ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

روایتگری زنان از تعرض و آزار جنسی، راهنمای امنیت جامعه

مینا نصری - ریزشاخه‌های پیدا و پنهان قدرت و خشونت در جامعه‌ای که از لحاظ در آغاز راه آگاهی نسبت به برابری جنسیتی است، تنها با تداوم روایت‌گری‌ از آزار جنسی به‌دست خواهد آمد. پافشاری بر این تلاش مدنی می‌تواند در نهایت به اعمال قوانین حمایت‌گرانه منجر شود. نقش طبقه اجتماعی در این روایتگری‌ چیست؟

خشونت جنسی نکته‌ی بلافصل تبعیض است از این رو که خشونت همواره با اعمال قدرت همراه است و اعمال قدرت میسر نیست مگر در وضعیتی تبعیض‌آمیز. تمام انواع خشونت جنسی از آزارهای کلامی، تکه‌پرانی‌های خیابانی، سرکوفت‌زدن‌هایی که اشاره به جنسیت دارد گرفته تا بالاترین آن که تعرض و دست درازی جنسی و در نهایت تجاوز است، حاکی از وضعیتی است که مردان را فرادست قلمداد کرده است و سودجویی از این فرادستی، راه را برای اعمال هر نوع خشونتی و از جمله خشونت جنسی را هموار می‌کند. در گفت‌وگو با بسیاری از زنانی که در معرض تعرض و خشونت جنسی بوده‌اند این نکته به وضوح پیداست.

نکته‌ی قابل تأمل دیگر وضعیت طبقه‌ اجتماعی در خشونت‌پذیری، اعمال خشونت و سرپوش‌گذاری به خشونت هم هست که در این یادداشت مختصر نگاهی به آن داریم. 

نقش طبقه‌ی اجتماعی در رازورزی و فاش‌گویی

خشونت جنسی منحصراً به مسأله‌ی قدرت و اعمال قدرت مربوط است. برخلاف نظر مردم در گذشته، که تجسم‌شان از متجاوز، افرادی بی‌خانمان یا لمپن‌هایی از طبقات پایین در کوچه پس‌کوچه‌های خاکی یا ناامنِ محلات فقیرنشین بود که راه بر زنان سد می‌کنند و آنها را مورد تعرض یا تجاوز قرار می‌دهند، امروزه و به‌خصوص پس از گستردگی جهانی جنبش «من هم» که در جریان آن زنان قفل از زبان‌ گشودند و انواع خشونت‌هایی را که متحمل شده بودند به گوش دیگرانی مثل خودشان و حتی متجاوزان رساندند، این دیدگاه تغییر کرد و به واقعیت نزدیک‌تر شد. مشخص شد که اعمال قدرت، لزوماً همیشه فیزیکی نیست، گرچه نافی آن هم نیست و دیگر این‌که خشونت جنسی منحصر به طبقه‌های پایین اجتماع و محلات فقیرنشین نیست، گرچه نافی وجود خشونت در آنجا نیست.

 تجاوزگر تنها نیست و همواره اطرافیانی دارد که یا از کردار او آگاهی دارند و بر آن سرپوش می‌گذارند و یا نسبت به رفتار او ناآگاهند، فاش‌گویی حاوی این ارزش است که رفتار اطرافیان را با متجاوز به چالش می‌کشد تا آن‌ها درباره‌ی عکس‌العمل خود نسبت به همسر، دوست، استاد، فرزند و... کسی که سال‌ها برایشان چهر‌ه‌ی موجهی داشته است تصمیم‌گیری کنند.

اعمال قدرت از راه‌هایی بسیار ظریف‌تر از زور بازو امکان‌پذیر است و طبقه متوسط و افراد مرفهی که تا پیش از این از بیانِ متحمل شدنِ خشونت جنسیِ افراد بالادستی پرهیز می‌کردند، با شکست این شرم تاریخی زنانه و روایتگری خشونت نشان دادند که خشونت انواع مختلفی از قدرت را شامل می‌شود: قدرت معنوی (مثل رابطه استاد و شاگردی و...)، قدرت مادی (روابط مالی و مسئله تأمین مخارج زندگی و...) و قدرت جسمی (تجاوز یا اعمال خشونت‌های همراه با ضرب و شتم). 

پرسش این است که از لحاظ طبقاتی، زنان کدام طبقات اجتماعی امکان بیشتری دارند تا درباره این موضوع و اینکه مورد خشونت قرار گرفته‌اند یا نه صحبت کنند. در ایران، معمولا در طبقات پایین اجتماعی فشار‌های عرف و مذهب، شرم زنان از خانواده و اطرافیان، بیم از طردشدگی که در بیشتر موارد به معنای از بین رفتن استقلال مالی آن‌ها هم هست، به سکوت در مقابل تعرض و آزار جنسی دامن می‌زند. اما فشار عرف در همین طبقات هم در تمام مناطق کشور یکسان نیست. گفت‌وگوی نمونه‌وار با چند زن از مناطق نسبتاً پایین شهر تهران در بازگویی موارد خشونت تفاوت معناداری با برخورد زنان با این مسئله در مناطق پایین شهرهای دورافتاده‌تر داشت. تعداد بیشتر آشنایان در شهرهای کوچک بر نگرانی و بیم زنان در ترس از بی‌آبرو شدن دامن می‌زند و برای همین در پاسخ به این پرسش که اگر در معرض خشونت خیابانی، کاری یا حتی خانوادگی قرار بگیرند، چقدر امکان بازگو کردن آن را خواهند داشت و به چه کسانی خواهند گفت؟ اغلب پاسخ منفی دادند و گفتند معمولاً سعی می‌کنند از کنار این رفتارها بی‌سر و صدا بگذرند مگر اینکه در فضای مجازی و با نام و عکس مستعار آن را اعلام کنند:

«من سعی می‌کنم خودم مراقب باشم و قبل از سوار شدن به ماشین‌های مسافرکش، اگر مسافر دیگری ندارد سوار نشوم.»

«من دفاع شخصی یاد گرفته‌ام ولی یکبار که راننده‌ای در جاده و پس از پیاده شدن دیگر مسافران برایم مزاحمت ایجاد کرد، در ماشین را باز گذاشتم و بدین ترتیب توجه دیگر رانندگان را جلب کردم تا جانم را نجات بدهم.»

«اغلب ماشین‌ها بدون اینکه دقت کنند، اگر زن تنهایی را کنار خیابان ببینند برایش بوق می‌زنند تا او را سوار کنند. در این مواقع همیشه مراقبم آشنایی مرا کنار خیابان ندیده باشد چون ممکن است فکر ناجوری درباره‌ام بکند.»

«اگر ماشینی عبوری برایم مزاحمت ایجاد کند زود از مسیرش دور می‌شوم، چون اگر اعتراض کنم، ممکن است حرف‌های رکیک بزند و آبرویم برود.»

این بخشی از خشونت‌های خیابانی معمول است که زنان در هر جایی که باشند باید با آن مواجه شوند اما نحوه‌ی مواجهه با آن‌را رفتارهای عرفی یک منطقه تعیین می‌کند. 

در طبقات متوسط اجتماعی موضوع طرد و شرم اجتماعی همچنان به جای خود باقی است اما در بین تحصیل‌کردگان شاغل، افشاگری کمتر دارای تبعات مالی مثل از دست دادن شغل است؛ گرچه ممکن است محدودیت‌هایی را از سوی خانواده و اطرافیان به‌خصوص در تعرض‌های مربوط به محیط‌های کاری و دانشگاهی به همراه داشته باشد ولی از دست دادن شغل یکی از بیم‌های همیشگی زنان در مقابل آزار و تعرض است:

رئیسم که متوجه شده بود من طلاق گرفته‌ام به من پیشنهاد صیغه داد و مجبور شدم برای رودررو نشدن با او برای همیشه با آن شغل حداحافظی کنم چون در کار ما امکان انتقالی گرفتن در سال‌های اول کاری ناممکن است.

یا ماجرای معروف منتقد و مدرس سینما که شاگردانش خاطرات هولناکی را از مزاحمت‌های او فاش کردند:

موقعی که ۲۳ سال داشتم او به بهانه گم کردن موبایلش از من خواست به او زنگ بزنم و بعد دیدم عکسی از آلت جنسی‌اش برایم فرستاد؛ من شوکه شده بودم.

موضوع طبقات بالا در ایران کمی پیچیده‌تر از دیگر نقاط جهان است. طبقه‌‌ی اریستوکرات مذهبی حاکم بر ایران که از لحاظ اجتماعی در طبقه مرفه اجتماع جای می‌گیرند، چنان پشت درهای بسته‌ی روابط درون گروهی محصورند که امکان هیچ‌گونه تحرک و بیانِ آزاد برای زنان این دسته از افراد وجود ندارد و معمولاً مسائلشان در پشت همان درهای بسته می‌ماند یا نهایتاً با خبری تکان‌دهنده، اجباراً افشا می‌شود؛ مثل قتل همسر دوم محمدعلی نجفی، شهردار پیشین تهران، در حمام خانه‌اش که این قتل سرنخی از رشته‌ای طویل‌تر از خشونت جنسی-خانگی بوده است. 

از این طبقه که بگذریم، طبقه‌ی متوسط طیف وسیعی، از طبقات نزدیک به مرفه تا تحصیل‌کردگان کم‌درآمد، را شامل می‌شود که امروزه بیش از دو طبقه‌ی دیگر از طریق روایت‌گری به مبارزه با تعرض و خشونت‌های جنسی برخاسته‌اند.

بازگویی مکرر و افشای آزارهای جنسی از سوی افراد سرشناس و ناشناس حرکتی جمعی و تلاشی مدنی است که می‌بایست قانون‌گذاران را به نقطه‌ای برساند که مجبور به اعمال قوانین حمایت‌گرانه شوند. پافشاری مدنی کاری نیست که به سرعت جواب دهد و اگر قرار است کاری از نوع قوانین حمایت‌گرانه یا حتی معرفی متجاوزان برداشته شود، می‌بایست افشاگری آزارهای جنسی تدوام یابد.

مهم‌ترین مسأله در این روایت‌گری‌ها سکوت قانون و خلأهای قانونی است که متجاوزان را همچنان درجامعه رها می‌کند و آزاردیدگان را بدون حمایت می‌گذارد.

بنا به‌گفته‌ی سیمین کاظمی، جامعه‌شناس، «ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که بخش بزرگی از آن بازماندگان آزارهای جنسی را سرزنش می‌کنند و معتقدند که بازماندگان خودشان می‌خواسته‌اند مورد آزار، تجاوز یا سوءاستفاده قرار گیرند و لابد در ازای آن موقعیتی یا امتیازی به دست آورده‌اند؛ این افراد در واقع متوجه نقش ساختار اجتماعی و فرهنگ غیرمنصفانه‌ای که زنان را در چنین وضعیتی قرار داده نیستند و تمام مسئولیت را متوجه زن می‌دانند. لازم است به رایج و آسیب‌زا بودن چنین فرهنگی توجه و برای مقابله با آن چاره‌اندیشی شود. فعالان حوزه‌ی زنان می‌توانند خواستار افزایش سازوکارهای نظارتی در موقعیت‌ها و محیط‌هایی شوند که مردان در مراتب بالاتر هستند و امکان سوءاستفاده از زنان وجود دارد.» 

لزوم تداوم افشاگری آزار جنسی

وقتی کسی به افشاگری آزار جنسی می‌نشیند اولین قدم را در راه حفاظت از خود و بخش بزرگی از زنانی که شنوندگان روایت او هستند برداشته است؛ همان‌طور که در اوج جنبش «من هم» در ایران، هم‌پا با دیگر نقاط جهان، افشاگری‌های گسترده‌ای از آزار و اذیت‌های جنسی سلبریتی‌ها، هنرمندان، نقاش‌ها و سینماگران و یا اساتید و افراد به ظاهر موجه صورت گرفت ولی ذره ذره از تعداد افشاگری‌ها کاسته شد.

در نگاه اول شاید به نظر برسد که در نبودِ قانون حمایت‌گرانه، صرف روایتگری کافی نیست و حتی ممکن است از روایت زنان آسیب‌دیده سوءبرداشت‌هایی شود و آنان را دوباره- و این‌بار به دلیل جسارت بیان آزاد- در معرضِ آزارهای تازه‌ی کلامی از نوع مجازی و غیره قرار دهد و بدین ترتیب بر روح و روان آن‌ها زخم بزند. ایراد دیگری که بر روایت‌گری آزار جنسی گرفته می‌شود این است که چنین روایت‌هایی تا مدتی در فضای رسانه‌ای داغ می‌ماند و به‌مرور به فراموشی سپرده می‌شود و بنابراین ارزش بازگویی ندارد. موضوع این است که بازگویی مکرر و افشای آزارهای جنسی از سوی افراد سرشناس و ناشناس حرکتی جمعی و تلاشی مدنی است که می‌بایست قانون‌گذاران را به نقطه‌ای برساند که مجبور به اعمال قوانین حمایت‌گرانه شوند. پافشاری مدنی کاری نیست که به سرعت جواب دهد و اگر قرار است کاری از نوع قوانین حمایت‌گرانه یا حتی معرفی متجاوزان برداشته شود، می‌بایست افشاگری آزارهای جنسی تدوام یابد. در حال حاضر با همین نقطه‌ی شروع، همچنان گاه و بیگاه این‌‌طرف و آن‌طرف روایت‌های تازه‌ای از زنانی می‌خوانیم که تا پیش از این سکوت کرده بودند. همچنین تجاوزگری‌های تازه‌تری از سوی زنان فاش می‌شود در مورد کسانی که نه چندان سلبریتی و نام آشنا هستند و نه به ظاهر چندان برایشان مهم است که روایت تجاوزگری‌شان فاش شود اما تداوم این حرکت به زنان جرات و جسارت رودررو شدن با مسائلی را می‌دهد که سال‌ها بر آن سرپوش می‌گذاشتند. نوجوانان هم نسبت به موقعیت خود در جامعه آگاه‌تر می‌شوند و کمتر به دام تله‌های استاد- شاگردی و... می‌افتند.

 تجاوزگر تنها نیست و همواره اطرافیانی دارد که یا از کردار او آگاهی دارند و بر آن سرپوش می‌گذارند و یا نسبت به رفتار او ناآگاهند، فاش‌گویی حاوی این ارزش است که رفتار اطرافیان را با متجاوز به چالش می‌کشد تا آن‌ها درباره‌ی عکس‌العمل خود نسبت به همسر، دوست، استاد، فرزند و... کسی که سال‌ها برایشان چهر‌ه‌ی موجهی داشته است تصمیم‌گیری کنند.

می‌دانیم که اکثر آزارهای رخ داده گزارش نمی‌شوند، در مورد ایران باید گفت مطرح و گفته نمی‌شوند زیرا راویان گمان می‌کنند شانس کمی برای باورپذیری دارند و یا راهی برای رسیدن به عدالت وجود ندارد. برای همین است که سرِ دیگرِ روایت‌های تجاوز، در واقع عکس‌العمل شنوندگانی است از زن و مرد که روایت را شنیده‌اند. چگونگی این عکس‌العمل است که می‌تواند فضایی امن برای راویان در بازگو کردن خاطرات‌شان از تعرض و تجاوز بسازد و دیگران را تشویق کند که بر روایت‌های خود سرپوش نگذارند حتی اگر شانس کمی برای رسیدن به عدالت داشته باشند. در این صورت است که روایت‌گری‌های آزار جنسی تداوم می‌یابد و در تداوم آن ذره ذره راه برای رسیدن به عدالت از یک طرف و از طرف دیگر تغییر رفتارهای متجاوزانه فراهم می‌شود. تا همین چند سال پیش، هنوز برخی مردان اطلاع نداشتند که رفتارهای معمولشان برای وادار کردن زنان به تن دادن به خواسته‌ی آنان تعرض نام دارد و مرز بین دلبری و تعرض و آزار چندان روشن نبود ولی امروزه با بیان مستمر این روایت‌ها، خرده فرهنگ مردانه نیز در جامعه رو به تغییر است. 

اهمیت شناخت انواع آزارگری

خانم الف می‌گوید «یکی دو باری که در محیط کار با او برخورد داشتم، برخورد دوستانه‌ای داشت. با اینکه زیاد با هم آشنا نبودیم و در دو بخش غیرمرتبط با هم کار می‌کردیم، هربار به بخش آن‌ها وارد می‌شدم با من خیلی خوش و بش می‌کرد که من متوجه نگاه‌های دیگر کارکنان می‌شدم اما از آنجا که او مرد متشخصی بود نمی‌توانستم فکر بدی بکنم. تا این‌که یکی دو باری به شوخی و جدی در میانه‌ی حرف‌های کاری به من گفت که اگر لاغر شوم خیلی بهتر می‌شوم و این حرف را یک‌بار جلوی جمع و با صدای بلند گفت که من از شرم میخواستم آب شوم و یکبار دیگر یواشکی به خودم گفت.» خانم الف می‌گوید آن مرد هیچ موقعیت برتر کاری نسبت به او نداشته است ولی با این حرف او را تحقیر کرده است. تا مدت‌ها با خودش کلنجار می‌رفته که چگونه از رئیس بخواهد که دیگر او را به بخش آن همکارِ متعرض نفرستد و دلیل قانع‌کننده‌ای پیدا نمی‌کند تا اینکه یکی از خانم‌های همکار به او می‌گوید که به رئیس اطلاع دهد او برایش مزاحمت ایجاد می‌کند. «تازه متوجه شدم اسم این کار مزاحمت است.» همین جمله کافی بود که او بتواند از خودش در برابر آزار و تحقیرهای روانی محافظت کند.

اما آزارگری‌ها همیشه شکل یکسانی ندارد و این همان نکته‌ای است که راویان آزارگری را در معرض اتهام قرار می‌دهد؛ به‌نحوی که دیگران جویای دلیلِ آن افشاگری می‌شوند و اغلب به آسیب‌دیدگان حمله می‌کنند و به آنها برچسب‌هایی همچون «ساده‌لوح»، «دروغگو»، «پشیمان از رابطه‌ای پیشینی» و یا «دنبال جلب توجه» می‌زنند. افشاگر آزار جنسی کسی است که باید در مقابل این اتهام‌ها نیز بایستد و با تمام توان از خود دفاع کند در حالی که همه‌ی آسیب‌دیدگان دارای چنین توان روحی و روانی نیستند و برای همین لازم است که جامعه از آن‌ها حمایت کند و بعد از روایتگری آن‌ها، بارِ مسائل این‌چنینی را به عهده بگیرد تا بتواند از آزاردیده حمایت کند.

آزارگری‌های جنسی زمانی چنان در جامعه ما عادی بود که تکیه کلام فیلم‌های فارسی شده بود. در این فیلم‌ها که نمایی از علایق جامعه‌ای را نشان می‌داد که مردان در آن هرطور بخواهند سروری می‌کنند، براندازکردن هیکل زنانه، متلک‌پراندن به زنان و... باعث تفریح و سرگرمی جماعت تماشاچی می‌شد. از آن زمان تا کنون راه درازی طی شده. زنان فهمیده‌اند تعریف و تمجید یا ایرادهای جنسی- بدنی از زنان تقصیر آن‌ها نیست و بدین ترتیب اعتماد به نفس خود را در همین تداوم روایتگری آزارها به دست آورده‌اند. 

پدیده‌ی جدید این سالیان آزارگری مجازی است. زنان بسیاری از این تجربه تلخ خود گفته‌اند که چگونه آن‌ها را تحت فشار قرار داده است تا تن به انقیاد دهند. این آزارها از انواع تهدیدها بهره می‌‌برد تا زنان را در تنگنایی گرفتار کند که سرانجام تن به خواسته‌ی آزارگر دهد. بررسی ریزشاخه‌های پیدا و پنهان قدرت و خشونت در جامعه‌ای که از لحاظ آگاه شدن به حقوق برابر خود در آغاز راه است، تنها با روایتگری‌های مکرر از آزار جنسی به دست خواهد آمد.

در همین زمینه:‌

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • مارتین لوتر کینگ

    حالا ما هیچی،... تو کانادا و آمریکا و انگلیس و فرانسه و امثالهم چرا خشونت جنسی هست؟