| خانه > دگرباش | |
دگرباشاز مجموعه گفتوگوهای ساقی قهرمان با همجنسگرایان ایرانی باید باور میکردم که دختر هستماز مجموعه گفتوگوهای ساقی قهرمان با همجنسگرایان ایرانی: من مریم دیبا در تهران به دنیا آمده و بزرگ شدهام. از بچگی متوجه تفاوتم با خواهرهایم بودم. دلخوشی آنها خالهبازی بود و لباس دخترانه و آشپزی و عروسکبازی، و دلخوشی من فوتبال و دوچرخهسواری و بازیهای پسرانه. هرچه بزرگتر شدم احساس غریبی که داشتم بیشتر میشد. دوست داشتم پسر میبودم و رویای پسر بودن و با دختری ازدواج کردن رویاپردازی ذهن کودکانهام شده بود. از مجموعه گفتوگوهای ساقی قهرمان با همجنسگرایان ایرانی سئوالتون چی بود؟از مجموعه گفتوگوهای ساقی قهرمان با همجنسگرایان ایرانی: «اسم من سحر، بیستوهشتساله، متولد و ساکن تهرانم، لزبین هستم. در رشتهی گرافیک تحصیل کردهام، اما به طراحی لباس مشغولم. خانوادهی من از گرایش جنسی من خبر ندارند، چون ظاهری کاملاً دخترانه دارم؛ خیلی محتاط هستم.به هیچ عنوان خانوادهام بویی از گرایش من نبردهاند.به من برای ازدواج فشار نیاوردهاند، هنوز. هر از گاهی مادرم حرف ازدواج را به میان میآورد، اما من با اتکا به منطق با او مخالفت میکنم.» همجنسگرایی ارنست همینگویالاهه نجفی: پروژهای زیر عنوان «نامههای هم» اسطورهای را که همینگوی و همینگویپژوهان از او ساخته و پرداخته بودند، از اساس دگرگون میکند. همینگوی وانمود میکرد که یک مرد زنباره و محبوبِ زنهاست، اما تمایلات همجنسگرایانه داشته و فقط در نامههای کاملاً خصوصیاش چهرهی واقعیاش را نشان میداده است. جلوهی بیرونی زندگی همینگوی جنجالی و ماجراجویانه است. دیشب خواب دوستم را دیدم؛ حسام میمپیام شیرازی: دیشب خواب دوستم را دیدم؛ حسام میم. اولینباری که حسام را دیدم با هم راهنمایی میرفتیم. پدرش افسر ارتش بود و با مادر حسام از تهران به شیراز منتقل شده بودند. ریاضی من بهتر بود و املای حسام بهتر از املای من. زنگ ریاضی که میخورد میآمد پیش من جایش را با بغلدستی من عوض میکرد. من سر نیمکت مینشستم و بغل دستیام مثل همهی بچهها عشق سر نیمکت نشستن داشت. گفتوگو با یاور خسروشاهی، فعال حقوق همجنسگرایان دربارهی برگزاری مراسم کریستوفر استریتدی در آلمان «ایرانیها و هموفوبیای فرهنگی»شکوفه منتظری: کریستوفر استریتدی، روزی است که در دفاع از حقوق همجنسگرایان، کارناوالها و تظاهرات گوناگونی برگزار میشود. در بامداد ۲۸ ژوئن سال ۱۹۶۹ پلیس با یک حملهی خشونتبار به کافهای به نام استونوال در نیویورک، دست به سرکوب همجنسگرایان میزند. این اتفاق، اهمیتی بینالمللی مییابد و از آن تاریخ بهعنوان سرآغاز جنبش آزادیخواهانهی اقلیتهای جنسی و جنسیتی به شورش استون وال معروف میشود. بخش دوم هوموسکسوالیته و سوژهی سیاسیهمایون سپهری: باید پذیرفت که هوموسکسوالیته کماکان برای جهان امری عجیب و مسئلهدار است. خود عجیب بودن، نشانی آشکار از عدم پذیرش دارد. این که پدیدهای بعد از سالها هنوز بهعنوان یک مسئلهی لاینحل مطرح میشود، ثابت میکند که هوموسکسوالیته هنوز نتوانسته بهعنوان امری کاملاً طبیعی (آنچنان که همهی هوموسکسوالها میخواهند) در فرمهای متعین زیستمندی در جهان معاصر ظهور یابد. سوژه، سیاست، هوموسکسوالیتههمایون سپهری: باید خوشحال باشیم در زمانهای زیست میکنیم که قدرت مستقر (حاکمیت اسلامی) با تمام ابزارهای رسانهای - امنیتیاش کماکان به قدرت و توان خود در محدود کردن ساحتهای سیاسی - اخلاقی انسانهای تحت قلمروش اطمینان کافی ندارد. مفهوم حاکمیت پیوند تنگاتنگی با انسان تحت انقیادش به مثابه موضوع یا ابژهای برای زنده بودن خویش دارد. این پیوند ناگزیر است خودش را در منطق استیلا - سرکوب که خصوصیت تعیینکنندهی حاکمیت است، بازنمایی کند. چرا فریاد میزنم که همجنسگرا هستم؟امیر: تقلید از سبک زندگی و روابط اجتماعی دگرجنسگرایان هدف من نیست. انگیزهی من برای انکار نکردن وجود و افکار و احساساتم و برای آشکار زندگی کردن این است که همهی روابط اجتماعی دگرجنسگرایان، کارکردهایی در زندگی، در زندگی اجتماعی دارند، که جای این کارکردها در زندگی من خالی است. بیدلیل نبوده که چنین روابط و پدیدههای اجتماعیای در بین دگر جنسگرایان شکل گرفته است. همهی این روابط و گفتوگوها و تظاهرها قرار است به نیازهایی پاسخ دهند. بخش دوم زمینههای ایجاد هوموفوبیاترجمهی نیما شاهد: بیشتر سازمانهای حقوق بشری مانند دیدبان حقوق بشر و عفو بینالملل، قوانینی که مناسبات همجنسگرایانهی میان افراد بالغ را جرم میانگارد، محکوم میکنند. از سال ۱۹۹۴ کمیتهی حقوق بشر سازمان ملل حکم به این داده است که چنین قوانینی، حق حوزهی خصوصی افراد که در بیانیهی حقوق بشر و معاهدهی بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مورد حمایت است را نقض میکنند. بخش نخست هوموفوبیا یا ترس از افول مردانگیترجمهی نیما شاهد: این مقاله، ترجمه و تلخیص از مدخل «هوموفوبیا» از دانشنامهی الکترونیکی ویکیپدیا است. به جهت آن که مداخل این دانشنامه بهطور پیدرپی ویرایش میشود گاه با مقالهی گسیختهای روبهرو میشویم. برای روشن بودن سیر مقاله در اینجا برخی مطالب حذف یا افزوده شدهاند. این موضوع تحت عنوان «هوموفوبیا در ایران»، در مقاله ای جداگانه بررسی خواهد شد. گفتوگو با شادی امین، فعال جنبش زنان و حقوق همجنسگرایان، دربارهی روز جهانی مبارزه با همجنسگراستیزی همجنسگراستیزی دولتی و فرهنگیکیارش پارسا عالیپور: امروز روز جهانی مبارزه با دگرباش ستیزی با هموفوبیا است به همین مناسبت همه ساله در کشورهای مختلف جهان ویژه برنامههایی برگزار میشوند تا توجه مردم جهان را به موضوع حقوق شهروندی و انسانی همجنسگرایان یا دگرباشان جلب کنند. به همین بهانه به سراغ شادی امین فعال جنبش زنان و حقوق همجنسگرایان در آلمان رفتم و با او به گفتوگو پرداختم. یادمان همجنسگرایان در برلیننادر افراسیابی: دو هنرمند دانمارکی به نامهای میکائیل المگرین و اینگار دراگست در مکعبی به ابعاد سه متر و شصت سانتیمتر در یک متر و نود سانتیمتر یک تلویزیون مداربسته نصب کردند. در این تلویزیون فیلمی به طول یک دقیقه و نیم که در آن دو مرد یکدیگر را عاشقانه میبوسند به نمایش گذاشته میشود. صحنهی بوسهی دو مرد همجنسگرا که به پایان میرسد، فیلم از اول تکرار میشود. نقد کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» از موضع دگرباش هوموفوبیا و «شاهدبازی» فارسینیما شاهد: این مقاله به نقد «شاهدبازی در ادبیات فارسی» سیروس شمیسا، از موضع دگرباش میپردازد و عناصر هوموفوبیای پنهان آن را بررسی میکند. از موضع پدیدارشناسی کار شمیسا این نقص روشی را دارد که پیش از بررسی موضوع مورد بررسی، که نسبت جنسی با آن ندارد، دست به دسته بندی، گزارش و گاهی تحلیل زده است. بنابراین در بررسی معنای متون از موضع رفتارگرایانهای معیوب فراتر نرفته است. هشت نکته دربارهی رژیم حقوقی همجنسگرایی در ایرانبهنام دارایی زاده: «رژیم حقوقی رفتارهای جنسی در ایران» را میتوان دستکم از دو رویکرد متفاوت مورد بررسی قرار داد. ازسویی میتوان آن را از نگاه ارزشهای خاص نهاد قدرت و یا شیوه ی قانونگذاری در این حوزه تحلیل کرد و از سویی دیگر نیز میتوان آن را در پرتوی ساز و کار کلان دستگاه اخلاقی جامعه سنجید. به هر روی در این نوشتار کوتاه سعی میکنم به هر دو رویکرد فوق نگاهی گذرا داشته باشم. از ترس چه از ایران فرار کردم؟در مدرسه به دلیل رفتارم مرا اواخواهر صدا میکردند و به همین دلیل در انزوا بودم. الان هم همین احساس را دارم، حس تنهایی. پدرم دوست داشت من دنبال ورزشهای سنگین بروم اما من نقاشی دوست داشتم. یک بار وقتی که ۱۰ ساله بودم از رژ گونهی مادرم به صورتم زدم. پدرم فهمید و من را شدیدا کتک زد و بعد به من گفت: «تو سگ هستی.» خیلی تحقیرم کرد. چیزهایی از خودکشی شنیده بودم. چند تا قرص والیوم خوردم و خوابیدم. گفتوگو با کیانا فیروز، فیلمساز، نویسنده، بازیگر و فعال حقوق همجنسگرایان وقتی حتی آغوشهای سادهی ما هم تفسیر میشوندشکوفه منتظری: کیانا فیروز، دختر جوان ۲۶ سالهای است که در انگلستان زندگی میکند، او فعال حقوق همجنسگرایان و در عین حال نویسنده، فیلمساز و بازیگر نیز هست. به بهانهی فیلم بنبست به سراغ کیانا رفتیم. کیانا در فیلم اخیر رامین گودرزینژاد و مهشاد ترکان در لندن به نام بنبست، نقش یک همجنسگرای ایرانی را بازی کرده است. این فیلم از زندگی خود کیانا اقتباس شده است. گفتوگوی با یک فعال اجتماعی، همجنسگرا «حرکتی که از میان مردم آغاز شود، موثر است»گفتوگوی خشایار با یک فعال اجتماعی، همجنسگرا: «شما مطمئن نیستید طرفی که میخواهید با او باشید، واقعا یک همجنسگراست یا خیر. چون بیشتر مردم در طول زندگی برای یک بار هم که شده با یک همجنس ارتباط جنسی برقرار میکنند و اگر این فرد آدم مطمئنی نباشد زندگیشان واقعا در معرض خطر قرار میگیرد. حتما در بین خود ما هم افرادی هستند که اعتماد به آنها خطرآفرین است. اما ما هرگز راضی نمیشویم کاری بکنیم که دوستانمان شناسایی شوند.» گفتوگو با سایه اسکای، خوانندهی رپ همجنسگرا، دربارهی آهنگ جدیدش «از انسانهایی که دوروبرت هستند ساده نگذر»لیدا حسینینژاد: «سایه اسکای» دختر جوان همجنسگرا و خوانندهی رپ این روزها پس از تحمل مشکلات و فشارهای زیادی مجبور به ترک ایران شده و الان در ترکیه بهسر میبرد. این خوانندهی جوان رپ به تازگی ترانهی جدیدی به نام «حقکشی» را اجرا و منتشر کرده است و در آن حرف تازهای میزند. سایه این بار از ترانسها و حقوق آنها میگوید. این ترانه بهانهای شد تا دوباره به سراغ سایه اسکای بروم و با او گپی بزنم. جامعهی همجنسگرایان و رویاهای منامیر: وقتی شانزده هفده ساله بودم همیشه این تصور را داشتم که در آینده با یک پسر زندگی میکنم. همدیگر را نوازش میکنیم و دوست میداریم. در ذهنم یک زندگی رویایی ساخته بودم. بعدها از طریق اینترنت با سایت گیایران آشنا شدم. آنجا همجنسگرایان ایرانی پیغام مینوشتند. در این زمان بود که ذهن من از حالت من و یک پسر دیگر خارج شد و خود را در میان جمعی دیدم که هماحساس من بودند. نگهبان لرزههای آسمانرسول معین: اینجا اگر دینات را تغییر دهی، بعد از خانواده، حکومت بالای سرت ایستاده ، نظارهگر. حتی شبها در رختخواب من سرک میکشد تا مبادا هم خوابهای نامشروع و یا خدای ناکرده همجنس داشته باشم. حکومت جمهوری اسلامی یک نگاهبان است، یک حسگر برای لرزهگیریهای عرش خدایاش که با هر بار عشقورزی من و معشوقام به لرزه در میآید. |
لینکدونی
آخرین مطالب
|
![]() |









