که عراق را نباید به دست گرگ‏ها سپرد. <br /><br />
در نتیجه، از منظر این شخص که مسئولیت نظامی مهمی را بر عهده دارد، هنوز گرگ‏ها در عراق مستقرند و قادرند برای امنیت و در نتیجه برای استقلال عراق، مشکل به‏وجود بیاورند و آن را خدشه‏دار کنند.</p>

<p><strong>جو بایدن، معاون رییس‌جمهور امریکا، دلایل خوش‏بینی‏اش به آینده‏ی عراق را شکست تلاش‏های گروه افراطی القاعده و هم‏چنین شکست تلاش‏های جمهوری اسلامی برای دامن زدن به اختلافات قومی در عراق می‌داند. شما نقش جمهوری اسلامی را در آینده‏ی عراق، چگونه می‏بینید؟</strong></p>

<p>واقعیت این است که حزب بعث عراق و به‏خصوص عراق صدام حسین، دشمن ایران بوده است.عراق صدام حسین به ایران  حمله کرد و تلفات بسیار شدیدی متوجه دو کشور شد. درواقع خطری بود که تا مدت‌ها هم‏چنان باقی ماند. چون آن‏چه بعد از هشت سال جنگ بین عراق و ایران اتفاق افتاد، بیش‌تر یک تعلیق در فعالیت‏های نظامی بود و نه دستیابی به یک پیمان صلح.</p>

<p>تا به‏امروز، هنوز هم چنین پیمانی بین دو کشور به امضا نرسیده است.در نتیجه‏، از بین بردن دشمن اصلی ایران در منطقه- البته در کنار طالبان در افغانستان- به‏وسیله‏ی امریکایی‏ها، می‏تواند خبر خوشی برای جمهوری اسلامی ایران باشد. البته اگر جمهوری اسلامی ایران به دنبال این امر باشد که تمامیت ارضی عراق و حق حاکمیت مردم آن بر این کشور را به رسمیت بشناسد.</p>

<p>بنابراین، مسئله‏ی پیروزی و یا شکست امری ثانوی می‏شوند. باید دید که در ماه‏ها و سال‏های آینده، جمهوری اسلامی ایران به چه شکل با مسئله‏ی عراق برخورد خواهد کرد. آیا هم‏چنان که در گذشته و در برخی موارد شاهد بوده‏ایم، به دلایل مختلف از جمله امنیت، باز بودن مرزها و دستیابی به اماکن مقدس شیعیان، می‏خواهد بر روند سیاسی کشور عراق تأثیر بگذارد یا با این کشور نیز مانند سایر کشورهای همسایه، از جمله ترکیه و یا همسایه‏های دورتری مثل مصر و عربستان برخورد می‏کند؟</p>

<p>در صورتی که جمهوری اسلامی در امور داخلی عراق دخالتی نکند و به اتهاماتی که امریکایی‏ها در مورد دخالت ایرانی‏ها در امور داخلی عراق، به ایران نسبت می‏دهند، دقت کند و باعث نشود دوباره دولتی در عراق پای بگیرد که با ایران‏، سوای طبیعت رژیمی که بر ایران حاکم است، برخورد نامطلوبی داشته باشد، می‌توان به بروز آرامش در این کشور امیدوار بود.</p>

<p>در نتیجه، بحث پیروزی یا شکست نسبی است. آینده خواهد گفت که آیا عراق کشور متعادلی در منطقه خواهد بود یا نه؟ آیا کشوری خواهد بود که به دنبال عربیت و اسلامیت خود می‏گردد و یا این دو بحث را کنار می‏گذارد و سیستمی را در خود مستقر خواهد کرد که دمکراتیک و پاس‏دارنده‏ی حقوق تمامی مردم این کشور باشد؟</p>

<p><strong>آیا می‌توان، روز اول سپتامبر ۲۰۱۰ را با خروج به نسبت بزرگ نیروهای امریکایی از عراق، پایان حضور امریکا در عراق و پایان مسائل عراق دانست؟</strong></p>

<p>به‏طور قطع، پایان حضور آمریکا نخواهد بود. به‏خاطر این‏که نزدیک به ۵۰هزار سرباز امریکایی برای آموزش سربازان عراقی، در این کشور خواهند ماند و کمک خواهند کرد ‏تا دولت عراق و به‏خصوص نیروهای عراقی با گروه‏های تروریست مبارزه کنند.</p>

<p>در مورد تأثیر و یا نفوذ سیاسی آمریکا در عراق هم باید به انتظار آینده نشست. البته به‏طور کلی بیش‌تر عراقی‏ها و هم‏چنین کسانی که در قدرت هستند، سوای افرادی که به لفاظی روی می‏آورند و با آمریکا بیش‌تر برای مصارف داخلی، درگیری لفظی پیدا می‏کنند، به این امر توجه تام دارند که آمریکا قدرت بزرگی نه تنها در منطقه، بلکه در جهان است و داشتن روابط مناسب با این کشور، امری مثبت برای عراق تلقی خواهد شد و نه منفی.در نتیجه انتظار می‏رود که علی‏رغم خروج نیروهای رزمنده‏ی امریکا از عراق، روابط خوب بین دو کشور ادامه پیدا کند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«برای ادعای کمک مالی اسناد را منتشر کنيد»</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14222.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44590</id>
 
<published>2010-09-02T12:25:08Z</published>
<updated>2010-09-02T12:45:15Z</updated>
 
<summary>ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، در ديدار خود به ادعای وزير اطلاعات جمهوری اسلامی ايران مبنی بر کمک مالی کشورهای ديگر به رهبران مخالف دولت ايران، پاسخ دادند. آن‌ها خواهان انتشار اسناد در اين زمينه شدند.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، در ديدار خود به ادعای وزير اطلاعات جمهوری اسلامی ايران مبنی بر کمک مالی کشورهای ديگر به رهبران مخالف دولت ايران، پاسخ دادند. آن‌ها خواهان انتشار اسناد در اين زمينه شدند.</p>

<p>به گزارش تارنمای سحام‌نيوز، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران مخالفان دولت ايران، روز گذشته با يکديگر ديدار کردند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/nusavikarubi020910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>بنا به اين گزارش در اين ديدار کروبی و موسوی در مورد مسائل مختلف کشور از جمله وضعيت اقتصادی، موقعيت جنبش موسوم به سبز و روز قدس تبادل نظر کردند.</p>

<p>اين دو همچنين از «مبارزه با فرهنگ دروغ» که آن را «از معضلات امروز کشور در حوزه‌های مختلف اقتصاد، مديريت، آمار، مسائل اعتقادی و سياسی» می‌دانند نيز صحبت کردند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">«هر چه زودتر اسناد خود ولو تقلبی آن را منتشر کنند تا سيه‌روز شود آن‌که در او غش باشد»</span></div></p>

<p>موسوی و کروبی در رابطه با سخنان حجت‌الاسلام حيدر مصلحی، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی ايران مبنی بر دريافت «کمک‌های ميلياردی» مخالفان دولت ايران از «بيگانگان»، اين اظهارات را «دروغ» خواندند.</p>

<p>آن‌ها اين ادعای وزير اطلاعات را «بدون ارائه هيچ سند و مدرکی»، «توهينی ديگر به حرکت خودجوش و اصلاح‌طلبانه مردم» دانسته و اعلام کردند: «هر چه زودتر اسناد خود ولو تقلبی آن را منتشر کنند تا سيه‌روز شود آن‌که در او غش باشد.»</p>

<p>مهدی کروبی در اين ديدار از وضعيت اقتصادی و معيشتی مردم اظهار «تاسف» کرد و با اشاره به نمونه‌هايی چون اکتشاف و بهره‌برداری مشترک ميدان گازی با قطر، وضعيت ميدان مشترک نفتی با عراق و سند چشم‌انداز اقتصادی ايران، از سياست‌های دولت انتقاد کرد.</p>

<p>وی گفت قطر در زمينه بهره‌برداری از ميدان مشترک گازی فعال عمل می‌کند و عراق نيز با وجود مشکلات بسيار، فاز مطالعاتی و مقدمات کار در ميدان مشترک ايران و اين کشور را به پايان برده است اما دولت ايران در اين زمينه‌ها فعالانه شرکت ندارد.</p>

<p>کروبی تاکيد کرد که «اگر برنامه چهارم به‌درستی اجرا می‌شد امروزه ما بايد بيش از ۶ ميليون بشکه نفت روزانه استخراج می‌کرديم در حالی که برداشت ما کم‌تر از ۵/۳ ميليون بشکه در روز است.»</p>

<p>ميرحسين موسوی در سخنان خود به وضعيت جنبش موسوم به سبز پرداخت و ضمن انتقاد از سياست‌های تغيير نيافته دولت در اعمال فشار بر مخالفان، بر حضور «انديشه‌ها و گرايش‌های مختلف» در اين حرکت اجتماعی تاکيد کرد.</p>

<p> وی گفت: «طولانی شدن مسير اصلاح اگرچه هزينه سنگينی بر جامعه ما تحميل کرده است اما طرح مسائل و مباحث مختلف از سوی اشخاص حقيقی و حقوقی موجب پختگی و پويايی اين حرکت شده است.»</p>

<p>موسوی نفوذ جنبش موسوم به سبز در جامعه را «علی‌رغم فضای بسيار سنگين امنيتی»، «روز به روز بيش‌تر» ارزيابی کرد.</p>

<p>اين دو نامزد معترض دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در بخش ديگری از سخنان خود به موضوع روز قدس پرداختند و حمايت خود از مردم فلسطين را اعلام کردند.</p>

<p>آن‌ها بدون اشاره به مذاکرات صلح اسرائيل و فلسطين  که هم‌اکنون در واشنگتن در جريان است، ضمن تاکيد بر «اصل حق تعيين سرنوشت» و دفاع از  «مبارزه حق‌طلبانه فلسطينيان» از «تمام تلاش‌های صادقانه‌ای که در جهت دستيابی و احيای حقوق اين ملت صورت می‌گيرد» حمايت کردند.</p>

<p>موسوی و کروبی گفتند: «بر اين باوريم که با ايجاد بستری مناسب و با مشارکت همه مردم فلسطين اعم از مسلمان، يهودی و مسيحی (حق رای برابر) در يک پروسه سالم و عادلانه می‌توان آينده اين سرزمين کهن و تاريخی را تعيين کرد.»</p>

<p>مهدی کروبی پيش از اين اعلام کرده بود که در راه‌پيمايی روز قدس شرکت خواهد کرد، اما در اين نشست آن‌ها در اين باره سخن تازه‌ای نگفتند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>سينمای زيرسلطه</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_579.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/radiocity//7.44578</id>
 
<published>2010-09-02T11:55:49Z</published>
<updated>2010-09-02T11:58:51Z</updated>
 
<summary>علی امینی نجفی:&quot;وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی&quot; که پس از انقلاب به جای &quot;وزارت فرهنگ و هنر&quot; نشست، وظيفه کنترل زندگی معنوی جامعه را به عهده گرفت. &quot;ارشاد&quot; بايد مراقب باشد که هيچ فعاليت فرهنگی در مخالفت با نظام صورت نگيرد. هرگونه اثر چاپی، نوارهای موسيقی و کاست‌های ويدئويی پيش از پخش به اجازه اين وزارتخانه نياز دارند. تخلف از اين اصل نه تنها مجازات دارد، بلکه تقريباً غيرممکن است، زيرا همه چاپخانه‌ها، انتشاراتی‌ها و استوديوهای صدا و تصوير زير نظر دولت هستند.</summary>
<author>
<name>علی امینی نجفی</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/radiocity/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p> <br />
 "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" که پس از انقلاب به جای "وزارت فرهنگ و هنر" نشست، وظيفه کنترل زندگی معنوی جامعه را به عهده گرفت. "ارشاد" بايد مراقب باشد که هيچ فعاليت فرهنگی در مخالفت با نظام صورت نگيرد. هرگونه اثر چاپی، نوارهای موسيقی و کاست‌های ويدئويی پيش از پخش به اجازه اين وزارتخانه نياز دارند. تخلف از اين اصل نه تنها مجازات دارد، بلکه تقريباً غيرممکن است، زيرا همه چاپخانه‌ها، انتشاراتی‌ها و استوديوهای صدا و تصوير زير نظر دولت هستند. از اين گذشته مواد توليد و تکثير نيز که عمدتاً توسط دولت از خارج وارد می‌شود، در اختيار دولت است. برای نمونه چاپخانه مقداری کاغذ برای چاپ نسخه‌های معينی از يک کتابِ دارای مجوز دريافت می‌کند. پس از پايان چاپ، چاپخانه نسخه‌های کتاب را به ناشر تحويل نمی‌دهد، مگر با ارائه مجوزِ تازه‌ای از ارشاد. چاپ و پخش حتی يک نسخه از کتاب اضافه بر تيراژ ممنوع است و قابل‌تعقيب.</p>

<p> مميزی فيلم شيوه پيچيده‌تری دارد و پیرامون آن بوروکراسی مفصلی شکل گرفته است. در رسانه‌های جمعی به ندرت از سانسور سخن گفته می‌شود. مقامات آن را امری عادی می‌دانند، و سينماگران از گفتگو درباره آن می‌پرهيزند، زيرا می‌تواند زندگی و کارشان را به خطر بيندازد.</p>

<p> مميزی فيلم که از پائيز ۱۳۵۹ برای تمام توليدات سينمائی جريان دارد، در پنج مرحله صورت می‌گيرد. [۱]</p>

<p> ۱- ارزيابی فيلمنامه:<br />
 <br /><br />
يک فيلمنامه در دو مرحله بررسی می‌شود:  معمولاً نخست طرحی از پروژه فيلم (داستانی در حد‌اکثر پنج صفحه) به "معاونت سینمایی" تحويل داده می‌شود. کميسيون بررسی فيلمنامه‌ها می‌تواند طرح را به کلی رد کند، يا اينکه خواهان تغييراتی در آن شود. به هر طرحی يک درجه داده می‌شود که در سرنوشت آن مؤثر است. آشکار است که فيلمسازان "خودی" درجه بهتری می‌گيرند. </p>

<p>در مرحله بعد، پس از تصويب طرح، صاحب آن می‌تواند فيلمنامه خود را بر پايه رهنمودهای کميسيون ارائه دهد. فيلمنامه معمولاً پس از چند هفته به همراه ليستی از "موارد اصلاحی" بازگردانده می‌شود. اين روند می‌تواند بارها تکرار شود و مدتها طول بکشد. سرانجام فيلمنامه به طور قطع رد يا تصويب می‌شود. فيلمنامه‌ای که بارها حک و اصلاح شده، طبعاً حال و هوای اصلی خود را از دست می‌دهد. </p>

<p> فيلمسازان تلاش می‌کنند رهنمودهای کميسيون را به دقت رعايت کنند تا فيلمنامه هرچه زودتر به تصويب برسد، اما هميشه موفق نمی‌شوند. يکی از خانم‌های فيلمساز در گفتگويی در توضيح کاهش فعاليت سينمايی خود می‌گويد: «در سه سال اخير سه فيلمنامه کامل ارائه دادم که کميسيون هر سه را رد کرد، هر چند من تمام مقررات مذهبی و قانونی را رعايت کرده بودم.» [۲] برخی از سينماگران مانند کامران شيردل، پرويز کيمياوی و ذکريا هاشمی با وجود تلاش و پی‌گیری، هرگز نتوانستند فيلمنامه‌ای به تصويب برسانند و در نتیجه فیلم ساختن را عملاً کنار گذاشتند. </p>

<p>مطابق آمار رسمی ظرف دو سال از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ از ميان ۱۰۹۰ طرح، شمار ۱۸۸ طرح به تصويب رسيد، يعنی تنها ۱۷ در صد از طرح‌ها از فيلتر ارشاد گذشتند. [۳] بنا به آماری تازه‌تر تا آخر سال ۱۳۶۹ روی هم ۳۳۵۵ فيلمنامه مورد بررسی قرار گرفت، که ۴۱۳ عدد از آنها پذيرفته شدند، يعنی تنها ۱۳ درصد. [۴]<br />
 <br /><br />
جواز هر فيلمنامه‌ای تنها شش ماه اعتبار دارد. چنانچه توليد پروژه در اين مدت شروع نشود، بايد برای تمديد پروانه فيلمنامه اقدام نمود، که اين به شرايط و مسئولان تازه بستگی دارد. برای نمونه در سال ۱۳۶۹ مقررات تازه‌ای به تصويب رسيد که به دنبال آن رشته‌ای از فيلمنامه‌ها جواز خود را از دست دادند. [۵] <br /><br />
 <br /><br />
جالب این است که مأموران نظارت، علاوه بر جنبه‌های سياسی و ايدئولوژيک، درباره کيفيت فنی و هنری فيلمنامه‌ها نيز داوری می‌کنند. دست‌اندرکاران سينما به تدريج دريافته‌اند که معیار تصویب يک فيلمنامه ساخت هنرمندانه يا محتوای اصيل آن نیست، بلکه در آنست که به مذاق مأموران خوش بيايد. فيلمنامه‌های دارای مجوز خريدار فراوان دارند و معمولاً از بازار سياهی سر در می‌آورند، که مسئولان هم از منافع آن بی‌بهره نمی‌مانند. <br /><br />
 <br /><br />
تصويب فيلمنامه توليد يک پروژه را تضمين نمی‌کند. "ارشاد" می‌تواند در هر مرحله جلوی توليد را بگيرد. شايد به همين دليل بود که ارشاد در تابستان ۱۳۶۷ شرط تصويب فيلمنامه را لغو کرد. ظاهراً مسئولان به اين نتيجه رسيده بودند که تولیدکنندگان با معيارها و ضوابط رسمی آشنا شده‌اند، و ديگر به کنترل فيلمنامه نيازی نيست. اما تنها يک سال بعد شرط تصويب فيلمنامه دوباره برقرار شد. ارشاد مدعی بود که لغو تصويب فيلمنامه بر کيفيت فيلم‌ها تأثير منفی داشته است. در‌حالی که در همان مقطع فيلم‌های بيشتری نسبت به گذشته در رده‌های الف و ب جای گرفته بودند. (وزارت ارشاد فيلم‌های سينمایی را در رده‌های الف و ب و جيم درجه‌بندی می‌کند. فيلم‌هایی که غير‌قابل‌نمايش هستند، درجه دال می‌گيرند.) [۶]</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ali amini.jpg' /><br/>
<small><small>کتاب «روا و ناروا در سینمای ایران»از علی امینی نجفی، روی جلد کتاب، طرح از بابک حسینی</small></small>


</p>

<p> ۲- بررسی صلاحيت دست‌اندرکاران يک پروژه:</p>

<p> تهيه‌کننده به همراه فيلمنامه ليستی از نام شرکت‌کنندگان در پروژه را به ارشاد تحويل می‌دهد. ارشاد بايد کفايت حرفه‌ای و "صلاحيت اخلاقی" يکايک همکاران را تائيد کند. افزون‌بر‌اين، توان مالی تهيه‌کنندگان نيز با توجه به برآورد هزينه پروژه مورد بررسی قرار می‌گيرد.<br />
 <br /><br />
منظور از "صلاحيت اخلاقی" قبل از هرچيز بررسی اعتقادات و پیشینه سياسی افراد است. "ارشاد" پس از تحقيق به تهيه‌کننده خبر می‌دهد که همکاری چه کسانی بدون اشکال است و چه کسانی بايد کنار گذاشته شوند. گفته می‌شود که "ارشاد" ليستی از "افراد ناشايست" دارد که در آن هم نام هنرپيشه‌های مشهور پيش از انقلاب رديف شده است و هم نام بسياری از هنرمندان دگرانديش.<br /><br />
 <br /><br />
در اسفند ۱۳۶۲ وزارت ارشاد از همه دست‌اندرکاران سينما خواست که از اين وزارتخانه "کارت حرفه‌ای" تقاضا کنند. در اطلاعيه وزارتخانه آمده بود: «از هرگونه فعاليت افراد بدون کارت حرفه‌ای معتبر جلوگيری خواهد شد.» اين اقدام برای آن بود که "بررسی صلاحيت اخلاقی" افراد تسهيل شود. تهيه‌کنندگانی که با افراد بدون کارت همکاری کنند، جواز کار خود را به خطر می‌اندازند. [۷]</p>

<p> ۳- نظارت بر توليد:</p>

<p> پس از تصويب فيلمنامه و تائيد ليست کارکنان يک پروژه، پروانه توليد فيلم صادر می‌شود. در اين مرحله مواد توليدی و تجهيزات فنی در اختيار تهيه‌کننده قرار می‌گيرد. افزارهای فنی تا حد زيادی در انحصار "بنياد فارابی" است که به عنوان بازوی اجرائی "معاونت سينمائی وزارت ارشاد" عمل می‌کند. بدون حمايت مادی و فنی اين نهاد تحقق يک پروژه غيرممکن است.</p>

<p> هرگونه رابطه‌ای با خارج از کانال "فارابی" می‌گذرد. هم فروش و پخش فيلم‌ها در خارج در دست اين نهاد است و هم وارد کردن وسايل سينمايی و مواد شيميايی لازم برای لابراتوارها. در سالهای اخیر ورود مواد عکس و فيلم، افزارهای صوتی و تصويری با داشتن مجوزی از ارشاد امکان‌پذير شده است. <br />
 <br /><br />
کميسيون توليد بر روند شکل‌گيری فيلم نظارت دائمی دارد. نمايندگان ارشاد سر صحنه فيلمبرداری حاضر می‌شوند، نه تنها بر اجرای دقيق فيلمنامه، بلکه بر رفتار کارکنان، به ويژه خانم‌ها، نظارت می‌کنند. انحراف از خط فيلمنامه‌ی تصويب‌شده ادامه پروژه را با مشکل روبرو می‌کند و حتی باعث توقف آن می‌شود. برای نمونه در سال ۱۳۶۹ ابوالفضل جليلی سرگرم ساختن فيلمی به نام "درنا" بود. چيز زيادی به پايان فيلمبرداری نمانده بود که از ارشاد دستور رسيد توليد بايد متوقف شود. گويا به مسئولان خبر رسيده بود که کارگردان از فيلمنامه منحرف شده است. فيلم برای هميشه ناتمام ماند. جليلی تا سال‌های بعد همچنان برای فيلمش افسوس می‌خورد: «اين کار می‌توانست بهترين کار من باشد.» [۸]</p>

<p> ۴- بازبينی اولين نسخه فيلم: </p>

<p>فيلم پس از صداگذاری و مونتاژ به "شورای بازبينی" تحويل داده می‌شود. در شورايی که درباره نمایش فيلم تصميم می‌گيرد، نمايندگان روحانيت، نهادهای انقلابی و انتظامی و امنيتی حضور دارند. تنها پس از گرفتن پروانه نمايش است که تهيه‌کننده می‌تواند کپی‌های لازم را به لابراتوار سفارش بدهد. </p>

<p>باوجود کوشش سازندگان در رعايت دقيق فيلمنامه، شورا هميشه در فيلم‌ها اشکالاتی می‌يابد که حتی می‌تواند به توقيف فيلم بينجامد. در اينجا می‌توان به چند مورد شناخته شده اشاره کرد:<br />
 <br /><br />
مدرسه‌ای که می‌رفتيم (۱۳۵۹) ساخته داريوش مهرجويی فيلمی بود که پس از اتمام به "شورای بازبينی" ارائه شد اما نتوانست پروانه نمايش بگيرد. کارگردان برای گرفتن پروانه به تمام رهنمودهای مسئولان گردن نهاد و حتی بخش‌هايی از فيلم را حذف کرد. مهرجویی در مصاحبه‌ای می‌گويد: «بعضی از قسمت‌های فيلم به‌خاطر سوء‌تفاهماتی حذف شد. مسئولين عقيده داشتند که زمان داستان فيلم مشخص نيست، درحاليکه در فيلم روزنامه‌ای نشان داده می‌شود که تاريخ قبل از انقلاب را دارد. ما همه چيز را توضيح داديم اما باز هم فيلم پروانه نگرفت.» [۹] فيلم حدود ۱۰ سال بعد به نمايش عمومی گذاشته شد، اما ساختار آن به کلی به هم ریخته بود.<br /><br />
 <br /><br />
فيلم "سال‌های ناآرامی" ساخته درويش‌پور دو سال به خاطر پروانه نمايش انتظار کشيد، و سرانجام در سال ۱۳۷۱ به اسم "سالهای جوانی" به روی پرده رفت. در فيلم هيچ چيز قابل‌توجهی باقی نمانده بود. بسياری از صحنه‌های فيلم حذف و حدود ۶۰ در صد آن دوباره فيلمبرداری شده بود.<br /><br />
 <br /><br />
فيلم "دو همسفر" نيز سرنوشت مشابهی داشت. "شورای بازبينی" به فيلم پروانه نمايش نداد. اصغر هاشمی کارگردان فيلم در مصاحبه‌ای بر سياست تبعيض‌آميز ارشاد تکيه می‌کند: «از نظر وزارت ارشاد بنده خطایی مرتکب شده‌ام و آن ساختن فيلم دو همسفر است و حالا بايد بابت آن مجازات و جريمه شوم. مجازات آن احتمالاً يک سال بيکاری و جريمه آن هم توقيف فيلم تا اطلاع ثانوی است... برداشت‌های مختلف با سلايق مختلف باعث تغييراتی در فيلم شده که به نظر من فيلم را از يکدستی و روانی خارج کرده است. به هرحال تن به هر تغييری دادم تا فيلم پروانه نمايش بگيرد.» [۱۰] هنگاميکه فيلم يک سال بعد به نمايش درآمد، چنان مثله شده بود که تماشاگران نتوانستند با آن رابطه برقرار کنند. [۱۱]<br /><br />
 <br /><br />
روش‌های "شورای بازبينی" و معيارهای آن با تغيير شرايط و جو سياسی کشور تغيير می‌کند. بسياری از فيلم‌ها که قبلاً پروانه گرفته بودند، با دگرگونی شرايط يا تغيير اعضای شورا، مجوز خود را از دست دادند. برای نمونه فيلم‌های نرگس (۱۳۶۹) ساخته رخشان بنی‌اعتماد و سلام سينما (۱۳۷۳) از مخملباف، که جواز نمايش داشتند، نتوانستند برای نمايش‌های بعدی مجوز بگيرند.</p>

<p> ۵ - بازبينی نهايی برای تعيين نوبت نمايش:<br />
 <br /><br />
"کميسيون اکران" تصميم می‌گيرد که هر فيلمی برای چه مدت و در چه سينماهايی نمايش داده شود. اين به معنای تعيين سرنوشت اقتصادی فيلم است. فيلم‌ها در سه درجه طبقه‌بندی می‌شوند: فيلم‌های "برتر" که درجه (الف) می‌گيرند، در بهترين سالن‌ها، در فصل مناسب با تبليغ تلويزيونی و برای چهار هفته به نمايش درمی‌آيند. </p>

<p>فيلم‌های "ضعيف" درجه (ج) می‌گيرند، که بدون تبليغ، در فصل نامناسب، برای يک يا دو هفته در سالن‌های نامرغوب به روی اکران می‌روند. رويه مألوف چنين بوده که فيلم‌های با‌ارزش سينماگران مستقل معمولاً درجه (ج) می‌گيرند، که به معنای زيان مالی است. بهرام بيضائی در اعتراض به اين تبعيضات گفته است: «يک کارمند ساده می‌تواند تصميم بگيرد که فيلم شما ورشکسته شود و خودتان نابود بشويد.»[۱۲]<br />
 <br /><br />
"شورا" بر امور تبليغاتی برای فيلم‌های سينمايی نيز نظارت دارد. هيئت ويژه‌ای متن و تصاوير مواد تبليغاتی را کنترل می‌کند. محتوای آنونس بايد به تصويب اين هيئت برسد. «طرح اوليه اعلان‌های ديواری سينمايی حداکثر يک ماه و نيم قبل از نمايش عمومی فيلم می‌بايست به شورای مربوطه ارائه گردد.»[۱۳] برای شکل پوسترها و پلاکاردها، به ويژه نحوه نمایش هنرپیشه‌های زن، مقررات غریبی وجود دارد.[۱۴]<br /><br />
 <br /><br />
نظارت ارشاد بر شيوه تبليغ فيلم‌ها افزار ديگری است برای فشار برای فيلمسازان "ناشایست" و حمايت از افراد خودی. برای نمونه فيلم "يک مرد، يک خرس" (۱۳۷۱) به کارگردانی جعفری جوزانی با دشواری پروانه نمايش گرفت، اما تمام امکانات تبليغی فيلم به پخش ۶۰۰ پوستر ديواری محدود شد. کارگردان در اعتراض نامه سرگشاده‌ای به وزارت ارشاد نوشت و در آن تقاضا کرد فيلمش را نمايش ندهند. در نامه آمده است: «در اين چند ماه گذشته هرچه مسئولان سينمایی ديکته کردند، به نيت خير پذيرفتم. هرچند که به فيلم خود معتقد بوده و هستم، اما نمی‌خواستم فهم غلط هيئت مميزی به آنانی که با همه گرفتاريهای روزمره در کار من سرمايه‌گذاری کرده‌اند، لطمه بزند... نمی‌دانم فيلم من با کدام بند از قوانين چاپ شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تضاد است که چنين مورد بی‌مهری قرار گرفته است؟... فهم من اين است که فيلم "يک مرد، يک خرس" بايد به خاطر بد‌فهميده شدن نابود شود. پس خواهش می‌کنم هرچه سريعتر فيلم را از اکران عمومی بردارند و برای اينکه خيال همه راحت شود آن را بسوزانند.»[۱۵]<br /><br />
 <br /><br />
نظارت‌های مکرر و چند‌جانبه نه تنها وقت و انرژی سينماگران را در درگيری‌های بی‌پايان اداری به باد می‌دهد، بلکه با تحقير شخصيت آنها همراه است. دستگاه بوروکراسی، فساد اداری هولناکی به همراه آورده که روح سینماگران را می‌فرساید. <br /><br />
 <br /><br />
علی لاريجانی که از ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ پست وزارت ارشاد به عهده داشت، در پاسخ به تهيه‌کنندگانی که از بوروکراسی شکايت کرده بودند، چنین گفت:  «ما می‌توانيم کاملاً از نظارت بر جريان توليد کنار بکشيم اما کسی هم که فيلم می‌سازد بايد ضوابطی کلی را که به آن معتقديم و جزء لاينفک نظام ماست رعايت کند و گرنه جلوی نمايش فيلم او گرفته خواهد شد... ما مخالف تنوع سليقه‌ها نيستيم... ما حتی مخالف انتقاد از نظام هم نيستيم، اما طبعاً آن انتقادهايی که يأس‌آور نباشند.»[۱۶]</p>

<p> ضوابط رسمی سانسور فيلم</p>

<p> يکی از مشکلات فيلمسازان همواره اين بوده است که "وزارت ارشاد" معيارهای نظارت را اعلام نمی‌کرد، تا فيلمسازان برداشت روشنی از مقررات داشته باشند. در سال ۱۳۷۲ آئين‌نامه‌ای منتشر شد با شعارها و دستورالعمل‌های کلی که هر مورد آن قابل‌تفسير بود. مثلاً فيلمسازان از نمايش موارد زير منع شده بودند: «نفی يا مخدوش نمودن ارزش والای انسان... نمايش و ذکر مضامينی که مغاير با تربيت و اخلاق اسلامی باشد... نشان دادن شئونات فرهنگی يا سياسی يا اقتصادی و اجتماعی بيگانگان به نحو اغواکننده...»[۱۷]<br />
 <br /><br />
سپس در تابستان ۱۳۷۵ وزارت ارشاد سند مفصلی به عنوان «سياستها و روشهای اجرايی توليد، توزيع و نمايش فيلمهای سينمايی» بیرون داد که سینماگران را با فهرستی طولانی از امور ممنوعه آشنا می‌کرد. [۱۸]<br /><br />
 <br /><br />
«طرح گفتارها و ارائه تصاويری که روش، روح و جوهر اثر، احساسات مسلمانان را جريحه‌دار و به عقايد آنها توهين کند.(ص ۷۵ متن سند)<br /><br />
 «بيان هرگونه مطالبی که موجب اشاعه يأس و سرخوردگی در مخاطب گردد.»(ص ۸۲)<br /><br />
 «کليه عبارات و اشارات و ايماهايی که بطور مستقيم يا غيرمستقيم دلالت بر مسائل جنسی داشته باشد و عفت عمومی و يا احساسات مردم را جريحه‌دار سازد.»(ص ۸۲)<br /><br />
 «استفاده نامناسب و نابجا از نشانه‌ها و نمادهای مذهبی و ملی.»(ص ۸۳)<br /><br />
 «کشيدن سيگار و پيپ... نوشيدن مشروبات الکلی... نمايش هرگونه عياشی و وسايل آن.»(ص ۹۲)<br /><br />
 <br /><br />
سند يادشده به رفتار و آرايش زنان توجهی ویژه نشان داده است:<br /><br />
 <br /><br />
«۱- تمامی اعضا بجز صورت و دستها می‌بايست پوشيده باشد. بدين لحاظ مشخص بودن موی سر، گردن، و دستها تا مچ ممنوع است.<br /><br />
 ۲- از کاربرد لباسهايی که به هر نحو از انحا نمايانگر حجم و اعضای بدن باشد اکيداً خودداری گردد...<br /><br />
 ۸- نمايش چهره آرايش‌شده بانوان ممنوع اعلام ميشود...<br /><br />
 ۱۲- به تهيه‌کنندگان و کارگردانان اکيداً توصيه ميشود از تصوير نماهای با قاب تصويری درشت از چهره بانوان خودداری نمايند.<br /><br />
 ۱۳- هرگونه تماس بدنی بين زن و مرد در فيلم ممنوع اعلام ميشود...»(ص ۷۹-۷۶)</p>

<p>--<br />
 يادداشتها: <br /><br />
 ۱- ماهنامه فيلم، شماره ۲۳، مارس ۱۹۸۵.<br /><br />
 ۲- ماهنامه زنان‌، شماره ۲۳، ص ۴۷.<br /><br />
 ۳- ماهنامه فيلم، شماره ۷۵.<br /><br />
 ۴- ماهنامه فيلم، شماره ۱۰۸.<br /><br />
 ۵- ماهنامه فيلم، شماره ۹۰.<br /><br />
 ۶- ماهنامه فيلم، شماره ۱۲۳، ص ۹.<br /><br />
 ۷- ماهنامه فيلم، شماره ۲۲، ص ۹.<br /><br />
 ۸- در گفتگوئی با نگارنده در ۵ فوريه ۱۹۹۹ در روتردام.<br /><br />
 ۹- ماهنامه فيلم، شماره ۷۴، ص ۴۵.<br /><br />
 ۱۰- ماهنامه فيلم، شماره ۱۳۳، ص ۱۷.<br /><br />
 ۱۱- ماهنامه فيلم، شماره ۱۴۴.<br /><br />
 ۱۲- چشم‌انداز، (فصلنامه) شماره ۱۵، پاريس، ۱۹۹۵.<br /><br />
 ۱۳- سند ارشاد، ص ۴۷<br /><br />
۱۴- ماهنامه فيلم، شماره ۱۰۹، ص ۲۷.<br /><br />
 ۱۵- ماهنامه فيلم، شماره ۱۴۰، ص ۸۰.<br /><br />
 ۱۶- ماهنامه فيلم، شماره ۱۳۶، ص ۷.<br /><br />
 ۱۷- ماهنامه فيلم، شماره ۱۴۰، ص ۴۱.<br /><br />
 ۱۸- در اين کتاب از اين سند به عنوان "سند ارشاد" ياد شده است.<br /><br />
 </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/radiocity/2010/08/post_569.html'>هنر در نظامی دين‌سالار</a><br></span>






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title> قتل‌های ناموسی و حاشیه‌نشینان مهاجر</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1385.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/morenews//11.44576</id>
 
<published>2010-09-02T10:51:42Z</published>
<updated>2010-09-02T10:57:38Z</updated>
 
<summary>خانواده‌ای از مهاجران مسلمان حاشیه‌نشین در آلمان فرومی‌پاشد. دو نسل که با هم و با انتظارات و خواسته‌های هم از زندگی بیگانه شده‌اند، در برابر هم قرار می‌گیرند. خانواده که می‌بایست مکان امنی برای اعضایش باشد به میدان جدال‌های بی‌پایان بدل می شود. خطایی که بدون پیامد نیست. با فرهنگ کسرایی، از بازیگران نمایش «مریم مجدلیه» گفت و گویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:</summary>
<author>
<name>الاهه نجفی</name>


</author>
<category term="فرهنگ و هنر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/morenews/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong>مریم مجدلیه، نوشته‌ی فریدریش هبل یک اثر کلاسیک است، اما معاصر ماست: خانواده‌ای از مهاجران مسلمان حاشیه‌نشین در آلمان فرومی‌پاشد. این خانواده به سنت‌ها و اعتقاداتش پایبند است و با این حال کودکانی که در این خانواده پرورش می‌یابند، در جامعه‌ی میزبان با ارزش‌ها و ملاک‌های تازه‌ای آشنا می‌شوند که از هر نظر در تقابل با ارزش‌های سنتی و اخلاقی والدین‌شان قرار دارد. از هم‌این‌رو دو نسل که با هم و با انتظارات و خواسته‌های هم از زندگی بیگانه شده‌اند، در برابر هم قرار می‌گیرند. خانواده که می‌بایست مکان امنی برای اعضایش باشد به میدان جدال‌های بی‌پایان بدل می شود. خطایی که بدون پیامد نیست. با فرهنگ کسرایی، از بازیگران این نمایش که به زودی توسط گروه «پری‌فری» در فرانکفورت روی صحنه می‌رود گفت و گویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید: </strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/en01.jpg' /><br/>
<small><small>گروهی از بازیگران نمایش مریم مجدلیه در حال بحث و گفت و گو</small></small>


</p>

<p><strong>آقای کسرایی، نمایشی که شما در آن ایفای نقش می‌کنید، یک نمایش کلاسیک است و با این حال به یک موضوع کاملاً مطرح می‌پردازد</strong></p>

<p>اسم این نمایش مریم مجدلیه است، نوشته‌ی فریدریش هبل، نویسنده‌ی آلمانی که این نمایش‌نامه را سال ۱۸۴۳ نوشته است. الکساندر بریل، کارگردانی که در تآتر شهر فرانکفورت کار می‌کند و سال‌های سال است که نمایش‌های زیادی را روی صحنه آورده است، روی این نمایش‌نامه کار کرده و حالا قرائت تازه‌ای از آن را به نمایش می‌گذارد.</p>

<p><strong>یک نمایش کلاسیک آلمانی با بازیگران خارجی و موضوع مهاجران؟</strong></p>

<p>موضوع این نمایش‌نامه «غیرت» هست و قتل‌های ناموسی در خانواده. آقای بریل با مهاجران زیاد کار می‌کند و در آثارش هم به زندگی مهاجران زیاد می‌پردازد. در این نمایش بسیاری از بازیگران از هنرپیشه‌های مهاجر به آلمان هستند. بازیگران خارجی در این نمایش به نوعی زندگی خودشان را روی صحنه بازی می‌کنند. ما هشت بازیگر هستیم و این بازیگران از کشورهایی مثل ترکیه، عراق، ایران، و الجزایر می‌آیند. </p>


<p><img id="photow" src='/pictures-new/en02.jpg' /><br/>
<small><small>صحنه‌ای دیگر از نمایش مریم مجدلیه</small></small>


</p>

<p><strong>مریم مجدلیه کی روی صحنه می‌آید؟</strong></p>

<p>این نمایش برای اولین بار دهم سپتامبر در فرانکفورت روی صحنه می‌رود و اجراهای بعدی آن هم در ماه اکتبر و نوامبر برگزار می‌شود.</p>

<p><strong>با توجه به اینکه زن‌کشی، خواهرکشی و اصولاً قتل‌های ناموسی در بین خانواده‌های مهاجر مسلمان، در آلمان خبرساز بوده، آیا پرداختن به این موضوع موجب بدفهمی و سوءتفاهم‌های فرهنگی نمی‌شود؟</strong></p>

<p>ما در حین تمرین‌هایی که می‌کردیم، با بازیگرها و با خانواده‌های‌شان در ارتباط تنگاتگ بودیم. خانواده‌ها نگران بودند. نگران بودند که حالا این بچه‌ها روی صحنه چه می‌خواهند بگویند، آیا به سنت‌هایی که آنها به آن اعتقاد دارند و بچه‌هاشان را بر اساس آن سنت‌ها بزرگ کرده‌اند و پرورش داده‌اند توهین خواهد شد یا نه؟ </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/en03.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


<br /><br />
این موضوع از مهم‌ترین و اساسی‌ترین موضوعاتی بود که ما در تمرین‌ها به بحث می‌گذاشتیم. می‌خواستیم ببینیم تا چه حد می‌شود به این تابوها نزدیک شد، بدون آن‌که کسی احساس کند به او توهین شده است. به هر حال همیشه این احتمال هست که کسانی یک نمایش را توهینی به خودشان تصور کنند. </p>

<p>واقعیت این است که چه در آلمان، چه در سوئد و چه در کشورهای اروپایی عده‌ای از مهاجران مسلمان، به دلیل سنت عقب‌مانده‌ی ناموس‌پرستی و مسأله‌ی غیرت که به هر حال هنوز ظاهراً عده‌ی زیادی به آن پایبند هستند، کسانی به قتل می‌رسند، کسانی به زندان می‌افتند و خانواده‌هایی از هم فرومی‌پاشند. ما با این نمایش تلاش می‌کنیم مجموعه‌ای از رخدادها را که در نهایت به فروپاشی خانواده می‌انجامد نشان بدهیم.</p>

<p><strong>اسم گروه شما چی هست و شیوه‌ی کار چگونه است؟</strong></p>

<p>گروهی که کارگردان این نمایش دارد، اسمش هست «پری‌فری». پری‌فری به معنی حاشیه است و این کارگردان هم در آثارش به زندگی حاشیه‌نشین‌ها می‌پردازد. هر بار به عده‌ی جدیدی از بازیگران کار می‌کند و این بازیگران را به فراخور موضوع انتخاب می‌کند. موضوع اصلی‌ای که او به آن علاقه دارد همانا رابطه‌ی حاشیه‌نشین‌های خارجی‌ست با باقی مردم.</p>

<p><strong>مخاطب شما کیست؟ آیا مخاطب شما این حاشیه‌نشین‌ها هستند یا مردمی که در متن اجتماع زندگی می‌کنند؟</strong></p>

<p>مخاطب اصلی ما آلمانی‌ها هستند و بخشی هم حاشیه‌نشین‌ها. زبان هم آلمانی است. مسائلی که بیان می شود، بسیار کلی است. برای مثال در این نمایش بازیگرها از کشورهای مختلف آمده‌اند و زبان مشترک‌شان آلمانی است و در مجموع با وجود تفاوت‌های ملیتی یک خانواده را به نمایش می‌گذارند. در نهایت نمی‌شود گفت اعضاء این خانواده کجایی هستند. همین‌قدر معلوم است که اینها از حاشیه‌نشین‌ها هستند و طبعاً با موضوع غیرت و مسئل ناموسی درگیرند. هدف این است که آلمانی‌ها با این موضوعات آشنا بشوند و حاشیه‌نشین‌ها هم از درون به درک متفاوتی از این موضوع برسند و این درک متفاوت را در معرض دید حاشیه‌نشین‌های دیگر قرار دهند.</p>

<p>ششم و هفتم سپتامبر، ساعت ۱۹ تمرین‌های نمایش مریم مجدلیه در حضور تماشاگران برگزار می‌شود. پس از پایان تمرین‌ها، تماشاگران می توانند با آلمساندر بریل و بازیگران این نمایش بحث و گفت و گو کنند. علاقمندان به شرکت در این جلسه می‌توانند با نشانی زیر تماس بگیرند.<br />
  v.falkenstein@sanktpeter.com </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>جلوگيری از خروج جعفر پناهی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14223.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44595</id>
 
<published>2010-09-02T10:50:36Z</published>
<updated>2010-09-02T13:49:59Z</updated>
 
<summary>جعفر پناهی، فيلم‌ساز ايرانی که قرار بود در جشنواره فيلم ونيز آخرين فيلم او به نمايش گذاشته شود، به دليل جلوگيری از خروج وی از ايران، نتوانست به اين جشنواره برود.</summary>
<author>



</author>
<category term="فرهنگ و هنر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>جعفر پناهی، فيلم‌ساز ايرانی که قرار بود در شصت و هفتمين دوره جشنواره فيلم ونيز آخرين فيلم او به نمايش گذاشته شود، به دليل جلوگيری از خروج وی از ايران، نتوانست به اين جشنواره برود.</p>

<p>خبرگزاری رويترز اعلام کرد که جعفر پناهی، فيلم‌ساز ايرانی که اخيرا چند ماه را در زندان‌های اين کشور به‌سر برده با انتشار بيانيه‌ای اعلام کرده است که مقامات جمهوری اسلامی ايران از خروج وی از کشور جلوگيری کرده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/panahi020910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>جعفر پناهی قرار بود در جشنواره فيلم ونيز که از ديروز آغاز به‌کار کرده است، به هنگام نمايش آخرين فيلم‌اش «آکاردئون»، حضور داشته باشد.</p>

<p>پناهی در بيانيه خود خطاب به جشنواره ونيز نوشته است: «با وجود آزادی از زندان، من همچنان آزاد نيستم که از کشور خارج شده و در جشنواره‌های فيلم شرکت کنم.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">پناهی: با وجود آزادی از زندان، من همچنان آزاد نيستم که از کشور خارج شده و در جشنواره‌های فيلم شرکت کنم</span></div></p>

<p>وی با تاکيد بر اين که در پنج سال گذشته ساخت فيلم‌های او در ايران به شکل رسمی ممنوع شده، افزوده است: «وقتی به يک فيلم‌ساز اجازه داده نمی‌شود که فيلم بسازد، يعنی فکر او همچنان در زندان است. ممکن است او در سلول کوچکی زندانی نباشد، اما او در زندان بسيار بزرگ‌تری سرگردان است.»</p>

<p>جعفر پناهی در نامه خود از فعاليت‌های سينماگران جهان برای آزادی وی از زندان، قدردانی کرد و نوشت: «فکر می‌کنم همه اين پشتيبانی‌ها از سوی کسانی بود که به سينما و آزادی بيان فيلم‌ساز اعتقاد راسخ داشتند. اميدوار باشيم که روزی همه دولت‌ها در جهان نيز به چنين باوری برسند.»</p>

<p>جعفر پناهی، برنده شير طلايی جشنواره ونيز در سال ۲۰۰۰ در ۱۰ اسفند سال گذشته به همراه ۱۷ نفر، از جمله همسر و دخترش، در منزل خود در تهران بازداشت شد. بیش‌تر بازداشت‌شدگان روزهای بعد آزاد شدند، اما وی نزدیک به سه ماه در زندان اوین باقی ماند.</p>

<p>جعفر پناهی پس از نزدیک به ۸۰ روز بازداشت، به اعتصاب غذا دست زد. بازداشت و اعتصاب وی در زندان موجی از همبستگی بین‌المللی را با خود همراه کرد تا اين که روز سه‌شنبه، ۴ خردادماه با پرداخت وثیقه دويست ميليون تومانی آزاد گرديد.</p>

<p>قرار بود امروز یازدهم شهریورماه، جعفر پناهی در نشست خبری ویژه در جشنواره ونيز درباره فیلم «آکاردئون» صحبت کند.</p>

<p>همچنين قرار بود در اين دوره وی کارگاه آموزشی‌ای نيز برای علاقمندان جوان سینما برگزار کند.</p>

<p>فیلم کوتاه «آکاردئون» که در ایران فیلم‌برداری شده، بخشی از یک پروژه با عنوان «آنگاه و اکنون؛ ورای مرزها و تفاوت‌ها» است؛ فیلم‌های این پروژه با محور ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ «هر کس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب برخوردار باشد»، ساخته شده‌اند.</p>

<p>جعفر پناهی بهمن‌ماه سال گذشته نيز که قرار بود در جشنواره برلین شرکت کند به دليل مخالفت مقامات ايران نتوانست از کشور خارج شود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>حمله به خانه مهدی کروبی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14221.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44582</id>
 
<published>2010-09-02T10:47:36Z</published>
<updated>2010-09-02T12:51:25Z</updated>
 
<summary>شب گذشته برای چهارمين بار پياپی در چند روز اخير، نيروهای طرفدار دولت ايران به خانه مهدی کروبی، از رهبران مخالفان حمله کردند و عليه او شعار دادند.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>ساعت ۱۰ شب گذشته برای چهارمين بار پياپی در چند روز اخير، نيروهای طرفدار دولت ايران به خانه مهدی کروبی، از رهبران مخالفان حمله کردند، عليه او شعار دادند و خسارت‌هايی به منزل وی وارد آوردند.</p>

<p>به گزارش تارنمای سحام‌نيوز، نزديک به مهدی کروبی، شب گذشته نيروهای بسيجی با «هماهنگی و برنامه‌ريزی قبلی»  در مقابل خانه مسکونی کروبی تجمع کردند. آن‌ها عليه وی و در حمايت از آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، شعار دادند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/karubi020910-2.jpg' /><br/>
<small><small>عکسی از حمله سال گذشته به خانه مهدی کروبی</small></small>


</p>

<p>سحام‌نيوز نوشته است: «اين افراد بدون هيچ گونه ابايی اقدام به بر هم زدن نظم عمومی و آسايش مردم روزه دار» نمودند.</p>

<p>اين گزارش که حمله‌کنندگان را «اراذل و اوباش نظامی وابسته به قرارگاه شهيد محلاتی» ناميده است، می‌افزايد افراد فوق «به پرتاب سنگ و پاشيدن رنگ بر روی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی، شکستن شيشه‌ها و دزديدن دوربين‌های امنيتی آن» مبادرت ورزيدند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">چهار تجمع اخير نيروهای طرفدار دولت ايران در مقابل خانه مسکونی مهدی کروبی نخستين حرکات اين نيروها عليه وی نيست</span></div></p>

<p>سحام‌نيوز اعلام کرد که حمله‌کنندگان «مجهز به سلاح گرم و سرد» بودند تا با «ايجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی» مانع از حضور مهدی کروبی در راه‌پيمايی روز قدس شوند.</p>

<p>مهدی کروبی چند روز پيش اعلام کرده بود که در راه‌پيمايی روز قدس شرکت خواهد کرد.</p>

<p>روز گذشته، فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، نامه‌ای خطاب به آيت‌الله خامنه‌ای نوشت. اين نامه در پی سه شب تجمع اعضای بسيج، سپاه پاسداران و نيروهای موسوم به لباس‌شخصی در مقابل منزل خانوادگی مهدی کروبی نوشته شد.</p>

<p>وی در اين نامه نوشت: «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقف‌اند چه ارتباطی با حق زيستن ما دارد؟» </p>

<p>فاطمه کروبی افزود: «اين جرايم مشهود به‌نام حمايت از حضرتعالی و در مقابل نيروی انتظامی صورت گرفت و جالب آن‌که اين نيرو حتی جرات نزديک شدن به اين جماعت تحت الحمايه را نداشت.»</p>

<p>همچنين روز گذشته زهرا رهنورد، از ديگر مخالفان دولت کنونی ايران مورد حمله نيروهای موسوم به لباس شخصی قرار گرفت. اين افراد رهنورد را در خيابان مورد بازخواست قرار دادند.</p>

<p>چهار تجمع اخير نيروهای طرفدار دولت ايران در مقابل خانه مسکونی مهدی کروبی نخستين حرکات اين نيروها عليه وی نيست.</p>

<p>اسفندماه سال گذشته نيز حدود ۵۰ نفر به منزل مهدی کروبی حمله کردند و روی ديوارهای آن رنگ پاشيدند و عليه اين نامزد معترض به انتخابات رياست جمهوری شعار نوشتند. </p>

<p>پيش از اين دو واقعه، نيروهای حامی دولت در مناسبت‌های مختلف مهدی کروبی و همراهان‌اش را مورد آزار قرار داده بودند؛ از جمله در جريان راه‌پيمايی ۲۲ بهمن، نمايشگاه کتاب سال گذشته و مراسم عزاداری در شهر زنجان که نيروهای لباس‌شخصی به سوی خودروی حامل وی شليک کردند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>لهستان سه - ایران دو </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_578.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/radiocity//7.44572</id>
 
<published>2010-09-02T10:06:12Z</published>
<updated>2010-09-02T10:06:38Z</updated>
 
<summary>بابک مستوفی: جشنواره ادینبورگ امسال مانند سال گذشته از ایران نشانی ندارد و تنها نمایشی که به ایران مربوط است، نمایشی است با نام «لهستان سه، ایران دو» کار مشترک مهرداد سیف و دوبروولسکی که در بخش جنبی جشنواره(فرینج) در این شهر بارانی اسکاتلند اجرا شد. مهرداد سیف از نوجوانی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرده، و در این سال‌ها به عنوان کارگردان تئاتر فعال است و بیشتر اجراهای او مضامینی بر محور ایران دارند.</summary>
<author>
<name> بابک مستوفی</name>


</author>
<category term="هفت هنر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/radiocity/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>جشنواره ادینبورگ امسال مانند سال گذشته از ایران نشانی ندارد و تنها نمایشی که به ایران مربوط است، نمایشی است با نام «لهستان سه، ایران دو» کار مشترک مهرداد سیف و دوبروولسکی که در بخش جنبی جشنواره(فرینج) به مدت ۲۱ شب در طول ماه آگوست در این شهر بارانی اسکاتلند اجرا شد.</p>


<p>مهرداد سیف از نوجوانی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرده، و در این سال‌ها به عنوان کارگردان تئاتر فعال است و بیشتر اجراهای او مضامینی بر محور ایران دارند.<br />
نمایش کوچک «لهستان سه- ایران دو» در یک کافه - که به یکی از محل های اجرای نمایش در جشنواره بدل شده- به اجرا در آمد و محور آن بازی فوتبال ایران و لهستان در سال ۱۹۷۶بود که در نهایت با نتیجه سه بر دو به نفع لهستان به پایان رسید. </p>

<p>در این نمایش پرده‌ای وجود دارد که بر آن تصاویری به نمایش در می‌آمد و دو کارگردان - بازیگر نمایش، یکی ایرانی‌الاصل و دیگری لهستانی‌الاصل، قصه‌های زندگی خود را بر محور این بازی فوتبال روایت می‌کنند. در واقع نمایش آشکارا برداشتی است از شیوه‌ی نقالی در تئاترهای سنتی ایران که در آن نقال روی پرده‌ای نقاشی‌شده، داستان را تعریف می‌کند و سعی دارد مخاطب را به شکل‌های مختلف با داستانش درگیر کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/bmost.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اینحا هم دو راوی ماجرا سعی دارند با ترفندهای مختلف نمایش را پیش ببرند. حتی استفاده از عصا برای نشان دادن بخشی از پرده، نوعی رجوع مستقیم به نقالی است.<br />
لهستان سه – ایران دو، در واقع دو قصه از دو کشور کاملاً متفاوت را بازگو می‌کند که حالا به بهانه‌ی بازی فوتبالی در دهه‌ی هفتاد در کنار هم قرار گرفته‌اند تا با مفهومی استعاری جست و جوی آزادی را در هر کشور به نمایش بگذارند؛ که یکی به آزادی لهستان می‌انجامد و دیگری هنوز در پی‌دستیابی به آزادی است. </p>

<p>در واقع نمایش می‌خواهد بر این محور خود تأکید کند، در عین حال که قصد دارد از زبان طنز بهره بگیرد. زندگی دو راوی هرچند بخش مهمی از نمایش است و وجه شخصی آن را برجسته می‌کند اما در نهایت قرار است در لایه‌ای از ابهام مفهوم سیاسی - اجتماعی خود را پررنگ کند و با دستمایه‌ قراردادن یک بازی فوتبال که ۳۴ سال پیش برگزار شده- با بازی دو تیمی که در بروشور به عنوان بهترین تیم‌های ملی لهستان و ایران در تمام دوران لقب گرفته‌اند- تفاوت‌های تلاش مردم این دو کشور در راه دستیابی به آزادی را بررسی کند. </p>

<p>در نهایت این مسابقه با پیروزی لهستان به پایان رسید و ایران بازی را واگذار کرد، که همین را در واقعیت تلاش دو کشور برای آزادی هم می‌شود جست و جو کرد: لهستان رقابت برای دستیابی به آزادی را برد و ایران در این راه عقب‌تر است.</p>

<p>اما روایت دو راوی نظم کافی برای هدایت تماشاگر به این مفهوم را ندارد و بیشتر به شکل تکه تکه و گریزی به لایه‌های مختلف تاریخ باقی می‌ماند و نمی‌تواند در نهایت تصویری از این مقایسه را برای تماشاگری که چیز زیادی درباره‌ی تاریخ این دو کشور نمی‌داند، ترسیم کند.</p>

<p>هر چند روایت مهرداد سیف بیشتر به وقایع سیاسی و اجتماعی طول این دوران اشاره دارد، اما روایت دوبروولسکی اشاره‌ی بسیار کمتری دارد و نمی‌تواند تماشاگر را به تم اصلی نمایش هدایت کند. برای مثال در توضیحات او تصویری از لهستان امروز ارائه نمی‌شود، در حالی‌که این ضروری به نظر می‌رسد، و در مقابل، در بخش ایران، وضعیت ملتهب جامعه‌ی امروز این کشور و وقایع انتخابات و جنبش سبز، مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد. </p>

<p>سیف با اشاره به سوابق خانوادگی خود و مبارزات خانواده‌اش در زمان شاه، به ایران امروز می‌رسد و تلاش او برای رأی دادن که سرانجام بی‌نتیجه می‌ماند و در نهایت این انتخابات موجب یک جنبش اجتماعی در ایران می‌شود.</p>

<p>همه‌ی این روایت در دل روایت زندگی او از کودکی و پدر و مهاجرت آنها به بریتانیا قرار می‌گیرد و حتی به مسائلی می‌رسد که امروز مانع از سفر او به ایران شده است. <br />
او می‌گوید بخاطر اجرای نمایشی در ادینبورگ در سال ۲۰۰۸، گروه او که به ایران سفر کرده بودند مورد بازخواست قرار گرفتند و زمانی که از او به عنوان سخنران یک سمینار به ایران دعوت شده بود، دعوت‌کنندگان در نهایت تأکید کردند که نمی‌توانند امنیت سیاسی او را تضمین کنند و برای همین هم او ترجیح داده که به ایران سفر نکند.</p>

<p>همه‌ی این ماجراها در دل نقالی سیف از اوضاع و احوال ایران به همراه عکس‌هایی از او و خانواده‌اش و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران طی چند دهه به نمایش در می‌آیند تا تصویری از ایران ارائه کنند. اما در نهایت باز این تصویر به هیچ وجه کامل نمی‌شود و تنها اشاره‌های گذرایی را به وضعیت ایران و زندگی خود سیف دارد. </p>

<p>نقال‌ها در طول نمایش از هر شوخی‌ای استفاده می‌کنند و گاه با تماشاگران هم حرف می‌زنند تا حالت صمیمانه‌ای را ایجاد کنند. اجرای نمایش در یک بار کوچک، به این امر کمک می‌کند، اما در عین حال کمبود فضا و امکانات را به روشنی یادآوری می‌کند و از ابهت نمایش می‌کاهد. </p>

<p>شوخی‌های نمایش اجراکنندگان و خانواده‌ی آنها را دربرمی‌گیرد. مثلاً بازیگر لهستانی شوخی می‌کند که برخی از تماشاگران گمان کرده‌اند که زوج هنری این کار، همجنس‌گرا هستند، و به شوخی کردن با لباسش می‌پردازد. در انتهای نمایش آنها لباس‌های‌شان را با هم عوض می‌کنند: لباس‌های دو تیم فوتبال در سال ۱۹۷۶ که هر یک از آنها به تن دارند و در انتها به سبک بازی فوتبال با هم عوض می‌کنند تا نشانی از دوستی باشد. با این حال بازیگر لهستانی‌الاصل از ابتدا تکلیف را روشن می‌کند که در اسکس بریتاینا به دنیا آمده و تنها پدرش لهستانی است؛ پدری که نقش مهمی در بازگویی وقایع بعد از جنگ جهانی دوم در لهستان دارد و سرانجام به بریتانیا مهاجرت می‌کند. </p>

<p>بخش لهستانی نمایش شاید بدون آن که از پیش مقرر شده باشد، شوخی‌های بیشتری دارد، اما بخش ایران جدی‌تر و سنگین‌تر است و گاه به تلخی می‌گراید. در عین حال اما قسمت‌هایی از حرف‌های بخش لهستان و شوخی‌های آن، گاهی بسیار طولانی می‌شود. به‌خصوص قسمت مربوط به کتابچه‌ی معرفی بازیکنان فوتبال لهستانی و اشتباهات آن که به درازا می‌انجامد و تماشاگر را خسته می‌کند، در حالی‌که می توانست بسیار کوتاه‌تر و در عین حال موفق‌تر باشد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>آغاز مذاکرات صلح خاورميانه</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14220.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44581</id>
 
<published>2010-09-02T09:27:40Z</published>
<updated>2010-09-02T09:44:56Z</updated>
 
<summary>دو سال پس از آخرين مذاکرات صلح ميان اسرائيل و فلسطين، نمايندگان اين دو کشور به واشنگتن رفتند تا پس از ضيافت شام ديشب، امروز دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای خود را آغاز کنند.</summary>
<author>



</author>
<category term="خاورمیانه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>دو سال پس از آخرين مذاکرات صلح ميان اسرائيل و فلسطين، نمايندگان اين دو کشور به واشنگتن رفتند تا امروز دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای خود را آغاز کنند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری آلمان، روز گذشته همراه با ملاقات‌های جداگانه باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا با بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل و محمود عباس، رئيس جمهوری فلسطين، دور تازه مذاکرات صلح خاور ميانه کليد خورد. اين دور از مذاکرات امروز به‌طور رسمی آغاز می‌شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ISPA020910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اوباما و نتانياهو در ديدار خود از يک ملاقات خلاق سخن گفتند. باراک اوباما در اين ملاقات از «تلاش‌های روشن مشترک برای پيشرفت مذاکرات ميان فلسطين و اسرائيل» حرف زد و هدف آن را راه ‌حل «دو کشوری» دانست تا حکومت‌های اسرائيل و فلسطين بتوانند در کنار يکديگر در صلح به‌سر برند.</p>

<p>اوباما و نتانياهو حمله چند روز پيش به شهرک اسرائيلی را محکوم کردند. اوباما در اين رابطه گفت: «اين حرکت توسط تروريست‌ها و مخالفين مذاکرات صورت گرفته است؛ کسانی که صلح نمی‌خواهند و قصد ايجاد مانع بر سر مذاکرات را دارند.»</p>

<p>باراک اوباما افزود: «آمريکا از امنيت اسرائيل دفاع خواهد کرد و ما تروريست‌ها را به عقب‌نشينی وادار خواهيم کرد.»</p>

<p>رئيس جمهوری آمريکا تصريح کرد که محمود عباس نيز اين حمله تروريستی را محکوم می‌کند. وی گفت: «من به وی (عباس) و باور او به راه حل دو کشوری اعتماد دارم.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">ناظران بين‌المللی دستيابی کوتاه مدت به راه حل‌های دوجانبه را ناممکن می‌دانند و پيش‌بينی می‌کنند که اين مذاکرات به مدت يک سال ادامه يابد</span></div></p>

<p> روز سه‌شنبه، در حمله به شهرک يهودی‌نشين واقع در کرانه غربی اردن، چهار شهروند اسرائيلی و در ميان آن‌ها يک زن باردار کشته شدند. روز گذشته نيز در يک عمليات مشابه دو اسرائيلی زخمی شدند. هر دو عمليات توسط شاخه نظامی حماس که با مذاکرات صلح خاور ميانه مخالف است، صورت گرفته‌اند.</p>

<p>نتانياهو در سخنان خود در کاخ سفيد محمود عباس را «شريک صلح» خود خطاب کرد. نخست وزير اسرائيل گفت هدف مذاکرات مستقيم نه فقط «مهلتی موقت» که تضمين «صلحی قابل اعتماد و پايدار» ميان اسرائيل و فلسطين است.</p>

<p>نتانياهو گفت: «من امروز به منظور دستيابی به يک توافق تاريخی اين‌جا آمده‌ام، توافقی که هر دو ملت را به سوی صلح و امنيت رهنمون سازد.»</p>

<p>باراک اوباما از «انگيزه‌های تازه» برای يافتن راه حل صلح آميز در مناقشات خاورميانه سخن گفت و جرج ميچل، نماينده ايالات متحده در خاور ميانه نيز اميدوارانه اظهار داشت: «اين يک موقعيت استثنائی است تا دو کشور از امکان دستيابی به راه حل مشترک استفاده کنند.»</p>

<p>باراک اوباما با محمود عباس و حسنی مبارک، رئيس جمهوری مصر و ملک عبدالله، پادشاه اردن نيز ملاقات داشت. </p>

<p>در ضيافت مشترک شام، مقامات کشورهای شرکت کننده بر موقعيت حساس اين مذاکرات تاکيد کردند. محمود عباس و بنيامين نتانياهو در اين ضيافت با لبخندی بر لب دست يکديگر را فشردند. </p>

<p>محمود عباس در سخنان خود حمله روز سه‌شنبه به اسرائيل را محکوم کرد و گفت: «ما نمی‌خواهيم خونی ريخته شود.» و نتانياهو نيز افزود: « اجازه نخواهيم داد که تروريست‌ها مانع راه ما به سوی صلح شوند.»</p>

<p>ناظران بين‌المللی معتقدند که سه محور اصلی مورد مناقشه در مذاکرات، شهرک‌سازی‌های اسرائيل در کرانه غربی رود اردن، تقسيم اورشليم به‌عنوان پايتخت دو کشور و سرنوشت مهاجران فلسطينی خواهند بود.</p>

<p>بنيامين نتانياهو در سخنان شب گذشته خود نشان داد که اصلی‌ترين دغدغه وی در اين مذاکرات «امنيت پايدار اسرائيل» است.</p>

<p>وی بدون اشاره به توقف شهرک‌سازی‌های اسرائيل، به‌عنوان يکی از خواسته‌های فلسطينی‌ها، گفت: «ما لبنان را ترک کرديم با تروريسم مواجه شديم. غزه را ترک کرديم با تروريسم مواجه شديم.»</p>

<p>وی تضمينی خواست که هر بخشی را که اسرائيل ترک می‌کند به جايگاه «تروريست‌های مورد حمايت ايران» تبديل نشود.</p>

<p>اين در حالی است که جمهوری اسلامی ايران اتهام حمايت از تروريست‌ها را رد می‌کند و پشتيبانی خود از نيروهای حماس را پشتيبانی از «نيروهای اسلامی آزادی‌خواه» می‌داند.</p>

<p>مذاکرات صلح خاورميانه، امروز در محل وزارت امور خارجه آمريکا با حضور نمايندگان کشورهای فلسطين و اسرائيل و هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا آغاز خواهد شد.</p>

<p>ناظران بين‌المللی دستيابی کوتاه مدت به راه حل‌های دوجانبه را ناممکن می‌دانند و پيش‌بينی می‌کنند که اين مذاکرات به مدت يک سال ادامه يابد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1386.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/morenews//11.44580</id>
 
<published>2010-09-02T09:10:48Z</published>
<updated>2010-09-02T16:21:56Z</updated>
 
<summary>چهارشنبه، دهم شهریور ماه، شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز افتتاح شد. امسال کوئتین تارنتینو، رییس هیأت داوران جشنواره‌ی ونیز است.  در جشنواره‌ی فیلم ونیز ایزابل روسلینی با فیلم «تنهایی یک شاهزاده» شرکت دارد. فیلم روسلینی امید سینمای ایتالیاست. بسیاری از فیلم‌های شرکت کننده در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز در آمریکا تولید شده‌اند. جرج کولونی، ستاره‌ی محبوب قلب‌ها که با حضورش بر روی فرش قرمز به هر جشنواره‌ای رونق می‌دهد، این بار در ونیز حضور نخواهد داشت. اما در عوض داستین هوفمن به ونیز آمده است.</summary>
<author>
<name>نادر افراسیابی</name>


</author>
<category term="گزارش ویژه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/morenews/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>چهارشنبه، دهم شهریور ماه، شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز افتتاح شد. امسال کوئتین تارنتینو، رییس هیأت داوران جشنواره‌ی ونیز است و اوست که تصمیم می‌گیرد، شیر طلایی نصیب چه کسی خواهد شد. </p>

<p>چند روزی بیشتر نیست که به ایزابل روسلینی، بازیگر، مانکن و دختر اینگرید برگمن و روبرتو روسلینی اطلاع دادند که در سال آینده ریاست هیأت داوران جشنواره‌ی برلین را به عهده خواهد داشت. اما فعلاً ایزابل روسلینی در جشنواره‌ی فیلم ونیز مسئولیت اهدای شیرهای طلایی را به عهده دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Isabella%20Rossellini.jpg' /><br/>
<small><small>ایزابل روسلینی با فیلم «تنهایی یک شاهزاده» </small></small>


</p>

<p>در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز ایزابل روسلینی با فیلم «تنهایی یک شاهزاده» شرکت دارد. فیلم روسلینی امید سینمای ایتالیاست. </p>

<p>در سال‌های گذشته فیلم‌های ایتالیایی در جشنواره‌ی فیلم ونیز چندان درخششی نداشتند. امسال اما ایتالیا با «تنهایی یک شاهزاده» و سه فیلم دیگر در جشنواره‌ی ونیز شرکت می‌کند. ناظران حدس می‌زنند که امسال در رقابت نهایی فیلم‌هایی از آمریکا و ایتالیا شرکت داشته باشند.  فیلم‌های ایتالیایی که در جشنواره‌ی امسال به نمایش گذاشته می‌شوند از ملی‌گرایی و وطن‌پرستی نشان دارد. این موضوع به بحث‌هایی در ایتالیا دامن زده است. </p>


<p><img id="photow" src='/pictures-new/Tarantino.jpg' /><br/>
<small><small>کوئتین تارنتینو، رییس هیأت داوران جشنواره‌ی ونیز </small></small>


</p>

<p>بسیاری از فیلم‌های شرکت کننده در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز در آمریکا تولید شده‌اند. جرج کولونی، ستاره‌ی محبوب قلب‌ها که با حضورش بر روی فرش قرمز به هر جشنواره‌ای رونق می‌دهد، این بار در ونیز حضور نخواهد داشت. اما در عوض داستین هافمن با فیلم «  Barney's Version  » به ونیز آمده است. با نمایش این فیلم، جشنواره‌ی فیلم ونیز گشایش یافت.</p>

<p>دارن آرونوفسکیس با فیلم « Black Swan  »، یک تریلر روحی، روانی با بازی ناتالی پورتمن و وینسنت کسل از دیگر فیلم‌های مطرح در جشنواره‌ی فیلم ونیز است. این فیلم ماجرای دسیسه‌چینی‌های یک گروه هنری باله در نیویورک است. اگر فیلم آرونوفسکیس، امسال هم مورد توجه قرار گیرد، برای دومین بار شیر طلایی ونیز را از آن خود خواهد کرد. دو سال پیش، آرونوفسکیس با فیلم « Wrestler » جشنواره‌ی فیلم ونیز را به نام خود رقم زد.  </p>

<p>یکی دیگر از دلایلی که به رقابت بین فیلم‌های اروپایی و آمریکایی در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز دامن می‌زند، حضور تارنتینو در رأس هیأت داوران است. به اعتبار حضور اوست که انتظار می‌رود برخی فیلم‌های نامتعارف و جوان‌پسند مورد توجه قرار گیرند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Hoffman.jpg' /><br/>
<small><small>داستین هافمن با یک فیلم در جشنواره ونیز شرکت دارد</small></small>


</p>

<p>شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز، امسال جشنواره‌ی بسیار جوانی است. میانگین سنی کارگردانانی که در جشنواره‌ی فیلم ونیز، امسال آثار خود را به نمایش می‌گذارند، از ۴۷ سال تجاوز نمی‌کند. </p>

<p>یکی از کارگردانان جوان سوفیا کاپولا است که فقط ۳۹سال دارد. کاپولا با فیلم «  Somewhere » در جشنواره‌ی ونیز شرکت دارد. در این فیلم مردی که زندگی بسیار ناآرامی دارد، به طور غیرمنتظره با دختر یازده ساله‌اش روبرو می‌شود. او ناگزیر می‌بایست شیوه‌ی زندگی‌اش را به خاطر دخترش تغییر دهد و این مسأله مشکلاتی برای او به‌وجود می‌آورد.</p>

<p>یکی دیگر از کارگردانان جوان که از او به عنوان امید سینمای آلمان نام می‌برند، توم تیکورز است که با فیلم « سه» در جشنواره‌ی امسال شرکت دارد. «سه» نخستین فیلم این کارگردان جوان و بااستعداد آلمانی است و موضوع آن یک رابطه‌ی سه نفره‌ی عشقی است. دو زن به نام‌های هانا و سیمون دوباره عاشق مردی به نام آدام می شوند.</p>

<p>از دیگر فیلم‌های مهمی که امسال در جشنواره‌ی فیلم ونیز شرکت دارند، می‌توان از « The Tempes» که بر اساس نمایش‌نامه‌ای از شکسپیر ساخته شده و فیلم اکشن جاسوسی « The Town » نام برد.</p>

<p>کیسی افلک با مستند « I'm Still Here   » در بخش غیررقابتی جشنواره‌ی فیلم ونیز شرکت دارد. موضوع این مستند زندگی دوست و باجناق جناب کارگردان است که زمانی بازیگر بوده اما بازیگری را رها کرده و به خوانندگی رپ روی آورده. شایعاتی هست مبنی بر اینکه کارگردان با به شرکت دادن این فیلم بی‌سر و ته در بخش غیررقابتی جشنواره قصد دارد هیأت داوران را دست بیندازد. </p>

<p>شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز تا یازدهم سپتامبر ادامه خواهد داشت.<br />
 <br /><br />
سال گذشته، ساموئل مائوز با فیلم «  Lebanon » شیر طلایی را از آن خود کرد و جشنواره را به نام خود رقم زد. این کارگردان اسرائیلی تجربیات شخصی خود در جنگ لبنان را به زبان تصویر درآورده بود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>ابلاغ ساختگی حکم اعدام به سکینه محمدی آشتیانی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14216.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44564</id>
 
<published>2010-09-01T20:44:23Z</published>
<updated>2010-09-01T19:35:17Z</updated>
 
<summary>فرزند سکينه محمدی آشتيانی اعلام کرد که روز شنبه به دروغ به مادرش گفته‏اند که فردا اعدام خواهد شد، این در حالی است که هفته گذشته ماموران به منزل وکیل او حمله کرده و حکم برائت از قتل وی را با خود برده‏اند.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>پسر سکينه محمدی آشتيانی، زنی که محکوم به سنگسار شده بود، می‏گويد مقامات زندان تبريز برای مادرش يک اعدام نمايشی ترتيب دادند و هم اکنون سلامت روانی وی در معرض خطر قرار گرفته است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/protestsak.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>به گزارش گاردين، سجاد قادری پسر سکينه محمدی آشتيانی، گفت که روز شنبه مقامات زندان تبريز به مادر وی اعلام کردند که فردای آن روز حکم اعدام وی به اجرا درخواهد آمد به همين دليل وی وصيت‏نامه‌اش را نوشته و با همبندان‌اش نيز خداحافظی کرده بود اما اين حکم اجرا نشد.</p>

<p>او افزود که مادرش هم اکنون در وضعيت روانی بدی قرار دارد، همچنين ملاقات با خانواده يا وکيل‏‌اش نيز قطع شده است.</p>

<p>سجاد قادری می‏گويد: فشارهای جامعه بين‏المللی ممکن است در توقف اجرای حکم موثر باشد اما آن‌ها هر روز او را با چنين اقداماتی زجرکُش می‌کنند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">تمام مدارک مربوط به برائت در پرونده قتل از میان رفته است تا تناقض‌ها و ابهامات پرونده پنهان بماند</span></div></p>

<p>اين اقدام در حالی صورت گرفته است که از ملاقات فرزندان سکينه محمدی آشتيانی با وی، به بهانه عدم تمايل وی به ملاقات با فرزندان‌اش، جلوگيری به عمل آمده و از سوی ديگر به اين زندانی نيز گفته شده بود که کسی به ملاقات وی نيامده است.</p>


<p>وی می‌گويد آشکارا درد و تالم روانی مادرش را از صدای او پشت تلفن دريافته است، مقامات از افزايش فشارهای بين‌المللی خشمگين هستند و از وی انتقام می‌گيرند.</p>

<p>روز شنبه در صد شهر جهان، راه‌پيمايی و تجمع‌هايی برای حمايت از سکينه محمدی آشتيانی برگزار شده بود.</p>

<p>اين زن ۴۳ ساله، چهار سال پيش محکوم به ۹۹ ضربه شلاق به دليل زنا شده بود اما پس از قتل شوهرش، دادگاه ديگری او را به سنگسار محکوم کرد و از آن زمان در زندان تبريز زندانی است.</p>

<p>سجاد قادری می‏گويد تنها دليلی که مادرش هنوز زنده است حمايت‏های بين‏المللی است. وی می‎‏گويد: «ازهمه در سراسر جهان خواهش می‌کنم به حمايت از مادرم ادامه دهند، اين تنها راهی است که ممکن است به بخشوده شدن مجازات اعدام او منجر شود.»</p>

<p>در همين حال وی می‏گويد که پرونده قتل پدرش در دادگاه مفقود شده است: «آن‌ها در باره اتهاماتی که متوجه مادرم شده است دروغ می‌گويند او از اتهام قتل پدرم تبرئه شده بود، اما دولت داستانی ساختگی عليه او ساخته است.»</p>

<p>هفته گذشته منزل هوتن کيان، وکيل سکينه محمدی آشتيانی مورد هجوم ماموران لباس شخصی قرار گرفت و اسناد وی از جمله  حکم برائت موکل‌اش از قتل شوهرش را با خود بردند.</p>

<p>سجاد قادری می‏گويد به اين ترتيب تمام مدارک مربوط به برائت در پرونده قتل از ميان رفته است تا تناقض‌ها و ابهامات پرونده پنهان بماند.</p>

<p>يکی از ابهامات اين پرونده آن است که نام هيچ فردی به عنوان فردی که با وی رابطه نامشروع داشته در پرونده ذکر نشده است.</p>

<p>مينا احدی از کميته ضد سنگسار در اين زمينه به گاردين گفته است همانطور که آن‌ها به سادگی به کارلا برونی- سرکوزی اتهام فحشاء می‌زنند به همين راحتی نيز برای سکينه و به‌طور کلی زنان متهم در ايران پرونده‌سازی می‌کنند و براساس اتهامات بی‌اساس آن‌ها را به سنگسار محکوم می‌کنند.</p>

<p>ماه گذشته، محمد مصطفايی وکيل اين متهم به دنبال به گروگان گرفته شدن برخی از اعضای خانواده‌اش توسط مقامات قضايی از کشور گريخت و اطلاعاتی در رابطه با تناقضات پرونده وی منتشر ساخت.</p>

<p>از آن زمان کارزار گسترده‏ای عليه اين حکم در سطح جهان آغاز شده است و برخی از کشورهای جهان رسما اعتراض خود را به صدور حکم سنگسار عليه سکينه محمدی آشتيانی اعلام کرده اند.</p>

<p> ستاد حقوق بشر قوه قضائيه اخيرا با انتشار اطلاعيه‌ای ضمن انتقاد از اعتراضات جهانی اعلام کرده بود که برای اين پرونده «راهکار ويژه‌ای» در نظر گرفته شده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>حقوق زنان جوان مجرد در آمریکا بالاتر از مردان است</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14219.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44575</id>
 
<published>2010-09-01T19:27:57Z</published>
<updated>2010-09-01T20:11:36Z</updated>
 
<summary>در حالی که ميانگين حقوق زنان در آمريکا از مردان کم‌تراست، يک مطالعه جديد نشان داده است که حقوق زنان مجرد جوان و بدون فرزند بيش‌تر از مردان است.</summary>
<author>



</author>
<category term="آمریکا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>در حالی که ميانگين حقوق زنان در آمريکا از مردان کم‌تراست، يک مطالعه جديد نشان داده است که حقوق زنان مجرد جوان و بدون فرزند بيش‌تر از مردان است.</p>

<p>به نوشته تايم، مطالعه جديدی که توسط يک موسسه تحقيقات بازار از ميان دو هزار موسسه در ١۵۰ شهر آمريکا صورت گرفته است نشان می‌دهد با وجود اين‌که متوسط حقوق زنان در آمريکا ۸۰ درصد مردان است، اما زنان جوان مجرد بدون فرزند به‌طور متوسط هشت درصد درآمد بالاتری از مردان در همان رتبه دارند. در دو شهر آتلانتا و ممفيس اين ميزان به ۲۰ درصد بالاتر از همتايان مرد می‌رسد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/womanboss.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در شهرهايی چون نيويورک، لس آنجلس و سان ديه‌گو اختلاف اين گروه از زنان با همتايان مرد خود چشمگيرتر است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">برای نخستین بار در آمریکا زنان بيش‌ترين حقوق را در مشاغل مدیریتی از آن خود کرده‌اند</span></div></p>

<p>به اين ترتيب شکاف جنسی در زمينه درآمد سيمای ديگری از خود نشان می‌دهد، زنان مجرد زير ۳۰ سال بدون فرزند که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند درآمد بيش‌تری از مردان همتای خود دارند در حالی که زنان متاهل که در شهرهای بزرگ زندگی نمی‌کنند درآمد کم‌تری از مردان دارند.</p>

<p>جيمز چونگ از موسسه ريچ ادويزر در اين زمينه توضيح می‌دهد که به دليل افزايش شرکت‌هايی مبتنی بر دانش و از سوی ديگر افزايش تحصيلات زنان در اقليت‌های نژادی، اين شکاف خود را نشان داده است.</p>

<p>سال گذشته اداره آمار نيروی کار آمريکا اعلام کرد برای نخستين بار در اين کشور زنان بيش‌ترين حقوق را در مشاغل مديريتی از آن خود کرده‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>انفجار سه بمب در عزاداری شیعیان پاکستان</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14212.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44574</id>
 
<published>2010-09-01T18:26:22Z</published>
<updated>2010-09-01T19:37:18Z</updated>
 
<summary>در حالی که امدادرسانی به مجروحان ادامه دارد، گروهی از مردم نیز دست به تظاهرات علیه پلیس زده و نیروهای امنیتی را به اهمال در حفاظت از مراسم عزاداری شیعیان متهم کرده‌اند</summary>
<author>



</author>
<category term="پاکستان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>در جریان انفجار سه بمب در مراسم مذهبی شیعیان در لاهور حداقل بیست و پنج نفر کشته و ده‌ها نفر مجروح شدند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فرانسه، این سه انفجار در اثر حملات انتحاری صورت گرفته و شمار مجروحان به صد و هشتاد نفر بالغ شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/pak.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در حالی که امدادرسانی به مجروحان ادامه دارد، گروهی از مردم نیز دست به تظاهرات علیه پلیس زده و نیروهای امنیتی را به اهمال در حفاظت از مراسم عزاداری شیعیان متهم کرده‌اند، برخی از آن‌ها نیز اجساد مهاجمان را مورد حمله قرار دادند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">نخست وزیر پاکستان این حملات را «عملیات بزدلانه تروریستی» خوانده است</span></div></p>

<p>خسرو پرویز یکی از مقامات ارشد لاهور به خبرگزاری فرانسه گفته است که اولین انفجار در لحظه پایان عزاداری شیعیان به وقوع پیوست و متعاقب آن دو انفجار دیگر صورت گرفت.</p>

<p>نخست وزیر پاکستان این حملات را به شدت محکوم کرده و آن را «عملیات بزدلانه تروریستی» خوانده است.</p>

<p>در سه سال گذشته در این شهر سه هزار و سی‌صد نفر در اثر بمب‌گذاری طالبان و گروه‌های وابسته به القاعده کشته شده‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>روایت عکس‌هایم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_577.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/radiocity//7.44559</id>
 
<published>2010-09-01T17:12:57Z</published>
<updated>2010-09-02T10:34:38Z</updated>
 
<summary>احسان سنایی: اگر عکس‌هایتان به‌ حد کافی خوب نیست؛ آن‌قدرها نزدیک نرفته‌اید». «رابرت کاپا»، عکاس پنج جنگ‌ برجسته‌ی نیمه‌ی آغازین قرن بیستم؛ این جمله را در بامداد ششم ژوئیه‌ی ۱۹۴۴بر زبان راند. ساعاتی بعد، فقط ۱۱عکس وی از ورود سربازان متفقین به ساحل «اوماها»ی فرانسه، تهّور قوای پیروز میدان حین گسترده‌ترین عملیات نظامی تاریخ را در چشمان کنجکاو بینندگان‌ مجسم کرد و به همین‌واسطه او را می‌توان نخستین عکاسی خواند که بدین گفته‌ جامه‌ی عمل پوشاند.</summary>
<author>
<name> احسان سنایی</name>


</author>
<category term="هفت هنر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/radiocity/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>«اگر عکس‌هایتان به‌ حد کافی خوب نیست؛ آن‌قدرها نزدیک نرفته‌اید». «رابرت کاپا»، عکاس پنج جنگ‌ برجسته‌ی نیمه‌ی آغازین قرن بیستم، این جمله را در بامداد ششم ژوئیه‌ی ۱۹۴۴بر زبان راند. ساعاتی بعد، فقط ۱۱عکس وی از ورود سربازان متفقین به ساحل «اوماها»ی فرانسه، تهّور قوای پیروز میدان حین گسترده‌ترین عملیات نظامی تاریخ را در چشمان کنجکاو بینندگان‌ مجسم کرد و به همین‌واسطه او را می‌توان نخستین عکاسی خواند که بدین گفته‌ جامه‌ی عمل پوشاند. سرآغاز و کلید خلق قصه‌ی تلخ عکس‌های نکت‌وی نیز همین جمله‌‌ی کوتاه است. جمله‌ای که تماشاگر داستان مستند «عکاس جنگ» آن را در آغاز فیلم از نظر می‌گذراند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-1.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۱– عاشورا – کربلا / جیمز نکت‌وی / <span class="caps">VII</span></small></small>


</p>

<p>شعله‌ها، هوای دودآلود و صدای فروشکست خانه‌های خالی دشت‌های سبز بالکان و یک عکاس خونسرد و سرگردان. این، نخستین سکانس از مجموعه‌تضادها و تقابلات «عکاس جنگ» است. مستندی محصول سال ۲۰۰۱؛ به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مستندساز سوئیسی، «کریستین فری» (Christiane Frei)، و حضور یک عکاس و پنج همکارش.</p>

<p>کوزووو (ژوئن ۱۹۹۹)، جاکارتا (می/ژوئن ۱۹۹۹)، رام‌الله (کرانه‌ی باختری رود اردن – اکتبر/نوامبر ۲۰۰۰)، کاوا-ایجن (معدن گوگردی در شرق جاوه‌ی اندونزی – اکتبر ۱۹۹۹) و نیویورک و هامبورگ، شش لوکیشن این اثرند. اثری که تاکنون موفق به کسب و یا کاندیداتوری در ۱۶جایزه‌ی بین‌المللی، از جمله نامزد اسکار بهترین مستند داستانی سال ۲۰۰۲شده است.</p>

<p>«عکاس جنگ»، در تقلای خلق تصاویر ترحم‌برانگیز از رنج‌های مکرر انسان و یا نفی‌ ده‌ها منطق خلاقه‌شان نیست؛ که حکایت حیات در پرده‌ی مرد مرموز و بزرگی‌ست که به‌دور از هیاهوی القاب و عناوین‌اش، همواره در پشت چشمی دوربین پنهان بوده. مردی که بارها فقط گفته «من یک شاهدم و عکس‌هایم هم شهادت‌نامه‌ام‌». بارها گفته «هر دقیقه‌ای که در آنجا بودم، می‌خواستم بگریزم و آن چیزها را نبینم. باید بگریزم و یا با مسئولیت در آن‌جا بودن‌ام، آن‌هم با یک دوربین کنار آیم؟». او جیمز نکت‌وی، عکاس جنگ است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-2.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۲– پوستر مستند عکاس جنگ</small></small>


</p>

<p>هرچند از همان آغاز، سؤالات متعارفی از این دست که «نکت‌وی از چه خانواده‌ای‌ست»؛ «حیات‌اش چگونه بر او رفته»، یا «خود هم‌اکنون صاحب خانواده‌ای‌‌ست یا نه»، اندیشه‌ی کنجکاو بیننده را رها نمی‌گذارند – و نهایتاً هم پاسخی نمی‌گیرند – اما هرگز از ده‌ها پرسش بی‌سرانجامی هم که پس از تماشای سکانس‌ غریبی چون شیون مادری بازمانده از جنگ، که فرزندش از پس استقرار صلح در منطقه نبش گور می‌شود؛</p>

<p>مهم‌تر جلوه نمی‌کنند، چراکه آنچه‌ بیننده در این‌ صحنه‌ به تماشایش نشسته، نه در وصف روزمرگی‌های راکد و آشنا‌ی‌مان که نَقل وضع رقّت‌بار و پریشان‌گر جنگ‌هایی‌ست که عکاس، در مقام واسط مابین ما و کسانی که به تجربه‌اش محکوم گشته‌اند، آن را خاموشانه میان جمع امن‌مان می‌آورد.</p>

<p>اما دقیقاً همین امنیت خاطر، هزینه‌ای‌ست که بایستی برای درک درون‌مایه‌ی مستند «عکاس جنگ» پرداخت. «کاوه‌ گلستان»، عکاس جنگ صاحب‌نام ایرانی را همه با ایمان راسخ‌اش به خلق همین پریشانی‌ها در خاطر بیننده‌ می‌شناسند: «می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورت‌ات بخورد و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر اندازد. می‌توانی نگاه نکنی، می‌توانی خاموش کنی، می‌توانی هویت‌ خود را پنهان کنی، مثل قاتل‌ها؛ اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری؛ هیچ‌کس نمی‌تواند». </p>

<p>از این‌روست که «عکاس جنگ» علی‌رغم ماهیت مستندش، شاید در ابتدا برای بیننده‌، اشباع از صحنه‌های ساختگی و یا دست‌کم مُغرضانه به نظر آید؛ اما گفت‌وگوهای کوتاهی که با دوستان و همکاران نکت‌وی انجام گرفته، مابین سکانس‌های اصلی، تا حدی از بار ناباوری‌‌‌های وی در مواجهه‌ی‌ با صحنه‌های مشوّش و دلخراشی که نزدیک به سه دهه نکت‌وی، به‌عنوان «شاهد» در آن‌ها حضور داشته را می‌کاهد.</p>

<p>«کریستین امان‌پور» (گزارش‌گر ارشد بخش بین‌الملل خبرگزاری <span class="caps"><span class="caps">CNN</span></span>)، «هانس‌-هرمن کلیر» (Hans-Hermann Klare – سردبیر بخش خارجی نشریه‌ی آلمانی <span class="caps"><span class="caps">STERN</span></span>)؛ «کریستین بریوستت» (Christiane Breustedt – سردبیر نشریه‌ی آلمانی <span class="caps"><span class="caps">GEO SAISON</span></span>)، «دس رایت» (Des Wright – فیلمبردار رویترز) و «دنیس اونیل» (Dennis O’Neill - فیلمنامه‌نویس و بهترین دوست نکت‌وی)، هر کدام در گوشه‌ای از این مستند، پرده‌ از فراروی اخلاقیات نکت‌وی برای بیننده برمی‌کشند و خالق این آثار تکان‌دهنده‌ی بصری را در چندین کلمه انسانی خجالتی، گوشه‌گیر و آرام اما با تعهّد عملی و تجربیات فراوانی معرفی می‌کنند، که وجه تمایز برجسته‌‌ی وی همان نزدیکی نامتعارف‌اش به موضوعات است.</p>

<p>معنای این نزدیکی را کارگردان آشکارا - هرچند در حد فیزیکی‌اش - با فن هوشمندانه‌ای به تصویر کشیده. یک میکرودوربین، سوار بر دوربین عکاسی، درست در کنار چشم راست عکاس و دقیقاً از منظر دیدگان نکت‌وی حین عکاسی؛ از صحنه‌های روبروی لنز او تصویربرداری می‌کند. بخش قابل توجهی از کادر ثابت این میکرودوربین، چشم‌انداز مدنظر عکاس؛ و مابقی را مانیتور ریز بالای دوربین عکاسی، شاسی عکسبرداری و نهایتاً انگشت عکاس دربرگرفته که مجموعاً ایجاد نمایی سراسر بدیع و مستند از صحنه‌ی پیش رو و «لحظه‌ی قطعی» ثبت هر عکس می‌کند.</p>

<p>گاه عکس‌هایی که طی تماشای صحنه‌های ثبت‌گشته از دریچه‌ی این میکرودوربین گرفته می‌شوند را تصادفاً لابلای سکانس‌های بعدی مشاهده می‌کنیم و همانند عکاس، احساس صمیمتی غریب با سوژه‌ها به ما دست می‌دهد و گویی که طنین رنج‌آلود صداها - که حال آشنا با چشم و گوش‌مان گشته – در قاب سرد و بی‌تکان عکس هم آرام‌مان نمی‌نهد. بی‌شک این فن ثبت تصویر و برانگیزش احساسات بیننده، از نقاط قوت تکرارناشدنی «عکاس جنگ» است.</p>

<p>با وجود این بدعت به‌جایی که کارگردان در نحوه‌ی ثبت برخی صحنه‌های عملاً ناممکن (همچون نماهای نزدیک از انتفاضه‌ی جوانان فلسطین و یا کارگران معدن کاوا-ایجن) از دریچه‌ی میکرودوربین‌ها داشته، اما هرگز این پلان‌هایی که غالباً نگاهی متفاوت از معمول می‌طلبند را زیاده از حد در کالبد اصلی مستندش جای نداده تا گاه عکاس هم در صحنه به چشم آید.</p>

<p>تا بینده ببیند که در مزارع باران‌خورده و سراسر رنگ بالکان؛ نگاه‌ او معطوف به اشک‌ها و ثبت عکس‌های خالی از رنگ است. اینکه چگونه نکت‌وی، همپای کودکان فلاکت‌زده‌ی حومه‌ی جاکارتا، در گنداب متعفّنی از زباله‌ها گام بر می‌دارد و تک‌به‌تک از نزدیک به تصویرشان می‌کشد.هر عکاس آماتوری می‌داند که اگر عکسی از دریچه‌ی لنز سوپر-واید ۱۷میلیمتر و دیافراگم ۴گرفته شود (آنگونه که میکرودوربین از مانیتور فوقانی دوربین نکت‌وی به ما نشان می‌دهد) و باز هم جزئی از آن ناواضح دیده شود، چقدر عکاس به صحنه نزدیک بوده. غالب عکس‌هایی که در این مستند از وی نمایش داده می‌شود، اینچنین‌اند و نقل خاطره‌ی تکان‌دهنده‌ی فیلمبردار رویترز نیز، بر این حقیقت صحه می‌نهد.</p>

<p>اما نکت‌وی آن‌قدرها نزدیک نمی‌رود که مسخ در دردها گردد و دیگر مرز «بیننده» بودن‌اش در خاطر مخاطب آنچنان محو شود که گویی این همه رنج و نکبت را چاره‌ای جز سازش نیست. او بدین موضوع از همه واقف‌تر است و عکس‌هایش را متواضعانه از خود نمی‌داند: «در جنگ، قوانین معمول انسانی پایمال می‌شوند. نمی‌توان فکرش را کرد که خیلی عادی به خانه‌ای می‌روی که در سوگ عزیزشان به عزا نشسته‌اند و زمانی دراز را به عکاسی از آنان می‌گذرانی. حقیقتاً امکان‌اش نیست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-4.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۳– بالکان - صحنه‌ای از مستند «عکاس جنگ»</small></small>


</p>

<p>این تصاویر هیچ‌گاه ایجاد نمی‌شدند، مگر کسانی که من عکس‌شان را می‌گرفتم، بپذیرندم. امکان ندارد از چنین لحظاتی عکاسی کنی، بی‌آنکه آنان مشارکت کنند؛ بی‌آنکه خوش‌آمدم گویند، بپذیرندم و بخواهند که آنجا باشم. آن‌ها می‌فهمند که یک بیگانه‌ با یک دوربین می‌آید تا که به جهانیان نشان دهد بر آنان چه می‌رود و در جهان، صدایی ببخشدشان که در غیراینصورت آن را نخواهند داشت.می‌فهمند که قربانی نوعی ظلم‌اند، نوعی خشونت بی‌جا و با پذیرفتنم به‌واسطه‌ی یک عکاس، خواسته‌هایشان را به جهان و احساسات جهانیان عرضه می‌کنند».</p>

<p>بیننده، نکت‌وی را برای نخستین بار با این جملات آن‌هم پس از طی یک‌سوم از زمان فیلم، رودررو و به‌دور از هیاهو؛ در برابر دوربین می‌بیند. گویی‌که حضورش در این سکانس‌ها را فقط منوط به بازتعریف همان فلسفه‌ی ژرف عکس‌هایش دانسته و ناباورانه هم می‌بینیم که طی این مستند، هیچ از منظر یک مخاطب، آنچه که خود از حماقت بشر دیده و در دیدگان ما نشانده را سرزنش نمی‌کند.</p>

<p>حال‌آنکه خشم‌اش در عکس‌هایی که نمایش‌شان مابین فیلم حین پخش موسیقی قوی پس‌زمینه‌ هر از چندگاه از تکاپوی صحنه‌ها می‌کاهد و خروشی خاموش را در پشت چشمان خیره‌مان می‌افکند؛ آشکارا مشهود است. آنجاکه نکت‌وی از کشتار۱۹۴۴روآندا به‌عنوان نامفهوم‌ترین وضعی که به چشم خود دیده، یاد می‌کند؛ عکس تلخی پیش روی‌مان مکث کرده که نه کشته‌ای در آن دیده می‌شود و نه قاتلی ... فقط کوهی از خنجر، افتاده در پای عده‌ای که به تماشایشان ایستاده‌اند.</p>

<p>عکسی که نه ترحمی درون‌اش است و نه خشمی. فقط نقل فقدان است و فرصت‌های بر باد رفته. عکسی صریح از مرگ ماست، با سکوت‌مان و تماشای لشگر خنجرهای برهنه‌ای که آزاد آمدند، کشتند و رها شدند. <br />
او در جایی از این مستند می‌گوید: «هدف اصلی کارهایم، نمایش در رسانه‌های جمعی‌ست. آنقدرها نمی‌خواهم این عکس‌ها به‌عنوان آثار هنری دیده شوند؛ حال‌آنکه شکلی از ارتباط‌ند. هرآنچه کرده‌ام که به چیزی ختم گشته؛ خرسندم کرده.</p>

<p>اما همیشه چیزهای بیشتری هم برای انجام دادن هست. هیچ‌وقت احساس تکامل نمی‌کنم؛ هیچ‌وقت احساس رضایتمندی از خودم نمی‌کنم. نمی‌توانم از واژه‌ی «خوشحال» هم در این‌باره بهره جویم، که همیشه کارهایم درگیر سوگ دیگران و بدبختی‌های مردمان بوده. در بهترین حالت، احساس رضایتی تلخ از خود دارم که شاید توجهی را جلب کرده و بدین‌واسطه‌ توجه مردم را بر این معضلات متمرکز کرده باشم. این، شاید آرام‌آم کند».</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-3.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۴– کامبوج - از مجموعه‌ عکس‌های مبارزه با <span class="caps">XDR</span>-TB. کودکی در آغوش مادرش که به‌شدت از مننژیت ناشی از سل درد می‌کشد / جیمز نکت‌وی / <span class="caps">VII</span></small></small>


</p>

<p>در همان دقایق آغازین فیلم، کارگردان با طرح هوشمندانه‌‌‌ی سکانسی از گفت‌و‌گوی مسئولین نشریه‌ی آلمانی <span class="caps"><span class="caps">STERN </span></span>در دفتر هامبورگ، بر سر انتخاب چندی از تکان‌دهنده‌ترین عکس‌های نکت‌وی به‌منظور انتشار، انگار که بیننده را عمداً دچار قضاوتی زودتر از موعد می‌کند. نخستین تعبیری که شاید از تماشای چانه زدن سردبیر و همکاران‌اش بر سر تعداد مردگان گورهای دسته‌جمعی بالکان و یا قربانیان قحطی آفریقا به ذهن‌ خطور می‌کند، وسعت سنگدلی‌ها و فرصت‌طلبی اهل رسانه در جلب نظر مخاطبین‌شان به هر قیمتی‌ست.</p>

<p>ولی بیننده به حقیقت این سوءتعبیر، هنگامی با گذشت چندین‌دقیقه از این صحنه پی می‌برد که پیش چشمان‌اش، هر لحظه بر بار رنج‌های هم‌نوعانی که تابه‌حال از وجودشان هیچ آگاهی نداشته افزوده می‌گردد و آنگاه که خود را در قبال تماشای نابرابری‌هایی که طی فیلم دیده، انگار واکسینه می‌بیند؛ از نکت‌وی جملاتی می‌شود:</p>

<p>«سخت است که رسانه‌ها را به‌سوی تمرکز بر مسائل حسّاس‌تر کشاند، تا به‌جای گریزاندن مخاطب از حقیقت، در تلاش برای بردن‌اش به ژرفای حقیقت باشند؛ تا نگران چیزی باشند که از خودشان بس مهم‌تر است ... هیچگاه اینکار آسان نبوده و گمان کنم که در این چندساله‌ی اخیر، که جامعه‌ بیشتر وسواس سرگرمی‌ و شهرت و  مد را یافته؛ دشوار و دشوارتر هم شده است.</p>

<p>آگهی‌دهندگان از اینکه محصولات‌شان، کنار عکس‌هایی از مصائب بشری نمایش داده ‌شود، خسته شده‌اند؛ چراکه موجب افت فروش‌شان می‌شود». این، دلیلی به‌واقع آشکار است تا که سنگینی بار ده‌ها مسئولیت ناکرده‌مان را به یاد آوریم و حق را به رسانه‌ای دهیم که در این بحبوحه، دغدغه‌ی برجسته‌سازی درد دیگران را در چشم مخاطب‌اش دارد. «عکاس جنگ»، اینچنین هوشمندانه چالش‌های اخلاقی فراروی نکت‌وی و ناشران عکس‌هایش را به‌تصویر کشیده است.</p>

<p>از میان معدود نقاط ضعف این اثر اما، که شاید آن را بتوان حاصل پیش‌آهنگی‌اش در ایجاد نوع کاملاً متفاوتی از آثار مستند عکاسانه دانست، عدم انسجام ساختاری اثر در مجموع، و پرش تیز و نا‌به‌گاه صحنه‌ها با فضاهایی سراسر متفاوت از هم‌ است که شاید همین، پاره‌هایی از آن را برای برخی، خسته‌کننده جلوه می‌دهد. به‌هر ترتیب آنچه‌که رسالت پنهان این مستند ایجاب می‌کند، همراه‌سازی بیننده با ذهنیات عکاس و حضور او در قلب منازعات و تضادهای ناگفته‌ی اجتماعی، از جنگ و نابرابری گرفته تا فقر و قحطی‌، به‌عنوان بستر واحد و جریان‌ساز داستان، علی‌رغم تشتت لوکیشن‌هاست.</p>

<p>وقفه‌ی طولانی و زیبای آخرین دقایق اثر بر نمایی از چهره‌ی محو نکت‌وی، در هوای غبارآلود و زردرنگ پیرامون معدن «کاوا ایجن» جاوه که نفس‌اش را بند آورده، آن‌هم از دریچه‌ی یک میکرودوربین دوم، به‌زعم من از ماندگارترین و لایه‌دارترین صحنه‌های «عکاس جنگ» است. اندکی پس از این صحنه که با صدای سرفه‌های پراکنده‌ی پیرامون و سکون سؤال‌برانگیز عکاس، القای حسّی از تنگنا و درماندگی می‌کند؛ دستی از میان این غبار تار، دست نکت‌وی را می‌گیرد؛ بلندش می‌کند و به درون آفتاب‌اش می‌کشد.</p>

<p>این، دست یک معدنچی‌‌ست. از جنس همان‌ رنج‌دیدگان در سایه‌ای که سی سال او به تصویرشان کشیده. همانانی‌‌‌که در نقطه‌ای دیگر از جهان، او را به جمع زخم‌خورده‌ی خود می‌خوانند تا که عکس‌هایش، طنین دردشان شود؛ حال از جا بلندش می‌کنند.طرح هبوط نامنتظره‌ی این دست و فصل واپسین اثر که دربرگیرنده‌ی تصاویری از حضور نکت‌وی هم‌پای معدنچیان، حین حمل قلوه‌سنگ‌های سنگین در دامنه‌ی کوه و پس‌زمینه‌ی گفته‌هایی کوتاه و عمیق از این عکاس است را می‌توان استعاره‌ای روشن از حیات مرموز و پرتلاطم وی دانست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-6.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۵– جیمز نکت‌وی</small></small>


</p>

<p>استعاره‌ای از حضور مادام‌اش در مسیر پرسنگلاخی که رنج‌دیدگان جهان، هزاره‌ها ناگزیر در آن قدم نهادند و بار سنگین تاریخ پرجلال‌مان را به‌دوش کشیدند و او نخواست که بر دوش‌شان، از بالا و در روشنای خروارها نگاه ترحم‌آلود ببیندشان؛ که به‌واقع عادی‌ترین داشته‌هایش را قربانی نفی این آرامش کاذب و فرود از جایگاه شهروندی‌اش تا به پای آنان کرد۱ و طی این سی سال با عکس‌هایش، از محاق فراموشی صدهاساله به بیرون‌شان کشید.</p>

<p>این سکانس واپسین و ماندگار «عکاس جنگ»، با این دیالوگ از نکت‌وی همراه است:<br />
«بدترین چیز این است که به‌عنوان عکاس، احساس کنم از مصائب فرد دیگری سود می‌برم. این مدام در اندیشه‌هایم در رفت و آمد است. چیزی‌ست که هرروزه به فکرش‌ام؛ چراکه می‌دانم اگر بگذارم حس راستین دلسوزی، مغلوب خواسته‌های شخصی شود؛ روح‌ام را فروخته‌ام. تنها راهی که می‌توانم از آن طریق، وظیفه‌ی خود‌ را تبرئه کنم؛ احترام به تنگناهای دیگران است. هر اندازه که چنین کنم، به همان اندازه دیگران می‌پذیرندم و من هم به‌همان اندازه خودم را می‌پذیرم».</p>

<p>و واپسین پرده‌ی عکاس جنگ؛ عکسی باز تلخ از دورنمای متروک خانه‌های درهم‌شکسته‌‌ی خیابانی از چچن و چشمان خیره‌ی یتیمی‌ با ردی از اشک، بر چهره‌ی چرک‌آلودش است که دیگر نوانخانه‌ای هم در شهر نمانده. <br />
چشمان این کودک هم، خیره به ماست. </p>

<p><strong>پانوشت: </strong></p>

<p><small>۱- دنیس اونیل؛ بهترین دوست نکت‌وی، در جایی از فیلم می‌گوید: « امکان یک زندگی معمولی تضاد اصلی‌ست ...  و او همین را برای زندگی فعلی‌اش قربانی کرده. خانواده داشتن را؛ شهرنشینی را ... او همه‌چیزش را وقف کارش کرده». </p>

<p>-	شهادت‌نامه- <a href="http://www.jamesnachtwey.com">وب‌سایت </a>شخصی جیمز نکت‌وی <br />
-<a href="(http://www.war-photographer.com/en/index.html)</small>">	وب‌سایت</a> اختصاصی مستند عکاس جنگ</p>

<p><strong>توضیحات تصاویر:</strong></p>

<p><small><span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۱– عاشورا – کربلا / جیمز نکت‌وی / <span class="caps"><span class="caps">VII</span></span><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۲– پوستر مستند عکاس جنگ<br /><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۳– بالکان - صحنه‌ای از مستند «عکاس جنگ»<a href="www.photographer.com">اینجا کلیک کنید</a><br /><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۴– کامبوج - از مجموعه‌ عکس‌های مبارزه با <span class="caps"><span class="caps">XDR</span></span>-TB. کودکی در آغوش مادرش که به‌شدت از مننژیت ناشی از سل درد می‌کشد / جیمز نکت‌وی / <span class="caps"><span class="caps">VII</span></span><br /><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۵– جیمز نکت‌وی</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/radiocity/2010/08/post_568.html'>در سوگ رنگ‌های روزگار</a><br></span>






















</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>آخرین وضعیت زندانیان سیاسی و مدنی کرد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1355.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/special//28.44567</id>
 
<published>2010-09-01T16:34:34Z</published>
<updated>2010-09-01T16:36:18Z</updated>
 
<summary>محسن کاکارش: روز گذشته رحیم رشی، پس از گذشت ۴۳ روز به اعتصاب خود پایان داد. رحیم رشی، روز بیست‌وهشتم تیرماه توسط نیروهای امنیتی در مهاباد دستگیر شد و فردای همان روز در اعتراض به بازداشتش دست به اعتصاب غذا زد.پسر رحیم رشی درگفت‌وگو با زمانه می‌گوید: «پدرم در پی درخواست و فشار خانواده، اعتصاب غذایش را شکست؛ چون وضعیت وخیمی داشت و همه‌ی ما نگران از دست دادن جان او بودیم.»</summary>
<author>
<name>محسن کاکارش</name>


</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>روز گذشته رحیم رشی، پس از گذشت چهل‌وسه روز به اعتصاب خود پایان داد.رحیم رشی، روز بیست‌وهشتم تیرماه توسط نیروهای امنیتی در مهاباد دستگیر شد و فردای همان روز در اعتراض به بازداشتش دست به اعتصاب غذا زد.پسر رحیم رشی درگفت‌وگو با زمانه می‌گوید: «پدرم در پی درخواست و فشار خانواده، اعتصاب غذایش را شکست؛ چون وضعیت وخیمی داشت و همه‌ی ما نگران از دست دادن جان او بودیم.»<br />
</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/rahim-rashi.jpg' /><br/>
<small><small> رحیم رشی</small></small>


</p>

<p>سوران رشی ادامه می‌دهد: «با توجه به این که وضعیت جسمانی پدرم به شدت وخیم بود و حتی نمی‌توانست روی پاهایش بایستد و به درستی حرف بزند، با گذشت بیش از چهل‌روز بازهم به اعتصابش ادامه می‌داد و این برایش خطرناک بود.»</p>

<p>وی، علت اعتصاب رحیم رشی را اعتراض به بازداشت و شکنجه در زندان عنوان می‌کند و می‌گوید: «پدرم قصد داشت تا آزادی‌اش به اعتصاب غذا ادامه دهد، ولی در پی فشار و درخواست خانواده پس از چهل و سه روز به اعتصاب خود پایان داد.»</p>

<p>سوران رشی توضیح می‌دهد که پدرش در مدت اعتصاب چندین‌بار به بهداری منتقل شده و در روزهای پایانی اعتصاب نیز به خاطر خطرات احتمالی به وی سرم غذایی وصل کرده بودند.به گفته‌ی وی، مسئولان بهداری یک‌روز قبل از شکستن اعتصاب غذا به رحیم رشی تاکید کرده بودند که در صورت ادامه‌ی این اعتصاب، جان خود را از دست خواهد داد.</p>

<p>گفته می‌شود این زندانی کرد پس از بازداشت در مهاباد، بلافاصله به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در ارومیه منتقل و مورد شکنجه واقع شد.هم اکنون نیز پس از چهل‌وچهار روز بازداشت، هنوز در زندان عمومی مهاباد در بلاتکلیفی به سر می‌برد.برپایه‌ی این گزارش، قرار بازداشت سه شهروند دیگر که با رحیم رشی بازداشت شده بودند به مدت چهارماه تمدید شد.</p>

<p>تشدید فشارها بر فعالان فرهنگی کرد هم‌چنان ادامه دارد. طی روزهای اخیر، بهزاد کردستانی، شاعر و نویسنده‌ی کرد نیز بازداشت شده و هم‌چنین یکی از زندانیان سیاسی در ارومیه به علت عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد.</p>

<p><strong>تمدید چهارماه بازداشت</strong></p>

<p>بلاتکلیفی رحیم رشی درحالی است که هنوز تکلیف سه شهروند دیگر که با وی دستگیر شده بودند، مشخص نیست و قرار بازداشت‌شان به مدت چهارماه تمدید شده است.به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی روانیوز، واحد دستمردی، صلاح احمدی و حسن خان پایا روز بیست‌و‌هشت تیرماه در شهر مهاباد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند و پس از چهل روز آنان ابلاغ گردیده که تا چهار ماه دیگر در بازداشت موقت بسر می برند.<br />
این سه شهروند کرد بلافاصله پس از بازداشت، به بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه منتقل و طی روزهای گذشته به مهاباد برگردانده شدند.</p>

<p><strong>بازداشت و بلاتکلیفی فعالان فرهنگی</strong></p>

<p>در حالی که هنوز وضعیت مختار هوشمند، فعال فرهنگی پس از گذشت سه‌ماه مشخص نیست، بهزاد کردستانی شاعر و نویسنده‌ی کرد نیز طی روزهای اخیر در شهر مریوان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.<br />
یک منبع مطلع به زمانه گفت: «دادگاه انقلاب شهر مریوان یک روز پس از بازداشت بهزاد کردستانی،   قرار بازداشت موقتی را به مدت یک‌ماه برای وی صادر کرده است.»</p>

<p>این منبع مطلع با اشاره به این که هنوز مکان بازداشت این فعال فرهنگی کرد معلوم نیست گفت: «با توجه به این که چندین‌بار خانواده‌ی وی به اداره‌ی اطلاعات مریوان مراجعه کرده‌اند، ولی تاکنون هیچ جوابی دریافت نکرده‌اند.»<br />
بهزاد کردستانی، شاعر و نویسنده‌ی کرد روز سه‌شنبه دوم شهریورماه از سوی نیروهای اطلاعات در حوالی منزل خود در شهرستان مریوان دستگیر شد.</p>

<p>این فعال کرد پیش‌تر نیز از سوی ستاد خبری اطلاعات شهرستان مریوان، چندین بار احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.بهزاد کردستانی، نویسنده، شاعر و از جمله فعالان مدنی اجتماعی شهر مریوان است که طی سال‌های گذشته تلاش‌های زیادی در زمینه‌ی محیط زیست و به ویژه مهار آتش‌سوزی شهر مریوان و سروآباد انجام داده است.</p>

<p>از سوی دیگر در ادامه‌ی فشارها بر فعالان فرهنگی کرد، مختار هوشمند که در مریوان بازداشت شده بود، هم‌چنان در بلاتکلیفی به سر می‌برد.مختار هوشمند، فعال مدنی پس از هشتادوهفت روز بازداشت، روز بیست‌وششم مردادماه به زندان عمومی مریوان منتقل شد.</p>

<p>روز دوم خردادماه، ماموران امنیتی شهر مریوان با ورود به منزل شخصی مختار هوشمند، پس از تفتیش و بازرسی محل زندگی وی، او را بازداشت کردند و کیس کامپیوتر، برخی مدارک شخصی و تعداد زیادی از کتاب‌های این هنرمند را با خود بردند.</p>

<p><strong> مرگ یک زندانی سیاسی کرد</strong></p>

<p>یک زندانی سیاسی کرد به علت عدم رسیدگی پزشکی در زندان جان خود را از دست داد.کاوه کردی مقدم، زندانی سیاسی کرد اهل اشنویه که در زندان ارومیه به‌سر می‌برد، روز هفتم شهریورماه سال جاری، در بیمارستانی در ارومیه جان خود را از دست داد.</p>

<p>به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که به بیماری سرطان معده و ریه مبتلا بود، از یک‌ماه پیش در مرخصی دیرهنگام استعلاجی برای درمان بیماری قرار داشت، اما به دلیل تاخیر در درمان و پیشرفت بیماری سرانجام درگذشت.</p>

<p>بر پایه‌ی همین گزارش پزشکان از مدت‌ها پیش نسبت به وضعیت وخیم کردی مقدم هشدار داده و به مسئولان گفته بودند که باید در بیمارستانی مجهز تحت مداوای پزشک متخصص قرار گیرد، اما مسئولان تا ماه گذشته با درخواست مرخصی استعلاجی وی مخالفت می‌کردند.</p>

<p>سرانجام وی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان و تشدید بیماری، قریب به یک ماه پیش به بیمارستانی در شهرستان ارومیه منتقل شد.کاوه کردی مقدم در سال ۱۳۸۹به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، توسط شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل سه حبس تعزیری محکوم شده بود.<br />
 </p>

<p><strong>محکوميت دو شهروند کرد به حبس</strong></p>

<p>دو شهروند کرد به اتهام همکاری با احزاب مخالف حاکمیت در ارومیه به حبس محکوم شدند.به گزارش آژانس خبری موکریان، در ادامه‌ی فشارها بر شهروندان کرد، رشيد پيشگير، اهل نقده و شمس‌الدين شهسوار، اهل یکی از روستاهای ارومیه از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به زندان محکوم شدند.رشید پيشگير که هم‌اکنون در زندان اروميه به سر می‌برد به اتهام «همکاری با احزاب غير قانونی» از طرف دادگاه انقلاب به يک سال زندان محکوم شده است. هم‌چنين شمس‌الدين شهسوار به اتهام «همکاری با احزاب مخالف نظام» به سه ماه حبس محکوم شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>تونی بلر: باید آماده جنگ علیه ایران باشیم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14217.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44569</id>
 
<published>2010-09-01T16:20:06Z</published>
<updated>2010-09-01T19:39:54Z</updated>
 
<summary>تونی بلر می‌گويد: «دستیابی ایران به توان تسلیحات اتمی به هیچ وجه قابل قبول نیست. ما باید آماده باشیم که با دولت ایران مقابله کنیم، حتی طریق عملیات نظامی.»</summary>
<author>



</author>
<category term="ايران و اروپا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>تونی بلر می‌گوید اگر ایران مصر به ادامه برنامه تسلیحات اتمی خود باشد، غرب باید آماده رویاروی نظامی با این کشور باشد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/balairbook.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>نخست وزیر سابق بریتانیا که به مناسبت انتشار کتاب خاطرات‌اش با بی‌بی‌سی سخن می‏گفت، همچنین افزود: «دستیابی ایران به توان تسلیحات اتمی به هیچ وجه قابل قبول نیست. به گمان من ما باید آماده باشیم که با دولت ایران مقابله کنیم، حتی اگر لازم باشد از طریق عملیات نظامی. تصور نمی‌کنم اگر آن‌ها به تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ادامه دهند گزینه دیگری وجود داشته باشد. آن‌ها باید به روشنی این پیام را درک کنند.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">بلر: «اگر ایران از سلاح اتمی استفاده کند تلفات در یک لحظه به سی‌صد هزار نفر می‌رسد»</span></div></p>

<p>تونی بلر درمصاحبه دیگری با گاردین در باره خطر دستیابی ایران به بمب اتمی در مقایسه با حملات یازدهم سپتامبر گفته است: «در آن حملات در یک روز سه هزار نفر کشته شدند ولی اگر ایران از سلاح اتمی استفاده کند تلفات در یک لحظه به سی‌صد هزار نفر می‌رسد، این چیزی است که من را نگران می‌کند. بنابراین به گمان من نباید ریسک دستیابی ایران به تسلیحات اتمی  را بپذیرم.</p>

<p>بلر در پیشگفتار کتاب خاطرات‌اش نوشته است: «ایران با یک بمب اتمی به معنای آن است که سایر کشورها نیز در منطقه به دنبال توانمندی‌های نظامی مشابه باشند و توازن قوا در منطقه را با وجود کشورهای مسلمان مجهز به بمب اتمی، به‌طرزی چشمگیر به خطر اندازد.»</p>

<p>در حالی که دولت ایران مدعی صلح‌آمیز بودن برنامه اتمی خود است برخی از کارشناسان از جمله جان بولتن سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل از حمله پیشگیرانه علیه تاسیسات اتمی ایران پشتیبانی کرده بودند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>تهاجم لباس‌ شخصی‌ها به زهرا رهنورد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14214.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44561</id>
 
<published>2010-09-01T14:05:43Z</published>
<updated>2010-09-01T14:57:06Z</updated>
 
<summary>زهرا رهنورد، از مخالفان دولت کنونی ايران مورد حمله نيروهای موسوم به لباس شخصی قرار گرفت. اين افراد رهنورد را در خيابان مورد بازخواست قرار دادند.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>زهرا رهنورد، از مخالفان دولت کنونی ايران مورد حمله نيروهای موسوم به لباس شخصی قرار گرفت. اين افراد رهنورد را در خيابان مورد بازخواست قرار دادند.</p>

<p>به گزارش تارنمای کلمه، اين تهاجم به هنگام غروب، در نزديکی منزل مسکونی زهرا رهنورد و در يکی از کوچه‌های فرعی خيابان پاستور تهران رخ داد. سايت کلمه، زمان اين حمله را «چند روز پيش» ذکر کرده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/rahnavari010910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>به نوشته اين تارنما حمله‌کنندگان، زهرا رهنورد را در حلقه محاصره خود گرفته و او را مورد بازخواست قرار دادند.</p>

<p>به گفته شاهدان عينی مهاجمان از رهنورد در مورد فعاليت‌های وی در زمان انقلاب، «دين داشتن» او و اين که همکاران‌اش در آن دوران چه کسانی بوده‌اند؛ پرسيده‌اند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">هويت اين افراد و اين‌که از سوی چه نهاد و ارگان حکومتی‌ به چنين اقدامی دست زده‌اند، نامشخص است</span></div></p>

<p>بر اساس اين گزارش زهرا رهنورد به اين «بازجويی خيابانی» پاسخی نداده و تنها گفته است: «اگر آزادی‌خواهی، دفاع از حقوق مردم و دفاع از حقوق زن جرم است، من مجرم هستم. شما می‌توانيد هر جرم ديگری را هم که دولت می‌پسندد به آن اضافه کنيد.»</p>

<p>رهنورد افزوده است: «من به بازجويی خيابانی جواب نمی‌دهم. اگر واقعا علاقمند به شنيدن پاسخ‌های من هستيد، به جای بازجويی در خيابان، يک روز به دفترم بياييد و لااقل من را در دفترم بازجويی کنيد و نه در خيابان.»</p>

<p>هويت اين افراد و اين‌که از سوی چه نهاد و ارگان حکومتی‌ به چنين اقدامی دست زده‌اند، نامشخص است. </p>

<p>زهرا رهنورد، استاد دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و همسر ميرحسين موسوی، از رهبران مخالفان دولت کنونی ايران است که در عرصه حقوق زنان نيز فعاليت می‌کند. وی در يک سال گذشته نيز چند بار مورد تهاجم نيروهای طرفدار دولت قرار گرفته است.</p>

<p>سال گذشته يک بار در روز دانشجو مهاجمان به صورت وی گاز فلفل پاشيدند و بار ديگر چند زن لباس‌ شخصی در محوطه دانشکده هنرهای زيبا قصد حمله به وی را داشتند.</p>

<p>در سالروز انقلاب ايران نيز در حالی که زهرا رهنورد عازم شرکت در راهپيمايی ۲۲ بهمن بود نيروهای لباس‌ شخصی با باتوم و مشت به وی حمله کردند و او را مجروح ساختند.</p>

<p>حملات نيروهای طرفدار دولت به مخالفان در طول يک سال گذشته همواره تکرار شده است و تا کنون هيچ  پيگرد قضايی در اين باره صورت نگرفته است.</p>

<p>دوشنبه گذشته نيز بیش از ۵۰ نفر از نیروهای لباس‌شخصی به منزل مهدی کروبی، يکی ديگر از رهبران مخالف دولت ايران، حمله کردند.</p>

<p>اين حملات در حالی صورت می‌گيرد که آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران چندی پيش در ديدار با مسئولان حکومتی گفته بود: «سیاست نظام جذب حداکثری و دفع حداقلی است.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>بانک مرکزی کنترل کابل بانک را رد کرد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14218.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44570</id>
 
<published>2010-09-01T14:04:46Z</published>
<updated>2010-09-01T16:51:49Z</updated>
 
<summary>بانک مرکزی افغانستان تحت کنترل گرفتن کابل بانک، يکی ازبزرگ‌ترين بانک‌های خصوصی اين کشور را رد کرد. دو مسئول بانک کابل برکنار شدند.</summary>
<author>



</author>
<category term="افغانستان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>بانک مرکزی افغانستان تحت کنترل گرفتن کابل بانک، يکی ازبزرگ‌ترين بانک‌های خصوصی اين کشور را رد کرد.</p>

<p>به تازگی  روزنامه واشنگتن پست گزارشی را  در مورد ضرر ۳۰۰ ميليون دلاری کابل بانک منتشر کرد و اعلام نمود بانک مرکزی افغانستان، رئيس و مسئول اجرايی کابل بانک را برکنار کرده و کنترل اين بانک را به‌دست گرفته است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/fetrat010910-2.jpg' /><br/>
<small><small>عبدالقدير فطرت رئيس بانک مرکزی افغانستان</small></small>


</p>

<p>انتشار اين گزارش و بازتاب آن درافغانستان، سبب هجوم مشترکين کابل بانک به شعبات مختلف آن گرديد.</p>

<p>محمود کرزی، برادر حامد کرزی، رئيس جمهوری افغانستان و حسين فهيم برادر مارشال قسيم فهيم،  معاون اول رئيس جمهور، سهام‌داران اصلی اين بانک هستند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">واشنگتن پست اعلام کرد بانک مرکزی افغانستان، رئيس و مسئول اجرايی کابل بانک را برکنار کرده و کنترل اين بانک را به‌دست گرفته است</span></div></p>

<p>گفته می‌شود حساب مشترکين کابل بانک به بيش‌تر از يک ميليارد دلار می‌رسد و علاوه بر حقوق ماهيانه سربازان ارتش افغانستان، پليس و کارمندان وزارت آموزش و پرورش از طريق اين بانک پرداخت می‌شود.</p>

<p>اما امروز چهارشنبه ۱۰ شهريور ماه، عبدالقدير فطرت رئيس بانک مرکزی افغانستان طی يک نشست خبری در کابل گفت که برکناری اين دومقام به دليل تصميم شورای عالی بانک مرکزی در مورد غير قانونی بودن اداره بانک‌ها از سوی مالکان و يا سهام‌داران اصلی آن، اتخاذ شده است.</p>

<p>وی افزود برکناری شيرخان فرنود، رئيس و خليل فيروزی، مسئول اجرايی کابل بانک، به دليل اصلاح نظام بانکی افغانستان صورت گرفته است.</p>

<p>برپايه اطلاعات آقای فطرت، مسعود غازی که تا کنون مسئول امور مالی بانک مرکزی افغانستان بود به عنوان رئيس کابل بانک تعين شده است.</p>

<p>رئيس بانک مرکزی افغانستان خاطر نشان کرد در حال حاضر، در کشور، بانک‌های ديگر نيز وجود دارند که از سوی مالکان و يا سهام‌داران آن اداره می‌شوند و تصميمی مشابه در مورد اين بانک‌ها نيز اجرا خواهد شد.</p>

<p>هم اکنون دو بانک دولتی و ۱۵ بانک خصوصی در افغانستان فعاليت دارند که بيش‌تر آنان پس از سرنگونی رژيم طالبان ايجاد شده‌اند. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>ابراهیم گلستان</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/parsipur/2010/09/post_417.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/parsipur//30.44558</id>
 
<published>2010-09-01T13:46:21Z</published>
<updated>2010-09-02T14:07:38Z</updated>
 
<summary>امروز می‌خواهم از ابراهیم گلستان سخن در میان آورم. او نیز از شخصیت‌هایی است که بر من تاثیر زیادی گذشته است. نخستین باری که او را دیدم زمانی بود که تازه با ناصر تقوایی آشنا شده بودم. ما برای دیدن فیلم به یکی از انجمن‌های فرهنگی آن زمان رفته بودیم. بر این پندارم که سال ۱۳۴۵ بود. مقاله‌ای برای مجله‌ی فردوسی نوشته بودم و داستانی نیز به چاپ رسانده بودم.</summary>
<author>
<name>شهرنوش پارسی‌پور</name>


</author>
<category term="گزارش یک زندگی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/parsipur/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>امروز می‌خواهم از ابراهیم گلستان سخن در میان آورم. او نیز از شخصیت‌هایی است که بر من تاثیر زیادی گذشته است. نخستین باری که او را دیدم زمانی بود که تازه با ناصر تقوایی آشنا شده بودم. ما برای دیدن فیلم به یکی از انجمن‌های فرهنگی آن زمان رفته بودیم. </p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100828_shahrnoush_gozaresh_170.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>بر این پندارم که سال ۱۳۴۵ بود. مقاله‌ای برای مجله‌ی فردوسی نوشته بودم و داستانی نیز به چاپ رسانده بودم. آن موقع فعالیت زنان در مرکزهای ادبی بسیار محدود بود و داستان من گل کرده بود. مقاله نیز سر و صدا راه انداخته بود. در چنین فضایی بود که من و تقوایی با فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان روبه‌رو شدیم. البته تقوایی سابقه‌ی آشنایی قدیمی با آنها داشت، اما برای من این نخستین برخورد بود. فروغ به طرف ما آمد و هنگامی که ناصر مرا به او معرفی کرد گفت: «داستانت را خواندم، خیلی داستان خوبی‌ست.»</p>

<p>من گفتم: «اختیار دارید» و فروغ گفت: «نه، باور کن جدی می‌گویم.»</p>

<p>سپس مرا دعوت کرد تا شب جمعه به خانه‌ی او بروم. گلستان البته به جز سلام و پاسخ سلام حرف دیگری نزد. شک نیست که در آن موقع او مرد بسیار زیبایی بود، اما علاوه بر زیبایی بسیار مشخص بود که از هوش سرشاری برخوردار است. روشن است که برای یک دختر نوزده، بیست‌ساله این ملاقات چقدر مهم می توانست باشد؛ اما من به میهمانی فروغ نرفتم. یادم هست که توجیهی داشتم. فکر می‌کردم اگر ناگهان به میدان فعالیت روشنفکران پرتاب شوم ممکن است دست و پایم را گم کنم و با سر به میان جمعی پرتاب شوم که سرنوشتم تغییر کند. این درحالی بود که به تهران آمده بودم تا به دانشگاه بروم و سپس کتابی بنویسم و بعد به جهانگردی بروم. درباره‌ی این طرح با کسی گپ نزده بودم و طرحی بود در ژرفای اندیشه‌هایم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/golestan_ibrahim.jpg' /><br/>
<small><small>ابراهیم گلستان، نویسنده‌ی مد و مه</small></small>


</p>

<p>چندماهی پس از این برخورد فروغ فرخزاد در تصادف اتومبیل کشته شد و همه‌ی ما را متاثر و مبهوت پشت سر گذاشت. ما همه برای تشییع جنازه‌ی او به آرامگاه ظهیرالدوله رفتیم. در گورستان بسته بود. بعد معلوم شد ابراهیم گلستان در داخل گورستان است و دارد کارهای تشریفاتی دفن او را انجام می‌دهد. مدتی بعد گلستان را دیدیم که در پشت فرمان یک خودرو از گورستان خارج و با سرعت از آن محوطه دور شد. این دومین ملاقات با او بود. پس از مراسم دفن شاعر بزرگ ایران ناصر تقوایی پیشنهاد کرد به اتفاق برای عرض تسلیت به خانه‌ی گلستان برویم. فکر می‌کنم این من بودم که با این کار مخالفت کردم. چنین به نظرم می‌رسید که در چنین موقعیتی و در چنین زمانی رفتن به خانه‌ی گلستان خوش‌آیند نیست.</p>

<p>ملاقات بعدی فکر می‌کنم در خانه‌ی یدالله رویایی رخ داد. شبی بود که ما برای صرف شام به خانه‌ی رویایی رفته بودیم. مجلس بسیار شلوغ بود. گلستان ساکت نشسته بود و جمع روشنفکر دلش قیلی ویلی می رفت تا از فروغ حرف بزند. یکی از شاعران معاصر که قادر نبود کنجکاوی خود را مهار کند بدون علت و سبب روشنی نام فروغ را برزبان آورد. دست برقضا در آن لحظه چشم من روی گلستان بود . دیدم که او تکانی خورد. شاعر مربوطه برای جبران کارش واژه‌ی «روان‌شاد» را برزبان آورد. از ویژگی‌های آن شب حضور صمد بهرنگی در آن مجلس بود که دست بر قضا مدت کوتاهی بعد از آن در رود غرق شد. </p>

<p>ملاقات بعدی در شب ازدواج لیلی دختر او با نعمت حقیقی رخ داد. گلستان بسیار ساکت بود و در میان جمع می‌چرخید. روشن است که همیشه سایه‌ی فروغ در همه جا به چشم می خورد. این هم از گرفتاری‌های ویژه‌ای بود که از رفتار خود گلستان ناشی می‌شد. اگر او از فروغ حرف می‌زد ماجرا آرام آرام به بایگانی تاریخ سپرده می‌شد، اما گلستان هرگز از او حرف نمی‌زد و جمع کنجکاو و تشنه‌ی حرافی به اصطلاح روشنفکران توان درک این حالت را نداشت.</p>

<p>ما گاهی گلستان را در خانه‌اش ملاقات می‌کردیم. مدتی او مشغول به کار تهیه‌ی فیلم اسرار گنج دره‌ی جنی شده بود و میان این ملاقات‌ها فاصله افتاد. اکنون زمان‌ها در ذهنم به هم ریخته است، اما به خاطر می‌آورم که ابراهیم گلستان بخشی از نمایش دون ژوان در جهنم، اثر برناردشاو را نیز روی صحنه آورد که کار بسیار ارزشمندی بود. نکته‌ای که من در جمع روشنفکران ایرانی متوجه آن شده بودم این بود که وجود گلستان بر ذهن همه سنگینی می‌کرد. گروه روشنفکران حزب توده بیش‌تر از همه گلستان را بدون علت و سبب می‌کوبیدند. هرگز یادم نمی‌رود که در شب نمایش دون ژوان که بسیار موفق بود و شخصیت شیطان با طرح لباس‌های ویژه‌ی امیر عباس هویدا روی صحنه حاضر شده بود، در پایان نمایش یکی از اعضای حزب توده را دیدم که دچار خشم شدیدی شده بود. او گفت که پدر گلستان را درخواهد آورد. البته بعد ندیدم که کاری بکند، چون نمایش جنبه‌ی بسیار انتقادی نسبت به دستگاه حکومت پهلوی داشت و روشن نبود که این دوست توده‌ای چرا این‌همه خشمگین است.</p>

<p>این به هرحال واقعیتی بود که گلستان حالتی از غبطه و حسد در دیگران ایجاد می کرد. در مجموع شاید امتیازات او بود که باعث ایجاد چنین حال و هوایی می شد. مرد زیبایی را در نظر بگیرید که اندام متناسبی هم دارد و بسیار خوش صحبت و حاضر جواب است. خانه و باغ زیبایی دارد. در جوار همه‌ی اینها هنرمند نیز هست و آثار قابل تاملی در صحنه‌ی سینما، تئاتر و ادبیات به‌وجود می‌آورد. در نتیجه بسیار طبیعی‌ست که این شخص احساس حسد را در دیگران شعله‌ور کند، اما مسئله به این سادگی و ابتذال نبود. </p>

<p>من بارها در این زمینه اندیشیده‌ام. خود من در حضور گلستان همیشه دچار اضطراب می‌شدم و برای غلبه بر این اضطراب حالت بی اعتنا و یا خشنی پیدا می‌کردم. در حقیقت در عمق چشمان بسیار هشیار و نافذ گلستان دو حالت در آن واحد قابل شناسایی بود: حالتی از خود زیبابینی و اعتماد به نفس، و در عین حال حالتی از هشیاری و توجه دقیق نسبت به حالت شخصی که روبه‌روی او قرار می‌گرفت. </p>

<p>انتقال این حالت‌ها به اشخاصی که رو در روی او قرار می‌گرفتند خوش‌آیند هیچکس نبود. بارها دیده بودم که افراد بدون علت و سبب روشنی به گلستان می‌پریدند و بی‌علت فریاد می‌زدند. امروز براین باورم که حالت خود گلستان طلب چنین رفتاری را می‌کرد. یکی از برخوردهای نادری را که به خاطر می‌آورم در هنگام تماشای یک فیلم ژاپنی رخ داد. ما در تالار سینما بودیم و من ابداً از حضور گلستان در سینما اطلاع نداشتم. فیلم شرح حال یک راهب بودایی بود که همانند همه‌ی راهب‌ها رفتار جنسی را برخود حرام کرده بود، اما در عوض به طور دائم و ناخودآگاه متوجه دختری بود که یادم نیست به چه سبب در معبد زندگی می کرد. جنگ راهب با هوای نفس کم کم به مرحله‌ی بسیار حساسی رسید. در جایی از فیلم او که لباسی از دختر را دزدیده بود دست به خودارضایی زد. بخشی از مردم در سینما خندیدند. ناگهان فریاد گلستان بلند شد که: خفه! خود شما هم دائم همین کار را می‌کنید!</p>

<p>سینما در سکوت مرگباری فرو رفت.</p>

<p>او در نگاه کردن به افراد کنه درون آنها را می‌دید و اما بدبختانه فاقد آن حالت عارفانه بود که همانند دریا موج بزند و از سر مسئله عبور کند. در او حالتی بود که شخص سنگینی نگاهش را برای زمانی دراز حس می‌کرد.</p>

<p>زمانی در آمریکا، در کلاس داستان‌نویسی که داشتم داستان «خروس» گلستان را که نوول قابل تاملی‌ست در معرض بحث و بررسی گذاشتم. بخش قابل ملاحظه‌ای از دوستان در خواندن این داستان دچار حالت خشم شده بودند. این در حالی بود که نویسنده در این داستان مسئله‌ی بسیار مهمی را مورد بررسی قرار داده بود. مسئله سوء استفاده‌ی جنسی از پسربچه‌گان که یکی از گرفتاری‌های ترسناک جامع ایران است. منتهی روش نزدیک شدن گلستان به این مهم به گونه‌ای بود که در آخر کار شماری از افراد حاضر در کلاس از عامل این بدبختی حمایت کردند. گلستان به طرزی دردناک نقاط ضعف این شخصیت و فضای دور و بر او را در معرض دید گذاشته بود. این طوری بود که افراد را عصبی می‌کرد.</p>

<p>من اما سال‌ها پیش، در لحظه ای که داشتم از پا در می‌آمدم در انگلستان گلستان را ملاقات کردم. بسیار نیاز داشتم با شخصی که بسیار می‌فهمد حرف بزنم. شک نیست که رفتار او بسیار مؤدبانه بود، البته نتوانست کمکی به من بکند. در همان جلسه متن پیش از چاپ «عقل آبی» را در اختیار او گذاشتم تا بخواند و سپس اندکی بعد از پا درآمده و در بیمارستان بستری شدم. ماه ها بعد زمانی که به او تلفن کردم تا نظرش را درباره‌ی «عقل آبی» بپرسم او گفت: «متاسفانه ما ایرانی‌ها فاقد قوه‌ی تخیل هستیم» و چنین بود که متوجه شدم گلستان علاوه بر خودزیبابینی مبالغه شده از نوعی بدجنسی نیز سرشار است. زیرا که عقل آبی هر عیبی داشته باشد اما از قوه‌ی تخیل بسیار بالایی برخوردار است. نمی‌گویم نظرم به گلستان تغییر کرد، بلکه در مجموعه‌ی پرصلابت او رخنه‌ای حاصل شد برای من که تا به حال باقی مانده است.<br />
 </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>نسرين ستوده به دادگاه احضار شد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14215.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44562</id>
 
<published>2010-09-01T13:42:52Z</published>
<updated>2010-09-01T15:05:43Z</updated>
 
<summary>نسرين ستوده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و وکيل گروهی از بازداشت‌شدگان وقايع پس از انتخابات اخير ايران با بازرسی همزمان خانه و محل کارش، به دادگاه احضار شد.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>نسرين ستوده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و وکيل گروهی از بازداشت‌شدگان وقايع پس از انتخابات اخير ايران با بازرسی همزمان خانه و محل کارش، به دادگاه احضار شد.</p>

<p>به گزارش کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران، اين وکيل دادگستری به دو اتهام «اقدام عليه امنيت کشور» و «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی» به دادگاه فراخوانده شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/setudehi010910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>وی موظف است ظرف سه روز آينده به دادسرای مستقر در زندان اوين مراجعه کند.</p>

<p>نسرين ستوده در گفت‌وگو با اين کمپين چنين اتهام‌هايی را «مضحک» خواند و اعلام کرد که ماموران چهار ماه پيش در تماس تلفنی گفته‌اند از پرونده شيرين عبادی کنار بکشد وگرنه «دچار مشکل خواهد شد.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">اين وکيل دادگستری به دو اتهام «اقدام عليه امنيت کشور» و «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی» به دادگاه فراخوانده شد</span></div></p>

<p>ماموران امنيتی پس از بازرسی همزمان خانه‌ و محل کار اين وکيل دادگستری و ضبط پرونده‌های کاری و کامپيوترهای شخصی وی، حکم احضاريه‌ را به وی ابلاغ کردند. </p>

<p>خانم ستوده اظهار داشت که دفتر کار و منزل وی «با حکمی از سوی دادسرای مستقر در زندان اوين و امضای آقای فراهانی» به مدت چهار ساعت مورد بازرسی قرار گرفته است. </p>

<p>نسرين ستوده معتقد است دليل احضار وی به دادگاه وکالت برخی از فعالان حقوق بشر از جمله شيرين عبادی، همسر و خواهر وی، عيسی سحرخيز، مرتضی کاظميان، کيوان صميمی، حشمت‌الله طبرزدی و گروهی از بازداشت شدگان وقايع پس از انتخابات بحث‌برانگيز دهمين دوره رياست جمهوری در ايران است.</p>

<p>خانم ستوده اعلام کرد که در صورت دستگيری، وی، به لحاظ قانونی همچنان وکيل موکلان خود باقی خواهد ماند.</p>

<p>نسرين ستوده فارغ‌التحصيل حقوق بين‌الملل است و مدارک ليسانس و فوق ليسانس‌اش را از دانشگاه شهيد بهشتی دريافت کرده است. </p>

<p>وی در روزنامه‌هايی چون توس و نشاط مطالب حقوقی می‌نوشت و در سال ۱۳۸۲، کار خود را به طور رسمی به عنوان وکيل دادگستری آغاز کرد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>جنبش دانشجویی و خواست‌های عمومی جامعه</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1561.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/analysis//6.44556</id>
 
<published>2010-09-01T12:34:18Z</published>
<updated>2010-09-02T14:07:18Z</updated>
 
<summary>مریم محمدی: در بیش‌تر کشورهای در حال توسعه، مسئله‏ی آزادی هم‏پای مسئله‏ی رشد و توسعه مطرح می‏شود و جنبش‏های مختلف اجتماعی، سیاسی و مدنی در همه‏ی تحولات تاریخی و اجتماعی این کشورها، روی چنین موقعیتی تاکید کرده‌اند.در ایران، جنبش‏های کارگری، دانشجویی و زنان همواره در متن تحولات و رویدادهای سیاسی قرار داشته‏اند.در گفت‏وگوهایی با مهدی فتاپور و امیرحسین اعتمادی، به جنبش دانشجویی ایران و بررسی موقعیت گذشته و فعلی آن پرداخته‏ام.</summary>
<author>
<name>مریم محمدی</name>


</author>
<category term="تحولات مربوط به انتخابات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/analysis/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>در بیش‌تر کشورهای در حال توسعه، مسئله‏ی آزادی هم‏پای مسئله‏ی رشد و توسعه مطرح می‏شود و جنبش‏های مختلف اجتماعی، سیاسی و مدنی در همه‏ی تحولات تاریخی و اجتماعی این کشورها، روی چنین موقعیتی تاکید کرده‌اند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100831_rouyeh_khat_etemadi_fatapour.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>در ایران، جنبش‏های کارگری، دانشجویی و زنان همواره در متن تحولات و رویدادهای سیاسی قرار داشته‏اند.<br />
در آستانه‏ی فرارسیدن فصل دانشگاهی ایران، در گفت‏وگوهایی با مهدی فتاپور و امیرحسین اعتمادی، به جنبش دانشجویی ایران و بررسی موقعیت گذشته و فعلی آن پرداخته‏ام.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/daneshjooe.jpg' /><br/>
<small><small> جنبش دانشجویی ایران</small></small>


</p>

<p>امیرحسین اعتمادی از مسئولین سازمان ادوار تحکیم وحدت در گیلان است. او درباره‏ی این انتقاد که جنبش دانشجویی را درگیر مسائل سیاسی و برکنار از فعالیت‏های حرفه‏ای و صنفی خود می‏داند، می‏گوید: اگر نگاهی به تاریخچه‏ی جنبش دانشجویی در پنجاه و اندی سال گذشته بیاندازیم؛ یعنی از زمان دولت دکتر مصدق که شروع این جنبش است، می‌بینیم که همیشه با حکومت‏ها و دولت‏های توتالیتر و دیکتاتوری سروکار داشته‏ایم.</p>

<p>در حالی که دانشجویان باید دنبال مسائل صنفی و تحصیلی‏شان باشند. این انتقاد در جوامعی می‏تواند درست باشد که ثبات سیاسی وجود داشته باشد و آزادی‏های سیاسی تا حد زیادی در آن برقرار باشد.دانشجویان  اما معمولاً در سنی هستند که زیر بار حرف زور و دیکتاتوری نمی‏روند و هوای تغییر در سر دارند. این‏ است که به‏درستی، به جای این‏که به‏دنبال مسائل صنفی‏شان باشند و یا به‏دنبال علم بروند که در آینده بتوانند نیازهای کشورشان را برآورده کنند، خواه‏ناخواه به سمت مسائل سیاسی کشیده می‏شوند.</p>

<p><strong>مهدی فتاپور از مسئولان «سازمان چریک‏های فدایی خلق ایران» در سال‏های پیش از انقلاب و از مسئولین فعلی «سازمان فداییان خلق ایران» (اکثریت) و «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» است. وی هم‏چنین از مسئولین جنبش دانشجویی در دهه‏‏های ۴۰ و ۵۰ و هم‏چنین از مسئولین سازمان دانشجویی «پیشگام» بوده است. </strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Bild 045.jpg' /><br/>
<small><small>مهدی فتاپور</small></small>


</p>

<p><strong>مهدی فتاپور درباره‌ی فعالیت سیاسی جنبش دانشجویی و انتقادی که در این زمینه مطرح است، می‏گوید:</strong></p>

<p>حرکات دانشجویی به دو دلیل عمده، نسبت به سایر اقشار بیش‌تر با سیاست درگیر شده‌اند:</p>

<p>دلیل اول آن است که خواست‏های عمومی دانشجویان در مقایسه با سایر اقشار و اصناف، بیش‌تر با مسئله‏ی آزادی گره می‏خورد. دانشجویان به دلیل این‏که خواهان گسترش علم و یادگیری مسائل جدید هستند، آزادی کسب اطلاعات جزیی از خواسته‏های صنفی‏شان قرار می‌گیرد. هم‏چنین به دلیل سن‏شان، خواهان آزادی در حرکت‌های‌شان هستند و این هم جزیی از خواسته‏های صنفی آنها است.</p>

<p>متأسفانه این خواست‏ها در کشور ما خیلی مستقیم با مخالفت قدرت سیاسی مواجه می‏شود و به همین دلیل، خواست دانشجویان برای آزدی اطلاعات، به طور مستقیم با مسئله‏ی آزادی در جامعه گره می‏خورد. این امر، به حرکت دانشجویان در تمام دوره‏ها جنبه‌ی سیاسی داده است.</p>

<p>دومین موضوع این است که دانشجویان به‏ دلیل سن‏شان و این‏که در جامعه‏ی ایران، به درستی به آنها این اعتماد به‏نفس داده شده که سازندگان جامعه‏ی فردا هستند، خواهان آن هستند که جامعه‏ی فردا را به شکلی بهتر از امروز بسازند.این جزو خصوصیات و روحیه‏ی جوانانی است که درس می‏خوانند و به خودشان اعتماد دارند. به همین دلیل برای تغییرات مثبت در جامعه، بیش از سایر اقشار، با مسئله‏ی سیاست درگیر می‏شوند.</p>

<p><strong>حال که به‏نظر می‏رسد حیات جنبش دانشجویی، به شکلی ناگزیر با سیاست عجین شده است، نقش این جنبش در تحولات معین تاریخی- سیاسی اخیر، به‏ویژه پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، چه بوده است؟</strong></p>

<p>امیرحسین اعتمادی می‏گوید: در نگاهی اجمالی، در این سال‏ها ما دو یا سه حرکت خیلی مهم داشته‏ایم. یک‌سری حرکت‏ها بعد از سال‏های اصلاحات، از سال ۷۶ تا ۸۰ شکل گرفت. با باز شدن فضای سیاسی، حرکت‏های دانشجویی تحت تاثیر نیروهای سیاسی بیرون از دانشگاه قرار گرفت و من آن را یکی از نقطه‏‏ضعف‏های جنبش دانشجویی در این دوران می‏دانم.</p>

<p>یعنی گروه‏هایی در دانشگاه‏ها، به خصوص انجمن‏های اسلامی، علی‌رغم پیوند قبلی‏ای که با بدنه‏ی حکومت داشتند و بعد از انقلاب فرهنگی، به‌عنوان بازوی حکومت در دانشگاه‏ها حرکت می‏کردند، به‏ناگاه به نیروهای منتقد تبدیل می‏شوند. تا این‏جا مشکلی نداریم؛ ولی این انتقال به گروه‏ها و احزاب سیاسی بیرون از دانشگاه گره خورد که متأسفانه دانشجویان و به‏ویژه انجمن‏های اسلامی را از کارکرد انتقادی‏شان دور می‏کند.</p>

<p>یعنی انجمن‏های اسلامی در انتخابات مجلس و در انتخابات ریاست جمهوری، می‏خواهند ضعف تشکیلاتی احزاب تازه تأسیسی مانند مشارکت را در جامعه پوشش بدهند و در عمل به عنوان یک حزب سیاسی عمل می‏کنند. <br />
این جزو قسمت‏هایی است که از نظر من، نقطه‏ضعف جنبش دانشجویی تا سال ۸۰ بوده است.</p>

<p><strong>آیا سال 1380به بعد را نقطه‏ی قوت جنبش دانشجویی می‏دانید؟</strong></p>

<p>از سال ۸۰ به بعد، تحولاتی در انجمن‏های اسلامی صورت گرفت و این انجمن‏ها تقریباً نماینده‏ی اکثریت دانشجویان منتقد شند. یعنی به‏جای این‏که نماینده‏ی احزاب بیرون باشند، دانشجویان منتقد را نمایندگی کردند. <br />
در این دوران، درهای انجمن‏های اسلامی باز شد و از طریق رأی‏گیری‏های باز، همه‏ی دانشجویان طیف‏های مختلف، طیف‏هایی که چپ یا لیبرال بودند و حتی خیلی به اسلام سیاسی اعتقادی نداشتند، وارد انجمن‏های اسلامی شدند. جنبش دانشجویی از این سال‏ها به بعد، به بدنه‏ی جامعه و به خواست عمومی نزدیک شد.</p>

<p><strong>تفسیر مهدی فتاپور از این دوران، دست‏کم در نتیجه‏گیری‏ها، با دیدگاه امیرحسین اعتمادی، بسیار تفاوت دارد.</strong></p>

<p>او می‌گوید: جنبش دانشجویی ایران حالت ثابتی نداشته است. نوع برخورد آن با مسائل دانشجویی و جامعه در دوره‏‏های مختلف متفاوت بوده و روحیات گوناگونی داشته است.اگر بخواهم صحبتم را روی دوره‏ی اخیر، یعنی از دوم خرداد به این سو متمرکز کنم، در این سال‏ها اتفاقی افتاد که از یک نقطه‏نظر مشابه دوران ما بود.</p>

<p>دانشجویانی که در این دوران به میدان آمدند، یک حالت بی‏اعتمادی و منفی نسبت به فعالین سیاسی و کسانی پیدا کردند که در عرصه‏های دیگر فعالیت می‏کردند.آنها به این نتیجه رسیدند که باید خودشان عنوان یک تشکل دانشجویی، نسبت به مسائل جامعه اظهار نظر کنند. بنابراین تشکل‏های دانشجویی تبدیل به یک حزب شدند.</p>

<p><strong>یعنی شما دوران گسستگی از احزاب سیاسی و تلاش برای فعالیت مستقل را مثبت ارزیابی نمی‏کنید؟</strong></p>

<p>در چنین رویکردی، جنبش دانشجویی با دو خطر مواجه می‏شود: یک خطر این است که احزاب سیاسی یا گرایش‏های سیاسی دانشجویی که به این یا آن سمت تمایل دارند، تلاش کنند مجموعه‏ی جنبش را با خودشان معرفی کنند؛ که بارها نیز اتفاق افتاده است. به عنوان نمونه، در ابتدای شکل‏گیری این جنبش در حوالی دوم خرداد، احزاب سیاسی‏ای مانند حزب مشارکت و دیگران، چنین اشتباهی کردند.</p>

<p>اتفاقی که بعد از آن افتاد و مشابه وضعیت دوران ما در دهه‏های ۴۰ و ۵۰ بود، این بود که دانشجویان در واکنش به این شرایط و این‏که باید مستقل حرکت کنند، به این نتیجه رسیدند که باید خودشان نسبت به مسائل خط ‏مشی، سیاست و آینده‏ی جامعه اظهار نظر و تصمیم‏گیری کنند. مثلاً یک تشکل دانشجویی تصمیم بگیرد که آیا راه تحول در ایران رفراندوم است، یا انتخابات و یا اصلاحات؟</p>

<p>یعنی تشکل دانشجویی دیگر روی خواست‏های عمومی دانشجویان، چه خواست‏های سیاسی و چه خواست‏های عمومی‏ای مانند آزادی‏های سیاسی و باز شدن فضا حرکت نمی‏کرد، بلکه حرکت‏شان به این سمت رفت که نسبت به مسائل معین خط‏ مشی سیاسی و این که چگونه تحول پیدا می‏شود نیز موضع‏گیری داشته باشند. چنین حرکتی منجر به آن شد که ما به‏‏شدت دچار انشقاق شدیم.</p>

<p><strong>امیرحسین اعتمادی، این انشقاق‏ را نشانه‏ی آغاز یک دوران مثبت می‏داند.</strong></p>

<p>او می‌گوید: از سال ۸۰ به بعد را که آن انشقاق‏ها در دفتر تحکیم وحدت ایجاد شد، نقطه‏ی قوت جنبش دانشجویی می‏دانم. البته جنبش دانشجویی هزینه‏ی آن را هم پرداخت کرد. یعنی این سال‏ها، سال‏های سرکوب دانشجویان و کمیته‏های انضباطی بود.</p>

<p>در دوران آقای خاتمی، به طیف علامه‏ی تحکیم که این جریان را نمایندگی می‏کرد، اجازه‏ی برگزاری حتی یک جلسه‏ی سالیانه هم داده نشد. این ممانعت هم‏چنان ادامه پیدا کرد و در دولت محمود احمدی‏نژاد کار به جایی رسید که دانشجویان ستاره‏دار شدند و از ادامه‏ی تحصیل‏شان جلوگیری شد.</p>

<p><strong>مهدی فتاپور در توضیح خسارت‌هایی که حرکت جدید جنبش دانشجویی ایجاد کرد، می‏گوید:</strong></p>

<p>جنبش دانشجویی ایران چندپارچه شد، نیروها در مقابل هم موضع گرفتند و متأسفانه احزاب سیاسی در خارج از دانشگاه‏ها، چه در خارج از کشور و چه در داخل کشور، واکنش درستی نسبت به این مسئله نشان ندادند و یا در اساس این موضوع را ندیدند و با تاکید نادرست بر استقلال جنبش دانشجویی، چنین روندی را تقویت کردند. <br />
 این رویکرد منجر به آن شد که طی ده، دوازده سال اخیر، جنبش دانشجویی مرتب دچار انشقاق بشود. در حالی که اگر جنبش دانشجویی، به عنوان یک کلیت، روی خواست‏ باز شدن فضای سیاسی حرکت می‏کرد، می‏توانست از چنین امری احتراز کند.</p>

<p>به این معنا که هر دانشجو و یا گروه دانشجویی می‏توانست جدا از مجموعه‏ی جنبش دانشجویی، در چهارچوب حزب، سیاست و یا خط مشی‏ای که به آن گرایش دارد، فعالیت کند، ولی نه این‏که این گرایش را به کل جنبش دانشجویی تعمیم بدهد.</p>

<p><strong>از امیرحسین اعتمادی می‏پرسم: با توجه به رویدادهایی که به آن اشاره می‏کنید و به‏ویژه سرکوب گسترده‏ی جنبش دانشجویی، موفقیت حرکت مستقل دانشجویان را در چه می‏بینید؟</strong></p>

<p>در این‏جا مسئله‏ی سرکوب، مسئله‏ی اصلی ما نیست. یعنی نتیجه‏گیری‏ ما از سرکوب نیست. جنبش دانشجویی، به‏خصوص در دولت دوم آقای خاتمی که آن انشقاق‏ها در دفتر تحکیم ایجاد شد و طیف علامه‏ی تحکیم به‏وجود آمد، به منتقد کل حکومت و از جمله دولت اصلاحات تبدیل شد و فارغ از این‏که سرکوب شد یا نشد، به خواست بدنه‏ی دانشجویی نزدیک‏تر بود.</p>

<p><strong>حاصل آن در عمل چه بود؟</strong></p>

<p>حاصل آن را در همان سال‏ها نمی‏بینیم. ولی در همین یک‏سال اخیر دیدیم که رهبران جنبش سبز چقدر به جنبش دانشجویی و خواسته‏های آنها نزدیک شدند و در عمل جنبش دانشجویی به عنوان موتور محرک جنبش سبز شناخته می‏شود.</p>

<p>یعنی اگر روزهای پیش از انتخابات را با روزهای پس از آن مقایسه کنید، می‏بینید که در روزهای پیش از انتخابات، شخص مهندس موسوی حتی حاضر نبود با طیف علامه‏ی تحکیم دیدار داشته باشد، اما خواسته‏هایی که امروز طرح می‏کند، کاملاً خواسته‏های جنبش دانشجویی در پیش از انتخابات است. این‏که صدای دانشجو امروز به صدای اپوزیسیون حکومت تبدیل شده است را من بزرگ‏ترین دستاورد جنبش دانشجویی در این سال‏ها می‏دانم.</p>

<p><strong>از  مهدی فتاپور می‏خواهم که از منظر کلی، به مقایسه‏ی فضای عمومی جنبش دانشجویی، در سال‏های پیش از انقلاب و امروز بپردازد.</strong></p>

<p>او می‌گوید: هم در دروه‏های گذشته و هم امروز، نمی‏توانیم فقط به یک دوره اشاره کنیم. مثلاً در رژیم پیشین، طی سال‏های سی، جنبش دانشجویی کاملاً تحت رهبری حزب توده‏ و جبهه‏ی ملی است و ما یک جنبش دانشجویی داریم که کاملاً هدایت شده است، اقدامات آن آگاهانه است و احزاب سیاسی در آن کاملاً نفوذ دارند.<br />
در سال‏های دهه‏ی چهل و تا اواخر دهه‏ی پنجاه اما روند کاملاً برعکس می‌شود. در این دوران، جنبش دانشجویی در اساس احزاب سیاسی را قبول ندارد و می‏خواهد در ارتباط با همه‏ی مسائل خودش تصمیم بگیرد و نسبت به فعالین گذشته‏، نظر منفی دارد.</p>

<p><strong>حتی نسبت به سازمان‏های چریکی؟</strong></p>

<p>منظورم سال‏های دهه‏ی چهل تا اوایل دهه‏ی پنجاه بود. در این سال‏ها هنوز سازمان‏های چریکی شکل نگرفته بودند. در واقع، سازمان‏های چریکی از دل جنبش دانشجویی بیرون آمدند.خصوصیت مهمی که جنبش دانشجویی تمام سال‏های دهه‏ی چهل و پنجاه را با امروز متفاوت می‏کند، رادیکالیسم بسیار نیرومندی است که در آن جنبش وجود داشت. در آن سال‏ها، ما بسیار رادیکال بودیم و این در تمام حرکات و اقدامات ما منعکس بود.</p>

<p>این رادیکالیسم البته به این معنا نبود که ما را به گروه‏های دانشجویی‏ای مبدل کند که خارج از ارتباط با دانشجویان اقدام کنیم. یعنی ما در سال‏های اواخر دهه‏ی چهل به‏شدت رادیکال و تند بودیم، ولی دانشجویان ما را تأیید می‏کردند و ما را به عنوان نمایندگان خودشان انتخاب می‏کردند. چون کل فضای دانشجویی رادیکال بود. <br />
امروز اما این خصوصیت تغییر کرده است. مثلاً در دوره‏ی اخیر می‏بینیم که دانشجویان در مقابل اقدامات تندی که صورت گرفت، از اقدامات واکنشی احتراز کردند و در کل روحیه‏ و فضای دیگری در جنبش دانشجویی، جوانان و کل جنبش روشنفکری ایران وجود دارد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>صمیمیت مجازی در وبلاگ‌ها - ۴</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/literature/2010/09/post_643.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/literature//25.44553</id>
 
<published>2010-09-01T11:58:03Z</published>
<updated>2010-09-01T11:59:41Z</updated>
 
<summary>ونداد زمانی: صنم دولتشاهی، نویسنده‌ی وبلاگ «خورشید خانم»، تقریباً ۱۰سالی است که در فضای مجازی قلم می‌زند. ویژگی بارز نوشته‌های این وبلاگ‌نویس قدیمی، «‌زاویه‌ی دید اسکیزوفرنی»‌ است که در تمام سال‌های حضور در دنیای مجازی، از طریق معرفی شخصیت گستاخ ولی پر از عذاب وجدانی است که در نوشته‌هایش به معرض تماشا گذاشته است. تنش اسکیزوفرنی موجود در وبلاگ «خورشید خانم» رمز صمیمیت مجازی این نویسنده‌ است .</summary>
<author>
<name>ونداد زمانی</name>


</author>
<category term="نويسندگان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/literature/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>صنم دولتشاهی، نویسنده‌ی وبلاگ «خورشید خانم»، تقریباً ۱۰سالی است که در فضای مجازی قلم می‌زند. ویژگی بارز نوشته‌های این وبلاگ‌نویس قدیمی، «‌زاویه‌ی دید اسکیزوفرنی»‌ است که در تمام سال‌های حضور در دنیای مجازی، از طریق معرفی شخصیت گستاخ ولی  پر از عذاب وجدانی است که در نوشته‌هایش به معرض تماشا گذاشته است.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sanam dolatshahi.jpg' /><br/>
<small><small>صنم دولتشاهی</small></small>


</p>

<p>شخصیت زنانه‌ای که این وبلاگ نویس ارائه می‌دهد، گاهی از حد و مرز‌های رایج زن ایرانی گذر می‌کند، شخصیتی که از امکانات آزادتر، امن‌تر و حتی تجربیات سکسی وسیع‌تر برخوردار است و به خود فرصت می‌دهد تا بعضی از حریم‌ها را بشکند.به همین خاطر، هر از چندگاه، شرم شرقیِ کمابیش کلافه‌کننده به گونه‌ای مشکل‌آفرین، به سراغ وجدانِ شخصیت‌ ارائه‌شده در نوشته‌های خورشید خانم می‌رود. تنش اسکیزوفرنی موجود در وبلاگ «خورشید خانم» رمز صمیمیت مجازی نویسنده‌ای است که ناخودآگاه منعکس‌کننده‌ی تناقض فراگیر در جامعه‌ی بزرگ ایرانی است. </p>

<p>«اینجا احساس امنیت می‌کنم. آنجا می‌ترسم و فکر می‌کنم که در معرض نگاه‌ها هستم. نگاه‌ها، نگاه‌ها. پشت سر همه نگاه است. مدت‌هاست که برهنه جلو می‌روم و به پشت سر نگاه نمی‌کنم اما سنگینی نگاه‌ها را بر برهنگی‌ام حس می‌کنم. انگاری دوباره«بیمار» شده بودم. شیفتگی سراغم آمده بود. می‌پرسد تو دیگر چرا؟ تو با این همه تجربه؟ می‌خندم. درد دارد. خیلی درد دارد. اما می‌خندم. خواسته بودم باور کنم که می‌شود. کلمات را باور کرده بودم، «کلمات»پاشنه‌ی آشیل همان باور کردن بود.</p>

<p>ناباوری این سال‌ها خانه امن بود. باور کردن، خطر. آوار که بر سرم خراب شد دیگر دیر شده بود. زن شیفته‌ی آشفته چهارده سالگی و شانزده سالگی و بیست سالگی‌اش را روبروی چشمانش می‌دید. اما دیگر چهارده ساله و شانزده ساله و بیست ساله نبود تا با سبکی روحش تحمل کند و بگذراند. رد سال‌ها نقش خود را گذاشته بود. آوار که خراب شد شیفتگی به مرز جنون رسید. دلداری‌ام می‌دهد اگر آن دنیای خیالی زیبا بوده، فکر نکن چقدر واقعی بوده، فکر کن آن دنیای زیبا را برای تو ساخته.«گوش» می‌کنم به حرف‌هایش وقتی که دیگر خیلی دیر است. زن شیفته را خاک کرده‌ام.»</p>

<p>با وجود عطشِ مساوات‌طلبی و سنت‌شکنی، شخصیتِ ارائه‌شده در نوشته‌های بی‌شمار «خورشید خانم» که از لذت و تمنای تجربه‌های ممنوع خود سخن می‌گوید و نیت اولیه‌اش را جنگ با پرواهای اخلاقی موجود در جامعه‌ی مردانه‌ی ایرانی می‌داند، می‌شود در لابلای جمله‌ها لحظات اعتراف‌گونه‌ایی را یافت که مشغول تنیدن رگه‌‌ایی قوی از فضایی سرشار از گناه و شرم به دور خود است.</p>

<p><strong>کدام قله، کدام اوج؟</strong></p>

<p>«بستگی به مود خودم شعرهای فروغ رو یه طوری می‌فهمم و تعبیر می‌کنم. وقتی که سر خونه زندگی متاهلی بودم، «تاج کاغذی» رو تعبیر به مقام شامخ همسری می‌کردم، وقتی زن رابطه‌های موقتی و پنهانی بودم، تاج کاغذی رو به حس خود گول‌زننده‌ای که داشتم تعبیر می‌کردم. هر بار هم باز باید پناه می‌بردم به «زنان ساده‌ی کامل». سادگی بزرگ‌ترین نعمتیه که کسی می‌تونه داشته باشه.</p>

<p>لحظه‌ی از دست رفتن معصومیت لحظه‌ی شروع رنج کشیدنه. فضیلتی تو خوردن سیب و آگاهی از لذت‌ها و دنیاهای دیگه نیست.فضیلتی تو پاره کردن پیله‌ی دورت و سرک کشیدن به دنیاهای ممنوعه نیست. گول‌مون زدن که گفتن این سرکشی‌ها فضیلته و جذابه و شجاعته و و و و... لذتی که از این افسار پاره کردن به دست میاری به رنجش نمی‌ارزه، چون که لذت موقتی و لحظه‌ایه، و رنج اون ابدیه، رنجی که تو تنهایی باید تجربه‌اش کنی.</p>

<p>انگار عوض شدم، ترس‌ها و تردیدهام نشون می‌ده که تغییر کردم. یه بخشی از وجودم آرامش و سکون و امنیت و اطمینان از دوست داشته شدن می خواد. یه بخشی از وجودم هر روز منو داره سرزنش می‌کنه به خاطر پشت پا زدن به تعهدی که برام آرامش می‌آورد. اون پرده‌ی غمی که درست بعد از داغ‌ترین و وحشی‌ترین لحظه ها روی دلم کشیده می‌شه، انگار بهم تلنگر می‌زنه که اشتباه کردم.</p>

<p>گاهی وحشت می‌کنم از اینکه تو مردهای دیگه دنبالت می‌گردم. گاهی وحشت می‌کنم از انتظارات عجیب و غریبی که از بقیه دارم. گاهی وحشت می‌کنم از اینکه نمی‌تونم فراموشت کنم و اینقدر زیر پوستم موندی. یادته چه آرزویی کردی؟ آرزوت برآورده شده انگار...»</p>

<p>خورشید خانم با به زیر ذره‌بین بردن وسوسه‌های احساسی و رفتاری یک زن تنهای گستاخ و کمابیش عاشق پیشه،  تلاش پیگیری داشته است تا به خلق یک «مایکروکوزم» خصوصی از زن ایرانی دست یابد. نویسنده می‌خواهد با درگیر کردن وجدان یک شخص و معرفی افت و خیزهای روحی او به شکلی غیر مستقیم با بعضی از سئوال‌های بزرگ‌تر در اجتماع دست و پنجه نرم کند.</p>

<p>برای آشنای بیشتر با این نویسنده و خواندن مطالبش می‌توانید به <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/">وبلاگ او </a>رجوع کنید:</p>

<p><strong>یادداشت:</strong></p>

<p><small>تیتر مقاله برگرفته از مطلبی است که صنم دولتشاهی در سال ۲۰۰۱در وبلاگش نوشته بود.</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>مدیران بی‌سوادی که محاکمه نمی‌شوند</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_576.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/radiocity//7.44543</id>
 
<published>2010-09-01T10:50:37Z</published>
<updated>2010-09-01T10:54:45Z</updated>
 
<summary>امیر محمد بهرامی نوا: در حالی که مدیریت قبلی بنیاد سینمایی فارابی همه‌ی هم و غمش را گذاشت تا «ملک سلیمان» را به عنوان یک اثر فاخر در سینمای ایران معرفی کند، رییس جدید این بنیاد این حرف را از اساس قبول ندارد. گزارشی درباره‌ی این موضوع و همچنین خبرهایی از مخالفت با گلشیفته فراهانی، طرح اذان تا اذان در ماه رمضان، فروش خوب یک فیلم خارجی و قاچاق دی وی دی‌ فیلم‌های ایرانی را می‌خوانیم.</summary>
<author>
<name>امیر محمد بهرامی نوا</name>


</author>
<category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/radiocity/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>آیا واقعاً در کل این کره خاکی سراغ دارید مملکتی را که جلوی پای هر کس که بخواهد کار کند و مؤثر واقع شود، سنگ بیندازند تا از خیر همان اندک تأثیری هم که می‌خواهد بگذارد، بگذرد؛ سر در گریبان خویش برد و یا ترک دیار کند تا در جای دیگری – گیرم نه به دلخواه خودش – در جستجوی آرامش باشد؟ </p>

<p>دست‌کم در این هفته‌ی اخیر در سینمای ایران دیدیم که وانفسای بی سر و سامانی حاکم است و هر کس از راه می‌رسد به این جسم نیمه جان که هنوز سرپا مانده است  تنه‌ای می‌زند و امید هم دارد که این موجود بتواند از خودش مراقبت کند. سیاست‌گذاران سینمایی هم در این میان با سینمای ایران مثل یک بچه‌ی سرراهی رفتار می‌کنند. یکی که قبلاً مدیر بوده، هر چه پول در دستش بوده، یعنی بودجه را ریخته در حلقوم اثری فاخر که دو زار هم نمی‌فروشد، آن دیگری که به جایش آمده کلاً نظرات او را قبول ندارد و اصلاً زده زیر کاسه کوزه‌ی مدیر قبلی! </p>

<p>در چه کشوری  زندگی می‌کنیم؟! این مدیران بی‌سواد تا به حال در چه کشوری زندگی کرده‌اند؟! مگر اولی از مریخ آمده بود و دومی از زحل که این قدر با هم متفاوت‌اند؟ وااسفا بر این سینما که این اشخاص راهبرانش هستند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/golfar.jpg' /><br/>
<small><small> گلشیفته فراهانی در صحنه‌ای از فیلم «درباره الی»</small></small>


</p>

<p><strong>یک: بازیگر پروژه‌ی ضدفرهنگی دستگاه جاسوسی غرب، بازیگر افیونی و بازیگر مخالف حجاب اسلامی در جمع کاندیداها هستند!</strong></p>

<p>بیماری ذهنی این دیار به نویسندگان نان به نرخ روز خورش هم سرایت کرده است. البته این خیلی مهم نیست که نویسنده‌ای که حرف‌هایش را در ادامه‌ی این گزارش خواهید خواند این مطالب را از کجا آورده است، مهم این است که همین اندک روی اشخاصی اثر می گذارد و بعداً برای هنرمند این مملکت دردسر درست می کنند. یك نویسنده سینمایی خبرگزاری فارس در واكنش به انتخاب یك بازیگر زن و فیلمی كاملاً سیاه در بین نامزدهای جشن چهاردهم خانه سینما تأسف خورد و گفت: </p>

<p>«به باور من داوران چهاردهمین جشن خانه سینما از كج‌‌سلیقگی خاصی برخوردار بوده‌اند. آنچه كه به عنوان نتایج ارزیابی چهاردهمین جشن خانه سینما ارائه شد باعث تأسف است. در این فهرست معرفی یك بازیگر زن كه هم‌اینك انتظار خودنمایی بیشتر در صحنه هالیوود است، كاری زشت و غیرحرفه‌ای بود.»</p>

<p>احتمالاً منظور این آقا گلشیفته فراهانی است که برای بازی در فیلم «درباره‌ الی» نامزد دریافت جایزه شده است. ایشان همچنین ادامه داده است:</p>

<p>«داوران جشن خانه سینما این زن را به عنوان نامزد بازیگری نقش اول زن معرفی كرده‌اند و سؤال اینجاست كه این انتخاب براساس كدام معیار عقلانی شكل گرفته كه فردی كه به میهن و هموطن خود پشت و اهانت می‌كند، در این جشن در همین حد، مورد تكریم قرار ‌گیرد! رعایت معیارهای هنری ارجح است یا رعایت شأن یك ملت؟»</p>

<p>وی با اشاره به بازیگرانی كه در قالب یكی از پروژه‌های‌ ضدفرهنگی دستگاه جاسوسی غرب، شناسایی و به آمریكا عزیمت كرده‌اند گفت:</p>

<p>«این بازیگران با حضور در محافل و مجالس گوناگون به صورتی كاملاً صریح هویت و فرهنگ ایرانی را به سخره گرفته‌اند و جسارت را تا آنجا رسانده‌اند كه اقدام به اجرای برنامه‌ای مشترك با آوازه‌خوانی نموده‌اند كه در ایران به جرم اهانت به قرآن كریم جهت پیگیری قضایی قرار دارد، بازیگرانی كه به شدت معتاد به مواد افیونی بوده و امروزه در كمتر ساعاتی از شبانه روز در حالت عادی به سر می‌برند، بازیگرانی كه اخیراً در یك جشن، حجاب را كه یك ضرورت برای دین اسلام است، منكر شده‌اند و زن ایرانی را به‌ خاطر رعایت كردن حجاب، هدف ستم و توهین قرار داده‌اند.رعایت منافع ملی و بازی نخوردن در صحنه‌ای كه دشمن آن را مهیا ساخته، برای همه‌ی ما باید مهم تلقی شود و باید همه در این راه كوشش و اهتمام كنیم.» </p>

<p>خودتان قضاوت کنید در چه مملکتی زندگی می‌کنیم. این را هم داشته باشید که در هفته‌ی قبل سه فیلم «درباره الی» به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی، «طلا و مس» و «عصر روز دهم» به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، دارای شرایط احراز دریافت تندیس شایستگی جشن سینمای ایران شده‌اند.</p>

<p>حالا خوب است که نویسنده‌های اینچنینی فرهادی و محمدی را محکوم به حمایت از میر حسین موسوی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نمی‌کنند و تا به حال نگفته‌اند خانه سینما عناصر معاند و اغتشاشگران را نامزد دریافت جایزه کرده است.البته تا حالا نگفته‌اند. امیدوار نباشید که در آینده‌ی نزدیک هم نگویند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/tanghas.jpg' /><br/>
<small><small>محسن تنابنده و پیمان قاسم‌خانی در صحنه‌ای از فیلم سن پترزبورگ</small></small>


</p>

<p><strong>دو: با افتخار اسمم را روی این فیلم زیر نام بهروز افخمی می‌گذارم</strong></p>

<p>در پی مناقشه‌ی بهروز افخمی و حمید اعتباریان بر سر فیلم «سن پترزبورگ»، پیمان قاسم‌خانی هم وارد گود شد و فیلمی را که اعتباریان تمام کرده بود و مستانه مهاجر تدوین آن را انجام داده بود، تأیید کرد.این در حالی است که این دعوا به تلویزیون هم کشیده شد و افخمی از کانادا روی خط تلفنی هر چه دلش خواست به اعتباریان و مهاجر گفت. اما قاسم‌خانی از در دیگری وارد این ماجرا شده است. قاسم خانی گفت:</p>

<p>« بعد از نامه‌ی آقای افخمی که در آن گفته بود نمی‌خواهم اسمم روی این فیلم باشد، با ایشان تماس گرفتم و درباره‌ی کیفیت خوب نسخه‌ی نهایی به او اطمینان دادم و گفتم سن‌پترزبورگ فیلمی شده که تمام آن‌هایی که دیده‌اند، از تماشایش حسابی کیف کرده‌اند؛ از تک تک عوامل پس از تولید و فنی و مسئولان ارشاد و فارابی تا بینندگان و مخاطبان عادی. همه این‌ها را تلفنی برای آقای افخمی توضیح دادم و ایشان به خاطر اعتمادی که به نظر من دارد، قبول کرد اسمش به عنوان کارگردان سن‌پترزبورگ باقی ‌بماند. انصافاً هم حیف بود که اسم بهروز افخمی در تیتراژ نباشد، چون کارگردانی خیلی خوب فیلم در خور نام افخمی‌ست.»</p>

<p>قاسم‌خانی همچنین در مورد نگرانی افخمی از ضعیف شدن فیلم گفت:</p>

<p>«این فقط نگرانی کارگردان نیست. کارنامه‌ی این سال‌های من نشان می‌دهد که به شدت روی اسم و اعتبار خودم حساس هستم. مطمئناً اگر احساس می‌کردم سن‌پترزبورگ فیلم خوبی نشده، اولین نفری بودم که اسمم را حذف می‌کردم. الان با افتخار اسمم را روی این فیلم زیر نام بهروز افخمی می‌گذارم و شک ندارم که آقای افخمی هم با تماشای فیلم همین نظر را خواهد داشت. » </p>

<p>با این تفاصیل ظاهراً ماجرای «سن پترزبورگ» ختم بخیر شده است و این فیلم از عید فطر روی پرده سینماهای تهران می‌آید.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/golm.jpg' /><br/>
<small><small>هوشنگ گلمکانی،سردبیر ماهنامه‌ی سینمایی فیلم</small></small>


</p>

<p><strong>سه:یک شوخی بی مزه</strong></p>

<p>هوشنگ گلمکانی را شاید اهالی جدی سینما بیشتر بشناسند: سردبیر ماهنامه‌ی سینمایی «فیلم» که ۲۹ سال است در این سمت قرار دارد.  حتی کسانی که مجله‌اش را دوست ندارند نمی‌توانند متانت و وقار او را کتمان کنند. به تازگی اما کسانی با این مرد شوخی کرده‌اند، چنان‌که مجبور شده در وبلاگش متنی را بنویسد:</p>

<p>« از مجله تازه‌تأسیس «رونا» تماس گرفتند كه برای ستونی كه منتقدان، تماشای فیلم‌هایی را به خوانندگان پیشنهاد می‌دهند، چند تا فیلم پیشنهاد بدهم. پس از دو تماس بعدی، سرانجام اسم سه فیلم را اس‌ام‌اس كردم. فقط اسم سه فیلم با اس‌ام‌اس. بدون متنی، بدون ایمیلی و بدون هیچ توضیح تلفنی بعدی. پس از حدود یک ماه، باخبر شدم دو اسم از آن سه اسم، تبدیل به یک ستون مطلب از آن مجله شده كه حتی یک جمله‌اش از من نیست. «نویسنده» با نثری معمولی چیزهایی از خودش بافته و اسم و عكس حقیر را گذاشته بالایش. شنیده بودم كه مصاحبه‌های جعلی و خبرهای جعلی در مطبوعات چاپ می‌شود، اما فكر نمی‌كردم یک مطلب جعلی هم نصیب خودم شود؛ كه شد. مزه‌اش را چشیدم. اگر تلخ نبود لااقل بی‌مزه بود. لوس بود. این كارها یعنی چه؟ مگر یک ستون مطلب ‌چقدر حق‌التحریر دارد؟ زیادی لفتش ندهم و خلاصه كنم: از این جور شوخی‌ها با ما نكنید.» </p>

<p>این هم از مطبوعاتی که به هر دری می زند تا بتواند مطلبی را به اسم یک نویسنده‌ی صاحب‌نام چاپ کند.همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/santoori.jpg' /><br/>
<small><small>قاچاق فیلم سنتوری باعث مرگ تهیه‌کننده‌اش شد</small></small>


</p>

<p><strong>چهار: فیلم ایرانی؛ کنار خیابان ۱۰۰۰ تومان</strong></p>

<p>در حالی که اقتصاد سینمای ایران دوران بیماری خود را طی می‌کند، سوداگران از این وضعیت سینما سوءاستفاده کرده و به شیوه‌ای جدید سعی دارند سینمای ایران را تاراج کنند. مدتی است این سوداگران تعداد زیادی از فیلم‌هایی را که به تازگی وارد شبکه‌ی ویدیویی می‌شوند، بدون توجه به حقوق مادی و معنوی آن، در قالب یک دی وی دی <span class="caps"><span class="caps">DVD </span></span>و به قیمت بسیار پایینی (۱۰۰۰تومان) و با تعداد انبوه تکثیر و روانه بازار کرده‌اند تا علاوه بر ضربه‌ی اقتصادی به شبکه‌ی ویدیویی کشور، ضربات جبران‌ناپذیری را به بدنه‌ی سینمای کشور وارد نمایند. در حالی‌که ستاد مبارزه با قاچاق فیلم تا پیش از این بسیار فعال بود و توانسته بود در مبارزه با قاچاق فیلم‌های به اصطلاح «کنار خیابانی»، بسیار موفق عمل نماید؛ اما به نظر می‌رسد انفعال این ستاد با توجه به وضعیت اقتصادی سینما که منجر به تولید آثار سخیف، رویگردانی مخاطب از سینما، ورشکستگی سینماگران فرهنگ دوست، جولان مبتذل‌سازان و آسیب به بخشی از فرهنگ جامعه شده است کمی قابل تأمل و دور از انتظار باشد. این در حالی است که «سنتوری» ساخته‌ی داریوش مهرجویی هفته‌ی قبل وارد شبکه‌ی ویدئویی رسمی کشور شد. «سنتوری» مشهورترین فیلمی است که از قاچاق ضربه خورد و حتی باعث شد تهیه کننده‌اش دق کند. فرامرز فراز مند را می‌گویم که هفته‌ی قبل در همین صفحه شرح درگذشت او را نوشته بودم.  </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/yatim.jpg' /><br/>
<small><small>یتیم‌خانه با فروش خوب در سینما فرهنگ</small></small>


</p>

<p><strong>پنج:اکران فیلم خارجی، نسخه بهبود اقتصاد سینمای ایران</strong></p>

<p>چند وقتی است که یک فیلم خارجی که فروش بسیار خوبی هم دارد، در سینما فرهنگ به شکل تک‌سانس روی پرده است. این فیلم «یتیم‌خانه» نام دارد. </p>

<p>علی هیربد مدیر سینما فرهنگ گفت:</p>

<p>«استقبال بسیار خوبی از فیلم خارجی « یتیم‌خانه» شده است. نمایش این فیلم در یك سانس ساعت ۱:۳۰ بامداد از ابتدای ماه رمضان آغاز شده و علی‌رغم اینكه فكر می‌كردیم حداقل دو ماه باید زمان صرف شود تا مردم از آن استقبال كنند اما از شب چهارم اكرانش تقریباً ظرفیت سالن كاملاً پر می‌شود و به یكی از فیلم‌های پرمخاطب ما تبدیل شده است.»</p>

<p>هیربد با اشاره به اجرای طرح « از اذان تا اذان» در سینما فرهنگ گفت: </p>

<p>«از روز اجرای این طرح بین سه تا چهارونیم میلیون در روز فروش داشته‌ایم و وضعیت در سینماهای ما از سال گذشته بهتر شده است و نمایش فیلم‌ها تا ساعت ۴ صبح ادامه دارد.»</p>


<p><strong>شش: آیا با طرح اذان تا اذان می خواهند که درسینماها مراسم احیا گرفته شود؟</strong></p>

<p>آقایی که نماینده‌ی مردم است مثلاً، از قضا یکی از همان سنگ‌اندازانی است که بدش نمی‌آید سنگش به سر آدم‌ها هم بخورد. او به تازگی درباره‌ی طرح «اذان تا اذان» اظهار نظر کرده و گفته است: «وزیر ارشاد باید در این زمینه توضیح دهد.» حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر، رییس مجمع نمایندگان روحانی مجلس نسبت به طرح «اذان تا اذان» سینماها انتقاد كرد و گفت:</p>

<p>«آیا طراحان قصد دارند كه در سینماها احیا گرفته شود كه به‌غیر از سانس‌های روز سینماها، شب را هم به آن اضافه كرده‌اند؟» وی طرح اذان تا اذان را مخل دعا و برنامه‌های رمضان خانواده‌ها و رفتن آنها به مساجد دانست و گفت:«البته كمیسیون فرهنگی نسبت به این قضیه به وزیر ارشاد اعتراض كرده است كه آقای وزیر هم باید پاسخگو باشند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/amiralaie.jpg' /><br/>
<small><small>احمد میرعلایی، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی</small></small>


</p>

<p><strong>هفت: هر پروژه میلیاردی فاخر نیست!</strong></p>

<p>در حالی که مدیریت قبلی بنیاد سینمایی فارابی همه‌ی هم و غمش را گذاشت تا «ملک سلیمان» را به عنوان یک اثر فاخر در سینمای ایران معرفی کند، رییس جدید این بنیاد این حرف را از اساس قبول ندارد. احمد میر اعلایی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی پروژه‌ای را مصداق سینمای فاخر ملی دانست که در تماشاگر احساس بالندگی و غرور درباره‌ی هویت ایرانی و اسلامی‌اش به وجود بیاورد. به بخش‌هایی از گفت و گوی میر اعلایی توجه کنید تا خودتان بیشتر به عمق فاجعه پی ببرید:</p>

<p>«<em>تعریف پروژه فاخر پرسش‌های بسیاری برای اهالی سینما به وجود آورده. در این فرصت درباره‌ی مصداق و معیار فیلم فاخر از نگاه بنیاد سینمایی فارابی صحبت کنید.</em><br />
میر اعلایی: فیلمی فاخر است که برای مردم ما فخرآفرین باشد.<br /><br />
<em>یعنی حتماً نباید با هزینه‌های میلیاردی ساخته شود؟</em><br /><br />
میر اعلایی: قرار نیست فیلم فاخر حتماً با هزینه‌های بالا تولید شود. فیلم‌های خوبی که در جشنواره بیست و هشتم فجر روی پرده رفتند و در تعریف پروژه فاخر جای می‌گرفتند با هزینه‌های مختلف ساخته شده بودند. لازم است یادآور شوم در مجلس و برخی از نهادهای دیگر اصطلاح فیلم فاخر به معنای فیلم میلیاردی و عظیم تعریف شده، که  این تعریف بخشی از آثار فاخر را در برمی‌گیرد. یکی از برنامه‌ها و اهداف بنیاد سینمایی فارابی تولید چنین پروژه‌هایی عظیم است اما معنای فیلم فاخر تنها در بودجه میلیاردی آن محدود نشده است.<br /><br />
<em>موضوع و داستان در تعریف پروژه فاخر چه جایگاهی دارد؟</em><br /><br />
میر اعلایی: همان طور که گفتم هر پروژه میلیاردی را نمی‌توان در رده آثار فاخر ثبت کرد. اما موضوع و داستان فیلم فاخر باید وزین باشد. مخاطب باید این احساس را داشته باشد که دیدن چنین فیلمی برای او احساس فخر آورده است. با چنین نگاهی، فیلمی با هزینه‌های محدود اما با موضوع قابل قبول که برای مردم احساس فخر و غرور به همراه دارد در دسته آثار فاخر سینمای ایران قرار می‌گیرد.»</p>

<p>حالا پس از همه این بحث‌هاخودتان قضاوت کنید که چه بلایی در چند سال گذشته سر سینمای ایران آمده است و مدیر قبلی هم راست راست دارد راه می رود و اصلاً به روی مبارک هم نمی آورد که از پول این مردم هزینه کرده است و لاطائلات تحویل‌شان داده است. کسی هم نیست این آقایان را محاکمه کند؟!</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>اعتراض همسر کروبی به آيت‌الله خامنه‌ای</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14213.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44549</id>
 
<published>2010-09-01T09:49:01Z</published>
<updated>2010-09-01T09:41:24Z</updated>
 
<summary>فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت ايران، در نامه‌ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ايران نسبت به اقدامات اخير طرفداران دولت در برابر منزل خانوادگی خود اعتراض کرد.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت ايران، در نامه‌ای خطاب به آيت‌الله خامنه‌ای نسبت به اقدامات اخير طرفداران دولت در برابر منزل خانوادگی خود اعتراض کرد.</p>

<p>به گزارش سحام‌نيوز، تارنمای نزديک به مهدی کروبی؛ فاطمه کروبی در نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی ايران پرسيده است که «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقف‌اند چه ارتباطی با حق زيستن ما دارد؟»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/karubi0109-1.jpg' /><br/>
<small><small>خانه مهدی کروبی پس از حمله اسفندماه سال گذشته</small></small>


</p>

<p>اين نامه در پی سه شب تجمع اعضای بسيج، سپاه پاسداران و نيروهای موسوم به لباس‌شخصی در مقابل منزل خانوادگی مهدی کروبی نوشته شده است که در طول يک هفته صورت گرفت.</p>

<p>فاطمه کروبی در نامه خود نوشته است اين گروه که خود را «سرباز ولايت» ناميدند با تجمع‌های خود اقدام به «اهانت، آزار و رنجش همسايگان و تخريب اموال کردند.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">فاطمه کروبی: اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقف‌اند چه ارتباطی با حق زيستن ما دارد؟</span></div></p>

<p>وی افزوده است که افراد مورد نظر همچنين «الفاظ سخيف» عليه مهدی کروبی و خانواده به‌کار برده‌اند و اقدام به «شعارنويسی بر ديوار مجتمع و همسايگان» کرده‌اند.</p>

<p>فاطمه کروبی در نامه خود آورده است: «اين جرايم مشهود به‌نام حمايت از حضرتعالی و در مقابل نيروی انتظامی صورت گرفت و جالب آن‌که اين نيرو حتی جرات نزديک شدن به اين جماعت تحت الحمايه را نداشت.»</p>

<p>همسر مهدی کروبی با اشاره به دوران پيش از انقلاب ايران و دستگير شدن همسرش در آن زمان می‌گويد با اين‌حال «هيچگاه آرامش و آسايش خانواده نه از سوی ساواک و نه از سوی مزدوران متعلق به رژيم مورد تعرض واقع نشد.»</p>

<p>وی می‌افزايد: «آيا جنابعالی حکومتی را در ميان ملل عقب‌افتاده که حقوق اوليه افراد در آن لحاظ نمی‌گردد سراغ داريد که با خانواده و همسايگان مخالفان سياسی چنين کنند؟ و آيا جنابعالی به‌نام حفظ نظام، تخريب و اين‌گونه رفتارهای غير اخلاقی را مجاز و مشروع می‌دانيد؟»</p>

<p>فاطمه کروبی تاکيد کرده است که وی و فرزندان‌اش «ظلم‌های فراوانی را تحمل کرده‌اند» اما «محروم کردن ايشان از دعا و نيايش و تحميل اضطراب به همسايگان» در ماه رمضان «غير قابل قبول و تحمل» است.</p>


<p>فاطمه کروبی در انتهای نامه خود متذکر می‌شود که حمله اين نيروها فيلم‌برداری شده و «اسنادی» در اين زمينه نيز موجود است. </p>

<p>سه روز تجمع اخير نيروهای طرفدار دولت ايران در مقابل خانه مسکونی مهدی کروبی نخستين حرکات اين نيروها عليه وی نيست.</p>

<p>۲۳ اسفندماه سال گذشته نيز حدود ۵۰ نفر به سوی منزل مهدی کروبی رفتند، و عليه اين سياستمدار معترض به شعارگويی پرداختند. برخی از مهاجمان، به تخريب ساختمان و سرقت از منزل وی و همسايگان او دست زدند. به گفته ناظران عينی، افراد انتظامی و مأموران امنيتی ناظر عمليات اين افراد بودند و از اقدامات آن‌ها جلوگيری نکردند.</p>

<p>روز قبل از آن (شنبه) نيز عده‌ای به در خانه آقای کروبی رفتند، روی ديوارهای ساختمان مسکونی رنگ پاشيدند و عليه اين نامزد معترض به انتخابات رياست جمهوری شعار نوشتند. آن‌ها به طرفداری از رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی‌نژاد رئيس‌جمهور شعار می‌دادند.</p>

<p>پيش از اين دو واقعه، نيروهای حامی دولت در مناسبت‌های مختلف مهدی کروبی و همراهان‌اش را مورد آزار قرار داده بودند که از جمله می‌توان به حمله لباس‌شخصی‌ها و نيروهای امنيتی به وی و همراهان‌اش در جريان راه‌پيمايی ۲۲ بهمن سال گذشته اشاره کرد.</p>

<p>مهدی کروبی در جريان شرکت در راه‌پيمايی ۱۳ آبان و نمايشگاه مطبوعات سال گذشته نيز با حمله نيروهای حامی دولت مواجه شد و در جريان حضور وی در يک مراسم عزاداری در شهر زنجان نيروهای لباس‌شخصی به سوی خودروی حامل وی شليک کردند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>بازداشت شدگان در آمستردام تروريست نبودند</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14209.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44551</id>
 
<published>2010-09-01T09:27:15Z</published>
<updated>2010-09-01T11:47:10Z</updated>
 
<summary>مقامات آمريکايی اعلام کردند که دو مرد اهل يمن که روز دوشنبه در فرودگاه آمستردام بازداشت شدند قصد عمليات تروريستی نداشتند و به نظر می‌رسد که هر دو آزاد شوند.</summary>
<author>



</author>
<category term="اروپا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>مقامات آمريکايی اعلام کردند که دو مرد اهل يمن که روز دوشنبه در فرودگاه  آمستردام بازداشت شدند قصد عمليات تروريستی نداشتند.</p>

<p>به گزارش تارنمای روزنامه نيويورک تايمز، وسايل موجود در چمدان دو مظنون يمنی و تغيير مسير هوايی آن‌ها از ايالات متحده به يمن، نشانه‌ای از شرکت در عمليات تروريستی از سوی اين دو نفر نيست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Amesterdami0109-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>دو فرد اهل يمن که سال‌ها به شکل قانونی در آمريکا زندگی می‌کنند، روز دوشنبه در فرودگاه آمستردام بازداشت شدند. گمان می‌رفت که اين دو قصد انجام يک عمليات تروريستی را دارند.</p>

<p>با اين حال دو فرد مزبور امروز را نيز تحت بازجويی قرار دارند. مقامات هلند تا روز پنج‌شنبه در مورد اين که آن‌ها دادگاهی خواهند شد يا نه اظهار نظر خواهند کرد.</p>

<p>بر اساس گزار‌ش‌های منتشر شده در آمريکا اکنون بيش‌تر به نظر می‌رسد که اين دو نفر آزاد شوند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">وزارت امنيت داخلی آمريکا از غروب سه‌شنبه متوجه اين ترديدها شد</span></div></p>

<p>نيروهای امنيتی آمريکا روز دوشنبه متوجه شدند چمدان‌های مشکوک اين دو مسافر ۴۸ و ۳۷ ساله يمنی در يک هواپيما از شيکاگو به واشنگتن ارسال شده‌اند در حالی که هر دوی آن‌ها با هواپيمای ديگری به آمستردام پرواز کرده ‌بودند.</p>

<p>رسانه‌های آمريکا توضيح ساده‌ای در باره اين موضوع منتشر کرده‌اند. آن‌ها نوشته‌اند که دو نفر يمنی که از مسيرهای مختلف به شيکاگو رفته بودند به دليل تاخير در پرواز خود، هواپيمای عازم به واشنگتن را از دست می‌دهند. آن‌ها قرار بود از واشنگتن به دوبی و از آن‌جا به صنعا، پايتخت يمن پرواز کنند. به همين خاطر از طريق شرکت هوايی يونايتد ايرلاينز به آمستردام می‌روند تا از آن‌جا به يمن پرواز کنند.</p>

<p>وسايل «مشکوک» موجود در چمدان فرد ۴۸ ساله يمنی نيز که توسط بازرسی فرودگاه در آمريکا کشف شد؛ ظاهرا هديه‌هايی برای افراد مختلف در يمن بوده‌اند.</p>

<p>ماموران آمريکايی اين وسايل را که شامل چندين چاقو و تلفن‌های دستی پيچيده شده در نوارهای چسب و تلفنی که به يک ظرف پلاستيکی چسبانده شده بود را نشانه‌هايی از يک بمب‌گذاری و عمليات تروريستی پنداشته بودند.</p>

<p>فرد مزبور هفت هزار دلار پول نقد نيز با خود به‌همراه داشت که گمان می‌رود اين مبلغ نيز طبق سنت يمنی‌های مهاجر برای اعضای خانواده برده می‌شد.</p>

<p>نيويورک تايمز نوشت: «اف‌بی‌آی اين مورد را بررسی کرد و هيچ دليلی برای قصد انجام يک عمليات تروريستی نيافت.»</p>

<p>يک مامور امنيتی آمريکا که نخواست نام‌اش فاش شود به اين روزنامه گفت: «به نظر عجيب و غير عادی می‌رسد اما اين موضوع به عمليات تروريستی ربطی نداشت.»</p>

<p>وزارت امنيت داخلی آمريکا از غروب سه‌شنبه متوجه اين ترديدها شد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«عراق هم اکنون مستقل است»</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14211.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/news//10.44542</id>
 
<published>2010-09-01T04:42:03Z</published>
<updated>2010-09-01T06:19:25Z</updated>
 
<summary>نوری مالکی، نخست وزیر عراق گفت: «عراق هم اکنون کشوری مستقل است»، این اظهارات به دنبال اعلام پایان عملیات جنگی نیروهای آمریکایی در این کشور صورت گرفت.</summary>
<author>



</author>
<category term="عراق" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>نوری مالکی، نخست وزیر عراق گفت: «عراق هم اکنون کشوری مستقل است»، این اظهارات به دنبال اعلام پایان عملیات جنگی نیروهای آمریکایی در این کشور صورت گرفت.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فرانسه، نوری مالکی گفت نیروهای عراقی از این پس در برابر شورشیان قرار خواهند گرفت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/iraqus.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>جو بایدن، معاون نخست وزیر آمریکا دوشنبه شب بدون اعلام قبلی وارد بغداد شد تا در مراسم پایان عملیات جنگی آمریکا در عراق شرکت کند.</p>

<p>در همین حال در آمریکا، باراک اوباما، رئيس جمهوری اين کشور گفت که هنوز کارهای زیادی در زمینه حفظ امنیت عراق باقی مانده و این یک پیروزی قاطع است.</p>

<p>وی همچنین افزود که نبردهای سختی در افغانستان در پیش است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">۵۰ هزار نفر از نيروهای ارتش آمریکا در این کشور باقی می‌مانند تا درصورت درخواست ارتش عراق در عملیات جنگی در این کشور شرکت کنند</span></div></p>

<p>روز گذشته نوری مالکی نخست وزیر عراق در سخنرانی‌ای که از تلویزیون این کشور پخش شد گفت: «عراق اکنون کشوری مستقل است و حاکمیت خویش را بازیافته است.»</p>

<p>در حالی که در هفته‌های گذشته عملیات تروریستی منجر به افزایش تلفات غیر نظامی شده بود، باراک اوباما اخیرا در یک مصاحبه با شبکه تلويزيونی ان‌بی‌سی گفته بود که کاهش این عملیات نشانگر آن است که دولت عراق می‌تواند کنترل اوضاع را به دست گیرد.</p>

<p>آخرین یگان‌های رزمی ارتش آمریکا دو هفته پیش خاک عراق را پس از حدود هفت سال ترک کردند و امروز رسما پایان عملیات جنگی ارتش آمریکا اعلام شد.</p>

<p>با این حال ۵۰ هزار نفر از نيروهای ارتش آمریکا در این کشور باقی می‌مانند تا درصورت درخواست ارتش عراق در عملیات جنگی در این کشور شرکت کنند.</p>

<p>از زمان اشغال عراق توسط ارتش آمریکا ده‌ها هزار عراقی در جریان خشونت‌های بین سنی‌ها و شیعیان و نیز عملیات جنگی کشته شده‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>چندهمسری با آموزه‌های اسلام مطابق نیست</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/special/2010/08/post_1354.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/special//28.44540</id>
 
<published>2010-08-31T23:34:11Z</published>
<updated>2010-09-02T14:07:08Z</updated>
 
<summary>مریم محمدی: روز دوشنبه، هشتم شهریورماه نامه‏ای از سوی «سازمان ائتلاف اسلامی زنان» با ۲۴ انتقاد نسبت به ماده‏ی ۲۳ لایحه‏ی حمایت از خانواده، خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، منتشر شد. این سازمان، مجموعه‏ای از فعالین زن و نهادهای مرتبط با حقوق زنان، از اصلاح‏طلب تا اصول‏گرا را دربر می‏گیرد. در همین زمینه با مینو مرتضی لنگرودی و مریم بهروزی گفت‌وگو کرده‌ام.</summary>
<author>
<name>مریم محمدی</name>


</author>
<category term="حقوق بشر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>لایحه‏ای که تحت عنوان «حمایت از خانواده» برای بار دوم در دولت دوم آقای احمدی‏نژاد، در مجلس شورای اسلامی ایران بررسی می‏شود، هم‏چنان موضوع تنش و مشاجره در درون و بیرون از مجلس است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100830_maryam_rouyehkhat.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>روز دوشنبه، هشتم شهریورماه نامه‏ای از سوی «سازمان ائتلاف اسلامی زنان» با ۲۴ انتقاد نسبت به ماده‏ی ۲۳ لایحه‏ی حمایت از خانواده، خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، منتشر شد. این سازمان، مجموعه‏ای از فعالین زن و نهادهای مرتبط با حقوق زنان، از اصلاح‏طلب تا اصول‏گرا را دربر می‏گیرد.</p>

<p>ماده‏ی ۲۳ لایحه‏ی حمایت از خانواده که شرایط چندهمسری مردان را بررسی می‏کند و نیز ماده‏ی ۲۵ که مربوط به قانون صیغه‏ی اسلامی است، بحث‏انگیزترین مواد این لایحه به‏شمار می‏روند.</p>

<p>در ارتباط با این لایحه و به‏ویژه مواد بحث‏برانگیز آن، از منظر حقوق اسلامی و حقوق زن، با دو تن از فعالین زن مسلمان، با دو پایگاه فکری و اجتماعی متفاوت گفت‏وگو کرده‏ام.</p>

<p>اما پیش از ورود به مسائل لایحه، این پرسش را مطرح می‏کنم که اساساً جامعه‏ی زنان ایرانی، چه میزان حساسیت نسبت به این لایحه و محتوای آن نشان داده است؟</small></strong></p>

<p><strong>مینو مرتضی لنگرودی، فعال حقوق زنان و عضو شورای فعالان ملی- مذهبی در این زمینه چنین می‏گوید:</strong></p>

<p>اگر جامعه‏ی زنان را به دو دسته تقسیم کنیم، یک دسته فعالان و روشنفکران و یا زنانی هستند که نسبت به حقوق جنسیتی‏شان، آگاهی‏های جنسیتی پیدا کرده‏اند.</p>

<p>این زنان با توجه به حساسیت‏شان نسبت به این موضوع، فارغ از ایده و ایدئولوژی و نظریات سیاسی و اجتماعی‏ای که دارند، حول این محور ائتلافی تشکیل داده‏اند که از زنان اصول‏گرا تا زنان سکولار و لاییک را دربر می‏گیرد. این زنان دارند هشدار می‏دهند و می‏گویند که این لایحه به استحکام بنیان‏های خانواده کمکی نمی‏کند و مجوز قانونی به بی‏وفایی می‏دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/minoo-mortazi02.jpg' /><br/>
<small><small>مینو مرتضی لنگرودی، فعال حقوق زنان و عضو شورای فعالان ملی- مذهبی</small></small>


</p>

<p>دسته‏ی دوم توده‏های زنان، زنان کارگر، زنان کارگر خانگی و یا خانه‏دار در اقشار به لحاظ اقتصادی خیلی پایین جامعه هستند که چنان درگیر معیشت و چنان درگیر فقر هستند که مصداق مثال «گشنگی نکشیدی تا عاشقی یادت برود»، کل عاشقی یادشان رفته است، چه برسد به مسئله‏ی تعدد زوجات.</p>

<p><strong>دفاع از حق زنان</strong></p>

<p><strong>مریم بهروزی، دبیرکل «جامعه‏ی زنان زینب»، یکی از نهادهای تشکیل‏دهنده‏ی ائتلاف اسلامی زنان نیز در همین‏باره می‏گوید:</strong></p>

<p>البته بسیاری از زنان مطلع شدند و نسبت به این مسئله حساس هستند و با ارتباطاتی که با ما برقرار کرده‏اند، به شدت می‏خواهند که ما از حق‏شان دفاع کنیم. ائتلاف اسلامی زنان نیز سه‏، چهار سالی است که کارش را بر این اساس شروع کرده که دفاع از حقوق زنان به صورت هدف‏مند و به منظور رسیدن جامعه‏ی اسلامی ایران به وضعیت مطلوب حقوقی، اجتماعی و خانوادگی انجام بگیرد. </p>

<p>مردم و مخصوصاً جامعه‏ی زنان، از ما به عنوان مدافعین حقوق‏شان و مطرح‏کننده‏ی مطالبات‏شان انتظار دارند. ما نیز داریم تلاش می‏کنیم که انشاالله مطالبات زنان را به سمع و نظر مجلس شورای اسلامی ایران برسانیم و از مجلس هم انتظار داریم که انشاالله این ماده‏ی چندهمسری را حذف کنند.</p>

<p><strong>انتظار دارید یا امیدوار نیز هستید؟</strong></p>

<p>زمانی که شور اول این لایحه مطرح بود، ما با رییس محترم مجلس ملاقات و مذاکره کردیم. ایشان هم در بحث‏ها اظهار کردند که تاکید اسلام بر تک‏همسری است و روح حاکم بر احکام و قوانین دینی بر مبنای تک‏همسری است. <br />
بنابراین مسلم است که ایشان با چنین نظر و نگاهی، نسبت به این قضیه، رویکردی الهی، عادلانه و مورد توقع زنان خواهد داشت.</p>

<p><strong>برده‌داری</p>

<p>چگونه اما می‏توان در جامعه‏ای با قوانین اسلامی، با چندهمسری مخالفت کرد؟</p>

<p>مینو مرتضی لنگرودی و مریم بهروزی، هردو معتقدند که چندهمسری امری صرفاً دینی و اسلامی نیست، بلکه به سنت‏های گذشته برمی‏گردد و قابل تغییر است.</p>

<p>لنگرودی معتقد است:</strong> </p>

<p>سنت با دین فرق می‏کند. سنت‏ها، آداب، رسوم و هنجارهایی هستند که انسان‏ها خودشان برای حل مسائل و مشکلات زمان‏شان می‏آفرینند. </p>

<p>چندهمسری در دوره‏ی کشاورزی که معیشت انسان‏ها بر مبنای کشاورزی بود و یا در دوران برده‏داری که تجارت مسلط زمان، برده‏داری بود، جوابگو بود. خود زن‏ها هم خسته‏تر از آن بودند که مثلاً یک همسر بتواند از ۱۵ تا ۴۵ سالگی ۱۵ فرزند به‏دنیا بیاورد. </p>

<p>اما امروز در خانه‏های ۴۰-۵۰ متری و در یک خانواده‏ی هسته‏ای شهری، در حالی که خط فقر در ایران ۸۷۰هزار تومان است، مرد طبقه‏ی متوسط چقدر باید پول و ثروت داشته باشد تا بتواند عدالت عاطفی و یا حتی عدالت مالی را تأمین کند.</p>

<p><strong>چندهمسری، اسلامی نیست</p>

<p>بهروزی نیز بر همین پایه استدلال می‏کنند:</strong></p>

<p>روش چندهمسری به زمان‏های قبل از اسلام، یعنی به دوره‏های کشاورزی و دام‏داری برمی‏گردد. در زندگی با فرهنگ کشاورزی و دام‏داری، فرزندان هرچه بیش‌تر باشند، بهتر است.</p>

<p>کسانی که زندگی کشاورزی و دام‏داری داشتند، وقتی می‏خواستند ازدواج کنند، می‏گفتند باید با زنی ازدواج کنیم که قدرت داشته باشد و بتواند هم زندگی خانوادگی‏اش را اداره کند و هم کمک حال همسرش در کشاورزی و دام‏داری باشد. هرچه هم بچه بیش‌تر باشد، بهتر است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/127beh.jpg' /><br/>
<small><small>مریم بهروزی، دبیرکل «جامعه‏ی زنان زینب»، یکی از نهادهای تشکیل‏دهنده‏ی ائتلاف اسلامی زنان</small></small>


</p>

<p> امروز اما ما داریم در دوران صنعتی و تکنولوژی پیشرفته به‏سر می‏بریم و تحصیلات زنان نیز خیلی تأثیرگذار است. یعنی امروزه زنان نیز تحصیل‏کرده هستند و در همان شغل‏هایی مشغول به کار هستند که مردها نیز کار می‏کنند. <br />
روش چندهمسری متعلق به آن دوران، به خصوص در دوره‌ی پیش از اسلام بوده است و اسلام آن را محدود کرده و شرایطی برای آن قرار داده و آن را به موارد استثنایی محدود کرده است. صحبت من هم این است که در شرایط کنونی کشورمان، ما این موارد استثنایی را نداریم که بخواهیم برای آن، قوانین چندهمسری را استفاده کنیم.</p>

<p><strong>کارهای جنجالی</p>

<p>محمود احمد‏ی‌نژاد پیش از این گفته بود که دولت در این لایحه تغییراتی به نفع زنان وارد کرده است.</p>

<p>مریم بهروزی معتقد است:</strong></p>

<p>دولت که اصلاً قید نگذاشته بود. دولت گفته بود هر مردی که پول دارد، یک تعهد عدالت به دادگاه بسپارد و برود همسر دیگری اختیار کند. دو تا هم نه، هرچندتا که می‏خواهد؛ سه یا چهارتا. نظر دولت متأسفانه این بود که مجلس آن را حذف کرد. بندهایی که الان آمده، مجلس گذاشته است. باز خدا به نمایندگان خیر بدهد که چند بند آورده‏اند.</p>

<p>من این را به حساب ذوق و سلیقه‏ی آقای احمدی‏نژاد می‏گذارم که دوست دارد کارهای استثنایی و کارهایی پرسروصدا انجام بدهد.</p>

<p><strong>مخل امنیت خانواده</p>

<p>در میان نمایندگان مجلس، علاوه بر برخی نمایندگان اصول‏گرای حامی دولت که از چندهمسری دفاع می‏کنند، برخی زنان نماینده، نظیر افتخاری، حتی با گذاشتن شرط رضایت همسر اول نیز با این قانون مخالفت کرده‏اند.</p>

<p>مریم بهروزی می‌گوید</strong>:</p>

<p>این‏که برخی از نمایندگان زن مجلس گفته‏اند که چندهمسری موجب امنیت زنان مجرد می‏شود، اشتباه محض است. رواج تعدد زوجات، امنیت خانواده و حتی زنان مجرد را هم به‏هم می‏زند که به‏تبع آن، امنیت جامعه را نیز از بین‏ می‏برد. </p>

<p>کجا اسلام چندهمسری را تایید کرده است؟ به اعتقاد من، با تحقیقاتی که دارم، با نگاهی که بر اوضاع و روزگار کشورمان دارم، ما در شرایط کنونی، نیاز به قانون چندهمسری نداریم. انشاالله مجلس هم با همین نگاه به این لایحه برخورد کند و اگر خدای ناکرده، خدای ناکرده تصویب کرد، نباید آن را به نام اسلام انجام بدهد.»</p>

<p><strong>نوعی ازدواج برای مردان مجرد</p>

<p>مینو مرتضی لنگرودی در مورد ماده‏ی ۲۵ این لایحه در ارتباط با شرایط صیغه، می‏گوید: </strong></p>

<p>این‏طور نیست که صیغه به مردان متأهل اجازه می‏دهد که دوتا، سه‏تا، چهل‏تا ازدواج مجدد داشته باشند. صیغه برای زن و مرد آزاد و غیر متأهل یک ازدواج دمکراتیک و آزاد است.</p>

<p><strong>مریم بهروزی نیز صیغه را برای مردان مجرد تعریف می‏کند و ادامه می‌دهد:</strong></p>

<p>این حکم در اسلام، اصلاً برای مردان زن‏دار نیست. صیغه برای مردانی است که زن ندارند، شرایط ازدواج دائم هم برای‏شان فراهم نیست و برای فرار از گناه ازدواج موقت می‏کنند. یعنی بین این که زن و مردی مرتکب فعل حرام زنا بشوند یا صیغه‏ی موقت، آن‏جا باید صیغه‏ی موقت بکنند؛ نه این‏که صیغه‏ی موقت برای هوسرانی، برای مردان زن‏دار و برای سوءاستفاده از این حکم شرعی خدا باشد.</p>

<p><strong>سفره‏ی هوس‏رانی</p>

<p>گذشته از قوانین جاری و قوانینی که ممکن است تصویب بشوند، جامعه‏ی ایرانی به مسئله‏ی چندهمسری چگونه نگاه می‏کند؟</p>

<p>مینو مرتضی لنگرودی در این‏باره می‏گوید:</strong></p>

<p>چندهمسری در جامعه‌ی ایران منفور است. جامعه‏ی ایران به مردانی که چند زن دارند، به چشم بد، به چشم مردان شهوت‌ران و مردانی بی‏وفا که به خانواده‏ی خودشان، به همسر و فرزندان‏شان پایبند و وفادار نیستند، نگاه می‏کند و آنها را اغلب در رده‏ی مردان بی‏فرهنگ قرار می‏دهد.</p>

<p>به همین دلیل است که مردانی که چند همسر می‏گیرند، این مسئله را پنهان می‏کنند. مردان صیغه‏رو، مردانی تلقی می‏شوند که در واقع به ناموس دیگران نگاه دارند و از طریق پول‏شان، سعی می‏کنند سکس بخرند و حتی عشق و محبت در کارشان نیست.» </p>

<p><strong>مریم بهروزی نیز ادامه می‌دهد</strong><strong>:</strong></p>

<p>نگاه به چندهمسری، نگاهی بسیار منفی است. یعنی فرهنگ امروز ایران اسلامی ما، مسئله‏ی چندهمسری را برنمی‏تابد و نمی‏پسندد. اگر می‏پسندید، آن را آشکار و برای آن تبلیغ می‏کرد. جامعه‏ی ما اما به مرد دوزنه نگاه منفی دارد. به همین دلیل مردان در این زمینه مخفی‏کاری می‏کنند. </p>

<p>دست‏کم بگذارید این حجب و حیا و این نگاه بماند. چون خود این نگاه این قضیه را خیلی تخفیف می‏دهد، اما اگر آن را قانون کنید و بگویید که خیلی هم خوب و قشنگ است، سفره‏ی هوس‏رانی برای مردانی که می‏خواهند سوءاستفاده‏ی جنسی بکنند، باز می‏شود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>قرآنی با جلد قرمز</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/maroufi/2010/08/post_261.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/maroufi//38.44522</id>
 
<published>2010-08-31T21:12:56Z</published>
<updated>2010-08-31T17:17:18Z</updated>
 
<summary>داستان این هفته «قرانی با جلد قرمز» از ابراهیم اکبری دیزگاه، از مجموعه داستان‏ «خرده روایت‏های در باب چشم» است که به‏زودی در آلمان منتشر می‏شود؛ کتابی که نتوانست از وزارت ارشاد در ایران اجازه‏ی انتشار بگیرد. هرچند نویسنده فلسفه خوانده و طلبه است و اهل علم، و از هرزه‏نویسی و هر نوع جانب‏داری سیاسی فاصله‏ها دارد، اما معلوم نیست چرا این داستان‏های ارجمند و قوی نتوانسته‏ در ایران مجوز نشر بگیرد.</summary>
<author>



</author>
<category term="کارگاه داستان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/maroufi/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>یکی‌یکی قرآن‌ها را از قفسه بیرون آورد و گذاشت جلوی زن. زن چادرش را از رویش باز کرد و نگاه کرد.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100827_Marufi_Kargah_Namayesh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>- همه جورشو داریم مونده کدوم‏شو بپسندی</p>

<p>زن انگشتش را کشید روی یکی از قرآن‌ها: «دست شما درد نکنه، ممنون.»</p>

<p>مرد گفت: «این هم ترجمه‌ی قمشه‌ایه.» قرآن را گذاشت روی قرآن‌های دیگر: «همین را می‌خواهید؟» <br />
زن چادرش را باز کرد، دوباره بست. به ساعتش نگاه کرد: «آقا شما ساعت دارید؟»</p>

<p>مرد گفت: «چی؟ ساعت؟ نه ساعت نمی‌فروشیم.» </p>

<p>بعد با انگشت دست راست، ریش‌های جو گندمی‌اش را خاراند. زن به ساعت دیواری روی قفسه نگاه کرد. ساعت چهارونیم را نشان می‌داد. مرد رفت به طرف قفسه‌ی سمت چپ: «برای استخاره هم اگر خواستید ...»<br />
زن ساعت زرد طلایی را از مچش در آورد.</p>

<p>- خیلی خوبه، برای استخاره دیگه آدم دم به دم زنگ نمی‌زنه به این و اون. </p>

<p>مرد خندید. دندان‌های سفید مصنوعی‌اش تکان خورد. بعد کلاه پشمی عرق‏چین مانند‌ش را برداشت، گذاشت کنار قرآن‌ها: «مردم بیش‌تر ترجمه‌ی قمشه‌ای رو می‌برند.» </p>

<p>نگاه کرد به قرص صورت زن. بعد بلافاصله چشم‌هایش را پایین انداخت. دستش را گذاشت روی کلاه. زن با ساعتش ور می‌رفت تا این‏که روی ساعت چهارونیم تنظیم کرد: «هدیه‌ی این چنده؟» </p>

<p>اشاره کرد به قرآن‌های کوچکی که در قفسه‏ی سمت راست مرد چیده شده بود. بعد اضافه کرد: «البته خود قرآن که ...»</p>

<p>مرد سرش را خاراند: «قابل‌دار نیست.»</p>

<p>زن ساعتش را به مچ بست. بعد آستین مانتوی ارغوانی‏اش را کشید روی ساعت. مرد به مچ زن نگاهی کرد. کلاهش را گذاشت روی سرش. زن به کتاب‌های بالایی اشاره کرد: «می‌‌شه اینارو ببینم؟»</p>

<p>مرد کلاهش را جابه‏جا کرد. خنده‌ی تصنعی روی صورتش نقش بست: «اونا مفاتیحند. می‌خوای؟» </p>

<p>زن هم‏چنان نگاه می‌کرد. مرد زیر چشمی نگاهی کرد به مچ و به ساعت زن: «هم ترجمه‌دارش هست هم بدون ترجمه‌اش.» </p>

<p>زن مقنعه‌اش را درست کرد: «یکی از ریز خط‏هاشو بدید.»</p>

<p>- چشم! مفاتیح که می‌دونید یعنی چه؟ یعنی کلیدها. کلیدهای معنوی، هرجور کلیدی بخواهید توی اینهاست، هر مشکلی داشته باشید توی این درمانش هست. هر مشکلی! این روزها خیلی فروش داره.</p>

<p>زن لبخندی زد وگفت: «بالاخره کلیده دیگه ...» و بال‌های چادرش با آرنج دست چپش جمع کرد. بعد یکی از قرآن‌ها را برداشت، شروع کرد به ورق زدن.</p>

<p>- دنبال چی می‌گردی؟ کدام سوره رو می‌خوای؟</p>

<p>زن جواب نداد،  تا این‏که به آخر قرآن رسید. مرد انگشتش را گذاشت روی یکی از کتاب‌های قفسه: «قصه‌های قرآن هم داریم. قصه‌ی حضرت یوسف.» </p>

<p>زن جواب نداد. چادرش سرید و افتاد روی گردنش. مرد زیر چشمی به چشم‌ها و پلک‌های زن نگاه کرد. </p>

<p>زن قرآن را گرفت به طرف مرد: «این چنده؟» </p>

<p>مرد لبخندی زد: «ترجمه‌ی قمشه‌ایه. خیلی ترجمه‌ی خوبیه، خدا رحمتش کنه. همیشه می‌آمد اینجا.» </p>

<p>اشاره کرد به چهارپایه‌ای که کنارش قرار داشت: «می‌‏نشست قرآن‌ها را برای مردم امضا می‌کرد. خدا رحمتش کند، مرد پاکی بود.»</p>

<p>زن چادر را ‌کشید روی سرش. قرآن را می‌بست، دوباره باز می‌کرد. </p>

<p>- استخاره می‌خواهید؟ انشاءالله که خیره.</p>

<p>بعد سرش را بالا ‌آورد. به تارهای شرابی رنگی که افتاده بود روی صورت زن خیره ‌شد: «اگر برای استخاره می‌خواهید...؟» و قرآنی که جلد قرمز داشت، بر‌داشت جلوی زن ‌گرفت: «هدیه‌اش هم مناسبه. اصلاً هدیه‌اش قابلی نداره، می‌خواهید همین الان براتان یک ...؟»</p>

<p>زن چند قدم عقب رفت. به کتاب‌های بالای قفسه اشاره ‌کرد. </p>

<p>- خانم توجه داشته باشید! این بالا ... </p>

<p>قرآن را باز کرد: «اینجا خیلی روشن و واضح نوشته ...»</p>

<p>دوباره زل زد به صورت زن. زن کتاب را گرفت. به پشت جلد کتاب نگاه کرد. مرد تبسمی کرد: «البته انواع دیگری هم برای استخاره هست.» </p>

<p>زن قرآن را باز کرد. بعد شروع کرد به ورق زدن. </p>

<p>- دنبال کدام سوره می‌گردید؟ بفرمایید حقیر الساعه پیداش کنم. </p>

<p>دستش را جلو برد تا قرآن را بگیرد از دست زن. دستش خورد به انگشتان زن. زن اخم کرد. مرد سرخ شد. دستی به ریشش کشید و زیر لب گفت: «عفو بفرمایید.» </p>

<p>بعد اضافه کرد: «شرمنده! پی کدام سوره بودید؟»</p>

<p>زن گفت: «خط عثمان طاها نداری؟»</p>

<p>مرد سرش را بالا آورد: «اینها همه‌اش عثمان طاهاست.» </p>

<p>زن چادرش را جمع کرد. دستش را گذاشت روی قرآنی که جلد قرمز داشت: «درشت خطش را می‌خواستم.» </p>

<p>بعد دستش را از زیر چادر بیرون آورد، اشاره کرد به کتاب‌هایی که در قفسه‌ی پشت سر مرد بود. ساعدش از زیر آستین بیرون آمد. مرد فوراً روی برگرداند به طرف قفسه‌ها. </p>

<p>- اون‌ها کتاب‌های چی‌اند؟ </p>

<p>مرد رفت به طرف آنها: «همه‌اش قرآن و کتاب‌های مذهبی داریم. ما اصلاً نسل اندر نسل این کاره‌ایم.» </p>

<p>مکث کرد. بعد گفت: «تفسیر می‌خواهید؟ چه تفسیری، نور، نمونه ...؟»</p>

<p>زن به ساعتش نگاه کرد. دید ساعت هم‏چنان روی چهارونیم مانده است: «سوره‌ای انعام را ندارید؟»</p>

<p>مرد یک به یک کتاب‌های قفسه را پایید. زیر لب می‌گفت: «والانعام، والانعام، والانعام ...»</p>

<p>زن شروع کرد به ورق زدن قرآن. </p>

<p>مرد گفت: «نه، تمام شده.» </p>

<p>زن گفت: «در کجای قرآنه؟»</p>

<p>مرد قرآن را برداشت، گفت: «این که کاری ندارد.»</p>

<p>زن دوباره ساعتش را باز کرد: «آقا شما ساعت ندارید؟» </p>

<p>تراش سفید ساعد زن توجه مرد را جلب کرد زن دکمه‏ی ساعت را پیچاند. مرد به ساعت دیواری نگاه کرد: «باطری‌اش تمام شده.» </p>

<p>زن آستین مانتو را روی ساعدش کشید و ساعت را در دستش نگه داشت: «دیرم شده، هیچ ندانستم چی می‌خواستم.»</p>

<p>مرد با دو دست کلاهش را محکم کرد گفت: «باید باطری‌اش را عوض کنم.» </p>

<p>بعد در حالی‏که با انگشتانش ریشش را شانه می‏زد، اضافه کرد: «تفسیر نور خیلی ساده و روان است.» <br />
زن گفت: «نه تفسیر والعصر می‌خواستم.» </p>

<p>مرد دوباره قفسه‌ها را پایید. دستش را گذاشت روی جلد بیستم ال‏میزان: «توی این هست.» </p>

<p>کتاب را بیرون کشید و گرد و غبارش را تکاند. بعد فوتی کرد: «این عربیه به‏دردتان می‌خوره؟ فکر نکنم ...» </p>

<p>زن ساعتش را گذاشت توی کیف چرمی قرمز رنگش، بعد لب برگرداند. گفت: «نه ... من که عربی بلد نیستم.»</p>

<p>مرد با عجله کتاب را سر جایش گذاشت. قفسه‌ها را کاوید. بعد کتابی را کشید: «این هم کتاب خوبیه؛ کتاب ازدواج در اسلام.» </p>

<p>زن بی‌میل نگاه کرد. ناگهان صدای ترق ترق آمد. مرد و زن هر دو هراسان نگاه کردند. قرآن‏ها روی زمین پخش و پلا شده بودند.</p>

<p>مرد با صدای بلند گفت: «وای ...!» </p>

<p>بعد دو دستی به سرش زد. کلاه پشمی از سرش افتاد جلوی زن. قرآن‌ها و کتاب‌ها را تند و تند جمع کرد گذاشت توی قفسه. گرد و غبارِ کتاب‏ها پیچیده بود توی فضا. زن خم شد تا کلاه را بردارد. چادرش افتاد. بال چادر را گرفت. خودش را پیچاند در چادر و شروع کرد به سرفه کردن. </p>

<p>مرد کلاه را گذاشت روی میز. بعد عرق پیشانی‌اش را با آستین‌ پیراهنش گرفت. بعد کلاه را برداشت. گفت: «دست شما درد نکند.» </p>

<p>زن سرفه‌ای کرد و گفت: «شما ساعت ندارید؟» </p>

<p>مرد پفی کرد. گفت: «ببین چه گرد و غباری!» </p>

<p>اشاره کرد به فضای تیره‌ی مغازه: «چندین سال بود به آنها دست نزده بودم.» بعد  اضافه کرد: «المیزان فارسی هم نداریم.»</p>

<p>زن عطسه‌ای کرد. گفت: «ساعت ندارید؟ من دیرم شده.» </p>

<p>به ساعت خودش نگاه کرد: «اینم که خرابه!» </p>

<p>مرد به آرامی گفت: «ساعت شاید همان حول حوش چهارونیم، پنج باشد.» </p>

<p>زن به قرآن‌های روی میز نگاه کرد. گفت: «ترجمه‌ی دیگری ندارید؟ لطف کنید زود یکی رو بیارید.»</p>

<p>بعد به ساعتش نگاه کرد. گفت: «من می‌خوام برم.»</p>

<p>مرد گفت: «کی رو می‌خواهید؟» </p>

<p>جَلد رفت از قفسه‌ها چند جلد کتاب را برداشت: «این فولادوند»، مکث کرد: «این هم مجتبوی. ترجمه‌اش حرف نداره.» کنار گذاشت: «این هم تازه آمده. مال خرمشاهیه.» </p>

<p>آخری را گرفت جلوی زن و زل زد به صورتش. </p>

<p>زن ساعتش را کرد به دستش. بعد با لبخند گفت: «این هم خراب شد، درست سر ساعت چهارونیم عصر.»</p>

<p>مرد اول به ساعد زن، بعد به ساعتش و بعد به ساعت دیواری مغازه‌اش نگاه کرد.</p>

<p>زن قرآن جلد قرمزی را برداشت باز کرد. مرد خیره شد به تارهای مویی که از پیشانی زن آویزان بود. زن قرآن را گرفت به طرف مرد: «آقا ببخشین، سوره‌ی والعصر را پیدا می-کنید؟»</p>

<p>«این که خیلی راحته خانوم! من آن سوره را حفظم.» بعد شروع کرد به خواندن: «بسم‏الله‌الرحمن‌الرحیم والعصر، ان الانسان لفی خُسر ... »</p>

<p>- می‌خواستم به ترجمه‌اش نگاه کنم ببینم خوب ترجمه شده یا نه.</p>

<p>قرآن را از دست مرد گرفت. به ترجمه‏ی زیر آیات نگاه کرد. مرد هم خیره شده بود به دست‌های او: «ترجمه‌اش حرف نداره.» </p>

<p>زن قرآن را بست. دست کرد به کیفش، گفت: «چنده؟»</p>

<p>- قابلی نداره! </p>

<p>زن چندتا هزاری بیرون ‌آورد.</p>

<p>- گفتم که قابلی نداره.</p>

<p>‌زن هزاری‏ها را گذاشت روی یک قرآن دیگر که جلدش سبز بود. بعد پرسید: «شما تسبیح هم دارید؟»</p>

<p>مرد سرخ شد. گفت: «من پول نمی‌گیرم؛ ببرید یک فاتحه برای اموات ما بخوانید.»</p>

<p>زن به ساعت دیواری نگاه ‌کرد: «مثلِ این‏که ساعت کار می‌کنه.» </p>

<p>مرد به قرص صورت زن و تارهای شرابی رنگش که روی پیشانی‏اش ریخته بود، خیره ‌شد.</p>

<p>زن گفت: «ساعت چهارونیم عصر!»</p>

<p>مرد گفت: «ان‌الانسان لفی خسر ...» </p>

<p>زن لبخند زد و قرآن را برداشت گذاشت توی کیفش. </p>

<p>مرد گفت: «پس قرآن جلد قرمزی را برداشتید؟!»</p>

<p><center> ▪ ▪ ▪ </center></p>

<p>این داستانی بود با عنوان «قرانی با جلد قرمز» از ابراهیم اکبری دیزگاه. از مجموعه داستان‏ «خرده روایت‏های در باب چشم» که به‏زودی در آلمان منتشر می‏شود؛ کتابی که نتوانست از وزارت ارشاد در ایران اجازه‏ی انتشار بگیرد. هرچند نویسنده فلسفه خوانده و طلبه است و اهل علم، و از هرزه‏نویسی و هر نوع جانب‏داری سیاسی فاصله‏ها دارد، اما معلوم نیست چرا این داستان‏های ارجمند و قوی نتوانسته‏ در ایران مجوز نشر بگیرد.</p>

<p>این‌همه محدودیت، من‏باب سلیقه‏های ادواری و گزینش‏های اخلاقی، توسط آدم‏هایی که هیچ‏گونه صلاحیت علمی و حسی و حتی سنی لازم را ندارند، آسیب‏های بزرگی بر پیکر ادب و فرهنگ سرزمین ما وارد می‏کند.</p>

<p>با این‌همه، آدم‏هایی که کم‏ترین درکی از زیبایی ‏شناسی و هنر و ادبیات و تاریخ ندارند، مبنا را بر حذف و جزم و هدم گذاشته‏اند، اما غافلند که هنر دانه‏ی گیاهی است که هرگز زیر خاک نمی‏ماند و حتی از سنگلاخ هم عبور می‏کند تا سبز شود و پروبال بگشاید. این جزو جان و هستی هنر است.</p>

<p>داستان «قرانی با جلد قرمز» در ساعت چهارونیم شکل می‏گیرد. زمان می‏ایستد یا نویسنده زمان را می‏ایستاند و با ترفندی ساعت را متوقف می‏کند که همین یک لحظه در داستان او ساخته شود. آن هم با نگاه و حرکت و آه. در لحظه‏ای که قلبی تکان خورده و در برابر حضوری اغواگرانه، هم‏چون ساعت به‏ خواب می‏رود، خراب می‏شود و بعد که تمام شد، دوباره هم‏چون عقربه‏ی ساعت به‏راه می‏افتد.</p>

<p>ابراهیم اکبری دیزگاه با شناخت و تسلط کافی بر فضا، آدم‏ها و ادبیات، دوربینش را جای خدا می‏گذارد و نشان می‏دهد که داستان‏نویسی خلاق است. اشیا در داستان او شخصیتند و نه به وزن مذهبی‏شان، بلکه با وزن حضوری که در داستان دارند؛ اما چیزهایی قوی‏تر از خطوط نوشته شده در داستان، در لابه‏لای سطور پنهان حضور دارد که به داستان بعد ویژه‏ای می‏بخشد و نشان از توان نویسنده می‏دهد. </p>

<p>مثلاً حضور اغواگرانه‏ی عمدی یا سهوی زن، به عنوان یک ذات در داستان جریان می‏یابد و در برابرش نیز این دلباختگی و بیچارگی باز به عنوان یک ذات عمل می‏کند تا اندیشه و جهان‏بینی و دین دست‏ به دست شود، دستمالی شود و فراموش شود.</p>

<p>اشیا در این داستان شخصیت می‏شود تا داستان شکل بگیرد و نویسنده نشان می‏دهد که دین و جهان‏بینی یک ملت، چگونه شیئی می‏شود تا از شخصیت بیافتد.</p>

<p>داستان ابراهیم اکبری دیزگاه در لایه‏های متفاوت جریان می‏یابد؛ در صورت و در معنا. یکی در ظاهر است و یکی در عمق. لایه‏ی عمقی داستان نوشته نشده، اما در داستان جریان دارد.</p>

<p>ابراهیم اکبری دیزگاه نویسنده‏ای است که نامش در ادبیات داستانی خواهد ماند و تا این‏جا که من خبر دارم، بیش از سیصد داستان کوتاه نوشته است.</p>

<p>عباس معروفی</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>روند پرشتاب طلاق در ایران </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://zamaaneh.com/special/2010/08/post_1353.html" />
<id>tag:zamaaneh.com,2010:/special//28.44531</id>
 
<published>2010-08-31T20:00:01Z</published>
<updated>2010-09-02T14:06:57Z</updated>
 
<summary>پانته‌آ بهرامی: طلاق در فاصله‌ی ۱۳ سال گذشته در ایران رشدی ۱۵۰ درصدی یافته است. تعداد طلاق‌های ثبت شده در سال ۱۳۸۸به رقم بی‌سابقه‌ی ۱۲۵ هزار رسیده است. آمار سه ماهه‌ی اول سال ۱۳۸۹نشان می‌دهد که ۳۴ هزار مورد طلاق ثبت شده است. این روند آن‌قدر باعث نگرانی دولت شده که سازمان ثبت احوال در ابلاغیه‌ای از مدیران ستادی و استانی خود خواسته تا از اعلام آمار طلاق خودداری کنند.</summary>
<author>
<name>پانته‌آ بهرامی</name>


</author>
<category term="اقتصاد و معیشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://zamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>طلاق در فاصله‌ی ۱۳ سال گذشته در ایران رشدی ۱۵۰ درصدی یافته است.بر اساس داده‌های سازمان ثبت احوال، تعداد طلاق‌های ثبت شده در سال ۱۳۸۸به رقم بی‌سابقه‌ی ۱۲۵ هزار رسیده است. آمار سه ماهه‌ی اول سال ۱۳۸۹نشان می‌دهد که فقط در سه ماهه‌ی نخست سال جاری،  ۳۴ هزار مورد طلاق ثبت شده استاین روند آنقدر باعث نگرانی دولت شده که به گزارش خبرآنلاین، سازمان ثبت احوال در ابلاغیه‌ای از مدیران ستادی و استانی خود خواسته تا از اعلام آمار طلاق خودداری کنند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>روند رو به رشد طلاق تنها متعلق به ایران نیست. در کشورهای همسایه مثل ترکیه و پاکستان نیز سیر صعودی دارد و در اروپا نیز به طور متوسط، یک سوم ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود.جامعه‌شناسان علل متعددی را برای این روند عنوان می‌کنند که از آن جمله است: نابسامانی‌های اقتصادی، عدم رضایت از روابط جنسی، دخالت خانواده‌ها، پیامدهای ارزش‌های جامعه‌ی مدرن و شهرنشین و بالاخره تغییر جایگاه زنان در جامعه.</small></strong></p>

<p><strong> مدرنیته و طلاق</strong></p>

<p><strong>دکتر عطا هودشتیان، استاد فلسفه‌ی علوم سیاسی در کانادا، در مورد نفوذ ارزش‌های مدرنیته در شرق معتقد است:</strong></p>

<p>مسئله‌ی شهرنشینی جامعه، مثل نفوذ و گسترش خود مدرنیته در شرق، اصولاً به شکل ناهنجاری قوام گرفته است؛ یعنی باید با مدنیت همراه می‌شده ولی به این شکل رشد نکرده است. منظور از مدنیت هم سامان‌بندی و قانون‌مندی اجتماعی است که در آن فردگرایی نه به معنای خودپرستی بلکه به شکل احترام به قانون شکل بگیرد که البته در ایران به صورت ناهنجار رشد کرده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Hodashtian Old.jpg' /><br/>
<small><small>دکتر عطا هودشتیان</small></small>


</p>

<p>رشد طلاق در ایران با نفوذ ارزش‌های مدرنیته در پیوند است. مدرنیته سطح توقع آدم‌ها را نسبت به خودش افزایش داده است. یعنی همان چیزی که به خلاقیت فرد در غرب انجامیده، در شرق، به بی‌طاقتی و فردپرستی و خودمرکزبینی کشیده شده است. البته در غرب هم وجود دارد، اما شکل دیگری به خود گرفته است.در مورد طلاق، سطح تحصیل زنان و مردان نیز موثر است که بازهم به پیامدهای شهرنشینی جامعه‌ی ایران بازمی‌گردد.</p>

<p>در عین حال طلاق نه تنها در طبقات مرفه و متوسط، بلکه در طبقات پایین و در روستاهای دوردست نیز دیده می‌شود. به طور کلی جامعه‌ی ایران هرچه بیش‌تر به سوی نوسان‌پذیری و ناپایداری ارزش‌های اجتماعی می‌رود و در تضاد با سنت قرار می‌گیرد، بیش‌تر نیز به گسست از ارزش‌ها و سنت احترام به بزرگ‌ترها و احترام به مردها می‌رسد. به عبارتی، هرچه دولت ایران و گفتمان حاکم خود را از ارزش‌های غرب جدا کند و در ستیز با آن قرار بگیرد که البته بخشی از آن هم در شعار است، جامعه‌ی ایران و جمعیت فعال درست برعکس آن عمل می‌کند. مشاهده کردیم که این جامعه خودش را متصل به ارزش‌های غربی بازتولید کرده است.</p>

<p>خلاصه درپیوند با طلاق پدیده‌های مختلفی قابل بررسی است. برای نمونه، زنانی هستند که روی موضوع مهریه تاکید دارند و درواقع رابطه‌ی بین زوجین رابطه‌ی کالایی شده است. یعنی یک نوع سرمایه‌داری ناهنجار و نجویده در جامعه‌ی ایران به موضوع طلاق پاداده است. مهریه، معامله‌ای بین زوجین شده که برخی از زنان با تیزهوشی ازدواج می‌کنند و مهریه‌ی بالا را بنا می‌کنند و از طریق طلاق پول هنگفتی به دست می‌آورند.</p>

<p><strong>آیا به نظر شما این حرکت از سوی برخی از زنان آگاهانه صورت می‌گیرد؟</strong></p>

<p>برخی آگاهانه آن را انجام می‌دهند. من خود شاهد برخی از این افراد بوده‌ام. این پدیده را می‌توان در مورد زنانی که با مردان میان‌سال در خارج از کشور ازدواج می‌کنند نیز مشاهده کرد. با مهریه‌ی بالا ازدواج می‌کنند، هم از این طریق به خارج از کشور می‌آیند و هم پولی  به جیب می‌زنند. طرح مسئله‌ی مهریه به مفهوم این نیست که همه الزاماً آگاهانه آن را مطرح می‌کنند، اما در برخی از موارد کالایی شدن روابط اجتماعی این امکان را به آنها می‌دهد که طلاق را بهانه‌ای برای ثروت‌اندوزی کنند.</p>

<p><strong>تغییرات ساختاری در ازدواج</strong></p>

<p><strong>تغییر وضعیت زنان از نظر اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و بالارفتن آگاهی‌های آنها به تغییرات ساختاری در چگونگی ازدواج انجامیده است. مطابق آمار سرشماری سراسری سال ۱۳۸۵ در ایران، ۸۳ درصد زنانی که طلاق گرفته‌اند، شاغل بوده‌اند.علاوه برآن، ۳۳ درصد زنان بین ۲۰ تا ۳۴ سال و ۵۰ درصدمردان همین گروه سنی مجرد هستند. این گروه که جمعیتی هفت‌میلیونی را تشکیل می‌دهند، ازجمله شامل افرادی که طلاق گرفته‌اند نیز می‌شود.</p>

<p>به این واقعیت نیز باید اشاره کرد که ۴۸ درصد طلاق‌ها در همان پنج سال ابتدای زندگی اتفاق می‌افتد.<br />
عوامل زیادی درایران در تغییر شیوه‌ی ازدواج تاثیر دارد که مهم‌ترین آن تغییر جایگاه زن در جامعه‌ی ایران است.<br /><br />
 آمار بیش از ۶۰ درصد از دانشجویان که متعلق به دختران است نشان از آن دارد که آنها حاضر نیستند به جایگاه سنتی خود درجامعه بازگردند. علاوه بر آن آگاهی از حقوق خود به عنوان انسانی برابر با مردان تنش بین ساختار سنتی و جایگاه نوین را افزایش داده که یکی از نمودهای آن رشد پرشتاب آمار طلاق است.</strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talagh2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong> دکتر عطا هودشتیان در مورد روند خودآگاهی زنان می‌گوید</strong>: </p>

<p>جرئت زنان خودش را در طلاق نشان می‌دهد. برخی از طلاق‌ها راه افراط نیز به خود می‌گیرد. هم‌چنان که همه‌ی جنبش‌های آغازین در ابتدای کار راه افراط به خود گرفته‌اند. برای مثال جنبش فمینیستی در آغاز کار بسیار مورد تهمت قرار گرفته است، اما خود این جنبش دریچه‌ای بود برای خودآگاهی جدید زنان در جامعه. مسئله‌ی طلاق، نشانه‌ای ازخروج زن ایرانی از صغارت تاریخی‌اش است.</p>

<p>تا به حال صغارت تاریخی زن ضامن کارنامه‌ی تاریخ مردپسند جامعه‌ی ایرانی بوده است، ولی اکنون با ورود زنان در صحنه‌ی اجتماع، این سامانه‌ی سنتی به چالش کشیده شده است. مسئله‌ی طلاق نتیجه‌ی احساس و روحیه‌ی استقلال فردی در برخی از زنان است و همه‌ی اینها نتیجه‌ی سهمگین ارزش‌های مدرنیته است. البته به مفهومی نیست که مردان طلاق نگیرند ولی زنان بیش‌تر خود را به جلو انداخته‌اند. زنان شهامت پیدا کرده‌اند و آزادی‌خواه شده‌اند. همه‌ی این دلایل به این مفهوم نیست که طلاق پدیده‌ای قابل ستایش است.</p>

<p><strong>نگاه دولت به موضوع طلاق، نگاهی منفی و ضد ارزش است. برای مثال جواد صبور عضو هیئت رییسه‌ی کمیسیون اجتماعی مجلس مهم‌ترین عامل طلاق را جدایی از فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی بر اثر آموزه‌های غربی و تبلیغات منفی و مخربی می‌داند که توسط ماهواره‌ها در جامعه رواج یافته است. (فرارو، ۲۴ اسفند ۱۳۸۸)</p>

<p>نمونه‌ی دیگر نظر زهرا شرف‌الدین، عضو کمیته‌ی راهبردى مرکز امور زنان و خانواده‌ی ریاست جمهورى است که معتقد است: «رعایت نکردن عفاف از سوى بانوان، ارتباط‌‌هاى خارج از خانواده و ارسال پیامک‎هاى مستهجن به همکاران مرد از علل عمده‌ی افزایش طلاق در جامعه است.»به اعتقاد وى در صورتى که زنان به جاى کار کردن، خانه‌دار شوند، نرخ طلاق کاهش خواهد یافت. (تابناک، ۱۱ اسفند ۱۳۸۸)</p>

<p>در مقابل این نگاه منفی، نگاه دیگری وجود دارد: طی دهه‌های اخیر، ازدواج رسمی فقط یکی از اشکال زندگی مشترک دو فرد راتشکیل می‌دهد و الگوها و رفتارهای اجتماعی دچار دگرگونی‌های اساسی و کارکرد سنتی نهاد خانواده دچار تزلزل شده است. این نگاه به ویژه در میان جوانان در کشورهای دیگر دنیا رو به رشد است تا آنجا که به زندگی مشترک به عنوان قراردادی بین دونفر که بر پایه‌ی عاطفه بنیان گذاشته، نگاه می‌شود و نه قراردادی که باید ثبت شود. </strong></p>

<p><strong>راه‌های برون رفت از طلاق</strong></p>

<p><strong>راه حل‌ها و رویکردهایی که برای تداوم نهاد خانواده پیشنهاد می‌شود، بسیار متفاوت است. دکتر عطا هودشتیان به بازتعریف چهار مورد می‌پردازد:</strong></p>

<p>اول آن که دست از سنت‌گرایی گذشته برداریم و قبول کنیم که سن ازدواج باید بیش‌تر شود. یعنی اگر دختری نخواهد در ۱۳ یا ۱۹ سالگی ازدواج کند و بخواهد صبر کند و یا تحصیل کند، این را بپذیریم.</p>

<p>نکته‌ی دوم، خواستگاری که مقوله‌ی اجتماعی، تاریخی و بخشی از سنت ماست و قابل احترام است تنها راه برای ارتباط‌گیری بین دختران و پسران نیست.قبول کنیم که آنها باید بتوانند پیش از ازدواج با هم ارتباط بگیرند. این ارتباط کمک می‌کند تا اگر احتمالاً زوجین با هم تفاهم ندارند، قبل از ازدواج به این شناخت برسند. من خود شاهد زوجینی بوده‌ام که با هم قبل از پیوند زناشویی بیرون رفتند، آشنا شدند و قبل از ازدواج متوجه شدند که نمی‌توانند باهم زندگی کنند.</p>

<p>سوم این که بپذیریم زمانی که اختلاف پیش می‌آید احتیاج به یک نفر سوم نیز وجود دارد. مقوله‌ی مشاور خانواده باید در جامعه‌ی ایران جا بیافتد. البته وجود دارد ولی باید آن را گسترش داد. در بسیاری از موارد طلاق‌ها بی‌دلیل و اختلافات سطحی است. اگر زوجین قبول کنند که درد دل‌های مخفی خود را مطرح کنند، شاید مشاور خانواده بتواند راه حلی پیدا کند.</p>

<p>نکته‌ی آخر هم این است که برخی مواقع راه حل طلاق، راه حل درستی است؛ چه دوران سرسپردگی زنان خاتمه یافته است. چرا یک زن باید به خاطر تفکری که می‌گوید طلاق نباید گرفت و آن را یک امر الهی و خلل ناپذیر تلقی می‌کند، ۴۰ یا ۵۰ سال سلطه‌ی یک مرد ناپسند را بپذیرد؟ بنابراین اگر برداشت‌ها کاملاً متضاد است، طلاق می تواند یک راه حل باشد و به حفظ سلامت روانی هردو کمک کند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></content>
</entry>

</feed>