پیشگامان نقاشی معاصر ایران
منصور قندریز و بازآفرینی نشانههای ایران قدیم
<p>نگار نخعی - از منصور قندریز به عنوان یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذار‌ترین نقاشان پیشرو ایران یاد شده است. قندریز که در بیست و هشت‌سالگی در یک سانحه رانندگی در گذشت، از بنیانگذاران مکتب سقاخانه است.</p> <!--break--> <p>منصور قندریز در سال ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد و نقاشی را به طور جدی در هنرستان هنرهای زیبای تهران آموخت. او پس از آن به تبریز بازگشت و اولین نقاشی‌های جدی‌اش را با تصویرهای خیره‌کننده با گرایش‌های بومی و قومی خلق کرد. در این مجموعه آثار رنگ و فیگور برجسته‌اند .</p> <p> </p> <p>او پس از مدتی وارد دانشکده هنرهای زیبا شد و تحت تأثیر فضای آن دوره از علایم و فرم‌هایی استفاده کرد که برآمده از دل هنرهای ایرانی بود. در این دوره، رنگ کمترین نقش را در کار‌هایش دارد؛ هرچند دوباره رنگ‌ها به تابلو‌هایش راه می‌یابند.</p> <p> </p> <p>او با روحیه‌ای جست‌وجوگر روش‌های مختلفی را تجربه کرد و به دنبال نقطه مشترکی میان هنر آبستره با هنر تزیینی ایران بود.</p> <p> </p> <p>نقاشان و مجسمه‌سازانی که تحت عنوان «مکتب سقاخانه» کار کردند، سعی داشتند با برداشت‌های زیبا‌شناسانه از میراث‌های سنتی در جریان نقاشی معاصر دنیا قرار بگیرند.</p> <p> </p> <blockquote> <p> <img align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/ghkfar02.jpg" alt="" />منصور قندریز و بازآفرینی نشانه‌های ایران قدیم</p> </blockquote> <p>رویین پاکباز نویسنده و منتقد در باره قندریز گفته است: «او یکی از با استعداد‌ترین هنرمندان معاصر بود که به علت مرگ زودرس نتوانست کارش را ادامه دهد.»</p> <p> </p> <p>رویین پاکباز معقتد است که اقامت در تهران، آموزش در هنرکده تزئینی، جو و فضای بینال‌ها و گرایش شماری از هنرمندان به شیوه تزیینی و انتزاعی که در‌‌ همان سال‌ها مکتب سقاخانه نام گرفت، قندریز را به مسیری تازه کشاند، پس از این نقش‌پردازی در کار او اهمیت یاقت و خصلت بدوی نقاشی‌اش آشکار‌تر شد.<br /> <br /> قندریز در این میان به همراه حسین زنده‌رودی، مسعود عربشاهی، فرامرز پیلارام، پرویز تناولی و چند تن دیگر کوشید بدون شتاب‌زدگی سمبل‌ها و نشانه‌های ایران قدیم را در یک ترکیب‌بندی نوین و رازگونه بازآفرینی کند.</p> <p> </p> <p>صادق تبریزی از همکلاسی‌های قندریز اما در همان سال‌ها او را به تقلید از مسعود عربشاهی متهم کرد و برای اثبات گفته‌هایش به دو نمایشگاه در سال‌های ۱۳۳۹ و ۱۳۳۴ اشاره کرد. او در این‌باره گفت: «نقاشی‌های آن زمان قندریز برگرفته از دوره‌ای از آثار پیکاسو است که اندام‌های انسان را به صورت عریان و فربه مجسم کرده است. قندریز با این نقاشی‌ها نمایشگاهی هم در تالار رضا عباسی برپا کرد که اقبالی نیافت و بعد او به خوبی احساس کرد که از قافله هنر به دور مانده است، لذا برای پر کردن این فاصله، با محاسبه‌ای هوشمندانه و با کمی تغییر در آثار عربشاهی، شیوه او را پی گرفت، قندریز نیک می‌دانست که نجابت و حیای عربشاهی مانع اعتراض او خواهد شد.»</p> <p> </p> <p>به گفته آقای تبریزی، بررسی آثار به نمایش درآمده قندریز در سال ۱۳۳۹ و و نقاشی‌های او در سال ۱۳۴۳ این تغییر فاحش و شتابزده را نشان می‌دهد.</p> <p> </p> <p>اما این همه آن چیزی نیست که درباره قندریز گفته می‌شود. بسیاری، گفته‌های آقای صادقی را رد می‌کنند و شباهت‌های ظاهری کارهای عربشاهی و قندریز را حاصل نگاه آن دو به ترکیب نقش‌های زینتی کهن می‌دانند و معتقدند که این دو هنرمند هر دو وام‌دار هنر کهن ایران‌اند و بحث تقلید و تأثیر درباره آخرین سری کارهای قندریز منتفی است و همچون عربشاهی، در آثار قندریز نیز رنگ‌ها و ترکیب‌بندی‌ها و تکرار نشانه‌های ایرانی بازتاب نگاه و تفکر خاص خود اوست.</p> <p> </p> <p>منصور قندریز، در آستانه شکوفایی قرار گرفته بود، اما اجل به او مهلت نداد تا کار‌ها و آثارش را وسعت ببخشد، با این حال،‌‌ همان آثار معدودی که در چند سال فعالیت هنری‌اش از خود به جای گذاشته، نامش را در شمار نقاشان تأثیرگذار ایران ماندگار کرده است.</p> <p> </p> <p>در همین زمینه:<br /> ::پیشگامان نقاشی معاصر ایران از نگار نخعی در زمانه::</p> <p> </p> <p>ویدئو: پاره‌ای از آثار منصور قندریز</p>

از منصور قندریز به عنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نقاشان پیشرو ایران یاد شده است. قندریز که در بیست و هشتسالگی در یک سانحه رانندگی در گذشت، از بنیانگذاران مکتب سقاخانه است.
منصور قندریز در سال ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد و نقاشی را به طور جدی در هنرستان هنرهای زیبای تهران آموخت. او پس از آن به تبریز بازگشت و اولین نقاشیهای جدیاش را با تصویرهای خیرهکننده با گرایشهای بومی و قومی خلق کرد. در این مجموعه آثار رنگ و فیگور برجستهاند .

او پس از مدتی وارد دانشکده هنرهای زیبا شد و تحت تأثیر فضای آن دوره از علایم و فرمهایی استفاده کرد که برآمده از دل هنرهای ایرانی بود. در این دوره، رنگ کمترین نقش را در کارهایش دارد؛ هرچند دوباره رنگها به تابلوهایش راه مییابند.
او با روحیهای جستوجوگر روشهای مختلفی را تجربه کرد و به دنبال نقطه مشترکی میان هنر آبستره با هنر تزیینی ایران بود.
نقاشان و مجسمهسازانی که تحت عنوان «مکتب سقاخانه» کار کردند، سعی داشتند با برداشتهای زیباشناسانه از میراثهای سنتی در جریان نقاشی معاصر دنیا قرار بگیرند.
رویین پاکباز نویسنده و منتقد در باره قندریز گفته است: «او یکی از با استعدادترین هنرمندان معاصر بود که به علت مرگ زودرس نتوانست کارش را ادامه دهد.»
رویین پاکباز معقتد است که اقامت در تهران، آموزش در هنرکده تزئینی، جو و فضای بینالها و گرایش شماری از هنرمندان به شیوه تزیینی و انتزاعی که در همان سالها مکتب سقاخانه نام گرفت، قندریز را به مسیری تازه کشاند، پس از این نقشپردازی در کار او اهمیت یاقت و خصلت بدوی نقاشیاش آشکارتر شد.
قندریز در این میان به همراه حسین زندهرودی، مسعود عربشاهی، فرامرز پیلارام، پرویز تناولی و چند تن دیگر کوشید بدون شتابزدگی سمبلها و نشانههای ایران قدیم را در یک ترکیببندی نوین و رازگونه بازآفرینی کند.
صادق تبریزی از همکلاسیهای قندریز اما در همان سالها او را به تقلید از مسعود عربشاهی متهم کرد و برای اثبات گفتههایش به دو نمایشگاه در سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۳۴ اشاره کرد. او در اینباره گفت: «نقاشیهای آن زمان قندریز برگرفته از دورهای از آثار پیکاسو است که اندامهای انسان را به صورت عریان و فربه مجسم کرده است. قندریز با این نقاشیها نمایشگاهی هم در تالار رضا عباسی برپا کرد که اقبالی نیافت و بعد او به خوبی احساس کرد که از قافله هنر به دور مانده است، لذا برای پر کردن این فاصله، با محاسبهای هوشمندانه و با کمی تغییر در آثار عربشاهی، شیوه او را پی گرفت، قندریز نیک میدانست که نجابت و حیای عربشاهی مانع اعتراض او خواهد شد.»
به گفته آقای تبریزی، بررسی آثار به نمایش درآمده قندریز در سال ۱۳۳۹ و و نقاشیهای او در سال ۱۳۴۳ این تغییر فاحش و شتابزده را نشان میدهد.
اما این همه آن چیزی نیست که درباره قندریز گفته میشود. بسیاری، گفتههای آقای صادقی را رد میکنند و شباهتهای ظاهری کارهای عربشاهی و قندریز را حاصل نگاه آن دو به ترکیب نقشهای زینتی کهن میدانند و معتقدند که این دو هنرمند هر دو وامدار هنر کهن ایراناند و بحث تقلید و تأثیر درباره آخرین سری کارهای قندریز منتفی است و همچون عربشاهی، در آثار قندریز نیز رنگها و ترکیببندیها و تکرار نشانههای ایرانی بازتاب نگاه و تفکر خاص خود اوست.
منصور قندریز، در آستانه شکوفایی قرار گرفته بود، اما اجل به او مهلت نداد تا کارها و آثارش را وسعت ببخشد، با این حال، همان آثار معدودی که در چند سال فعالیت هنریاش از خود به جای گذاشته، نامش را در شمار نقاشان تأثیرگذار ایران ماندگار کرده است.
ویدئو: پارهای از آثار منصور قندریز
نظرها
نظری وجود ندارد.