ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

خشایارشاه در آتن؛ آنچه مارکو روبیو از تاریخ یونان نگفت

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سخنرانی اخیر خود در آتن، جنگ‌های ایران و یونان در ۲۵ قرن پیش را به روایتی از تقابل تمدن غرب با دشمنانش پیوند زد. اما خواندن نقدهایی که در رسانه‌های یونانی بر سخنان او منتشر شد، تصویری متفاوت از تاریخ و مناسبات قدرت به دست می‌دهد. برای جامعه ایران، به‌ویژه بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی که مداخله نظامی ایالات متحده را راهی برای رهایی از استبداد می‌دانند، تجربه یونان و مناقشات سیاسی آن درباره نفوذ واشنگتن نکات مهمی دارد.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، در سخنرانی اخیر خود در آتن به جنگ‌های ایران و یونان در ۲۵ قرن پیش اشاره کرد. او از لشکرکشی خشایارشاه، ویرانی معابد آتن و مقاومت یونانیان سخن گفت و این تاریخ را به روایت خود از تمدن غرب و ضرورت احیای قدرت آن پیوند زد. این سخنرانی بر زمینه‌ای انجام شد که دولت ایالات متحده حملات نظامی گسترده‌ای به ایران داشته است و هنوز بیم از شروع دوباره آن می‌رود.

خواندن واکنش‌ها و تحلیل‌هایی که در رسانه‌های یونانی منتشر شده، برای من به‌عنوان یک ایرانی جالب بود. به‌ویژه اینکه منتقدان یونانی برای پاسخ دادن به روبیو، برخلاف آنچه شاید انتظار می‌رفت به‌جای دفاع از تاریخ ایران، به تاریخ خودشان بازگشته بودند و از تناقض‌های آن سخن می‌گفتند.

یکی از این نقدها به روایت توسیدید از جنگ‌های پلوپونزی اشاره داشت. آتن که در جنگ با امپراتوری هخامنشی از استقلال دولت‌شهرهای یونانی دفاع کرده بود، چند دهه بعد خود به قدرتی توسعه‌طلب تبدیل شد. اتحادیه‌ای که برای دفاع مشترک در برابر هخامنشیان شکل گرفته بود، به‌تدریج تحت سلطه آتن درآمد و متحدان سابق آن، استقلال سیاسی خود را از دست دادند.

نمونه برجسته این تحول، حمله آتن به جزیره میلوس در سال ۴۱۶ پیش از میلاد است. آتنی‌ها از مردم جزیره خواستند تسلیم شوند و هنگامی که مقاومت کردند، شهر را تصرف کردند، مردان بالغ اسیرشده را کشتند و زنان و کودکان را به بردگی فروختند. توسیدید در روایت گفت‌وگوی نمایندگان آتن و میلوس، منطق قدرت را به‌روشنی نشان می‌دهد. قدرتمندان آنچه را می‌توانند انجام می‌دهند و ضعیفان ناچارند آنچه را بر آنها تحمیل می‌شود تحمل کنند.

این بخش از تاریخ یونان برای فهم سخنرانی روبیو اهمیت دارد. او از پیروزی یونانیان بر خشایارشاه سخن می‌گوید، اما تاریخ نشان می‌دهد که دفاع از آزادی در برابر یک امپراتوری، مانع تبدیل شدن مدافعان دیروز آزادی به قدرتی سلطه‌گر نشد.

نکته دیگری که در واکنش‌های یونانیان جلب توجه می‌کرد، استفاده روبیو از آکروپولیس و تپه پنیکس بود. او در مکانی سخنرانی کرد که از نمادهای تاریخی مشارکت سیاسی شهروندان آتن به شمار می‌رود. یک روز قبل‌تر پلیس یونان تجمعات اعتراضی را در بخش‌هایی از مرکز شهر ممنوع کرده بود. رسانه‌های یونانی همچنین یادآوری کردند که همین آکروپولیس چند سال پیش محل نصب بنر اعتراضی کمونیست‌ها علیه گسترش پایگاه‌های نظامی ایالات متحده بود.

رسانه ایمرودروموس با انتشار دو تصویر از آکروپولیس به این تناقض پرداخت. یکی تصویر بنر اعتراضی حزب کمونیست یونان علیه پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ و دیگری تصویر سخنرانی روبیو در برابر همان بنای تاریخی بود. این رسانه نوشت که دولت فعلی یونان آکروپولیس را به پس‌زمینه تبلیغاتی وزیر خارجه ایالات متحده تبدیل کرده است. در نقد این رسانه، سخنرانی روبیو مجموعه‌ای از برداشت‌های غیرتاریخی معرفی شد که با سیاست مداخله نظامی و حمایت آمریکا از دیکتاتوری‌ها سازگاری دارد. نویسنده با قرار دادن دو تصویر در کنار یکدیگر، از مخاطبان پرسید کدام‌یک از این دو تصویر آنها را آزار می‌دهد.

یونان جامعه‌ای با اختلافات سیاسی عمیق است و دولت کنونی آن از گسترش همکاری نظامی با ایالات متحده حمایت می‌کند ولی با این حال، همین اختلافات نشان می‌دهد که میراث تاریخی یونان، برخلاف روایت روبیو، به یک هویت سیاسی واحد به نام تمدن غرب تعلق ندارد.

ماریزتا آنتونوپولو، نویسنده یونانی، در مقاله‌ای در روزنامه افیمریدا تون سینتاکتون، با اشاره به همین دو روایت تاریخی، به تناقض سخنرانی روبیو پرداخته است. او یادآوری می‌کند که آتن باستان دو برداشت متفاوت از قدرت برای یونانی‌ها به جا گذاشته است. در یکی، قدرت سیاسی از آزادی و مشارکت شهروندان سرچشمه می‌گیرد و در دیگری، عدالت تابع قدرت نظامی می‌شود. آنتونوپولو با اشاره به تبدیل اتحادیه دلوس به امپراتوری آتن، نتیجه می‌گیرد که «هیچ قدرتی نامحدود نیست و هیچ اتحادی برای همیشه دوام نمی‌آورد، هنگامی که متحدان به تابعان تبدیل شوند». این نکته در سخنرانی روبیو غایب است، زیرا او از آزادی یونانیان در برابر امپراتوری ایران سخن می‌گوید، اما به سرنوشت همان آزادی در مناسبات قدرت میان دولت‌شهرهای یونانی توجهی ندارد.

برای من، مهم‌ترین بخش این بحث به رابطه میان ادعای آزادی و مناسبات واقعی قدرت مربوط است. یونان عضو اتحادیه اروپا و ناتو است، اما بخشی از جامعه و نیروهای سیاسی آن همچنان گسترش حضور نظامی ایالات متحده را تهدیدی علیه استقلال سیاسی کشور می‌دانند. آنها از تجربه تاریخی خود، از مداخله واشنگتن در دوران جنگ سرد تا حمایت از دیکتاتوری سرهنگ‌ها، برای نقد مناسبات امروز استفاده می‌کنند.

پروکوپیس پاولوپولوس، رئیس‌جمهوری پیشین یونان نیز در واکنش به سخنرانی روبیو به مسئله رابطه تمدن‌ها پرداخته است. او معتقد است روبیو از میراث یونان باستان برای اثبات برتری تمدن غرب بر تمدن‌های دیگر استفاده می‌کند، در حالی که میراث اندیشه اروپایی را نمی‌توان به چنین برداشتی تقلیل داد. پاولوپولوس یادآوری می‌کند که حتی نبرد سالامیس را نباید به مرزی غیرقابل عبور میان شرق و غرب تبدیل کرد، بلکه می‌توان آن را بخشی از تاریخی دانست که امروز امکان گفت‌وگو و همزیستی ملت‌ها و تمدن‌ها را فراهم می‌کند. او همچنین از این مسئله انتقاد می‌کند که روبیو در دفاع از قدرت آمریکا تقریباً هیچ توجهی به حقوق بین‌الملل و اصل برابری حاکمیت کشورها نشان نداده است.

این موضوع برای ما ایرانیان، به‌خصوص در شرایط کنونی، اهمیت دارد.

بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، به‌ویژه در میان سلطنت‌طلبان، ایالات متحده را نیرویی می‌دانند که می‌تواند ایران را از حکومت استبدادی نجات دهد. این تصور را باید در زمینه تجربه واقعی سرکوب بسیار خشن و شکست‌های پی‌درپی جامعه ایران فهمید. مردمی که سال‌ها برای تغییر حکومت مبارزه کرده‌اند و با خشونت سازمان‌یافته روبه‌رو شده‌اند، ممکن است مداخله خارجی را تنها راه باقی‌مانده بدانند.

اما اتفاقا تجربه جوامعی مانند یونان نشان می‌دهد که رابطه با قدرتی مانند ایالات متحده حتی پس از استقرار نهادهای دموکراتیک نیز مسئله‌ای حل‌شده نیست. استقلال سیاسی یک جامعه با عضویت در ائتلاف‌های نظامی یا برخورداری از حمایت یک قدرت خارجی تضمین نمی‌شود. این استقلال به توانایی مردم برای تأثیرگذاری بر تصمیم‌هایی بستگی دارد که درباره جنگ، اقتصاد و آینده کشورشان گرفته می‌شود.

اینجاست که بازگشت به ماجرای میلوس معنا پیدا می‌کند. آنچه در روایت توسیدید اهمیت دارد، صرفاً خشونت آتن نیست، بلکه مناسباتی است که در آن یک قدرت بزرگ، خواست و اراده خود را جایگزین اختیار سیاسی جامعه‌ای دیگر می‌کند.

در سخنرانی روبیو، ایران همچنان از خلال جنگی در ۲۵ قرن پیش معرفی می‌شود. اما برای بررسی سیاست خارجی آمریکا نیازی به چنین سفری در تاریخ نیست. حمله نظامی آمریکا به ایران در همین سال اتفاق افتاده است. ایران نیز در نزدیک به سه قرن گذشته تجربه کشورگشایی مشابه لشکرکشی نادرشاه به هند را تکرار نکرده است. تاریخ معاصر ایران بیشتر با از دست دادن سرزمین، مداخله خارجی، جنگ و استبداد داخلی همراه بوده است.

تفاوت مهمی میان رهایی از یک حکومت و به دست آوردن اختیار سیاسی وجود دارد. جمهوری اسلامی با سرکوب جامعه ایران، امکان اعمال این اختیار را به‌شدت محدود کرده است. اما جایگزین کردن اراده یک حکومت استبدادی با اراده یک قدرت خارجی نیز به‌خودی‌خود مسئله را حل نمی‌کند.

یونانیان هنوز درباره مناسبات کشورشان با ایالات متحده اختلاف نظر دارند. این اختلاف پس از چند دهه عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا ادامه یافته است. همین اختلاف بخشی از یکسری بحران‌های فکری و سیاسی برای آنها هم در مورد هویت و استقلال سیاسی هم بوده است. برای ایرانیانی که امروز به آینده پس از جمهوری اسلامی می‌اندیشند، توجه به این تجربه می‌تواند بسیار آموزنده‌تر از روایت‌های ساده‌ای باشد که ایالات متحده را یا منشأ همه مشکلات ایران می‌دانند یا تنها راه رهایی از آنها.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.