
سپیده رشنو؛ ایستادگی بر سر حق روایت کردن زندگی خود
عسل عباسیان ـ سپیده رشنو در اتوبوسی در تهران دوربینش را روشن کرد و گفت: «این فیلم رو به دنیا نشون میدم.» دو هفته بعد، تصویر خودش با صورتی کبود از تلویزیون حکومتی پخش شد؛ این بار دوربین در اختیار کسانی بود که میخواستند روایت او را مصادره کنند. اما سپیده رشنو نه با آن اتوبوس آغاز شد و نه به اعتراف اجباری و زندان محدود ماند. او نویسندهای بود که پیش از بازداشت شعر میگفت و پس از آن نیز از نوشتن دست نکشید؛ زنی که حتی در خانه پدری، میان عشق به خانواده و حق انتخاب پوشش خود، حاضر به انکار خویش نشد. این روایت، داستان زنی است که در برابر حکومت، سنت و حتی تصویر قهرمانانهای که دیگران از او میسازند، بر یک حق پافشاری میکند: اینکه زندگیاش را خودش روایت کند.
























