ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گریز و مهاجرت؛ دشنه‌ای در روان پناهجو

آسیب‌های روانی در میان مهاجران و پناهجویان شایع است. اما این موضوع تنها زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد که افراد به قاتل تبدیل می‌شوند. به طور معمول به آسیب‌های روانی پناهجویان اهمیتی داده نمی‌شود.

❗️ هشدار: این مطلب حاوی توصیف صحنه‌های خشن و قتل است.

وقتی قاتلان خانواده فریدا را در خانه نیمه‌ویران پدربزرگش پیدا کردند، دو گزینه روبه‌روی آن‌ها قرار دادند: یا پول گلوله را بپردازید تا شما را سریع تیرباران کنیم، یا اگر پول نداشته باشید، شما را تکه‌تکه خواهیم کرد. آن‌ها پول نداشتند، بنابراین آن‌ها را به کنار جاده بردند و مجبور کردند درون گودال دراز بکشند.

فریدا بعدها تعریف کرد:

پدربزرگم التماس می‌کرد که ما را رها کنند. اما یکی از آن‌ها به داخل گودال پرید و او را با چماق زد. سپس بقیه هم پریدند داخل و شروع کردند به کشتن ما با سلاح‌هایشان. برادران کوچکم فریاد می‌زدند. من دیدم که سر مادرم را از تن جدا کردند. خون روی صورتم جاری شد. یک مرد با ضربه‌ای به پشت سرم من را بیهوش کرد.

فریدا وقتی به هوش آمد، زیر اجساد خانواده‌اش قرار داشت. او بی‌حرکت ماند. وقتی قاتلان رفتند، فریدا برای کمک فریاد زد. شنید که زنی با وحشت فریاد می‌زند که یک روح آن‌جاست. در نهایت، یک مرد جوان او را نجات داد و تا پایان ماجرا پنهانش کرد.

۲۲ سال بعد، در آوریل ۲۰۱۶، فریدا اوموهوزا این داستان را در مراسم یادبود سازمان ملل در نیویورک تعریف کرد؛ داستان چگونگی نجاتش از نسل‌کشی توتسی‌ها در رواندا در سال ۱۹۹۴. سخنرانی او در سراسر جهان پخش شد و بسیاری از بازماندگان توتسی آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.

در ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۴، اکسل روداکابانا، رواندایی، در ساوت‌پورت انگلستان با چاقو به یک مراسم رقص کودکان حمله کرد و سه دختر کوچک را به قتل رساند. مشخص نیست که آیا او داستان فریدا اوموهوزا را می‌دانست یا نه. اما عمه‌اش از کسانی بود که این داستان را به اشتراک گذاشته بود، و مادرش نیز در شبکه‌های اجتماعی از نسل‌کشی یاد کرده بود.

تحول در کارزار‌های انتخاباتی

در جریان محاکمه اکسل روداکابانا که در زمان جنایت ۱۷ سال سن داشت، گزارش شد که او به‌طور «وسواسی» به موضوع نسل‌کشی‌ها ـ از جمله نسل‌کشی رواندا و دیگر نسل‌کشی‌ها، و همچنین تروریسم اسلامی ـ علاقه داشت. در ۲۳ ژانویه، او به ۵۲ سال حبس محکوم شد.

قتل‌عام ساوت‌پورت بریتانیا را تکان داد. گروه‌های افراطی راست‌گرا به مسلمانان، مهاجران و پناهندگان حمله کردند. دولت تازه‌انتخاب شده کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا از حزب کارگر، از این بحران خارج نشد و از آن زمان، راست‌گرایان پوپولیست بر برنامه سیاسی مسلط شدند. نایجل فاراژ، رهبر آن‌ها، با درخواست بستن مرزها در برخی نظرسنجی‌ها پیشتاز است.

۲۳ ژانویه سال جاری در آشافنبورگ آلمان، حمله با چاقوی یک افغانستانی که پیش از آن می‌بایست آلمان را ترک می‌کرد، منجر به کشته شدن دو نفر از جمله یک کودک خردسال شد، این رویداد کارزار‌های انتخاباتی در آلمان را دگرگون کرد. به جای بحث درباره وضعیت اقتصادی، اکنون موضوع پناهندگان در کانون توجه قرار گرفته است. فریدریش مرتس، رهبر اپوزیسیون از حزب دموکرات مسیحی، با طرح شکست‌خورده‌اش به نام «قانون محدودیت ورود»، به دنبال جلب حمایت راست‌گرایان افراطی و حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) افتاد، در حالی که به اشتباه فکر می‌کرد می‌تواند رهبری این جریان را برعهده بگیرد.

الگوی فریدریش مرتس، امانوئل مکرون بود که در پایان سال ۲۰۲۳ با حمایت راست‌گرایان افراطی، قانون سخت‌گیرانه‌ای در مورد مهاجرت را از پارلمان فرانسه عبور داد. این اقدام پس از حمله با چاقوی عبدالمسیح حنون، سرباز فراری ارتش اسد، در پارک آنسی در ۸ ژوئن ۲۰۲۳ انجام شد که در آن چهار کودک به‌شدت مجروح شدند. پس از آن، شعار معترضان راست‌گرا این بود: «مهاجران شما، کشته‌های ما».

کمک ناچیز به بیماران روانی

همه این جنایت‌ها یک نقطه مشترک دارند: آن‌ها هیچ ارتباطی با اسلام‌گرایان نداشتند، برخلاف برخی موارد دیگر. قتل‌های دیگری نیز با عاملانی از سودان، سومالی، لیبی یا اریتره رخ داده است که اغلب انگیزه‌های نامشخصی دارند. در بخش‌هایی از سیاست و جامعه، چنین جنایت‌هایی تنها زمانی مهم تلقی می‌شدند که اسلام‌گرایان مرتکب آن‌ها می‌شدند: در آن صورت از آن به عنوان تروریسم یاد می‌شد.

سایر مرتکبان افراد سردرگم و جنایاتشان به‌عنوان موارد منفرد تلقی می‌شدند. خوشبختانه این سلسله‌مراتب سردرگم تغییر کرده است. اما پیامدهای آن به راست‌گرایان افراطی سپرده شده است، با درخواست‌های غیرانسانی‌شان برای طرد و مجازات جمعی. زمان آن رسیده است که پاسخ‌های انسانی ارائه شود.

یک کودک رواندایی از خانواده‌ای که از نسل‌کشی جان سالم به‌در برده‌، در محیطی بی‌اعتنا چگونه با خاطرات آسیب‌زای بستگانش کنار می‌آید؟ یک سرباز فراری ارتش اسد چگونه با اعمالش کنار می‌آید؟ پناهجویان سودانی، سومالیایی یا اریتره‌ای چگونه با وحشتی که ممکن است در سفرشان از آفریقا به اروپا تجربه کرده‌اند، مقابله می‌کنند؟

پاسخ کوتاه این است: اغلب نمی‌توانند با آن کنار بیایند. آن‌ها بااین خاطرات تسخیر می‌شوند. شورای پناهندگان بریتانیا دریافت که ۶۱ درصد از تمام پناهجویان از فشارهای روانی شدید رنج می‌برند. در آلمان، مطالعات نشان داده است که یک‌سوم پناهندگان از اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) رنج می‌برند. اما هیچ کشوری به‌شکل متناسب با آسیب‌های روانی پناهجویان برخورد نمی‌کند.

خُرد شدن زیر بار خاطرات

فشارهای روانی به‌ندرت مورد توجه قرار می‌گیرند و هیچ حمایتی متناسب با پیشینه افراد برای مقابله با این آزمون دشوار ـ رها کردن وحشت‌های گذشته بدون طرد تاریخچه زندگی خود، تنها چیزی که یک پناهنده هنگام ورود می‌تواند متعلق به خود بداند ـ وجود ندارد.

سیاست پناهندگی این تنش را تشدید می‌کند. از پناهجویان انتظار می‌رود که بتوانند تمام دلایل گریز خود را واضح و روشن بیان کنند، اما داستان فرار آن‌ها بی‌اهمیت تلقی می‌شود. از آن‌ها انتظار می‌رود که روی ادغام خود کار کنند، در حالی که باید بدون شرایط زندگی خودتعیین‌شده منتظر بمانند تا دیگران درباره آینده‌شان تصمیم بگیرند. برخی می‌توانند با این شرایط کنار بیایند. برخی دیگر در هم می‌شکنند.

به این ترتیب، برای افراد آسیب‌دیده آرامش روحی ایجاد نمی‌شود.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.