تاریخ انتشار: ۲۹ تیر ۱۳۸۷ • چاپ کنید    

بازی تمام شده است

پرويز جاهد

رسانه ها همه از شکیبایی می گویند. خوب هم هست. او بازیگر مهمی بود. ستاره ای بود. اما در این گفتن ها آنچه پنهان می کنند تاسف انگیز است. شکیبایی با خود هر چه کرد چیزی پنهان نبود. پس بهتر است تمام شکیبایی را ببینیم و با آنچه بود و آنچه هستیم روبرو شویم و خود را از خودمان پنهان نکنیم. اینجا دیگر محل بازی نیست. بازی تمام شده است.

خسرو شکيبايی هيچگاه بازيگر محبوب و مورد علاقه من نبود اما بازيگر خوبی بود و در فيلم های مهمی مثل هامون، سارا، کاغذ بی خط، کيميا و چند فيلم خوب ديگر بازی کرد. تنها نقشی که از شکيبايی دوست دارم بازی درخشان اش در سريال روزی روزگاری است که به اعتقاد من از بهترين سريال های تلويزيونی توليد شده پس از انقلاب است و تا کنون سريالی در حد و اندازه آن توليد نشده (در کنار کوچک جنگلی).

وقتی خبر درگذشت خسرو شکيبايی را در سن 64 سالگی شنيدم، بسيار متاسف شدم اما اصلا تعجب نکردم چون از وضعيت جسمی بحرانی او تا اندازه ای باخبر بودم، اگرچه بسياری از نويسندگان و هنرمندان سينمای ايران در پيام های تسليت خود در روز گذشته آن را يک شوک خواندند و چنين نشان دادند که از اين مرگ ناگهانی غافلگير شدند. اما برخی نويسنده ها مثل اميرحسين جلالی در سايت سينمای ما نوشتند «خيلی ها انتظارش را داشتند. معجزه که قرار نبود اتفاق بيفتد». همه می دانستند که شکيبايی به شدت معتاد به مواد مخدر است و در هر محفل هنری که می رفتی از اعتياد او حرف می زدند اما اين عادت ما ايرانی هاست که ضعف های هنرمندان مورد علاقه مان را بعد از مرگ ناديده گرفته و آن را پنهان و لاپوشانی کنيم. اين پنهان کاری و رياکاری در جامعه هنری ايران به شدت رواج دارد تا حدی که گزارش های پزشکی نيز علت واقعی مرگ برخی آدم های سرشناس و محبوب را اعلام نمی کند و رسانه های داخلی نيز از گفتن حقيقت می پرهيزند.
علت مرگ شکيبايی را ايست قلبی نوشته اند. برخی سايت های خبری نيز مرگ او را به خاطر سرطان کبد اعلام کرده اند. من نمی توانم با قطعيت بگويم علت واقعی مرگ شکيبايی اعتياد او بوده اما اگر بپذيريم که او دچار اعتياد شديد بوده، پس می توان اين احتمال را داد که مرگ زودرس و نابهنگام و تاسف آور اين بازيگر محبوب سينمای ايران ناشی از اعتياد به مواد مخدر بوده. هنرمندان زيادی در سال های اخير بر اثر اعتياد به مواد مخدر در سن های جوانی يا ميان سالی از دست رفتند. افراد خلاقی که هنوز فرصت برای خلق آثار هنری داشتند اما به خاطر ضعف جسمی و بيماری ناشی از اعتياد، نتوانستند نقش خود را تا آخر بازی کنند. هنرمندانی چون اکبر مشکين، پرويز فنی زاده، فرهاد و فروغی و شاعرانی چون نصرت رحمانی و م آزاد از جمله قربانيان اعتياد بودند اما اصلا يا کمتر در بيوگرافی آنها از اعتيادشان به مواد مخدر گفته شده است. در اين ميان کار برخی هنرمندان مثل داريوش اقبالی استثناست که بعد از ترک اعتياد، شجاعانه به اعتيادشان اعتراف کرده اند و با اين کار خواسته اند ديگران از زندگی آنها عبرت گرفته و به راه آنها نروند.

من نگران سرنوشت تعدادی از خلاق ترين آدم های سينمای ايران هستم که آلوده مواد مخدرند و به دليل همين مشکل، توانايی تکميل پروژه های خود را ندارند و از اين رو کمتر تهيه کننده ای حاضر است روی کار آنان سرمايه گذاری کند.

مرگ اسفناک شکيبايی، شايد هشداری باشد برای جامعه هنری ايران که به بازنگری درونی خود بپردازد و علت واقعی مرگ های زودرس اعضای خود را رياکارانه پنهان نکند بلکه به جای آن به کشف و ريشه يابی علت ها و انگيزه های روحی، مالی و اجتماعی آن پرداخته و در درمان و پيش گيری آن بکوشد. بهتر است که به خود دروغ نگوييم و از بيان حقايق تلخ واهمه نداشته باشيم.

نظرهای خوانندگان

لاپوشاني يكي از سنت هاي ايراني است،والا 700 سال پبش حافظ نمي گفت:
واعظان كاين جلوه بر محراب و منبر مي كنند
چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند
راقم از احوالات زنده ياد شكيبائي بي اطلاع است و آگاهي اش در حد حرف اين وآن.ولي نكته در اين جاست كه هر كدام از بزرگان هنر ما چيزي براي پنهان نگاه داشتن،دارند.آخر اين اسفناك نيست كه ما يك بيوگرافي منقح و به معناي درست كلمه در باب هيچ يك از اين سرآمدان نداريم؟ من يكي از عمده ترين دلايل را راز هاي مگوي آنان مي دانم و روحيه قهرمان پرستي ايراني كه قهرمانش بايد بري از هر عيب باشد و تاسف آور اين كه روشنفكرمان نيز چنين مي انديشد.
قضيه شاملوي بزرگ و دكتر سالمي را كه از ياد نبرده ايد؟

-- شهاب ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

worst article ever, just look at your self , does anyone mention anything bad in your bio?!?!? what are you thinking

-- بدون نام ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

Man motaghed hastam, arzesh haye vala ye ishan ro tanha dar (bimari ye etiyad) nabayasti penhan kard.
Zendegi ye shakhshiyash boud va bas. Ma ra che mishavad danestane aan...
Anche ahamiyat darad, feghdane yeki az bozorgtarin honarmanad e Iran zamin hast.
Ensani bozorg boud va binahayat zolal. Man hamvareh az tamame kar hashan be khoubi yaad mikonam. Estesnaee boud in mard!
Agar forsati dashtid deklameh haye estesnaee ishan ro ke baz khani ye shaer haee chon Sepehri va Salehi st ro morour konid.
Be vozouh pey khahid bors cheghadr in ensan asheghaneh mikhanand az zendegi, az eshgh, az boudan, az aadami...
Rouhash shad.

-- Mehdi Aslanzadeh ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

واقع نگري آقاي جاهد و شهامت ايشان در بيان حقيقت که براي بسياري از روزنامه نگاران گريز از آن متاسفانه نشانه اي از اخلاق والاي حرفه اي و حفظ حرمت حريم شخصي تلقي ميشود،بسيار بارزش و شايسته قدرداني است.

-- حقگو ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

سرطان کبد یا ایست قلبی یا دیابت. مهم نیست. همه می دانیم. اما هامون هر چه بود یک انسان بود و رفت...

-- ایمان ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

این متن را دوست نداشتم آقای جاهد. حالا که چه خسرو یا هر کس دیگری معتاد است یا نه؟ اگر شما خیلی برای‌تان مهم بود که خسرو بر اثر این عارضه فوت نکند، پیش از مرگ‌ش کاری می‌کردید نه حالا که مثلا چه بشود؟ او رفته است چه با اعتیاد چه بی‌اعتیاد. او رفته است و مانده است اما آیا شما هم خواهید ماند مثل او؟

-- دل چرکین ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

ajab adaame hasoudi hasti shoma, saratane kaabede ishun ro dustaneshun midunestan, am shoma mikhay nadid begiry hatman inkaro bekon. agar ham mikhay dars ebrat bedi sujeh haye behtary ro entekhab konid

-- بدون نام ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

ajan aadam e hasoudi hastid shoma, aghe mikhahid dars ebrat bedin sujeh haye behtari hast

-- susi ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

عزیز من شما با کدام صلاحیت پزشکی یا خبر متقن یا عق اخلاقی بر مبنای یک فرض که در افواه جامعه ما ناپسند است در رسانه عمومی از هنرمندی که فرصت دفاع ندارد انتقاد می کنی، جناب جامی این است معنای اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری?

-- پویا ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

در بلاگ نیوز لینک داده شد .
هشدار آقای جاهد را باید جدی گرفت ، وقتی هنرمندی ، حتی به استادی آقای شکیبایی قدر خود نمی داند ، ...، هنرمندان الگوی بسیاری هستند و همین امر مسئولیت سنگینی بردوششان قرار می دهد ، آن از مسئولین و این از...

-- فرهاد حیرانی ، Jul 19, 2008 در ساعت 01:26 PM

من نمي فهمم چرا وقتي يك نفر (مثل اين مقاله آقاي جاهد) حرف منطقي و درستي مي زنه يه عده مي پرند وسط هي توي سر خودشون مي زنند و ميگند: " اصلا خودت چي؟ خودت چي كار كردي؟ خودت كي بودي؟ و..."
حرف منطقي و راست رو از هر كسي بايد شنيد. اما ما ايراني ها اصولا آدم هاي مغروري هستيم. اين ها رو براي "دل چركين" و "بي نام نوشتم".
آقاي جاهد به شجاعت و منطقي بودنت درووود

-- عليرضا ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

سلام
نمي‌دانم در نوشته‌هايتان چه بود كه اصلا به دل نمي‌نشست... ولي هرچه كه بود، قطعا دلسوزي، حسن نيت، صداقت و حتي هشدار هم نبود... اين‌كه كسي معتاد باشد، به خودش مربوط است و مانع از داشتن حصوصيات خوب انساني نمي‌شود. آنقدر غرض‌ورزي در نوشته‌‌اتان به چشم مي‌خورد كه اثر خودش را از دست داده... فقط حال من رو كه به‌هم زد.

-- قرباني ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد دست مریزاد!
در این دنیای پر از خالی بندیهای بیهوده که با جان ما ایرانیان درآمیخته این که فردی شهامت گفتن حقایقی را دارد که بر مذاق بسیاری اهل حال و احساسهای تو خالی خوش نمی آید بسیار ستودنی و قابل تقدیر است. شما نشان دادید که اصول اولیه و در عین حال اصلی ویژگیهای یک روزنامه نگار را در خود به خوبی دارید.
خسرو شکیبایی بسیار خوب و محبوب. در این شکی نیست. اما آنچه که او با خود و جان و تن و هنرش کرد درست بود؟
سپاس فراوان و پاینده و برقرار باشید.

یک دوست

-- دوست ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد شما با این حرفها به اندازه آقای شکیبایی بزرگ نمیشوید
خسرو شکیبایی با اعتیادش نزدیک به سی سال به این مردم خدمت کرد و براشون خاطره به جای گذاشت شما که اعتیاد ندارید چه گلی به سر این مردم زدید ؟

-- حمید ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

واقعاً این مطلب به چه دلیل نوشته شده؟آیا زندگینامه ی خسرو شکیبایی چاپ شده و این بخش از زندگی او کنار گذاشته شده که شما این قدر نگران شده اید.بر چه اساس خسرو شکیبایی را معتاد می دانید.شایعات و حرف های محافل؟
آقای صدرعاملی دیشب در تلویزیون اشاره کرد که سر صحنه فیلم شب,خسرو شکیبایی فقط قرص هایش را می خورده و آمپول هایش را می زده و چیز دیگری از او ندیده.خوب است جواب دهید که واقعاً انگیزه تان از نوشتن این مطلب چه بوده؟

-- علیرضا ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

جاهد عزیز شجاعت ات عالی بود .ممنون که حس ات را ابراز کردی ! من به جایی رسیده ام که کارهای بیرون داده شده ی هنرمندان را دوست دارم نه شخصیت بد و خوب زندگی شان .

-- هادی خوجینیان ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

خسروشکیبایی بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران میباشد وتلاش بی وقفه او وقدرت والی اوبیانگر فردی پاک میباشد واز روی ظاهر یک فرد قضاوت نکنید وجدان داشته باشید

-- وجدان ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

فکر میکنم انقدر معتاد دیده باشیم که به راحتی میشه تشخیص داد که خسرو هم گرفتار این مسئله بود ولی چه خوبه دید منتقدانه ی خودمونو اصلاح کنیم... مامان بزرگم حرف قشنگی میزد و میگفت: شیطون از مرده دست برمیداره اما آدمیزاد نه!!! قصه ی خسرو هر چی بوده تموم شده، مهم اینه که ما که هستیم چه میکنیم؛ شاید فردا روزی وضع ما از خسرو وخیم تر باشه!! بهر حال با تمام این حرفها نمیشه توانائیهای او،محبت و صدای گرمش رو انکار کرد.... تنها خدایش بیامرزد که اگر به ما باشد از نبی خدا هم ایراد خواهیم گرفت چه برسه به خسرو و غیره... و چه غمگنانه است آنکه 64 سال میزیست و 64 سال نفس میکشید دیگر تنفسی در این جهانش نباشد... "عبادت بجز خدمت خلق نیست"....

-- بدون نام ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

اگر خسرو زنده بود و این حرفها را میزدید حرفی نبود ولی حالا که مرده و دستش از این دنیا کوتاه شده، نوشتن این مطلب اصلا صحیح نیست.
خسرو هر چی که بود، برای خیلی از مردم عزیز و دوست داشتنی بود. پس چرا سعی میکنیم با نوشتن چنین مطالبی طرز تفکر عده ایی را نسبت به وی عوض کنیم.
من خودم به مدت 2سال اعتیاد داشتم و هیچ ترسی هم از بازگو کردن آن نداشتم و ندارم. واقعا اعتیاد بیماری است که تا کسی به آن دچار نشود نمی تواند بفهمد که معتادان چه دردی دارند. خیلی ها تصور میکنند که فرد معتاد به خاطر حس لذت و هوس از مواد مخدر استفاده میکند ولی بخدا که اینطور نیست. شاید در ابتدای کار چنین حس و هدفی در سر فرد باشد ولی وقتی که گرفتار آن شد دیگر جدایی از آن بسیار سخت است و نیازمند یک تحول عظیم درونی و یک صبر و تحمل زیاد است که همه کس از آن برخوردار نیست.
خسرو جان چه با اعتیاد و چه بدون اعتیاد دوستت داریم و در یادمان خواهی ماند.

-- محمدرضا ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد عزیز
اعتیاد را اینجا در ایران می شناسند و نه در لندن.
اینکه چرا فلان و بهمان معتاد بودند و چه کردند و چه بر سر خودشان می‌آورند حدیث مفصلی است که فکر نمی کنم شما از لندن قادر به درک آن باشید.
نکته دیگر اینکه بین محبوبیت و بازیگر خوب بودن هم فرق است.
شکیبایی بی شک محبوب بود اما اینکه چرا شما از آن سو مایلید خلاف آب شنا کنید و دانش نداشته تان را به رخ بکشید و بگویید بازیگر محبوب من نبود اگر نشان از خود بزرگ بینی شما نباشد قطعا حکایت از زمان ناشناسی شما برای نقد عزیزی چون شکیبایی است.
در پایان امیدوارم همه ما صادق باشیم و نه اینکه از عکسی دیگر برای خودمان استفاده کنیم و دم از صداقت...............

-- بدون نام ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

hich rabti nadasht agahye Jahed va kamelan bija bood tamame sohbathaye ke inja farmoodin. mozheke; chera ghati mikonin zendegi shakhsish ro ba oonche ke tooye zendegi honarish baraye khodesh shode? be shoma che marboote ke in adam chikar mikarde too khalvatesh? aghean taasofavare

-- binam ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

این هم نگاهی می تواند باشد وحرفی، هرچند که کمی تنگ بینانه به نظر می رسد و جای بحث زیادی باقی می گذارد. به هرحال معتاد یا بیمارقلبی ایشان هنرمند بزرگی بودند که در ارتعاش صدا و نگاهشان احساس موج می زد و آنچه که اکنون همه را غمگین و متاسف کرده بیشتر از آنکه سینما یا سرنوشت جامعه ی هنری ایران باشد فقدان خود ایشان است. آن هم به خاطر این حقیقت که آقای شکیبایی یک پرسوناژ مردمی بود. او نه تنها در بیشتر نقش هایی که به او محول می شد به عنوان بازیگری توانا و مسلط ظاهر می شد بلکه مهم تر از آن دارای این ویژگی بود که می توانست از طریق نقش هایش با مردم یک ارتباط حسی و عاطفی برقرار کند طوری که پس از رفتنش همه احساس می کنند عزیزی را از دست داده اند وحتی قسمتی از خودشان و گذشته شان را چرا که با او ارتباط برقرار کرده بودند . طبیعی ست وقتی عزیزی می رود چرای رفتنش بی اهمیت می شود و هر چه می ماند جايي ست که خالي مانده است. روحش آزاد

-- آزاده طاهايي ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد به عقیده من این مقاله مشکل زیاد دارد ، اولین و بزرگترین آن عدم اطمینان شما از گفته هایتان است .
فراموش نکنید که اعتیاد هر کس به خودش مربوط است و متاسفانه بسیاری از برترین هنرمندان ( چه ایرانی چه غیر ایرانی ) به مواد مخدر اعتیاد داشته و دارند .
ما چنین حقی نداریم که به آنها خرده بگیریم ، شاید برای مرگ خود این روش را انتخاب کرده اند .
جالب است ، اگر هنرمندی خودکشی کند ( با هر وسیله ای مثلا سیانور ) همه در فکر فرو می روند و ناخودآگاه این هنرمند را می ستایند و ارزش بیشتری پیدا می کند ، اما اگر کسی با مواد مخدر خودکشی تدریجی کند افرادی سعی در منفی شمردن این مسئله می کنند .
خسرو شکیبایی اعتیاد داشت و فقط شما نیستید که این را کشف کرده اید ، با چند نگاه به این هنرمند می شد این مسئله را دریافت اما پس از مرگش جز خاطره ی او چیزی مهم نیست ، پس تلاش کنید به جنبه های هنری زندگی او بپردازید نه جنبه های خصوصی که به شما ارتباطی ندارد .

-- ویدا ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

جناب جاهد بهتر است بفرمایند از خودشان مایه بگذارند و نه از دیگران ... ! ... خودسانسوری را در مورد خودشان به نقد بکشند ... مطمئنا ایشان هم مانند همه نکات منفی دارند که بواسطه خودسانسوری پوشیده مانده است ....
حال با فرض اینکه بوده ... و به این علت هم فوت کرده ... اول این که زندگی شخصی شکیبایی بوده و واکاوی آن، نقض حریم خصوصی افراد است ... می شود کاری که روزنامه های زرد می نمایند ....
دوم اینکه، آقای جاهد چرا خود را قیم هنرمندان می دانند ؟! ... خوبست که این قشر خودشان جز طبقه روشنفکر هستند و عوام محسوب نمی شوند که افراد مختلف، خود را قیم آنان بدانند ...!

-- khorashad ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

در جواب دوستی که شهامت آقای جاهد را ستوده باید بگویم که دخالت در مسائل خصوصی دیگران نامش فضولی و جسارت است نه شهامت .
و در جواب دوستی که گفته بود هنرمندان مسئولیت سنگینی به دوش دارند ... باید بگویم که مسئولیت آنها هرچه که باشد ، والاتر از خلوت خودشان و تمایلات فردیشان نیست ، بگذارید در این یک مورد آنطور که می خواهند رفتار کنند .

-- ویدا ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد
حرف شما متین بود و محلی از اعراب داشت اگر به وقت مناسب و به دور از غرض ورزی بیانش می کردید.کسی چون شما باید بهتر بداند که هر کلام و هر تحلیل کی، کجا و چگونه باید بیان شود تا تاثیر مناسبی بر روی مخاطبش بگذارد.( به گمانم قصد شما از این افشاگری! همین بوده است ) خسرو شکیبایی، فارق از این که هنرمند مورد علاقه شما بود یا نه، محبوب دل هزاران ایرانی عام و خاص بود که کاری به کار پشت پرده ها ندارند و از نفس اتفاقی که بر صحنه تئاتر می افتد یا بر پرده سینما می تابد، لذت می برند.فرصت تحلیل و بررسی و موشکافی معضل اعتیاد هنرمندان و روشنفکران و دیگرانی از این دست، برایتان باقی بود اما وقتی دیگر، نه درست روز خاکسپاری این هنرمند. با این مقاله کوتاه نه چندان بی طرفانه، در عوض جلب موافقت وهمدردی مخاطبان، شاید که مخالفانی جدی برای خود تراشیدید. شکیبایی معتاد یا غیرمعتاد، هنرمند بود و آفریننده، همان قدر که فرهاد و فروغی و مشکین و فنی زاده و رحمانی و م. آزاد. هر چه فکر می کنم نمی فهمم این متن بی وقت، چه گره ای از معضل یک نسل رو به تمامی باز کرده؟ امیدوارم که وقت پاسخ دادن به سوالاتی از این قبیل، دست کم با خودتان روراست باشید!

-- ندا ایرانی ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

حالا چی رو ثابت کردی آقای جاهد؟ شکیبایی برای سینمای ایران پدیده بود و اعتیاد یک جنبه از زندگی خصوصی اش است. به ما چه ربطی داشته که در مواد مخد رمصرف می کرده است.

-- کاوه ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

پرویز جاهد گفته است که از بازی خسرو شکیبایی چندان خوشش نمی‌آمده. اما من هم که شیفته بازی او در چند فیلم هستم دست مریزاد می‌گویم به جاهد بابت این نگاه و درک. مطمئنا پرویز جاهد می‌توانسته متنی سانتی مانتال بنویسد در رثای مرگ خسرو شکیبایی. از همان‌ها که این یکی دو روزه چند ده‌تایش را دیده‌ام. و خود هم بهتر می‌دانسته که نوشتن چنین مطلبی فحش‌خوری ملسی نصیب نویسنده می‌کند. اما زنده باد پرویز جاهد؛ بالاخره جایی کسی باید آغاز کند.

-- هوشنگ ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

Many thanks for your honesty! This is what engaged journalists should do.

-- sahba alasti ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

سلام... هشدار شما به جاست آقاي جاهد، ولي هيچ فكر كرده ايد دليل اين انكار يا چشم پوشي ناپخته چيست؟ به نظر من مشكل از اينجا ناشي مي شود كه اعتياد را جزو "رذيلت هاي اخلاقي" قرار داده اند و همه ما هم پذيرفته ايم. وقتي چيزي برچسب غيراخلاقي گرفت، همگان مي كوشند كه خود و نزديكانشان را بري از آن نشان دهند. اعتياد خوب نيست، خانمان برانداز است، ضد زندگي است ولي غير اخلاقي نيست و مهمتر آنكه معتاد يك انسان است.

-- يلدا كوهي ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

متاثر از فقدانش باید بگویم که در جامعه کنونی رد پای استفاده از مواد مخدر در عرصه هنر و سینما امر بعید و شگفت انگیزی نیست و این حتی شامل حال بزرگان دنیای موزیک پاپ و راک هم میشود . طرح و عمده کردن مسئله استفاده و یا حتی اعتیاد به مخدرات که موضوعی در حریم خصوصی افراد است ، چه هنرمند و چه غیر ، بخودی خود نوعی کالای اخلاقی است که طبعا با این چنین نامی بهتر استفاده میشود : اخلاق دولا ارض !!!! این فضل و آداب فروشی همان اخلاق دولا ارضی است که برخی در آن بسیار هنرمند هستند و بس ! .
برای من مرگ شکیبائی موجبات تاثر و تاسف فراهم میکند که انسانی دوست داشتنی دیگر در میان ما نیست .

-- said.kamran21 ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

روحش شاد.

اصولا یک شخصیت هنری مثل هر فرد دیگری دارای یک بعد اجتماعی هست و یک بعد شخصی و خصوصی.

در بعد اجتماعی البته مسئولیت دارد ولی در بعد شخصی مثل هر فرد دیگری متعلق به خودش هست.

بعضی از عرصه ها یه سری چیزا رو میطلبه.
یعنی راه دیگه ای نیست.
هنر با عمل گره خورده و هیچ ﮐس نمیتونه این واقعیت رو انکار کنه.

-- شهاب ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد ای کاش شهامت این را داشتید که در زمان حیات ایشان افتخار این پرده برداری را پیدا می کردید تا ایشان هم بتوانند جوابیه شان را در همین صفحه منتشر کنند هر چند که معتاد! وارسته ای بود که به جای این حاشیه های زرد روی هنرش متمرکز بود.

-- مینو صابری ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

شما به نظر من اخلاق حرفه ای را رعایت نکردید ،اما انسان موجودی مختار آفریده شده! تو همه جای دنیا اعتیاد هست بین آدم های سرشناس یا معمولی! همین الآن کلی از مدیران یا سردم دارای تو همه جای دنیا معتادن! تنها چیزی که مهم هست اون چیزی هست که تو وجود خسرو یا خیلی از آدم های موفق ما هست که اونها را متمایز می کنه ! اگه یاد بگیریم که با بخل بهم نگاه نکنیم اونوقت می فهمیم "راجرواترز" که محبوبیتش تو جهان بی نظیر هست یا "بیتلز "و... اینها هم مخدر مصرف می کنند ! نکته اینجاست : اگر شما مخدر مصرف کردن رو یک ضعف میدونید، یا بیماری، پس ببین اون آدم چقدر قدرتمند بوده که با این ضعف باز هم این همه محبوب و اینهمه کار بلد و صاحب سبک هست!معتاد بود یا نبود هامون ایران بود و ما حق نداریم به حریم زندگی خصوصیش وارد بشیم!در ضمن شما رو به تحقیق در مورد سبک سایکدلیک در هنر دعوت میکنم که ترجمه اش به فارسی میشه هنر روانگردان!اونوقت متوجه خواهید شد بسیاری از مخدرها در تمامی جهان و بین بسیاری از نوابق استفاده میشده
البته من قصدم از نوشتن این متن دفاع از معتادین نیست. ولی حرف اصلی من این هست که به هر چیری همون جوری که هست نگاه کنیم و اگر همه ما خودمون را حرفه ای فرض میکنیم در حیطه فعالیت های کاری همدیگر را ارزیابی کنیم ! در زندگی شخصی هر کسی میتواند کاری انجام بدهد که دوست دارد!مهم این هست که در زندگی حرفه ای کارش را به بهتربن وجه انجام بدهد و نام آور باشد.مردم اگر میخواهند خسرو را الگو کنند باید تلاش 40 ساله او را الگو کنند اخلاق حرفه ای او را ! من تمام مدتی که امروز در تالار وحدت و بهشت زهرا بودم فکرم مشغول این بود که روزی که من میمیرم آیا من را در قطعه هنرمندان دفن خواهند کرد؟ من هم مثل خسرو از "هنرهای زیبا" فارق التحصیل شدم اما به این فکر میکردم خسرو در این 40 سال فعالیت هنری چه کرده که امروز در قطعه هنرمندان آرام گرفته!این شکوه جمعیت هیچوقت نمی تواند تصادفی باشد.

-- هانیه ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد
اصولاً می گویند منتقد مغرض فیلمساز شکست خورده است نشنیده بودیم بازیگر شکست خورده باشد!
شنیدیم شما چند صباحی مشغول تحصیلات تکمیلی سینما بودید نوشتن چنین مقاله ای حاصل همان دوران است؟
در حیرتم که هدف شما از نوشتن این مقاله چه چیزی بوده ؟ روشنگری؟ چه نکتهء حیاتی در این راز نه چندان پنهان نهفته بود که افشای آن را واجب می کرد؟
شاید خیال می کردید با نوشتن این مقاله فرهنگ سازی می کنید؟ فرهنگ پرده دری؟

بله! همه می دانند که اعتیاد آفت است اما این مطلب کشف شما نیست. بهتر است فرهنگ سازی را به ظرافتهای اهل هنر واگذار کنید و شما هم روی آثار هنری آنان نقدتان بنویسید و یادتان باشد که اگرچه نقطه ء ضعف خسرو شکیبایی اعتیاد او بود اما کسی را با این نقطه ضعف آزار نمی داد و حرفه اش را آلوده نمی کرد!

ولی در هرصورت خوشحالم از اینکه صداقت داشتید و ابتدای مطلب علت نوشتن این مقاله را عنوان کردید و خوشحالم که بیش از دو ماه در کلاسهای درس شما ننشستم.

-- صدف فراهانی ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

شما به نظر من اخلاق حرفه ای را رعایت نکردید ،اما انسان موجودی مختار آفریده شده! تو همه جای دنیا اعتیاد هست بین آدم های سرشناس یا معمولی! همین الآن کلی از مدیران یا سردم دارای تو همه جای دنیا معتادن! تنها چیزی که مهم هست اون چیزی هست که تو وجود خسرو یا خیلی از آدم های موفق ما هست که اونها را متمایز می کنه ! اگه یاد بگیریم که با بخل بهم نگاه نکنیم اونوقت می فهمیم "راجرواترز" که محبوبیتش تو جهان بی نظیر هست یا "بیتلز "و... اینها هم مخدر مصرف می کنند ! نکته اینجاست : اگر شما مخدر مصرف کردن رو یک ضعف میدونید، یا بیماری، پس ببین اون آدم چقدر قدرتمند بوده که با این ضعف باز هم این همه محبوب و اینهمه کار بلد و صاحب سبک هست!معتاد بود یا نبود هامون ایران بود و ما حق نداریم به حریم زندگی خصوصیش وارد بشیم!در ضمن شما رو به تحقیق در مورد سبک سایکدلیک در هنر دعوت میکنم که ترجمه اش به فارسی میشه هنر روانگردان!اونوقت متوجه خواهید شد بسیاری از مخدرها در تمامی جهان و بین بسیاری از نوابق استفاده میشده
البته من قصدم از نوشتن این متن دفاع از معتادین نیست. ولی حرف اصلی من این هست که به هر چیری همون جوری که هست نگاه کنیم و اگر همه ما خودمون را حرفه ای فرض میکنیم در حیطه فعالیت های کاری همدیگر را ارزیابی کنیم ! در زندگی شخصی هر کسی میتواند کاری انجام بدهد که دوست دارد!مهم این هست که در زندگی حرفه ای کارش را به بهتربن وجه انجام بدهد و نام آور باشد.مردم اگر میخواهند خسرو را الگو کنند باید تلاش 40 ساله او را الگو کنند اخلاق حرفه ای او را ! من تمام مدتی که امروز در تالار وحدت و بهشت زهرا بودم فکرم مشغول این بود که روزی که من میمیرم آیا من را در قطعه هنرمندان دفن خواهند کرد؟ من هم مثل خسرو از "هنرهای زیبا" فارق التحصیل شدم اما به این فکر میکردم خسرو در این 40 سال فعالیت هنری چه کرده که امروز در قطعه هنرمندان آرام گرفته!این شکوه جمعیت هیچوقت نمی تواند تصادفی باشد.

-- هانیه ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

Baraye roohe shakibaei aziz talabe aramesh mikonam va baraye akhlaghe rooznamenegariye shoma moteasefam.

-- بدون نام ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

khodayash.byamorzadash.honarmard........khoby.bod...........

-- mohammad ، Jul 20, 2008 در ساعت 01:26 PM

حقیقت تلخه برادر جان! مثل ته خیار!

-- م ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

مهم اینه که نه دل کسی و آزرد و نه کسی و رنجوند.

-- Sahar ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

jenabe jahed inke khosro shakibaee be che elat fot kard chizi az arzeshhaye ishon kam nemikone vali shoma ba darje in khabar masalan che moshkeliro az jameye honari mikhastin hal konin age moshkeli hast farater az in harfast va moteasefane geribangire aksariyate mardome iran pas ba gheybat poshte sare mordeye bi defa hichkas darse ebrat nakhahad gereft

-- neda ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

قبول

خسرو معتاد بود.
خب که چی.

همه میدونن که خسرو یک فرد بسیار لوطی و و خاکی و مهربان بود.

جناب جاهد !

کار یک منتقد نقد فیلم و بازیگراش هست البته فقط در چهارچوب همون فیلم و نه نقد شخصیت بازیگر.

راستی یادمون نره که

گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند

-- شهاب ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

هنرمندان جهان واقعا هشدار پیامبر گونه خسرو جاهد را جدی بگیرید! شما چه حقی دارید که برای زندگی خود تصمیم بگیرید؟ شما اصولا برای ما و تمام مخاطبان شما باید زندگی کنید! برای مان اثر هنری تولید کنید تا ما حالی ببیریم وگرنه به طرز رقت باری خواهید مرد!

-- رامین ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

گيرم که «اين عادت ما ايرانی هاست که ضعف های هنرمندان مورد علاقه مان را بعد از مرگ ناديده گرفته و آن را پنهان و لاپوشانی کنيم» وقتی هنوز وقتی بود شما کجا بودی؟
بد و بد وقت نوشتی آقای جاهد ... خيلی بد وقت ...

-- ساغر ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

I can't just understand why you should start preaching Iranina Artists, and so soon. [Migozashtid aghalan abe kafanash khoshk shavd, so to speak!]
It is right that here in the Western world people are aware of the weaknesses of their favouite artists , yet they are never officilly condemened by the media or commented upon. Everyone In Englad loved George Best to the last minute, though his decades of struggle with alchoholism was not a secret to anyone. They are at least polite enough not to commenet, on something which is just too obvious.

I highly doubt it that it is your responsibility to preach the Iranian artists, who are already subjct to so much and bitterness in their lives.

-- Fereshteh Shakib ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

یه طرف نزد قاضی رفتن درست نیست جناب آقا جاهد. فرض بر این که آدم معتادی بوده اما یه معتاد مفید بوده . چه زمانی که بود و چه الان فقط از نیکی ازش یاد میشه. فکر نمیکنم درست باشه که آدمی که الان فرصت دفاع کردن از خودش رو نداره اینطور ببریم زیر سئوال. حرفه ای نیست!

-- سبزه خانوم ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد
نوشته شما چند اشکال زیربنایی دارد. اول اینکه گفته اید هرچند بازیگر محبوب من نبود اما... خواننده اصولا نمی فهمد که ربط اینکه محبوب شما بود یا نبود به موضوع اصلی این مطلب چیست.
دیگر اینکه این مقاله بر این فرض بنا نهاده شده است که اعتیاد چیز بدی است که عمر آدم ها را زود تمام می کند در حالیکه این آدم ها باید باز هم باشند که کار کنند و آفرینش کنند و... خوب از دید من و شما مخاطب سینما شاید حرف شما متین باشد اما پس مسئله انتخاب فردی چی می شود؟ باید پرسید که آیا شکیبایی به حدی معتاد بود که سینماگران از کار کردن با او پرهیز می کردند ؟ سر صحنه خوابش می برد؟ دیر سر کار می آمد؟ چون مضر بودن اعتیاد ایشان در این قسمت هایش است که به من و شما و سینما ربط دارد وگرنه که زندگی خصوصی ایشان است و به ما مربوط نیست .چون برای اقناع مخاطبت باید نمونه هایی این چنین می آوردی. روزنامه نگاری فقط ارائه نظریه های کلی نیست . باید برایش سند و نقل قول داشته باشی وگرنه همین می شود که مخاطب بر شما می شورد و حق هم دارد.
چون شما نتوانسته اید درست توضیح بدهید که کدام بخش از اعتیاد اهل سینما به مخاطب آن مربوط است و کدام بخشش نیست. قبول بفرمایید که اگر هم سینماگری باشد که بتواند بین اعتیادش و کارش اندک توازنی برقرار کند آن وقت دیگر به ما و شما مربوط نبود که ایشان در خلوت خودش چه میکند.
نوشته شما از این جهت بسیار ضعیف بود. صداقت و خلاف جریان آب شنا کردن تنها لازمه روزنامه نگاری نیست. زحمت اصلی اقناع مخاطب است که کار می برد و تحقیق و تفحص می خواهد.

-- مریم نبوی نژاد ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

"من نگران سرنوشت تعدادی از خلاق ترين آدم های سينمای ايران هستم که آلوده مواد مخدرند"
سينماي ايران؟ با چند فيلم پيش پا افتاده؟ اين هم نگراني دارد؟
نگران مملكتي باشيد كه مفتخر است به مقام نخست در درصد معتادان...
و هنرمندانش اين چنين افرادي هستند!

-- سعيد ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

این مطلب هم مثل خیلی مطالب دیگر که درباره‌ی ریاکاری نوشته شده، خود ریاکارانه است. شما واضح درباره‌ی اعتیاد کسی که فوت کرده می‌نویسید ، اما آن‌قدر شهامت و صداقت و جسارت ندارید که درباره‌ی اعتیاد زنده‌ها بنویسید و از آن‌ها با عناوین کلی و نشانی‌های کم‌رنگ یاد می‌کنید.
نمی‌توانند پروژه‌های‌شان را تکمیل کنند- منظور تقوایی‌ست ؟ کیمیایی‌ست؟ کیست؟ لطفن واضح بنویسید، اگر ریاکارانه در نقد ریا نمی‌نویسید-
نکته‌ی دوم. اخلاق ریاکارانه‌ی ایرانی‌ها بد است. اما این همه منتقد رفتار ایرانی کمی از تمدن غرب یاد نمی‌گیرند. این همه مدح و کمی هم ذم-مثل شما- برای شکیبایی نوشته شد و همه انشا بود و کلی‌بافی و احساسات‌گرایی. کسی درست از هنر او ننوشت.
به نظرم شکیبایی یا هر هنرمند دیگری در این کشور حق دارد به سمت مخدر و الکل و هپروت و فراموشی برود. واقعیت و حقیقت عینی برای هنرمند ایرانی چیزی ندارد. وقتی میان این مردم زنده‌گی می‌کند که در زمان مرگ‌ش-مرگ‌ت حتا ، موضوع اصلی را فراموش می‌کنند و درباره‌ی چیزهای غیر حرف می‌زنند و می‌نویسند و به سر و کله‌ی هم می‌زنند.
کسی درباره‌ی هنر و روح و نیروی خلاقه‌ و زنده‌ی آن آدم ننوشت. همه کار به تن خراب و خاک شده‌ی او دارند.
بحث این نیست. مسئله این نیست.
وسوسه‌ گویا فقط همین است.

-- حامد ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

سایت محترم رادیو زمانه
بسیار باعث تعجب و نگرانی است که نگاه تیز بین همیشگی شما این بار تیزی اش را از دست داد.
جناب جاهد خان...درپس نگاه کودکانه ی کنجکاو شما بر پیکر خسرو شکیبایی چه چیزی جز اندیشه ی سطحی دیدگاهتان میتوان کشف کرد.
خسرو شکیبایی هر چه که بود و در زندگی خصوصی اش هر کاری که کرد شریف تر از شما بود که ته ته پته دیگران را با کوته فکری بیرون بریزد.
این حرف ها باد هواست.امیدوارم این مطلب را برداریم تا مردم بدانند هنرمند بزرگشان جز چیزهایی که در خونش جریان داشت از جمله مخدر یا هر چه ...شعور ..مهربانی...انسانیت...زیبایی و خداوند هم جاری بود.
خسرو شکیبایی فروتن بود...با سواد بود و با حال بود و در اوج رفت.

-- ساناز اصفهانی ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

ba salam
zemn arz tasliat va talab amorzesh baray marhom shakibae bayad arz bokonam ke zendegi honarmandan va shakhsiathay mohem hamvare olgoy mast
pas aey kash ke khod in azizan be in nokte bishtar ahamiat bedan va ghadre khodeshono bishtar bedonan chera ke hata ye sigar keshidan sade onha mitone be onvan yek kar khob az nazar gorohi javon talaghi beshe va khodesh sar manshae tamami moshkelat beshe

rohash shad
amir

-- amir ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

جون من اينقد ايراني بازي در نياريد خسته شدم از مرده پرستي . به خدا آقاي جاهد درست ميگه ، ايشون نميخواد چيزي از خسرو شكيبايي كم كنه ، يه حقيقتو داره ميگه كه سالهاي ساله سينما تلويزيون و موزيك مارو بشدت گرفتار كرده. جون مادرتون ايجوري تعصب نداشته باشيد ما آدماييم كه تعصبو رو درست كرديم و نتيجش شده همين گشت ارشادي كه تو خيابوناست.خيلي از بدبختي هامون از همين تعصبه.آقاي جاهد از نظر من فقط يه هشداري داد به بقيه.به خدا اعتياد كل جامعه رو گرفته . عاشق شكيبايي بودم به جرعت ميگم از مرگشم ناراحت شدم ولي توي دلم ميگفتم اگه دچار اعتياد نبود حالا حالا ها ميتونست كنار ما باشه و ما بهش افتخار كنيم بهتر از اين بود كه به مردش افتخار كنيم.

-- پايا ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

این بگم که
الف) زندگی شخصی و خصوصی هر کس به خودش مربوط است. یکی دوست داره معتاد باشه یکی دوست داره نباشه. به من و تو چه!

ب) من نوعی کار دارم که آیا آقای شکیبایی در زندگیش با مردم چطوری رفتار کرده و جطوری بوده. الآن دیدم که همه دوستش داشتن. همین و بس حالا تو زندگی خصوصیش چیکار کرده یه کار خاله زنکیه.

ج) تو ایران بخاطر فشار خیلی ها معتادن، راست میگن فشار رو کم کنن. بعد هم معتاد بودن همه جا هست. ایران که بهشت نیست که معتاد نداشته باشه. حالا اگه هم داشته باشه به تو ربطی نداره، آخه زندگی خصوصیه.

د) خسرو شکیبایی چون مردم خیلی تحویل گرفتن حالا باید یکی بیاد این تحویل رو خنثی کنه که این آقا رسالتشو انجام داد، با تخریب!

ر) آقای عزیز، اگه می خوای مبارزه کنی با مواد مخدر، فرهنگ سازی کن - فشار رو کم کن. به مردم برس. نه اینکه بیا با اتهام زدن به یک نفر، بدون ارائه سند و مدرک! البته اینو بگم بازم به تو ربطی نداره حتی اگه سند هم داشته باشی.

در پایان

خسروی عزیز، چه معتاد باشی چه نباشی، قبولت داریم، همه جوره.

-- حسام ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

پیام اخلاقی‌ اگه بی‌ موقع بره روی آنتن، بیشتر خنده داره تا پند آموز!

به هر حال، امیدوارم در آینده شاهد گزارش‌های فنی تری از شما باشیم..

-- negar ، Jul 21, 2008 در ساعت 01:26 PM

واقعا به کسی چه که آقای شکیبائی معتاد بوده یا نبوده. پس ما کی قراره یاد بگیریم این قدر تو زندگی خصوصی دیگران کنکاش نکنیم. واقعا کی قراره این مسائل ساده رو بفهمیم. همه به فکر درست کردن بقیه هستن. بهتره یک کم به خودمون هم نگاه کنیم.

-- ساناز ، Jul 22, 2008 در ساعت 01:26 PM

اعتیاد یک بیماری است و خسرو شکیبایی بیمار بود.

ولی پنهان و باز نکردن این موضوع یعنی می توانی معتاد باشی و آدم محبوبی هم باشی.

هنرمندان محبوب همیشه نمونه ای برای بچه ها و نوجوانان و جوانان هستند و مسئله اعتیاد آنقدر لاپوشانی می شود که آن گروه نمی توانند در ذهنشان مسئله را حل کنند.

هنر او جدای از اعتیادش بود.

-- پروانه ، Jul 22, 2008 در ساعت 01:26 PM

این مطلب به هیچ وجه به دل ننشست .
معتقدم هم بی وقت و هم بی جا بود.

لطفا واقع بین باشید حریم زندگی مردم متعلق به خودشان است اگر در سرزمینی این حریم ها برداشته شده خواست خود افراد و در ارتباط مستقیم با فرهنگ عمومی جامعه بوده.
تازه در همان سرزمین ها نیز در صورتی که از جانب دیگران این هجوم به حریم شخصی افراد صورت بگیرد کاملا قابل شکایت و پیگیریست.

شایسته است حرمت خلیفه ی بازیگری ایران را بیشتر حفظ کنیم.


-- friend ، Jul 22, 2008 در ساعت 01:26 PM

بیشتر از خسرو اینقدر برای خودم و جامعه فرهنگی متأسف شدم که باز به خودم اجازه دادم برای بار دوم اینجا کامنت بگذارم!
در جواب کامنت "پایا" باید بگم تو از جمله هزاران آدمی هستی که لیاقتت همین زوز و اختناق و گشت ارشاد هست جای اینکه دنبال انتشار پیام اخلاقی باشی ، به دنبال آزادی باش بچه جان ، مخدر تو همه جای دنیا هست اما آزادی هم هست گشت ارشاد هم ندارن ، از پلیسشون شلاق و کتک هم نمی خورن ، می دونی چرا؟ به خاطر اینکه مثل یک مشت بز ترسو جلو هر چیزی سر خم نمی کنن ، به حقشون یعنی آزادی نسبتاً رسیدن ! اما تو و امثال تو که دنبال خاله زنکی و پیام اخلاقی هستین قتی از در خونه میرید بیرون پلیس به سر تا پاتون گیر میده ، البته امثال ما نیز به این آتیش میسوزه! علت گشت ارشاد عزیز من وجود معتادان نیست علتش اینه که مردم ما تا یکی پرچم میگیره دستش و داد می کشه و میدود همه بدون اینکه بدونن چرا پشتش راه میافتند اونوقت یهو از چاله در میان میافتند تو چاه ، تاریخ ما از زمان کاوه تا الآن همین بوده! آره عزیز من دلیل این گشت ارشاد همین هست که ما اجازه دادیم به حریم شخصیمون وارد بشن اون گشت ارشااد هم حاوی پیام واسه ما ، پیام اینکه حق نداری به دل خودت لباس بپوشی یا زندگی کنی باید اونجوری که پلیس میخواد زندگی کنی درست مثل همین کاری که آقای جاهد تو این مقاله کرده! میتونیم ازین به بعد افتخار گشت ارشاد هنرمندان را به آقای جاهد بدیم ! ممنون آقای جاهد که بار سنگین این مسئولیت یعنی گشت ارشاد هنرمندان را قبول کردید! ولی فکر نکنم گشت ارشاد هنرمندان رو موقع مرگ تو قطعه هنرمندان دفن کنن ازین بابت متأسفم .اگه واقعاً از گشت ارشاد یا اینجور گیر ها بدت میاد قدم اول اصلاح خودته! یادگیری سرک نکشیدن به حریم سخصی دیگران یکی از ابتدایی ترین اصول متمدن شدن زندگی اجتماعی هست! یک بزرگی که اسمش خاطرم نیست میگه: مجسمه هیچ نقادی را هیچوقت هیچ کجا نصب نخواهند کرد!

-- هانیه ، Jul 22, 2008 در ساعت 01:26 PM

چرا ما نمیخواهیم بفهمیم هر انسانی حتی اگر هنرمند باشد حریم و حصاری دارد که آنچه شاملش است زندگی خصوصی وی میباشد.بیایید باور کنیم حتی خسرو شکیبایی هم چیزی،زمانی،حریمی،به نام زندگی شخصی داشته است...
خسرو شکیبایی برای همه ی ما هنرمند بوده و مسعله ای مانند اعتیادش به زندگی شخصی وی مربوط است.

-- شهره ، Jul 22, 2008 در ساعت 01:26 PM

پرويز خان جاهد:
بايد احسنت بگويم به جسارتی که به خرج دادي، درد ما اينه که عاشق بت سازی هستيم !خسرو شکيبائی از ماندگارترين بازيگران تاريخ سينمای ايرانه، حميد هامون ديگر تکرار نخواهد شد، اما اين چه ربطی به گول زدن خودمون داره؟ اعتياد يک ناهنجاری اجتماعی است و معتاد يک بيمار، اگر خسرو از يک بيماری واگيردار فوت کرده بود و شما به مردم بابت آن بيماری هشدار می دادی باز هم فرياد وامصيبتا به راه می افتاد؟ روح خسرو شادتر خواهد بود اگر روايت شما از اشتباهات زندگی اش و سقوط به منجلاب اعتياد حتی يک جوان را از آلوده شدن باز دارد!
بس است اين همه تقدس گرائی ، اسرار مگوی بی منطق و لاپوشاني. روبرو شدن با حقيقت دردناک است اما درد سازنده!
روح خسرو شاد

-- Yaghma ، Jul 22, 2008 در ساعت 01:26 PM

این که خسرو شکیبایی معتاد بوده زیر سوال بردنِ قدرت بازیگریش یا جایگاهش در سینمای ایران نیست، اعتیاد بیماریِ و ننگ نیست ، دردناکه خیلی هم دردناکه ، اما خسرو شکیبایی شاید بهانه ای باشه برای صحبت از اعتیاد و نشون دادن اینکه اعتیاد چقدر دامنگیر شده، و اعلام این نکته به کسانی که گرفتار این دردند که تنها نیستند و خیلی ادمها در هر شغل و جایگاهی گرفتار این مشکلند. اعتیاد حتی منجلاب هم نیست ، یه مشکله . مشکلی که در تنهایی و انکار ِ اون حل نمیشه. شکیبایی و کسانی مثل اون ، پرویز فنی زاده و کسانی مثل اون همونقدر احتیاج به یاری و کمک داشتند که جوون 17 ساله تنها؛ اما شاید عنوان اعتیاد شکیبایی نظرات بیشتری رو به سمت این مشکل ملی جلب کنه

-- مژده ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

من تعجب میکنم شما که از مه 68 حرف میزنید این حرفهای اخلاقی مسخره دیگه چیه

-- سهیل توانا ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

مهم نیست که ما کی می‌میریم و چرا می‌میریم مهم اینه که بتونیم وظیفمونو به عنوان یک انسان تو این دنیا درست انجام بدیم. خسرو شکیبایی وظیفشو تو همین 64 سال عمر کوتاه با همه‌ی اعتیادش انجام دادو رفت.
آقای پرویز جاهد واسه شما و خیلی های دیگه تحمل دیدن جمعیتی که تو روز تشییع جنازه اومده بودن سخته . چون شما هیچ وقت مثل خسرو نبودید و نمی تونید باشید.

-- ساناز ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد نه از تاریخ مواد مخدر اطلاعی دارند نه از پیشینه استفاده ایرانیان ازآن .
کمی مطالعه کنید و بدانید شما ومن مسئول
زندگی خصوصی هیچ کس نیستیم.
مهم نقشی است که هر کس بازی می کند
و نفعی که برای جامعه می آفریند.
شما ومن نیز عیب های فراوان داریم که به
خود ما مربوط است تاآن هنگام که به شخص سومی آسیب نرساند.
موج سواری شما نشانی از شهامت و جسارت
ندارد.

-- علی ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

واقعا براتون متاسفم که اینقدر راحت در مورد مسایل خصوصی و شخصی یک نفر اینقدر راحت حرف می زنید. حتی دست از سر مرده ها هم بر نمی دارید. شاید اگر تو زندگی شخصی ود شما هم کسی داخل بشه چیزهای خیلی بدتر از این وجود داشته باشه. خسرو شکیبایی و همه دوست داشتند و برای همه هنوز هم قابل احترام است و زندگی شخصی هیچ کس به دیگری مربوط نیست. از این مقاله شما هم خیلی منزجر شدم. واقعا متاسفم براتون.

-- سمیه ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

در همین رابطه بخوانید http://persianjok.blogspot.com

-- عرفان ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

سلام
خوب است
خیلی خوب است
قبلا یاد داشتیم که وقتی کسی مرد به به چه چه کنیم ولی انگار جدیدا یاد گرفته ایم که بعد از مرگ بنشینیم و چیزهایی که نباید تحلیل کنیم
اعتیاد شکیبایی بر هیچ کس پوشیده نیست اما به بهانه اینکه من نگران هنرمندان دیگر هستم دلیل خوبی برای اظهار تاسف و نگرانی بیهوده شما نیست
اعتیاد در جامعه ما فراگیر است نه برای هنرمندانمان که در همه قشر جامعه
خود شما مگر کم دکتر مهندس معتاد سراغ دارید پس چرا نگران آنها نیستید و در حال حاضر که می توانید کاری انجام دهید انجام نمی دهید نکند گذاشته اید آنها هم دستشان کوتاه شود بعد اظهار تاسف و نگرانی کنید.
دوست محترم امثال شکیبایی به خاطر هنر نابشان و خاطراتی که برای امثال من درست کرده اند زنده اند و این کوچکترین ارتباطی به شخصیت و روابط و رفتار پشت دوربینشان ندارد هر چند شاید در محبوبیتشان تاثیر بگذارد اما واقعا هر چه هست هنرشان هست.
شما خود می دانید که مردم ما نگاه خوبی به اعتیاد ندارند و با همه فرهنگ سازی که اعتیاد بیماری است باز این تنفر را نمی شود از آنها گرفت که شاید هم حق باشد.
من نمی دانم دلیل واقعی کارتان چه بوده ولی خراب کردن انسانی چه هنرمند و مشهور بعد از مرگش کار انسانی و جوانمردانه ای نیست.
قرار است چه بشود؟
نگران اعتیاد هنرمندانید به زندها برسید.
آنها که رفتند
لطفا برای حرف زدن و خراب کردن یک انسان انهم چون شکیبایی و فرهاد و فروغی و... بیشتر تفکر کنید و بعد.
پرویز خان جاهد کار شما را اصلا و به هیچ عنوان تائید نمی کنم به هیچ وجه

-- کیان ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

سلام آقای جاهد عزیز
مقاله شما را که خواندم متأسف شدم. متأسف شدم به این دلیل که شما را به عنوان یک منتقد سینمایی توانا می شناسم و از شما در دو سال گذشته مقالات قابل تأملی در نقد سینما خوانده ام. انتظار داشتم که شما از این فرصت استفاده کنید و شخصیت هامون را نقد کنید نه این که به یکی از شخصی ترین و البته ویرانگرترین سویه های شخصیت بازیگر این نقش بپردازید. واقعیت این است که در سی سال گذشته به ندرت شخصیت هایی توانسته اند در پهنه هنر و ادب ایران بدرخشند. در آسمان تاریک زندگی هنری ما وقتی اشخاصی مانند مخملمباف و کیارستمی درخشیدن می گیرند، باید قدر این درخشش ها را دانست. شما به یاد دارید که زنده یاد سعیدی سیرجانی را به جرم داشتن یک حب تریاک بازداشت کردند و سپس جرایم دیگر به او بستند و او را آن قدر در زندان نگه داشتند که سرانجام در زندان مرد. این نکته که تا چه حد مردم متأثر از رفتار حکومت هستند، نکته ای در خور تأمل است. باید از خودمان بپرسیم آیا حکومت، مردم خودش را می سازد یا مردم، حکومت خودشان را می سازند؟ باید از خودمان بپرسیم تا چه حد از قدرت سیاسی متأثر هستیم و تا چه حد سرکوب، تهمت، روابط قبیله ای و دسیسه چینی از حکومت به روابط شخصی، حرفه ای و خانوادگی ما راه پیدا کرده است. در هر حال رویکرد اخلاقی و کاملاً فردی به مسأله اعتیاد خواست حکومت هاست. خواست خانواده و خواست جامعه است. چون با محکوم کردن فرد، نهادهای خانواده، جامعه و حکومت از خودشان سلب مسئولیت می کنند. این حقیقت دارد که فرد معناد به تریاک و هروئین و دیگر مشتقاتش از نظر شخصیتی احساس بی پناهی می کند. از شما انتظار می رفت که به عنوان یک منتقد سینمایی به جای تحریض مردم، به شخصیت هامون از منظر بی پناهی فرد می پرداختید. از این طریق شاید بیشتر به دلیل محبوبیت زنده یاد شکیبایی پی می بردیم و از اینجا می توانستیم به نتایج جامعه شناختی و روانشناختی جامعه امروز ایران برسیم. محکوم کردن یک فرد از طریق راه یافتن به حریم شخصی او کار درستی نیست. بخصوص در شرایطی که هنرمند ایرانی و اصولا انسان ایرانی در خانه های شیشه ای به سر می برد. شما می دانید که هنرمندان، اغلب انسان هایی دردمند هستند و هنر تجلی درد هنرمند است در اثرش و تنها راه است برای آن که انسان از شکستش یک پیروزی بسازد. بی پناهی در جامعه ما بازتولید می شود و اگر اعتیاد به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است، ریشه های این مشکل را باید در خانواده و در جامعه جست. باید دید چه اتفاقی می افتد که انسان ایرانی مدام در خانواده و در جامعه احساس بی پناهی می کند. بسیاری از بهترین شاعران ونویسندگان ما که با مرکب عصیان قلم می زدند به تریاک آلوده بودند. با بررسی شرایط اجتماعی در هر دوره می توانیم به حد بی پناهی انسان ایرانی پی ببریم.
این موضوع، حرف تازه ای نیست و از موضوعات محوری سنتوری هم هست. ممکن است با زبان تحریض بتوانیم توجه مخاطب را جلب کنیم. اما در این ماجرا تنها قلم شماست که بی حرمت می شود.
با احترام
حسین نوش آذر

-- نوش آذر ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد
اگر توانستی یک قطعه از سهراب و نشانی ها را بخوانی و مورد اقبال قرار بگیرد، چنانکه در مورد خسرو با آن صدای زیبا بود، حرفت درست و حق به جانب توست.

-- لیلا ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

معتاد بودن آدمها به خودشون مربوطه و برای دیگران ضرر چندانی ندارده. دروغگویی . آدمفروشی . کم فروشی . گرانفروشی . دزدی .خیانت در امانت . سوء استفاده از بیت المال . وطن فروشی . عرب زدگی و غربزدگی چیزاییه که به نظر من خیلی بیش از اعتیاد هنرمندا زشت و زننده است و همه بی خیالیم چون همه از این قماشیم

-- امیر ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

درسته كه شكيبايي معتاد بود ولي اين احتمال رو هم در نظر بگيرين كه شايد پناه آوردن شكيبايي به مواد مخدر به دليل كاستن از درد و رنج سرطان بوده.

-- پيوند ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد ... بد ترین مقاله ای بود که خوانده بودم... اگر از فرهنگ لاپوشانی ما انزجار دارید ، به فرهنگ " پشت سر مرده سکوت کردن" هم اعتقاد ندارید؟ واقعا برای رادیو زمانه متاسفم و " وزین " بودن خودش را با این مقاله سبک کرد... ماهم فرنگ رفته و فرنگ دیده هستیم اما خود را گم نکردیم... برای مدتی تو به کنید و قلم خودتان را بشکنید ...بلکه سلامت شوید

-- FAHIM ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

خسته نباشی آقای جاهد. همین الان بچه ها خبر آوردن که همه هنرمندا و غیرهنرمندای معتاد، متنبه شدن و اعتیاد رو کنار گذاشتن. خبر آوردن که تحت تاثیر تعلیمات فخیمه شما، این مشکل به راحتی آب خوردن حل شد. دست مریزاد! بی زحمت برای مساله فحشا هم یک مقاله انتقادی افشاگرانه در مورد یک شخص مشهور مایه عبرت دیگران( ترجیحا هنری باشه و خیلی هم محبوب، ارزش خاله زنکی اش دو برابر می شه) بنویسید که اونم سریعا حل بشه. بعدشم بیکاری، مسکن، ازدواج...
خدا رو شکر هم معضل زیاده، هم آدم مشهور، پس زودتر آستین ها رو بالا بزنین و خدمتی به خلق بکنین که تا دنیا دنیاست اسم شما و خدمات افشاگرانه تون رو فراموش نکنن.

-- مهرداد ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

I knew him very closely from when he was not famous (1972/1351). You are right in all your points. It is a shame that people did not get them. I am shocked that what has been said about him… He did not even have high school diploma and now everyone is saying he was graduated from university!. Not that it matters because many artists are developed by their own talents and Khosrow sure was talented. Hamoun was his true life. He did not play Hamoun he was himself in there! He was an ignorant son, husband and dad for his family. He had another kid, Poopak from his first marriage with Tanya Johari and never ever took care of her. He recently denied to even meet her. She is 35 years old and well off by herself and was not looking for his money or fame. What kind of Ashegh and lootiee would do that on his death bed to his never taking care of daughter?!! Give me a break. I do not want to go to detail now but will write more, soon and tell my own memories about Khosrow. It is right that he passed a way and we should respect him but the point is why everyone should be presented so perfectly in our world. He sure was badly addicted, very bad dad, son for his widowed mom and a husband for Tanya and sure for Parvin and Poya but he was a good artist not a super hero! Anything wrong with that?Wake up people! World is not perfect and so we do!

-- Alireza ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

There is no sign of addiction for Mr Farhad Mehrad at all. This is a ridiculous rumor . He only used cigarettes which he gave it up later. This article is really offensive and biased, at least from my point of view as a student in Princeton University

-- sina ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد نظرشان را گفتند. چرا این‌قدر فالانژ هستید؟ خوب ما عاشق بازی شکیبایی بودیم(هستیم) و ایشان زیاد دوست نداشتند( گناهی که مرتکب نشده‌اند). شما می‌خواهید انگشت روی نقاط قوت شکیبایی بگذارید (خیلی که خیلی داشت) و آقای جاهد روی نقطه منفی که متاسفانه بین اهالی هنر زیاد دیده می‌شود. اینقدر سخت نگیرید و فوری انگ نزنید!

-- یکی ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

کمال سرّ محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

-- شهرام مهاجر ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

فکر نمیکنم حرکت اشتباهی مرتکب شدن البته شما نظر خودتون رو دارید ولی فرهنگ و مردم ایرانی این رو ترجیح میده برای درس عبرت گرفتن این راه مناسبش نیست جناب
اگه قرار با خروج از ایران این طوری فرهنگ ازادی رو حالا از نوع بیان و هر چیزی رو یاد بگیریم بمونیم تو ایران با همه بی فرهنگیش بهتره

-- مهسا ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

آقای جاهد، اشتباه برخی از ما اینست که از یک هنرمند اول یک قدیس می سازیم و بعد از اون انتظار داریم که در زندگی خصوصی و عمومی اش جزو معصومین باشد!! و اگر با کند و کاو در زندگی آن شخص متوجه شدیم که جزو معصومین نمی باشد، باید او را به گند بکشیم و پیراهن عثمانش کنیم.
ما هیچوقت یاد نگرفتیم که مسایل را با هم قاطی نکنیم. شکیبایی هنرمند بسیار توانمندی بود و صدای بی نظیری داشت و در جمع اخلاق بسیار خوشی داشت و با همه گرم می گرفت... دیگه از جان یک آدم این ملت چه چیزی را می خواهد طلب کند؟ قدیس که نبود خسرو شکیبایی... ادعایش رو هم نداشت...

-- سوسکی ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

صد آفرین به شجاعت آقای جاهد.

و اما خدمت منتقدین عرض شود که: اگر اعتیاد خصوصی است و به کسی ارتباطی ندارد، چطور است رییس جمهورمان را از میان معتادان انتخاب کنیم. یا معلم خصوصی فرزندانمان را؟ یا مجری برنامه‌ی کودک تلویزیون را؟ مطمئنم که از منافعمان خوب مراقبت می‌کنند و سرمشق خوبی برای فرزندانمان می‌شوند.

مرگ مصونیت نمی‌آورد. خسرو شکیبایی یک هنرپیشه خوب و یک انسان دوست‌داشتنی بود. اما خسرو شکیبایی انسانی کامل و بی‌نقص نبود و نباید اینگونه در تاریخ ثبت شود. اعتیاد شکیبایی عیبی بزرگ و ضعفی مادون شأن انسانی به شما می‌رود و امثال خسرو، می‌باید برای نسل آتی به عنوان الگویی از شکست اراده‌ی انسانی معرفی شوند.

می‌دانم، می‌دانم. بسیاری از شما نمی‌توانید این حرف‌ها را تحمل کنید. ولی اگر اعتیاد بد است و قهرمانتان معتاد است، یا قهرمانتان را عوض کنید و یا آنقدر شجاع و منصف باشید که ضعف او را بپذیرید یا او را با ضعفش بپذیرید.

بخاطر یک انسان دوست داشتنی، نمی‌توان معیارهای اخلاقی را عوض کرد: بیایید یک استاندارد داشته باشیم، دو استاندارد کاری از پیش نخواهد برد.

-- خسرو ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

شکیبایی زندگی حرفه ای موفقی داشت و جزو بهترین ها بود و می درخشید...اینکه آیا در زندگی شخصی موفق بوده یا خیر و کنکاش در آن به بهانه دادن بیوگرافی بی نقص غرض ورزانه به نظر میرسد...
همه حدس می زدند که او گرفتار است..علاقه به شکیبایی بخاطر هنر او بود ..کسی از او بت نساخته ..فقط از فقدان و نبود حضور توانمند او غمگین هستیم
آیا شما تصور کردید با این روشنگری کاملا محتاطانه تخم دو زرده کرده اید؟
بهتر نیست بجای نگرانی عمیقتان، کمی به فکر نوشتن مقاله های حرفه ای تر باشید جناب جاهد؟

-- گیتی ، Jul 23, 2008 در ساعت 01:26 PM

neveshteye shoma tahlil e manteghi va khoobie. khoondane comment ha delgiram kard. che ghadr ma sathi shodim

-- بدون نام ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

سلام
من موافق نیستم
اعتیاد جیز بدی است
اما خوب، خوبی انسان را نمی توان با اعتیاد زیر سوال برد
خسرو شکیبایی گرچه معتاد بود (یا نبود) اما یک بازیگر خوب برای سینمای ایران بود

-- محمد ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

همه این دیدگاه ها را خواندم و نفهمیدم که این هایی که به نوشته پرویز جاهد انتقاد می کنند، انتقادشان به چیست و مقاله های حرفه ای تر را چه می دانند.
به نظر می آید که هنوز بسیاری گمان می برند که اعتیاد یک امر شخصی است (در دیدگاه ها هم بود). اگر اعیتاد یک امر شخصی بود و مشکل اجتماعی نبود که دولت ها اینقدر درگیر آن نمی شدند و همه چیز آزاد می بود.
دست از بت پرستی برداریم و اعتیاد را کماکان معضل اجتماعی بدانیم (که هست) و بیایید از زنده ها بگوییم.
شاد باشید، خمار و مست و مرده پرست هم نباشید

-- نویدار ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

همه این دیدگاه ها را خواندم و نفهمیدم که این هایی که به نوشته خسرو جاهد انتقاد می کنند، انتقادشان به چیست و مقاله های حرفه ای تر را چه می دانند.
به نظر می آید که هنوز بسیاری گمان می برند که اعتیاد یک امر شخصی است (در دیدگاه ها هم بود). اگر اعیتاد یک امر شخصی بود و مشکل اجتماعی نبود که دولت ها اینقدر درگیر آن نمی شدند و همه چیز آزاد می بود.
دست از بت پرستی برداریم و اعتیاد را کماکان معضل اجتماعی بدانیم (که هست) و بیایید از زنده ها بگوییم.
شاد باشید، خمار و مست و مرده پرست و دواخلاقی هم نباشید

-- نویدار ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

فكر نمي كنم زندگي خصوصي افراد ربطي به من و امثال شما ، داشته باشه كه تا وقتي يكي زنده اس اينقدر شهامت نداريد كه عقده هاي درونيتون رو خالي كنين و همين كه اون عزيز از دست رفت بهش مي تازيد
مي دونم سخته ولي سعي كنيد مرد باشيد!

-- سعيد ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

من نمی دانم چرا حرف از اعتیاد که زده شد، یک عده رگ گردنشون رو آمد، انگار به مساله نادری اشاره شده یا اینقدر کلمه غریبیه که به ندرت می شنویم. خوبه امروزه روز این مساله ی همه خانواده های ایرانی شده. خوبه امروز رو هر کی انگشت می زاری، می گن اینم اهلشه، حالا یا تفننی یا دایمی. اما نکته ای که در مطلب آقای جاهد بود که بعد از بالا آمدن رگ غیرتمان باید بهش توجه کنیم، میل به خود ویرانگری شدیدی ست که توی هنرمندان ما اعم از شاعر و نویسنده و هنرپیشه و نقاش ... وجود داره. چرا سن مرگ هنرمندای ما رو پنجاه و شصته ، اما هنرمندای غربی رو هشتاد و نود، تازه توی این سن جایزه نوبل و غیره هم می گیرند. به نظر من هنرمندهای ما تکرار تصویر هدایت اند. آنها دلزده از محیط و جامعه اشون اند، دلزده از مردمی اند که مخاطبانشون اند. کی حرفشون رو می فهمه، چقدر به خاطر استعدادهاشون تحسین می شن، چقدر بهشون بها داده می شه . رخشان بنی اعتماد باید بره از دانشگاه لندن دکترای افتخاری بگیره، اما تو کشور خودش باید تو هزارتوهای ارشاد راهش رو گم کنه. یا اگه نویسنده و شاعر باشه که کارش خرابتره، بعد از سگ دو زدن های روزانه و پر کردن دخل خونه، آخرشبها بنویسی و بنویسی که بعد با تیراژ هزار تا دوهزارتا بدی بیرون. آخرم که چی که وقتی مردی و چهار نفر آمدن زیر تابوت تو گرفتن به رهگذرهایی که رد می شن و بپرسن این کیه بگن فلانی، شاعر بود یا نویسنده یا نقاش مثلا و بشنوند، عجب تا حالا اسمشو نشنیده بودیم. می تونی به خودت بگی حالا که قدر منو نمی دونن منم از فردا هنرمندی امو فکرمو و خلاقیتمو می ذارم کنار . این تویی و تو نمی تونی کاسب کار باشی، دلال باشی، پس همیشه عقبی از آن کاسبکارها و دلالها که همه جای این مملکتو گرفتن. این قصه ام قصه ی امروز و دیروز نیست حکایت هزارو چند ساله است.

-- سمانه ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

خوب که چی معتاد بوده که بوده فکر می کنید کشف بزرگ قرن کرده اید. به من و شما چه ربطی دارد فضولی در زندگی دیگران مگر شما مامور پزشک قانونی هستید

-- هاشم ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

تو اگه شهامت داشتی فقط پشت سر مرده ها حرف نمیزدی ! اقای جاهد برو یاد بگیر که در زندگی خصوصی دیگران سرک نکشی … یاد بگیر که با حرف های تو و امثال تو هیچ چیز از ارزشهای خسرو شکیبایی کم نمیشه و تو تنها خودت رو خراب کردی … یک موی خسرو شکیبایی شرف داره به صد تا امثال تو و خروس هاي بي محلي که نمیدونن هر حرفی رو نباید زد … اگر جرات و جسارت داری از زنده ها بگو تا جوابت رو بدن نه کسانی که دستشان از این دنیا کوتاهه !

-- M.J ، Jul 24, 2008 در ساعت 01:26 PM

فقط میخندم به این همه کم هوشی شما جناب جاهد تمامی نکاتی که بچه ها در مورد زندگی خصوصی گفتند درست که شما بی اجازه وارد آن شدید دوستان لطفا دم از الگو بودن و تعهد اخلاقی و از این دست خزعبلات نزنند که دیگر حالمان دارد با این تعهد اخلاقیتان به هم می خورد
راستی جن