واژههای برابری
متلک انداختن: وقتی با سوت و کلمه میگویند «در خیابان جایی برای تو نیست»
برای زنان دشوار خواهد بود که در فضای عمومی تردد کنند و جنسیتشان را از یاد ببرند و در افکارشان غرق شوند. پیادهروی که قرار است فعالیتی در جهت نظمبخشیدن به افکار باشد، معمولا برای زنان به تجربهای دیگر از خشونت تبدیل میشود و بر کوه دیگر تجربهها مینشیند. بعد از زن، زندگی، آزادی مشاهدات نشان میدهد که متلکگویی کاهش یافته است. اما بدون در دست داشتن آمار موثق نمیتوان از این موضوع مطمئن بود. از آن گذشته، خشونتهای کلامی فقط زنان را هدف قرار نمیدهند: کوییرها، ترنسها، افغانستانیها و به طور خلاصه هر کس که «دیگری» قلمداد شود با سوت و کلمه از عرصه عمومی بیرون رانده میشود.

تصویر از شاتراستاک
تصور کنید که میخواهید مسیری را در آرامش طی کنید. ممکن است حال روحی مناسبی هم نداشته باشید. در طی مسیر به شکلهای مختلفی مزاحمتان میشوند. از متلک انداختن افراد پیر و جوان گرفته تا بوق زدن و درخواست برای رساندن شما. هیچ محدودتی نیز در این متلک انداختنها وجود ندارد: از نظر دادن روی چهره و بدن و لباسهایتان گرفته تا مزهپراکنیهایی که مشمئزکنندهاند. از اصرار بر گفتوگو کردن و دنبالکردنتان تا پرسیدن شخصیترین سوالها توسط افرادی غریبه که هیچ احترامی به حریم شما نمیگذارند. متلک انداختن، یکی از انواع این مزاحمتهای خیابانی است که در این مطلب به وجوهی از آن میپردازیم.
لغتنامه دهخدا: متلک . [ م َ ت َ ل َ ] (اِ مصغر) متل خرد. متل کوچک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || حرف مفت . دری وری . کلفت . حرف برخورنده . شوخی و مزاح . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). لغز. لغاز. عیب جویی . طعن . بیغاره . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مریام وبستر : Catcall عمل فریاد زدن یک اظهار یا حرف بلند، جنسی، تهدیدآمیز، یا آزاردهنده به صورت عمومی خطاب به کسی.
اعتقاد بر این است که اصطلاح کتکالینگ برای اولین بار در قرن ۱۷ استفاده شده است، زمانی که تماشاچیان برای تمسخر یک اجراگر روی صحنه صدایی شبیه گربه وحشی یا خشمگین در میآوردند. «کتکال» در ادامه مترادف با اصطلاح «سوت گرگ» wolf whistle شد که به کارتون مشهوری برمیگردد که در آن گرگی با دیدن دختران زیبا آب دهانش راه میافتاد و سوت میزد. این اصطلاح در منابع تصویری و ادبی مختلفی استفاده شد و به مرور به کاربرد امروزی خود رسید.
متلک انداختن چیست؟
وقتی دربارهی مزاحمتهای خیابانی صحبت میکنیم، نباید تنها به نظرات جنسی اشاره کنیم، بلکه باید به تمام خندهها، سوتها، چشمکها، بوقها و نظرات مختلفی که نهتنها درباره ظاهر، بلکه حتی درباره قومیت و ملیت یا نگرش فرد معطوف میشود توجه کنیم، مانند متلکهایی که به افراد یا زنان مهاجر انداخته میشود. متلکها بیشتر توسط افراد کاملا غریبه گفته میشوند اما در مواردی نیز از طرف افرادی چون همکار، ریئس یا مسئول دانشگاه نیز گفته میشود.
نکتهی دیگر این است که هر کسی فارغ از جنسیتش میتواند مزاحمت خیابانی ایجاد کند، یک مرد به مرد دیگر، یک زن به مرد یا زنان و مردانی که به ترنسها، کوییرها و باقی افراد الجیبیتیکیو متلک میاندازند و باعث آزار آنها میشوند. اما با بررسی آمارها و نگاهی ساده به اتفاقات روزمره در فضای عمومی باید اعتراف کنیم که این رفتار نسنجیده، بیشتر مواقع توسط مردان به زنان انجام میشود.
تاثیر این متلکها بر روان انسانها متفاوت است و ممکن است از یک آزار کوتاهمدت تا شکلی از تروما مختلف باشد که به شخصیت افراد، حال روحی آنها و نوع متلک بستگی دارد. بنابراین متلک که نوعی از آزار خیابانی است، در واقع شکلی خشونت روانی محسوب میشود که شدتهای متفاوتی دارد.
بسیاری از مردم (بیشتر مردان) متلک انداختن را حتی به عنوان قدردانی و تحسین در نظر میگیرند. آنها فکر میکنند که اگر درباره زیبایی فرد نظر دهند یا ابراز علاقه کنند و تمایل جنسی نشان دهند، گویی از او تعریف و تمجید کردند و این باید باعث خوشحالی فرد مقابل بشود. با این تعبیر برخی از این مردان بر این باورند که متلکهایشان باید با گفتن «متشکرم» پاسخ داده شود. مطالعات نشان میدهد واکنش مورد انتظار بسیاری از مردان متلکگو، «خوشرویی» است.
چرا متلک انداختن نوعی خشونت روانی است؟
بیایید یک صحنه کلاسیک از مزاحمت خیابانی را بررسی کنیم: یک زن بیست ساله در حال قدم زدن در خیابان است و از کنار گروهی از مردان عبور میکند، که به نوبت با جملاتی مانند «خوشگله»، «جوون»، «کجا داری تنها میری» و غیره روبهرو میشود. ممکن است با خواندن این جملات، فکر کنیم اینکه توهینآمیز نیست. اما واقعیت این است که نظرات ناخواسته بهویژه از افراد غریبه وضعیتی ناراحتکننده ایجاد میکند. ممکن است فرد احساس ترس، خشم و استیصال داشته باشد زیرا این نوع رفتار، نشانی از فرهنگ گستردهتر تجاوز و آزار جنسی دارد. برخی این جمله آخر را اغراقآمیز میدانند و استدلال میکنند که با این حساب دیگر اصلا نمیتوان چیزی گفت، زیرا در این دوره همه چیز آزار محسوب میشود. اما حقیقت این است که این ایدهها از میزان خشونت وارد شده میکاهد و آن را طبیعی جلوه میدهد. با اینکه این خشونت بسته به نحوه بیان، مکان، زمان و گوینده متفاوت است. اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد برخی «گفتوگوهای ایجاد شده» و آزار و اذیتهای خیابانی میتواند منجر به تجاوز و آزارهای جدی شوند، چراکه اغلب از آزار و اذیتهای جزئی به عنوان آزمایشی قبل از انجام خواستههای خشونتآمیز استفاده میشود. شواهدی از این امر را میتوان در مورد اکثر افرادی که علیه زنان مرتکب جنایت میشوند یافت. بنابراین ترس و ناامنی ایجاده شده برای فردی که مورد آزار خیابانی قرار میگیرد بسیار شایع است.
در برخی موارد ممکن است دختری حتی با لبخند یا شوخی پاسخ دهد یا تنها سرعت خود را افزایش دهد و کیفش را محکم بگیرد، واکنشها بسته به اینکه در آن موقعیت چه احساسی دارد اتفاق میافتد. اما هیچکدام از واکنشها دلیل بر موجه دانستن آزارهای خیابانی چون متلک انداختن نیست. همچنین در مطالعهای مشخص شده است که افرادی که مزاحمتهای خیابانی انجام دادهاند، سطوح بالاتری از جنسیتزدگی، مردانگی برجسته، گرایش به سلطه داشتن و غالب بودن دارند. همچنین باید در نظر داشت که متلک انداختن تنها محدود به خیابانها و فضاهای عمومی نمیشود. بلکه برخی این رفتار را در فضای کار نیز تجربه میکنند. افرادی که حتی به خود اجازه میدهند که به تو دستور بدهند لبخند بزنی چون زن هستی. یا چون در موضع قدرت هستند و مقام بالاتری در محل کار دارند، فکر میکنند میتوانند درباره ظاهر افراد نظر بدهند. این بازی قدرت به این افراد (بیشتر مردان) اجازه میدهد تا تسلط خود را نشان دهند و به آنها این باور را القا میکند که میتوانند نظرات خود را هر وقت که بخواهند و به هر کسی که انتخاب کنند، ابراز کنند. این نوع رفتار قلدرمابانه حتی در فضای آنلاین و خصوصی نیز دیده میشود، چه از افراد غریبه و چه آشنا که چنین بازی روانی را با فرستادن پیامهای صوتی و متنی شروع میکنند.
همانگونه که گفته شد، متلکگویی گروههای مختلفی را مورد آزار قرار میدهد و با اینکه بارزترین نوع آن آزارجنسی است اما تنها به این مساله برنمیگردد، بلکه با اختلالهای رفتاری و اجتماعی مختلفی همپوشانی دارد. کودکان و نوجوانان (بهویژه دختران) جوان قبل از رسیدن به بلوغ هدف چنین آزارهایی هستن و در سنین کم بدنشان جنسیسازی میشود. زنان رنگینپوست به دلیل نژاد یا قومیتشان به فِتیش تبدیل میشوند که گاه بیشترین و دردناکترین متلکها را دریافت میکنند. افراد جامعه LGBTQ+ مورد حملات همجنسگراهراسانه و ترنسهراسانه قرار میگیرند و بهراحتی توسط هر فردی مورد تمسخر و تحقیر واقع میشوند. با نور انداختن روی نابرابریهای اجتماعی موجود (جنسی، ملی، هویتی و غیره) و کلیشههای رفتاری قدرتطلبانه و بسترهای فرهنگی مربوط، میتوان به چرایی متلکگویی و ریشهیابی آن از منظر روانشناسی و اجتماعی پرداخت.
«چرا متلک میگوییم؟»
علاوه بر شنیدن روایتهای زنان و افرادی که مورد آزار خیابانی قرار میگیرند،شنیدن روایت متلکگویان و انگیزههای آنان نیز میتواند برای رفتارشناسی کمک کند. بسیاری از مردان تنها برای نشان دادن قدرت و انگیزهای جنسی توصیفشده برای یک مرد در جامعهای مردسالار به بازتولید چنین رفتاری ادامه میدهند، بدون اینکه به آسیبهای آن واقعا فکر کنند.
غنچه قوامی در وبسایت دیدبان آزار درباره علتهای متلکگویی میگوید:
ایدئولوژی مردسالار، الگوی «مردانگی ایدئال» را به افراد مذکر جامعه تحمیل میکند. ریوین کانل جامعه شناس استرالیایی، این الگو را مردانگی هژمونیک «Hegemonic Masculinity» مینامد. مردانگی هژمونیک یعنی هرگونه رفتار و عملی که به موقعیت مسلط مردان مشروعیت میبخشد و وضعیت فرودست زنان (و دیگر اشکال به حاشیه رانده شده مردانگی) را موجه جلوه میدهد. و میتواند وابسته به موقعیتهای زمانی و فرهنگی متفاوت، دچار تحولاتی شود. اینکه مردان نانآوران خانه محسوب میشوند و باید اعضای خانواده را به لحاظ اقتصادی تأمین کنند، اینکه مردان نباید احساسات خود را بروز بدهند، اینکه مردان شهوتران و تنوع طلب هستند و کنترلی بر روی غرایز جنسی خود ندارند، کلیشههای جنسیتی هستند که فرهنگ مردسالار در ایران (و بسیاری فرهنگهای دیگر) به افراد تحمیل میکند و در برساخت هویت و ساختار ذهنی مردانه نقشی اساسی دارند. افراد مذکر همواره برای مطابقت با این الگو تحت فشار هستند و آن را بازتولید میکنند. بنابراین متلکپرانی، تعرض جسمی و جنسی و دیگر انواع خشونت به عنوان شیوه ابراز قدرت و سلطه، با مفهوم مردانگی گره میخورد و از طرف جامعه امری طبیعی تلقی میشود. سوت زدن و تکهپرانی به هنگام تعطیلی مدارس دخترانه، خاطره مشترک نوجوانی بسیاری از مردان ایرانی است که در شکلگیری «مردانگی» آنان نقش داشته است. این خاطرات عموماً با خنده و شوخی همراه غرور روایت میشوند. البته این مسئله در ایران به علت تفکیک جنسیتی مدارس و بسیاری محدودیتهای دیگر تشدید شده است.
بنابراین متلکگویی نیز مانند شیوههای مختلف خشونت و آزار جنسی، توسط افراد بازتولید شده و چون ابزار قدرت و سلطه استفاده میشود. در ادامه این متن چند روایت از مردانی داریم که به طور معمول متلک میگویند و آنهایی که هرگز متلک نگفتهاند. سینا، ۲۳ ساله و دانشجوی پزشکی میگوید:
من متلک میاندازم. متلکی که بیشتر استفاده میکنم «جوووووون» هست. بعضاً به دخترهای خوشگل و پسری که یک کم خودش را شبیه دخترها کرده باشد، تکه میاندازم. هیچ وقت نشده است که وقتی به یک نفر متلک میاندازم، با من برخورد کرده باشد. وقتی این کار را انجام میدهم، حس خاصی ندارم. تصور میکنم دخترانی که به آنها متلک می میگویم چند حس دارند. مثلاً اگر طرف باحال و خوش بر و رو باشد، میخندم به او، اما اگر اینطور نباشد، مسخرهاش میکنم. اگر در تاکسی یا خیابان ببینم کسی مزاحم زنی شده باشد، اگر بتوانم کمکش میکنم اما اگر نتوانم، کاری نمیکنم. در کل خودم هم می دانم این کاری که میکنم در مورد زنان، یعنی متلک انداختن، کار زشتی است اما خب، برای تفریح و خنده گاهی اوقات خوب است.
پیگرد قانونی و جرمانگاری متلک انداختن
چندین سال است که متلک انداختن مانند برخی آزارهای خیابانی دیگر در برخی کشورها جرم انگاشته میشود. در سال ۲۰۱۸، جستجوهای گوگل برای اصطلاح مزاحمت خیابانی به اوج رسید، زیرا به صورت آنلاین اخبار زیادی درباره اینکه این عمل در فرانسه به جرمی تبدیل شده که با جریمههای ۹۰ تا ۱۵۰۰ یورویی مجازات میشود، منتشر شد. این تغییر به لطف قانونی بود که توسط مارلن شیاپا، وزیر فرصتهای برابر، ترویج شد.
مجازات متلک انداختن در ایران به این گونه است که «طبق قانون و طبق ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی: «هرکس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.» طبیعتا گونههای دیگری از متلک انداختن که ریشه در مسائلی چون هوموفوبیا (دگرجنسستیزی) یا نژادپرستی دارد در قوانین جمهوری اسلامی جایی ندارد. چراکه زنان به عنوان ناموس مورد محافظت قرار میگیرند و همنشینی زنان در کنار اطفال نیز نشان از نوع نگاه قانون به زنان دارد.
البته که جرمانگاری متلکگویی برای جلوگیری از وقوع بیشتر سازنده است، اما برای ریشهکن کردن و پیشگیری چنین رفتاری اجتماعی باید آموزش و فرهنگسازی را ارتقا داد. چنین آموزشهایی باید در مدارس داده شود تا افراد از سنین پایین درک درستی از آزار جنسی پیدا کنند و بدانند اگر با آن مواجه شدند، چه کاری باید انجام دهند. کمک به دانشآموزان برای طبقهبندی اینکه آزار جنسی چیست، افشای اشتباهات در مورد آزار جنسی و آموزش درباره رضایت و اهمیت آن، میتواند نقش بزرگی در گسترش درک فردی از آزار داشته باشد. علاوه بر این، تأکید بر اینکه آزار جنسی میتواند برای هر کسی رخ دهد بهویژه مهم است، زیرا محدود کردن آزار به یک گروه خاص میتواند مانع از این شود که دیگران در اینباره صحبت کنند. ایجاد یک پایه قوی از ابتدا میتواند به تدریج به درک عمیقتری از اصول اخلاقی و برابری منجر شود و از درصد بسیار بالای تجربه خشونت جنسی بکاهد.
«چطور به تو گیر ندادن؟»
ایرج ملکی، کارگردانی است که به فیلمهای کوتاهش با پیامهای اجتماعی و اخلاقی معروف است. فیلمهای که از سطح کیفی بسیار پایینی برخوردار است و همین سبب خندهدار شدن آنها میشود، بدون اینکه کارگردان خودخواسته آن را در نظر گرفته باشد.
در یکی از معروفترین ویدیوها به نام «مزاحمت»، ملکی دو زن جوان را نشان میدهد که در حال قدم زدن هستند، یکی از آنها به جای روسری،کلاه و شال گذاشته است. دو پسر جوان با خودرویی نزدیک آنها میشوند و با متلک انداختن شانس خود را برای گفتوگو با دختری که کلاه دارد امتحان میکنند. دختری نیز با پسرها برخورد جدی میکند تا بروند. و بعد رو به دختر دیگر که ظاهری سادهتر دارد میکند و میپرسد: «راستی، چطور به تو گیر ندادند؟» و دختر جواب میدهد: «اگر تو هم ظاهر مناسبی داشتی، آنها مزاحم نمیشدند.»
فارغ از مسخرگی فیلم که بارها مورد طنز قرار گرفته شده است، ما شاهد نکتهی مهم و باور اشتباهی هستیم که به همین مسخرگی است! فرهنگ «قربانینکوهی» که در ابعاد مختلف در جامعه دیده میشود. جملاتی چون «اگر این را نمیپوشیدی»، «اگر نمیخندیدی»، «اگر آنطور رفتار نمیکردی»، «اگر به آنجا نمیرفتی» همه و همه سلب مسئولیت از فرد آزارگر است! هر فردی حق دارد نوع پوشش خود را انتخاب کند و هیچ کدام از مسائل ذکر شده نمیتواند به دیگران این اجازه را بدهد که او را بیازارند. بنابراین بهتر است بسیار مراقب چنین تفکراتی باشیم تا آزارگران بیشتر از این احساس راحتی و بیمسئولیتی نکند.
انواع مختلف متلک انداختن
متلک انداختن گونههای مختلفی دارد و تنها به ابراز علاقه یا نظر دادن دراباره ظاهر فرد برنمیگردد. برخی موارد از آزارهای خیابانی بسیار نزدیک به متلک انداختن است. این گونه مزاحمتها را در چند مورد میتوان خلاصه کرد.
_ مزاحمت خیابانی رانندگان خودرو با آرام راندن و دنبال کردن فرد یا بوق زدن
_ گرفتن قسمتی از لباس، دست یا عضوی از بدن یا لمس کردن یا کشیدن طرف و جلوی او ایستادن
_ فرستادن پیامهای خصوصی و آنلاین
_ مزاحمت خیابانی در وسایل نقلیه (مترو، اتوبوس و تاکسی)
_ سوت زدن و استفاده از آواهای مختلف و کلماتی چون «جون»گفتن برای ابراز کشش جنسی به فرد
_ حرکات صورت چون چشمک زدن و لیس زدن لبها
_ سر صحبت باز کردن بی دلیل و سوال پرسیدن ( در برخی موارد صحنهسازی کردن برای ایجاد دیالوگ)
_ نزدیک شدن به فرد و پچپچکردن
_ دستور دادن برای لبخند زدن یا اخم نکردن
آمار شگفتانگیز متلک انداختن
بر اساس نظرسنجی انجام شده توسط "Stop Street Harrassment" (آزار خیابانی را متوقف کنید) ۸۱ درصد زنان و ۴۳ درصد مردان آزار جنسی را تجربه کردهاند و ۷۷ درصد زنان بهطور خاص آزار جنسی کلامی را تجربه کردهاند.
آمار آزار و اذیت خیابانی شگفتانگیز است و بستگی به فرهنگ، قوانین و جامعه هر جغرافیا دارد. به عنوان مثال، در کرواسی، شواهد نشان داده که ۹۹٪ از زنان در طول زندگی خود نوعی آزار و اذیت خیابانی را تجربه کردند که ۵۰٪ آنها قبل از ۱۸ سالگی بوده است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد «گفتوگوهای داخل رختکن» و آزار و اذیت خیابانی میتواند به راحتی منجر به جرایم و تجاوزات جدی شود، اغلب از آزار و اذیتهای جزئی برای آزمایش کردن قبل از انجام خواستههای خشونتآمیز و مضر استفاده میشود. شواهدی از این امر را می توان در مورد اکثر افرادی که علیه زنان مرتکب جنایت می شوند یافت، شواهدی که نشان میدهد تعداد زیادی از جنایتکاران برای برنامهریزی کردن شانس خود را آزارهای خیابانی چون متلک انداختن و دنبال کردن افراد امتحان میکردند تا نقشه خود را پیش ببرند. بنابراین طبیعی است که بسیاری از افراد در چنین موقعیتهایی احساس ترس میکنند.
آیا برخی زنان از متلک شنیدن خوششان می آید؟ چرا؟
جنبه دیگری نیز درباره متلکهای خیابانی وجود دارد که نشان میدهد عدهی کمی از زنان در برخی مواقع از شنیدن متلکها خوشحال میشوند یا حس خوبی میگیرند. با اینکه نمیتوان چنین چیزی را انکار کرد اما میتوان گفت ریشه این گرایش بیشتر در زنستیزی درونیسازی شده و میل به دیده شدن و مورد توجه مردان قرار گرفتن است که از تاثیرات مردسالاری است. لورا فاکس در مقالهای بیان میکند که چقدر از اینکه دلش برای متلک شنیدن تنگ شده متنفر است. او به این نکته اشاره کرده که در زندگیاش و در سنین بسیار پایین، به دلیل حجم متلکها و توجه مردان به او، چیزی مانند توقع در او ایجاد شده است و این نگاه را عادیسازی کرده است. و هر چه سنش بالاتر رفته و میزان متلکها کمتر شده است، این فکر را برایش ایجاد ميکند که دیگر جذابیتی در نگاه مردان ندارد. به نوعی متلک شنیدن حس پیر شدن و جذاب نبودن را به او القا میکند. حسی که باعث میشود دلش برای شنیدن متلک تنگ شود و در عین حال از داشتن این حس متنفر است.
این طرز تفکر ریشه در نگاه شیءساز به بدن زن دارد و زنستیزی درونی شده که تو را درگیر میکند. چگونه می توانیم این نگرش را تغییر دهیم؟ راه حل کلی این است که نحوه نگرش به بدن خود را تغییر دهیم و زیبایی و جذابیت را دوباره تعریف کنیم تا عزت نفس خود را برای شکل دادن به آرمانهای مردانه از دست ندهیم. این اشتباه نیست که بخواهیم جذاب تلقی شویم، اما زمانی که به افراد خاصی قدرت تصمیم گیری در مورد اینکه آیا ما هستیم یا خیر میدهیم، باعث ایجاد چینی مشکلاتی میشود.
کمپینهای ضدمتلک: «اسم من «خوشگله» نیست!»

در سالهای اخیر آگاهیرسانی در مورد آزار خیابانی به ویژه در قالب ویدیوها بسیار رایج شده است که نشانه خوبی است. در یک ویدیو معروف از یوتیوب که در سال ۲۰۱۴ با عنوان «۱۰ ساعت پیادهروی در نیویورک به عنوان یک زن» منتشر شد و بیش از ۵۱ میلیون بازدید داشت، یک زن به مدت ۱۰ ساعت در خیابانهای نیویورک پیادهروی میکند و سفر خود را فیلمبرداری میکند.
در طول ویدیو، مردان به او متلک میانداختند و نظراتی درباره ظاهر او میدادند. در این فیلم انواع و اقسام نظرها شنیده میشود و مردان دائماً از او میخواهند که لبخند بزند یا حتی انتظار دارند از آنها برای تمجید تشکر کند. برای اینکه برخی ممکن است بگویند این آزارها به لباس و ابراز خود فرد بستگی دارد تا چنین رفتاری را توجیه کنند، این زن تیشرتی سیاه و ساده با شلوار جین پوشیده است.
این ویدیو در یوتیوب بسیار دیده شد و منجر به ساخت ویدیوهای مشابه دیگری در نقاط دیگری چون ایران شد که ایده آنها پیادهروی در یک شهر پرجمعیت و فیلمبرداری از تجربه زنان در فضای عمومی بود. در برخی ویدیوها، زنانی که در حال پیادهروی بودند به متلکها پاسخ دادند و باعث شدند مردان ساکت شوند و عقبنشینی کنند. در یکی از این ویدیوها که در شهر مشهد ساخته شده، زنانی را میبینیم که شجاعانه تجربه خود را با ظواهر مختلف ثبت کردهاند و به اشتراک گذاشتند. در ایران متلکگویی بسیار رواج دارد و متاسفانه یکی از بارزترین آزارهای خیابانی است که در برخی شهرستانها بیشتر است. گرچه میتوان گفت آگاهیرسانی و فرهنگسازی باعث کمشدن آمار متلکگویی در برخی نقاط شده است، اما کماکان راه درازی برای از بین بردن چنین معضلی وجود دارد.
در شهرهای دیگر جهان نیز با وجود آگاهیرسانیها هنوز متلکگویی رواج دارد. یکی از نمونههای این فرهنگسازی که از شهر نیویورک شروع شد و به بسیاری دیگر از شهرها رسید، نوشتن شعارهایی با گچ روی خیابانهاست که ضد متلکگویی هستند.

این کمپین با گذاشتن عکسهایی از این حرکت در صفحه اینستاگرامی @catcallsofnyc و @Chalkback دیده شد و به باقی شهرها راه پیدا کرد. در این صفحهها، افزونبر شعارها، خود متلکها هم به شکل نقلقول روی پیادهروها نوشته میشوند. نقلقولهایی از پیامهای ارسال شده به این حساب در مورد متلکهای واقعی که مردم در سراسر شهر تجربه کردهاند.
این جملات گاه در مکانهایی که آن متلکگویی اتفاق افتادهاند، با گچنوشته نوشته میشوند و به این صفحه «پاسخ با گچ» یا «متلکهای نیویورک» فرستاده میشوند.
این کار باعث میشود عابران پیاده توقف کنند و آنها را بخوانند. ویدیوهای این صفحه واکنشهای شوکهکننده مردم را نیز نشان میدهد، به ویژه والدینی که نمیخواهند کودکانشان این نوشتهها را ببیند. افرادی نیز به طور تدافعی به نوشتهها واکنش نشان میدهند و ادعا میکنند که حق دارند بر اساس لباس یک زن او را تحسین کنند. با این حال، برخی از این کنشگران باور دارند، اینکه کودکان این نظرات زشت را میبینند برای نسلهای آینده میتوانند مفید باشد تا پیامدهای منفی این نوع آزار خیابانی را کشف کنند.
در مقابل متلک انداختن چه واکنشی داشته باشیم؟
از یک طرف، آزاردهنده است که به نظرات تحقیرآمیز، مشمئزکننده، تنفرآمیز و آزاردهنده پاسخی ندهیم. از طرف دیگر، فقط گفتن «نه» به درخواستهای ناخواسته نظرات نپرسیده میتواند باعث تشدید آزار و اذیت شود. در اینجا چند روش برای مقابله با این دوراهی آورده شده است که سوفی سندبرگ، موسس صفحات «پاسخ با گچ» و «متلکهای نیویورک» جمعآوری کرده است.
پاسخ دادن قاطعانه
اگر تنها نیستید، همراهی دارید و احساس امنیت میکنید، میتوانید یک پاسخ ساده بدهید. گاهی اوقات مردم توضیح میدهند که در لحظهای که مورد آزار قرار میگیرند احساس قفلشدن (فریزشدن) میکنند یا نمیتوانند درست فکر کنند. اگر پیشبینی میکنید که میخواهید پاسخ بدهید، خوب است که یک جواب آماده داشته باشید. چیزی ساده و قاطع مانند «این مصداق آزار است» یا «تمومش کن و ادامه نده» معمولاً مؤثر است.
من همیشه شهامت کسانی که اینگونه پاسخ میدهند را تحسین میکنم. اما پاسخ دادن به صورت کلامی برای همه مناسب نیست — باید صادقانه بگویم که برای من هم نیست — و این تنها روش پاسخ دادن به مزاحمتها نیست.
خشم خود را بهطور زیرکانه بروز دهید
یکی از روشهای دیگر نشان دادن خشم شما به طرف روبهروست. به عنوان نمونه میتوانید توقف کنید و با خشم در چشمان آنها زل بزنید. این پاسخ به مزاحم نشان میدهد که عصبانی هستید، بدون اینکه مستقیما به صورت کلامی با او مقابله کنید. البته که در بسیاری از موارد این واکنشها میتواند بیتاثیر باشد.
مستند کنید
یکی از راههای موثر برای کاهش این آزارها یا پیگیری آنها مستندسازی است. از بازگویی اتفاق برای نزدیکانتان تا نوشتن و ارسال آن برای گروههای مرتبط. اگر احساس راحتی میکنید، عکس بگیرید. آزار و اذیت میتواند حس بیقدرتی ایجاد کند. مستندسازی آن لحظه راهی برای بازپسگیری قدرتی است که هنگام مواجهه با مزاحمت از شما گرفته شده است. چراکه از این مستندات میتوانید برای تقویت مبارزه با آزار و اذیت استفاده کنید.
داستان خود را به اشتراک بگذارید
۹۹٪ از افرادی که داستانهای خود را برای ما ارسال میکنند از ما تشکر میکنند. چرا؟ زیرا عمل به اشتراک گذاشتن داستان شما میتواند به تسکین و کاهش بخشی از سنگینی تجربه شما کمک کند و باری روانی بردارد. چه صحبت با یک دوست نزدیک باشد و چه ارسال پیام به گروههای مرتبط.
نادیده بگیرید
وقتی شک دارید، فقط نادیده بگیرید. این اغلب بهترین پاسخ است، بهویژه اگر نگران تشدید وضعیت هستید. بسیاری از آزاردهندگان از توجه لذت میبرند، بنابراین نادیده گرفتن آنها قدرتشان را از بین میبرد.
هرگز بابت نادیده گرفتن آزار خیابانی احساس بدی نکنید. نکته این است که شما به هیچ غریبهای در خیابان چیزی بدهکار نیستید، حتی یک پاسخ. همیشه رفاه، راحتی و امنیت خود را بالاتر از پاسخگویی قرار دهید.
خود را نکوهش نکنید
از بدترین اثرات آزارهای خیابانی این است که افراد به نوعی احساس میکنند که آزار دیدن تقصیر خودشان بوده است. بهویژه افراد جوانتر ممکن است خودشان را به خاطر پوشیدن لباسهای خاص، تنها قدم زدن در شب، و غیره سرزنش کنند. باید بدانید که مزاحمت خیابانی هرگز تقصیر شما نیست.
شما چه راههایی برای مقابله با آزارهای خیابانی چون متلک گفتن یا تسکین اثرات آن پیشنهاد میکنید؟ برای ما بنویسید.
نظرها
ساعت شلوغی !
به خونه عموتون خوش اومدید بچه ها !!
حسین جرجانی
با سلام، از این مقاله خوب تشکر میکنم. من همیشه سعی میکنم که با دیدی انتقادی به مقالات نگاه کنم و معمولا در آنها، نکاتی که بتوانند مرا به غرغر کردن بیاندازند، پیدا میکنم. خوشبختانه این مقاله خوب و درسآموز بود. باتشکر دوباره. با احترام - حسین جرجانی
ویشکستر
معلم پرورشی ما بود !!