وبلاگ زمانه


کاشفان فروتن زمانه

رضا امیر رستمی -- آن چه بیشتر زمانه را پدیده می‌کند، خطی است که این رسانه در پیش گرفته است. این خط را هیچ رسانه‌ای خارج از کشور ندارد؛ هر چند همه لاف آن را می‌زنند. زمانه رسانه یک نسل است و ارتباطی که با نسل دیگر دارد. جوان می‌اندیشد و جوان به نظر می‌آید؛ اما هیچ ابایی ندارد که موضوع یا زبان خارج از محدوده سنی خود را بپذیرد. به آن می‌پردازد؛ اما آن را مال خود می‌کند. زمانه سعی می‌کند پلی باشد میان ایرانی خارج از کشور، ایرانی درون کشور، کارشناس و نخبه خارج از کشور و تحصیل‌کرده درون ایران. از این پل بهترین استفاده را می‌کند. زمانه نه در پی تغییر رژیم است، نه در پی گسترش دموکراسی شعاری و نه در پی خودشیفتگی و تفرعن. کار خودش را می‌کند.



به مناسبت دومین سالگرد آغاز به کار زمانه
از رنگ گل روی زمانه تا رنج خار باغبان‌هاش

می‌شود گفت که بعد از دو سال حالا زمانه از آب و گل در آمده است. می‌شود برایش کمتر نگران بود. همه بداخلاقی‌ها در قبال زمانه فروکش کرده است. هم کیهانی‌های عجایب‌المخلوقاتی زهرشان را ریخته‌اند و نتیجه نگرفته‌اند و هم زهرنویسان فولکس کرانتی بددهنی هاشان را کرده‌اند و فراموش شده‌اند. زمانه تا دسامبر سال پیش سخت زیر ضرب بود از همه طرف. در سال جدید میلادی تا این‌جا آسوده بوده‌ایم و مشغول به تحکیم مواضع و سازمان‌دهی بهتر نیروها! بهانه‌جویی‌ها و برچسب زدن‌ها گرچه تمام نشده، اما به غرغر زیر لب تبدیل شده است.



پینگ پنگ رسانه ای ایران و آمریکا

به محمود احمدی نژاد حتما می توان برای مصاحبه اخیرش با شبکه آمریکایی ان بی سی اعتبارها و امتیازاتی داد. او در این مصاحبه با چهره یک سیاستمدار ظاهر شد و از چهره ای که با ذوق زدگی ها و خامدستی هایش از خود ساخته فاصله گرفت. سنجیده سخن گفت و در برخی اظهارات هوشمندانه عمل کرد. نظام سیاست خارجی ایران پس از سه سال کشمکش با او ظاهرا موفق شده او را بسازد و آماده صحنه جهانی کند. او امروز از همکاری با آمریکا سخن می گوید و این را به تکرار در مصاحبه اش مورد تاکید قرار می دهد که آماده همکاری است. لحن اش نرم و آشتی جویانه است و از ادبیات مبارزه جویانه تقریبا خالی است. اما این تمام صحنه نیست.



بازی تمام شده است

وقتی خبر درگذشت خسرو شکيبايی را در سن 64 سالگی شنيدم، بسيار متاسف شدم اما اصلا تعجب نکردم چون از وضعيت جسمی بحرانی او تا اندازه ای باخبر بودم، اگرچه بسياری از نويسندگان و هنرمندان سينمای ايران در پيام های تسليت خود در روز گذشته آن را يک شوک خواندند و چنين نشان دادند که از اين مرگ ناگهانی غافلگير شدند. اما برخی نويسنده ها مثل اميرحسين جلالی در سايت سينمای ما نوشتند «خيلی ها انتظارش را داشتند. معجزه که قرار نبود اتفاق بيفتد». همه می دانستند که شکيبايی به شدت معتاد به مواد مخدر است.



وقتی طنز ترسیمی، نمی‌خنداند

کاریکاتور همیشه نمی‌خنداند. ما کاریکاتوریست‌ها، خیلی وقت‌ها متخصص ایجاد سوء تفاهم هستیم. بعضی‌ها می‌گویند کاریکاتوریست یا کارتونیست، باید حق اهانت داشته باشد؛ باید بتواند به هر کسی و هر چیزی و هر اعتقادی حمله کند. اما وقتی کاریکاتور و یا به قول صحیح‌تر، کارتون در مطبوعات منتشر می‌شود، باید تابعی از اصول روزنامه‌نگاری باشد.



صراحت رسانه‌ای

گفتگوی عباس عبدی، روزنامه‌نگار صریح‌اللهجه ایرانی با سعید حجاریان، تئوریسین گروه بزرگی از اصلاح‌طلبان در ایران شاهد خوبی برای بحث صراحت رسانه‌ای است. حجاریان با بازترین بیان ممکن از بنیادی‌ترین مشکلات جامعه و سیاست ایران حرف می‌زند. موضوع و انگیزه خود مصاحبه هم جالب است: «مدتی است که در خیابان، کسانی که احیاناً من را می‌شناسند بعد از سلام و علیک می‌پرسند که آقای عبدی «آخرش چه می‌شود؟» این سؤال برای همه مطرح است.»



لطفا ما را از این صفحه بیرون کنید

در کنفرانسی جهانی که رسانه‌های مختلف نماینده دارند و بر لزوم آموزش روزنامه‌نگاری تأکید می‌کنند، نمایندگانی از رسانه‌های ایرانی شاید لازم نباشد شرکت کنند؛ چرا که تا اطلاع‌ ثانوی حرف زدن از رسانه‌های مستقل، شوخی بزرگی است که کسی را نمی‌خنداند.



واقع‌گرا باش و ناممکن را طلب کن

جنبش 68 جنبشی در مقابل اتوریته های سنتی و خفقان آور بود. انقلاب ایران هم با نفی چنان اتوریته های جاافتاده ای آغاز شد ولی اتوریته های سنتگرای تازه ای بر جامعه حاکم شد. سلطنت رفت اما شریعت به جای آن نشست. این شاید در جامعه ایرانی که رهبری تاریخی اش میان سلطنت و شریعت تقسیم شده بود نتیجه ای طبیعی بود اما روح جنبش نابود نشد و طی سه دهه بعد، از زیر ضرب اتوریته های مطلق اندیش بیرون آمد. جامعه امروز ایران یکی از ضداتوریته ترین جوامع جهان است.



تحول مفاهیم در ژورنالیسم عصر دیجیتال

به مناسبت سوم ماه می: سازمان ملل شعار خود را برای رسانه های آزاد «دسترسی به اطلاعات و قدرت بخشیدن به مردم» انتخاب کرده است. مایه های قدرت بخشی به مردم دست کم از یک دهه پیش با همه گیر شدن عصر دیجیتال وجود داشته است اما تنها در این اواخر امکانات و افق های تازه خود را نشان داده است و البته هنوز هم چندان که باید عمومی نشده است. نگاهی به رسانه های جریان اصلی در بازار رسانه ای فارسی نشان می دهد که تصورات رسانه ای حاکم همچنان از مدلهای کهنه عصر ما قبل دیجیتال تبعیت می کند.



از وبلاگ‌چرخان باستانی تا گوگل‌خوان امروزی

مشکلات مزمن اخیر برای بلاگ‌رولینگ، ما را در زمانه به این نتیحه رساند که باید این سامانه باستانی را کناری بگذاریم و سراغ فن‌آوری‌ها و روش‌های جدیدتری برویم که هم آن مشکلات عجیب و غریب بلاگ‌رولینگ را نداشته باشد، هم این قدر احساس نکنیم که از دوستان وبلاگی‌مان هم عقب افتاده‌ایم. این شد که تصمیم گرفتیم از امکاناتی که گوگل‌خوان در اختیار همه گذاشته است، یک بلاگ‌چرخان جدیدتر و بهتر برای زمانه بسازیم. بلاگ‌چرخانی که دیگر هر دو روز یک بار از کار نیفتد یا بالا و پایین رفتن وبلاگ‌ها در آن، بستگی به پینگ شدن یا پینگ نشدن بلاگ‌رولینگ نداشته باشد و آن قدر هوشمند باشد که خودش تشخیص بدهد که آخرین بار که یک وبلاگ به‌روز شده، چه زمانی بوده است.



شهروندانِ دولتِ گوگوش

بعد از این‌که نوشته‌های وبلاگی را درباره‌ی اجرای اخیرِ خانم گوگوش در دُبی دیدم – که روایت کرده بودند مردم از اقشار و طبقات و پایگاه‌های مختلف اجتماعی آن‌جا حاضر شده بودند – دریافتم چه اندازه دوست داشتم در کنسرت می‌بودم. دوست داشتم از نزدیک، شهروندانِ دولتِ گوگوش را ببینم که پیر و جوان و مذهبی و بی‌دین و سالم و علیل نمی‌شناسد و مرزهایش به ایران و ایرانی محدود نمی‌شود.



برترین سایت‌های فارسی سال ۸۶

هفت سنگ - برترین سایت‌های اینترنتی فارسی زبان در سال ۸۶ به عنوان یکی از بخش‌های انتخاب «برترین‌های رسانه‌ای سال» انتخاب شدند. نظرسنجی «برترين‌های رسانه‌ای سال» در پایان هر سال توسط مجله اینترنتی هفت‌سنگ برگزار می‌شود و در آن برترین‌های رسانه‌ای در حوزه‌های مختلف توسط اعضای تحریریه این مجله و جمعی از صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه‌های رسانه‌ای انتخاب می‌شوند. امسال در سومین دوره برگزاری در بخش وب‌سایت‌ها، پایگاه‌های اینترنتی در هفت گروه مورد ارزیابی قرار گرفتند.



به اندیشه و تحقیق و تاریخ نیازی نیست

نه نامه‌ی اعتراض اتحادیه‌ی ناشران به وزیر ارشاد و نه هیچ یک از اعتراض‌ها و قهرهای جداگانه و گاه به گاهِ نویسندگان و مترجمان به وزارت ارشاد، خمی بر ابروی وزیر و اداره‌ی نیمه‌تعطیل کتابِ وزارتخانه‌اش نمی‌آورد. موضوع این است که ایشان به خوبی و بهتر از همه می‌دانند در اداره‌ی ممیزی کتاب وزارتخانه چه می‌گذرد. اگر به سخنان دو سه سال اخیر وزیر ارشاد و معاون فرهنگی‌اش نگاهِ دوباره بیندازید، می‌بینید که ایشان «صادقانه» عزم بر این کرده بودند که وضع نشر ادبیات، فلسفه، تاریخ و علوم اجتماعی و انسانی در ایران به چنین روز و حالی برسد.



کتاب و کودک

خیلی دوست دارم یک چاپخانه داشته باشم در سمرقند. نه به خاطر این که عاشق کتابی به زبان تاجیکی و خوشرنگ هستم، بلکه به خاطر این که کودکان تاجیک به آن نیاز دارند. چنان نیاز دارند که یادشان رفته کتاب می تواند نو باشد، کتاب می تواند با زبان تاجیکی باشد با زبان مادری خودشان
باشد. کتاب می تواند مال خودشان باشد.



نگاهی به فيلم فتنه
جنگ صليبی ويلدرس عليه اسلام

فيلم فتنه مطلقاً فاقد ارزش های هنری و سينمايی و تنها در حد يک موعظه سياسی، تبليغاتی و ايدئولوژيکی است که در کارزار تبليغاتی غرب عليه جهان اسلام ساخته شده است.
خيرت ويلدرس با ساختن اين فيلم، اروپایيان را به جنگ صليبی تازه‌ای عليه مسلمانان جهان فراخوانده است.



نوروز، احمدی‌نژاد و مارلون براندو

۱۸ دقیقه از ساعت ۹ روز اول فروردین گذشته و چشم میلیون‌ها ایرانی به شبکه‌های مختلف تلویزیونی دوخته شده بود تا با شنیدن صدای شلیک توپ از جعبه‌ی جادویی، آغاز سال جدید را جشن بگیرند و احیاناً هریک به فراخور اعتقاد خود، شکرگزارخدای خود باشند. اما شبکه‌های مختلف تلویزیونی هم‌صدا شده بودند تا یادشان برود سال تحویل شده است!



شلیک به مطبوعات

واقعیت این است که گرچه دولت می خواهد مردم را بترساند و ادب کند و سلطه خود را قاهر و مطلق نشان دهد اما از مردم می ترسد. دولت و حاکمیت در ایران گرفتار دور سازش و ستیز با مردمی است که نمی خواهند رعیت باشند و نمی خواهند دولت بر ایشان خدایگانی کند. دولت احمدی مثلا اگر در یک کشور یکدست حکومت می کرد اصلا نشریه ای که تعطیل کند نمی داشت. همه گوش به فرمان بودند. مگر چه کسی در شوروی سابق یا در ترکمنستان فعلی نشریه ای را لغو مجوز کرده است؟ ایران اما دچار دوپارگی اجتماعی عظیمی است که از اتفاق پاره کمتر-رشد-یافته اش بر پاره رشد-یافته تر سلطه سیاسی پیدا کرده است.



رسانه های زنانه؛ قدرت نیمه ی پنهانی که آشکار می‌شود

درواقع داشتن تریبون حتا در حد یک سایت اینترنتی برای فعالان جنبش زنان، از ابزار مهم قدرت اجتماعی محسوب می شود. سایتهای خبری و اطلاع رسانی زنانه و وبلاگهای زنان، نه فقط موجب گسترش توجه عمومی به جنبش زنان ایران شده اند که گویش متداول رسانه ای را نیز که همواره از پرداختن به مسائل پشت پرده خانواده ها ابا داشت و در مسیر حفظ شرایط موجود قدم برمی داشت، دگرگون کرده اند.



زمانه به چه معنا وبلاگی است؟

بر خلاف آنچه پارسا از جریان غالب رسانه ای برداشت می کند، پیروی وبلاگها از پوشش رسانه ای «رسانه های جریان اصلی» نیست که آنها را از ابداع دور می سازد. نفس وبلاگ نویسی است که با جریان غالب فاصله گذاری می کند. مساله اصلی در اینجاست که وبلاگها رسانه های خودمانی هستند و آینه فرهنگ غیررسمی. اینکه محتوای آنها چیست مساله ثانوی است. روش کار است که مهم است. یعنی نفس برخورد فعال آنها با خبرها و گزارشها و نظرهای مطرح شده اهمیت دارد. زیرا کاشف نگرشی است غیررسمی. زمانه این معنا از وبلاگی بودن را بنیادین می بیند.



کارنامه وبلاگستانی زمانه

رادیو زمانه شعار باز بودن همه درها را به روی همه می‌داد و اعلام کرده بود که از هرگونه مقاله، پیشنهاد، مطلب، نقد، پادکست یا رادیوبلاگ که از وبلاگستان آمده باشد استقبال می‌کند. به تدریج و با گذشت زمان معلوم شد زمانه به طور منفعلانه تنها از نوآوری‌های وبلاگستانی به طور گزینشی و سلیقه‌ای یا انعکاس اتفاقات کلی با دادن لینک به وبلاگ‌های رجال سیاسی، ژورنالیست‌های اصلاح طلب، نویسندگان مشهور ... استقبال می‌کند و فعالانه دنبال بسترسازی و اختصاص بخش ویژه‌ای از ظرفیت رسانه‌ای خود به وبلاگستان نیست.