موفقیتهای زنان ورزشکار ایران: درخششی با دههها تأخیر در شرایط نابرابر
مدالهای فاطمه مجلل در بازیهای آسیایی ناگویا، فرصتی برای بررسی پیشرفت ورزش زنان ایران و موانع آن است. سعیده فتحی، روزنامهنگار ورزشی، در گفتوگو با رادیو زمانه، نتایج اخیر را حاصل تلاش و پشتکار زنان ورزشکار میداند؛ پیشرفتی که به اعتقاد او، محدودیتهای ایدئولوژیک و تبعیض، آن را دههها به تأخیر انداخته است. فتحی با اشاره به دشواریهای آمادهسازی قایقرانان در دوران جنگ، تأکید میکند که تداوم این موفقیتها به امکانات برابر، حمایت مالی، پوشش رسانهای مستمر و حق انتخاب زنان درباره رشته و پوشش ورزشی نیاز دارد.

فاطمه مجلل در رقابتهای روئینگ تکنفره زنان در بازیهای آسیایی ناگویا (عکس: خبرگزاری مهر)
فاطمه مجلل با کسب مدال طلا در روئینگ تکنفره سبکوزن و مدال برنز در تکنفره زنانِ بازیهای آسیایی ناگویا، به یکی از چهرههای شاخص ورزش زنان ایران تبدیل شد. طلای او، در کنار طلای کیمیا زارعی و زینب نوروزی، نخستین قهرمانیهای زنان ایران در روئینگ بازیهای آسیایی را رقم زد. این موفقیت، همراه با نتایج زنان ایرانی در چند رشتهٔ دیگر در هفتههای اخیر، فرصتی است برای بررسی مسیر پیشرفت ورزش زنان و عواملی که رسیدن به این دستاوردها را ممکن کردهاند.
در گفتوگو با سعیده فتحی، از موفقیت مجلل آغاز میکنیم تا ببینیم این قهرمانی حاصل چه مسیری بوده و تا چه اندازه میتوان آن را نشانهٔ رشد پایدار ورزش زنان ایران دانست. پرسش اصلی این است که برای تداوم این موفقیتها و فراهمشدن فرصت برای نسل تازهٔ ورزشکاران، چه حمایتهایی لازم است؛ از امکانات تمرین و پشتیبانی مالی تا پوشش رسانهای و امکان حضور منظم در رقابتهای بینالمللی:
مدالهای زنان حاصل تلاش آنها در شرایط نابرابر است
سعیده فتحی موفقیت فاطمه مجلل را نقطهعطفی مهم برای روئینگ زنان ایران میداند. او با اشاره به کسب طلا و برنز مجلل در بازیهای آسیایی ناگویا، تأکید میکند که نخستین طلای زنان ایران در این رشته، اهمیت ویژهای دارد؛ با این حال، از نگاه او، شرایط آمادهسازی ورزشکاران بر ارزش این نتیجه میافزاید.
فتحی به روایت کیمیا زارعی از تعطیلی اردوها پس از آغاز جنگ اشاره میکند:
آنچه به نظر من این موفقیت را مهمتر میکند، شرایطی است که این ورزشکاران در آن خود را برای مسابقات آماده کردهاند. کیمیا زارعی گفته بود وقتی جنگ شروع شد، اردوهایشان تعطیل شد و حدود پنجاه روز نتوانستند روی آب تمرین کنند. برای یک قایقران حرفهای، پنجاه روز دوربودن از آب زمان کمی نیست و بسیار سخت میگذرد. او گفته بود در این مدت در خانه تمرین میکردند و روزانه حدود بیست کیلومتر با ارگومتر کار میکردند تا آمادگی خود را از دست ندهند. همچنین تعریف کرده بود که یک روز، هنگام آمادهشدن برای تمرین، ناگهان صدای بمباران را نزدیک خانهشان شنیده است. پس از آن نیز اردوها لغو شد و همه را به خانه فرستادند.
فتحی در ادامه یادآور میشود:
بازگشت به اردو پس از این مدت و رسیدن دوباره به آمادگی لازم برای مسابقات، بسیار دشوار است. خود کیمیا گفته بود این بازگشت برایشان ریسک بزرگی بوده، اما باید آن را میپذیرفتند و برای مسابقات میجنگیدند.
فتحی با اشاره به حجاب اجباری میگوید:
علاوه بر این دشواریها، مسئله حجاب را هم در نظر بگیرید: این ورزشکاران در مقایسه با رقبای خود چقدر تحت فشار هستند که باید با آن پوشش و در شرایط آبوهوایی ژاپن پارو بزنند. همه اینها نشان میدهد دختران روئینگ ایران کار ارزشمندی انجام دادهاند.
از نگاه او، موفقیت زنان روئینگ نشان میدهد مسئله ورزش زنان ایران کمبود استعداد نیست. فتحی کمبود امکانات و اردوها، تبعیض و حجاب اجباری را موانعی میداند که درخشش این ورزشکاران را به تأخیر انداختهاند. او مدالهای بهدستآمده را حاصل کار، تلاش، پشتکار و انگیزه خود زنان ورزشکار میداند و بر ارزش این کوششها تأکید میکند.
رشد ورزش زنان با دههها تأخیر همراه شده است
فتحی معتقد است نتایج اخیر زنان ورزشکار ایرانی نشانه یک روند رو به رشد است، اما تأکید میکند که این پیشرفت باید در بستر تاریخی آن بررسی شود. به گفته او، پس از نزدیک به پنج دهه، زنان در بعضی رشتهها تازه نخستین حضورها یا نخستین مدالهای خود را تجربه میکنند و در رشتههایی دیگر به رکوردهایی میرسند که پیشتر امکان دستیابی به آنها فراهم نبود. او این تأخیر را ناشی از کمبود استعداد نمیداند. میگوید:
مشکل این است که قوانین، محدودیتهای ایدئولوژیک و نگاه تبعیضآمیز، سالها مسیر رشد ورزش زنان را کند یا مسدود کردهاند. رشتههایی داشتهایم و هنوز هم داریم که زنان ما امکان حضور در مسابقات بینالمللی آنها را ندارند؛ مانند شنا، شیرجه و واترپلو. ورزشکاری داشتهایم که چون شناگر حرفهای بوده و نمیتوانسته در مسابقات بینالمللی شرکت کند، مجبور شده تابعیت کشور دیگری را بپذیرد. مریم شیخعلیزاده، شناگر ما، برای اینکه بتواند در مسابقات شرکت کند، تابعیت آذربایجان را پذیرفت و در المپیک حضور یافت.
او همچنین به سمن سلطانی اشاره میکند که با تیم پناهندگان در المپیک حضور داشت. به روایت فتحی، سلطانی ابتدا شناگر و مدالآور قهرمانی کشور بود، اما به دلیل نداشتن امکان حضور در مسابقات بینالمللی، رشته خود را تغییر داد و به قایقرانی روی آورد.
این روزنامهنگار معتقد است موفقیتهای امروز باید پرسشی درباره فرصتهای ازدسترفته نیز پیش بکشد:
اگر این موانع از ابتدا وجود نداشت، اکنون کجا بودیم؟ چند نسل از زنان ورزشکار میتوانستند زودتر وارد مسابقات جهانی و المپیک شوند؟ چند مدال، چند رکورد و چند قهرمان را در این سالها، فقط به دلیل قوانین ضدزن، زنستیز و حتی ضدحقوقبشری جمهوری اسلامی، از دست دادهایم؟
فتحی قوانین جمهوری اسلامی را در این زمینه «ضدزن، زنستیز و ضدحقوقبشری» توصیف میکند. از نگاه او، پیشرفت امروز با دههها تأخیر همراه شده و این تأخیر را نمیتوان از محدودیتهایی جدا کرد که حق انتخاب، رقابت و پیشرفت حرفهای را از بسیاری از زنان گرفتهاند. او معتقد است این قوانین فرصتهای چند نسل از زنان ورزشکار را از بین برده و رؤیاهایشان را بر باد دادهاند.
تداوم موفقیت به امکانات برابر و حق انتخاب نیاز دارد
فتحی تداوم موفقیت زنان ورزشکار را نیازمند تغییراتی جدی در امکانات تمرینی، حمایت مالی، پوشش رسانهای و حق انتخاب میداند. او تأکید میکند:
ورزشکار حرفهای نمیتواند با امکانات موقت، اردوهای نامنظم و کمبود تجهیزات، خود را به سطح اول آسیا یا جهان برساند. فراموش نکردهایم که زنان وزنهبرداری که پناهنده شدند، تعریف میکردند حتی در اردوهایشان تغذیه مناسب نداشتند و مجبور بودند از خانه غذا ببرند.
او برای توضیح شرایط تمرین به روایت زنان وزنهبرداری اشاره میکند که پناهنده شدهاند:
زنان وزنهبرداری که پناهنده شدند، تعریف میکردند حتی در اردوهایشان تغذیه مناسب نداشتند و مجبور بودند از خانه غذا ببرند. این روایتها نشان میدهد زنان ورزشکار در چه شرایطی تمرین میکنند. یکی از آنها میگفت روزی زنان و مردان همزمان تمرین داشتند، اما هیچ وسیلهای برای زنان باقی نمانده بود، چون مردان همه وسایل تمرینی را برده بودند.
فتحی میگوید سالن، پیست، استخر، تجهیزات استاندارد، مربی تخصصی، بدنساز، فیزیوتراپ و اردوهای منظم باید به همان اندازه که در دسترس مردان است، برای زنان نیز فراهم شود. به اعتقاد او، انتظار عملکرد برابر زمانی موجه است که امکانات برابر وجود داشته باشد.
او حمایت مالی را مسئله دیگری میداند و میگوید:
زنان به هیچ عنوان مانند مردان حمایت مالی نمیشوند. بسیاری از زنان ورزشکار هنوز بخش بزرگی از مسیر خود را با هزینه شخصی، کمک خانواده یا درآمدهای محدودشان پیش میبرند. همین چند روز پیش، مائده، قهرمان پرش طول، تعریف کرده بود که پس از مسابقات قهرمانی کشور، هنگام بازگشت به شهرش کرمان، برایش بلیت اتوبوس گرفته بودند، اما وسط راه، در بیابان و کنار یک پمپبنزین، او را پیاده کرده و گفته بودند ادامه مسیر را خودش برود. با دختری که در سطح قهرمانی کشور مدال گرفته بود، چنین برخوردی شده بود؛ نحوه بازگشت و استقبال از او اینگونه بود.
از نگاه فتحی، نبود قرارداد مناسب، حقوق، بیمه، پاداش و امنیت شغلی، نگرانیهایی ایجاد میکند که تمرکز ورزشکار بر تمرین و مسابقه را کاهش میدهد و بر نتیجهگیری او اثر میگذارد.
او وضعیت پوشش رسانهای ورزش زنان را نسبت به گذشته بهتر ارزیابی میکند، اما معتقد است فاصله با ورزش مردان همچنان زیاد است. به گفته او، توجه رسانهها اغلب به زمان کسب مدال آسیایی یا وقوع اتفاقی خاص محدود میشود و تلویزیون بسیاری از مسابقات زنان را پوشش نمیدهد. فتحی این کمبود پوشش را مانعی برای جذب حامی مالی و دریافت توجه لازم میداند.
او همچنین بر برداشتن حجاب اجباری و محدودیتهای تبعیضآمیز تأکید میکند:
تا زمانی که ورزشکار درباره پوشش بدن خود حق انتخاب نداشته باشد، نمیتوان گفت با رقبایش شرایط برابر دارد. باید نگاههای تبعیضآمیز و محدودیتها برداشته شود و زنان امکان انتخاب آزادانه داشته باشند؛ خودشان تصمیم بگیرند در چه رشتهای و با چه پوششی شرکت کنند.
او فراهمشدن این حق انتخاب و امکانات برابر را شرط انتظار مدالآوری میداند و تأکید میکند که با تداوم محدودیتها، تبعیض و کمبود امکانات، نمیتوان از زنان ورزشکار انتظار کسب مدال در سطح آسیا داشت.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.




نظرها
نظری وجود ندارد.